ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
یه دقیقه بیشتر وقت نداری
کارت تمومه
چی
تو مثل بثی
این بزرگراهه سلطانه
قطار محلی (داخلی)
توقف بعدی بزرگ راه سلطانه
لوسیانا الومبرا
فقط لازمه اطلاعات بیمتو بریزی رو میز
لطفا درست اینجا
من بیمه ندارم
خب پس میریم میبینیم و باباش 75 دلار میدیم
و یا نقد بر می داریم یا کارت
دکتر هوروویتز اینجاست
اره امروز اینجاست
یه لحظه وایسا
سلام پزشک اداره. چطور میتونم کمکت کنم
فامیلی چیه
کی اینو فرستادی
صبر کن وایسا چک کنم
هی لیزا، تو میدونی ارجاعی ها رو کجا نگه می داریم
-برای دکتر فرانک -الان من یکی رو رو خط دارم
گفت که هفته پیش فرستاده
-چی -باشه
دکتر هوروویتز
شما نمی تونید همینجوری این جا قدم رو برید
لطفا برید بیرون
الگا منو فرستاده
شما نمی تونید اینجا باشید
لطفا، من حالت تهوع دارم و الگا....
الگا برای من وقت نگرفته
و اینم نسخه نیست
پس چیه!
شما قرار نیست از اینجا برید، مگه نه
آره، مشکلت چیه
من گفتم بهتون که، سرگیجه دارم
تو و الگا با هم دوستید
تا حالا به کجا رسید
هی جا، من فقط یه بار اونو دیدم
اما دکتر من بیشتر وقتا خون دماغ میشم
الگا گفته شما میتونید کمکم کنید، میتونید
-داروی دیگه هم مصرف میکنی -نه
تو میتونی منو معجزه اینجا معرفی کنی
من دکتر اینجام
اونم حتما با کمک کردن به یه مریض
تو نمیتونی بیمار باشی مگه اینکه پول ملاقات رو داده باشی
تو میتونی برای ملاقات پرداختش کنی
نه اما فکر می کنم که...
من...
تو به کسی گفته بودی که قراره بیای اینجا
نه
دیشب کجا بودی
قطع رابطه ت با چریست
طرز تشکیل, مهاجرت، کتاب مقدس
همه میگن به ما، مهاجرت
دقت با خداست
اونا میگن ما برای رسیدن به سعادت
باید به زاد و توشه ی سعادت برسیم. کی آماده ست
کی آماده ست تا پاداشش رو بگیره تو آماده ای
تو آماده ای
آماده تا پاداش رو بگیری
تمام پاداش های خوب از پدر نور میاد
ساینت جیمز1:17. چه دوست هایی
ما هممون دوست داریم. دوست هایی که ما رو عوض می کنن
دوستا گفتن من باید کتتو بگیرم
و بعد اونا کتتو نگرفتن
اما خدا گرفت
سعی کن منو تو راهی بیاری که خودت هستی
تو فکر می کنی کن آدم خوبه ام
نیستی،
خب نمی دونم
مگه اینکه منظورت این باشه که به دروغ اعتماد کنیم
اعتماد کن تا بدزدی
اعتماد کن تا خدا کمکت کنه
لعنت به همشون
تو اینکار رو با من نمی کنی، شنیدی
یه چرت و پرت دیگه بگو تا بکشتت
تو دیگه افراطی شدی
بچه لطفا اونو بذار زمین، تو به چاقو نیازی نداری
اونو بذار زمین بچه
شما دوباره
به من میگید که قراره چیکار کنم
خب، گوشتو بده من، لعنت به مغز ها
من قرار نیست...
ببخشید اما کارتت خالیه
اون بهت اجازه این موقع که دیدش بزنی
من منو منزجر میکنی میدونی
خب من یه لطفی به دنیا می کنم
و وجود نحست رو از روش پاک میکنم
بیشتر از این زر نزن
فقط خفه شو
من باید برم
بعضی چیزها رو بهتر بود مدت ها قبل انجامش میدادم
و متاسفانه الان خیلی دیره
پس خیلی متاسفم
شاید بهتر باشه همین الان سرویست کنم
اونا تویی بچه
منو بچه صدا کن
ببخشید که پاهام رو خیلی دور از تو میذارم
تو فکر کن اونا پرواز می کنن
هومم، تو منو صدا کن سس فلفل دار
چون تو امروز بیش از حد هاتی
این لعنتی راجب چیه
راجب تونی لازانو
مم باورم نمیشه تو منو از خودت روندی
اون هیچی راجب گه کاری ها نمیدونه
من احساس می کنم اون میدونه
تو به آرامش نیاز داری
نگا، من فقط یه ذره تو رو...
نیازی به گه هات ندارم
اه، بیخیال، تو نمیتونی جدی باشی
من مثل یه حمله قلبی جدی ام
من تو رو مثل بازرس زیر و رو میکنم
اه، تو به من صدمه ای نمیزنی مرد
خفه شو من با تو حرف نمی زنم
اه بیخیال هرزه
ببخشید دیر اومدم، سلام اینم دوستم لوسیانا
بهترین آشپزخانه توی بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
بهترین آشپزخانه تو بزرگترین سیب
من خیلی کردم
این آشپزخانه قراره بهت حمله کنه
من مطمئنما این کار رو دوباره انجام نمیدم
اره اون یه شیرینی مزخرف بود
اما اون یکی بامزه بود
به نظر میرسه تو بهترین مزه دنیا رو داری
بزن بریم
من بیمار این شغل گهی شدم
خب حداقل پول میگیریم، مگه نه
اون گفت تو کراینل لیسته
اما تو هیچ وقت نمیفهمی
من بهت نشون دادم
هیچ وقت راجبش فکر کردی
نه، من شرط می بندم که اونا واقعا می خواستن
این طه تجربهها تخم مرغ هاته
من نمی دونم اما اون گفت برای تحقیقاته
نه من به اونا اعتماد نمی کنم
ببین، مطمئنا یه چیزی اون پشته
اونا چرا باید انقدر پول بدن
من برای هر فعالیتی خستم
فعالیت علت وجود ما این جاست
بعضی وقت ها فکر می کنم ما می تونیم این کارتون خرابی تو خیابون ها رو تموم کنیم
من موندم اون مردم اونجا چیکار میکنن
انقدر هیجانی نباش
تو همیشه میتونی به کشور فوق العاده ات برگردی
نه نمی تونم
خب، ممکن هم نیست اینجا برگردی
ولی میتونی اینجا زندگی کردن رو دوست داشته باشی، نمی تونی
نه
چرا قانون خدا غلط میشه
نه این الان افتضاحه، من میدونم، میدونم
اما نگاه کن، تو امکانات و اپشن های زیادی داری
همه چیز تو نیویورک ممکنه
مردم اون کوچه، معتاد قرصن
یا اونایی که از زندان میان بیرون
اونا مردم بدی ان
شاید هم بد شانس
اونا هیچی نداشتن چه برسه به شانس
ما هر چیزی که حقوق بود رو گرفتیم
تو واقعا به چی فکر میکنی
گفتنش سخته
اگه به یه کار بد فکر میکنی
متاسفانه یه چیز بد هم برات اتفاق می افته
و مسیح و خدا با هم
دخترای بد و مثل این می ندارن جهنم
به من اعتماد کن
من قسم میخورم کسایی که تو اسپانیا دلت رو شکستن یه مشت اشغال بودن
خفه شو
من اجازه نمیدم اونا از من استفاده کنن، اجازه نمی دوم
همه مردا یر و ته یه کرباسن
اگر الان تو کشور خودم مونده بودم
مثل خواهرم میشدم
ازدواج با یه مرد الکی و سه تا بچه
و اون خواهر بزرگترمه
من نمی تونم مثل اونو شوهرش باشم
اونا خیلی نیازمندن
من نمی تونم با بچه ها معامله کنم
هیچ بچه ای
خیلی دمدمی مزاج و رنج آور
وقتی اولین بار اینجا اومدم، پرستار بچه بودم
روز اول کلا ساکت بودم
بچه روی مخ
فقط گریه می کرد و گریه می کرد و گریه می کرد
-اون منو دیوونه کرد -خفه شو
تو خیلی مزخرفی
اره
دکتر رفتی
اون یه احمقه
اما به تو.قرص داد، درسته
اون به من گفت یه حمله عصبی داشتم
بیا اینا رو بگیر
اینا برای افسردگی عالین
No comments yet. Be the first to leave one.