ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
....:::::::: Sara_FirstSub ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
برخلاف تو ، من اصلاً حالُ حوصله احوالپرسی با کسیُ ندارم
ببخشید؟
حتماً بچه داری خسته ـتون کرده
مثل اینکه آخرین بارم تب کرده بود
خوبه پدرش اونشب بالاسرش بود
خدارو شکر
میبینم از خرید برگشتین
باهم ، دونفره ، به عنوان یه زوج؟
بریم تو
نمیخوای واسه آخرین بار بغلش کنی جناب وکیل وو؟
مـ..مـ..مـ.. من؟
شوهرم به بچه ها علاقه ای نداره
بعید میدونم
درست میگم، برکت مامان؟
از کجا فهمیدی شوهرم وکیله؟
اومو بچه ها معمولاً از غریبه ها دوری میکن
چرا باید از پدرش دوری کنه؟
برکت ،
بغل بابا رو دوست داری،نه؟
خانوم شین
الان وقت مناسبی نیست
میشه بدونم کِی وقت مناسبیه؟
منظورش چیه؟
برکت پسر آقای ووئه
مثل اینکه خبر نداشتی
شوخی میکنی ، مگه نه؟
من با کسی شوخی ندارم
حرفای این زن ...
حقیقت داره؟
میگم حقیقت داره؟
عز....عزیزم
صبر کن ببینم
چی بین شما گذشته؟
- عزیزم ... - نزدیک نشو
باید یکم فکر کنم
چرا اینکارُ کردی؟
راه دیگه ای واسم نذاشتی
عزیزم! عزیزم!
عزیزم ، عزیزم!
عزیزم!عزیزم!
گوانگ نام!
گوانگ نام!
گوانگ نام!
گوانگ نام! عزیزم!
بیداری؟
عزیزم!
اینجا کجاس؟
بیمارستان! بیمارستان!
عزیزم خوبی؟
ولم کن!
- من هیچیم نیست! - گوانگ نام!
چه اتفاقی افتاده؟
یهو غش کرد
داروهای ضد افسردگیم مصرف میکنه
آروم باشید
- عزیزم!. - ولم کن!
لعنتی!
هر غلطی میخوای بکن
- کدوم واحده؟ - عزیزم.
نذار تکرار کنم
میخوای بزنی ،بزن فقط جیغ و داد راه ننداز
پسرم ...
تازه خوابش برده
فقط یه سوال ازت دارم
پیشنهاد کی بود؟
نمیشه گفت پیشنهاد
بیشتر رضایت متقابل بود
رضایت متقابل؟
شوهر من از بچه ها خوشش نمیاد
نکنه خودتُ بهش .....
خانوم لی
من بدون احساس از کسی بچه دار نمیشه
خوبه چند ساله با "پدر برکت" ازدواج کردی اما هنوز هیچی درموردش نمیدونی
"پدر برکت"؟
انقدر حساس نباش
اینجوری صداش میزنم چون پدرشه
اکثر اوقات به غذاخوری من میومد
حتی صبحانه و ناهارشم اونجا میخورد
دلم براش میسوخت
نکنه از سر دلسوزی دنبال یه مرد متاهل راه افتادی؟
اولش فکر میکردم مجرده
.... کدوم زنی اجازه میده
شوهرش هر روز بیرون از خونه غذا بخوره؟
منم هروقت میومد با تمام وجودم براش آشپزی میکردم
همیشه حوله مرطوبُ تو مایکروویو میذاشتم تا دستاشُ باهاش پاک کنه
یه ظرف برنج سون دوبو جیگائه،
هوئه دوک با روغن زیتون
ماهی تازه کبابی ، و تخم مرغ ، اینا سفارش های همیشگیش بود
هروقت میومد دو کاسه برنج میخورد
میدونی که هرچیزی تازه ـش خوشمزه تره
اینجوری شد که برکتُ باردار شدم
هی خانوم
نیومدم اینجا که این حرفای مزخرفُ تحویلم بدی
مگه نمیخواستی باهام حرف بزنی؟
اون عکس صد روزگی برکته
اونجا پدرش از خوشحالی بال درآورده بود
هی آجوما
ببین چقدر خوشحاله
درهرصورت ،خوشحالم که برکت به پدرش رفته .
گرچه ،مثل تو شدن زیاد سخت نیست
مایه ـش ده هزار وونِ
من از بچگی تا حالا
فقط 2 کیلو وزن کم کردم
فکر کنم خیلی خرج خودت کردی
میشه یه برنامه غذایی ـم بمن بدی؟
چه درخواست احمقانه ای
صبر و تحملم حدی داره تمومش کن
حالا میخوای چیکار کنی؟
منظورت چیه؟
بیخودی که بچه دار نشدی
اینا رو برو از بابای بچه بپرس
میخوای یه سرنخ بهت بدم؟
آیگو،خوشت اومد؟
برکت
برکت بابا
عسل.
اینم با خودت ببر
همون خرتُ پرتاییِ که باهم خریدین
عزیزم!
عزیزم!
راه بیوفت
عزیزم! عزیزم!عزیزم!
عزیزم!
عزیزم
میدونی بیشتر از همه از چی میسوزم؟
اون روزی که واسه خودتون جشن صد روزگی گرفته بودین
سالگرد فوت مادرم بود.
با اینکه یه سالِ مادرمُ از دست دادم هنوزم دارم درد میکشم
اونوقت تو و پسرت خوشُ خرم زندگیتونُ میکنید
معذرت میخوام
فیلم بازی نکن
تو اون ویدئو که کپکت خروس میخوند
"برکت. برکت . برکت بابا."
اون فکر میکرده مجردی
نکنه ادای مردای بدبخت بیچاره رو در میاوردی؟
من فقط گرسنه بودم
میرفتم اونجا که غذا بخورم
هیچ دلیل دیگه ای نداره
جدی میگم
عزیزم!
عزیزم! عزیزم!
عزیزم! ، آروم باش!
هیچی بینمون نبود! عزیزم!
ولم کن!
عزیزم ، آروم باش!
- عزیزم ، بس کن ... - ولم کن!
عزیزم! عزیزم!
عزیزم!
عزیزم!
عزیزم متاسفم!
گوانگ نام
متاسفم واقعاً متاسفم
آفرین.
سعی کن افراد بیشتریُ جذب کنی
منظورم صدات نیست منظورم هنر جذب مشتریه
اُکی؟
بله ، قربان
رو آهنگ های تروت ـم بیشتر کار کن.
بله ، قربان
هنوز نرفتی؟
فقط یه روز دیگه
خفه ـم کردی خفه
نمیتونم اتاقمُ با یکی دیگه شریک بشم
کارها خوب پیش میره؟
کافیه اون غرورتُ کنار بذاری و رو آهنگهای تروت کار کنی ،اونوقت نونت تو روغنِ
سرت به کار خودت باشه.
حالا بچه ها رو جای مطمئنی گذاشتی؟
- برم بیارمشون؟ - چی چیو بیارم ؟
همینجوریشم مردم فکر میکنن زنُ شوهریم
- دلتم بخواد . - هی
این چیه دیگه؟
دارم از خستگی میمیرم
دیگه نای کار کردن ندارم
نمیشه یه شغل راحت با درآمد بالا بهم پیشنهاد شه؟
کاش همه دردم همین بود
تو حتی حاضر نیستی یکم تلاش کنی
همین الانشم سه جا کار میکنم دیگه چقدر باید تلاش کنم؟
بچه پولدارا که مثل ما نیستن
کافیه یه پولدارشُ تور کنم
خسته نشدی انقدر آیه یاس خوندی؟
پولدار نیست، درسته؟
کی همچین حرفی زده؟ اتفاقاً خیلی،خیلی پولداره
کی داره میزنه؟
واحد 301 برو بهش بگو صداشُ خفه کنه
کیه؟
واحد 401 ـم لطفاً درُ باز کنید
سلام. شما واحد 401 ـین؟
اگه میشه صداتونُ بیارید پایین من نمیگما،خواهرم میگه
اوپا،واحد 401ـه میگه صداتُ بیار پایین
شرمنده فکر نمیکردم صداش بلند باشه
من مشکلی ندارم مثل اینکه خواهرم با این قضیه مشکل داره
لی گوانگ ته!
احتمالاً نامزدشه
از کجا میدونی قراره ازدواج گذاشتن؟
داد میزنه
صداش خیلی جذابِ
با چه عشوه ایم صداش میکرد
زُل زده بود تو چشماشُ میگفت "اوپـا"
مردها از اینجور دخترا خوششون میاد
No comments yet. Be the first to leave one.