ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
وقتی کلاس دوم بودم*
این دختر میسی می تونست پاهاش رو مثل ضربدر پشت سرش ببره
و یک روز پاش یکدفعه شکست
بعد پاهاش پشت سر میسی افتاد
مادرم گفت: گریه رو تموم کن
فقط لگن داخلی اش از جاش خارج شده
بعد چیزی گفت که من هرگز فراموشش نمی کنم
نخیر
فقط به این دلیل که می تونی کاری رو انجام بدی"،
به این معنی نیست که باید انجامش بدی*"
سلام
سلام
دیشب هم دوباره اینجا موندی؟
آره. یکی از بره ها شب سختی رو می گذروند
من من واقعا بهش احتیاج داشتم
در واقع این برای توه پیشنهاد صلحه
حدس می زنم که در مورد پدرت اشتباه می کردم
و اینها اصلا به من مربوط نیست
نه ... اینجور نیست... اینجور نیست که من فقط...
خوشحالم که خوب پیش میره
ازت ممنونم بله
و واقعا از این هم ممنونم
یه لحظه وقت داری؟
دلم برات تنگ شده
تو از من عصبانی نیستی
خب اگر این هفته یک شب بایستی خونه خودم بمونم،
میشه بیای پیش من؟
بهترین نظری بود که تا حالا شنیدم
تلاش می کنم تا ارزیابیش کنم
من واقعا باید برم سر کار
و تو دکتر باید کمی بخوابی
قهوه ات رو فراموش نکن
من الانش هم کاملا بیدارم
برشهات رو مستقیم بزن
شما می خواهید وارد غشائ میانی پوست بشید
تا جایی که می تونید سطحی برش بزنید
شک دارم فروشنده های ماهی در بازار خیابان
چهار سال دانشکده پزشکی رو گذرونده باشه
سلام. پس...
فکر کنم باید فردا این کار رو کنسل کنم
اوه. خدای من
صادقانه بگم دیگه حتی بوش رو هم نمیشنوم
من می شنوم
بله من نمی خوام به برنامه "صبح بخیر سیاتل" برم
پادکست یک چیزه و تلویزیونیه چیز دیگه است
علاوه بر اینها حتی در مورد پزشکی هم نیست
در مورد اینه که: جراح نابغه می فهمد
او بچه نامشروع و ثمره عشقه
جراحان نابغه دیگه است
من خوراک برنامه صبح هستم
شما در بخش جراح نابغه هستید. درسته؟
انگار نمیرید اونجا تا تست فرانسوی درست کنید
نه این بخش بدترین قسمت در دنیاست
اونها دارن من رو تماشا میکنند که دارم
با انگشتام دنبال پوسته نازکی می گردم
با این حال من حاضرم بهای تماشا کردن رو پرداخت کنم
یعنی تو میگی نباید کنسلش کنم؟
دارم میگم برنامه فردا فیلمبرداری میشه
و برای کنسل کردنش دیر شده
عصبی نباش. تو کارت رو عالی انجام میدی
باشه
چرا اینترنهات دارن سوشی درست می کنند؟
خب... اوه، بیمار توه؟
خب. من باید ازین جا برم
نمی شه من به تلویزیون برم و بوی ماهی بدم
چرا ما نمی تونیم روی جسد کار کنیم؟
بوی فورمالید بهتره
این برای تکنیکهای کالبدشکافی نیست
نیست؟
پس مال چیه؟
برای این
اوه...
- اوه - شگفت انگیزه
سلام ریک
ما آدم -ماهی رو درست می کنیم
پارسیگو @Greyanatomyfa
خیلی نگران کننده است
تا حالا دیدیش؟
گوشتهای ورقه ورقه شده توی کیسه های کوچکشون ضربه می زنند
شگفت انگیزه. نه؟
وقتی به این جنین بره در کیسه نگاه میکنم
تصور می کنم که قدم بعدی جنین انسان در کیسه باشد
و اگر اتفاق بدی برایش بیفتد،
ما در باتلاق اخلاقی و قانونی گرفتار شدیم
که شما بوجودش آوردید و من رو توی باتلاق تنها گذاشتید
بامزه است ولی تصور می کنم که بازبینی الگوی
بارداری های پر خطر
نوزادان نارس رو نجات میده اوه
و راه درازی مونده تا برای انسان امتحانش کنیم
و آیا شما مطمئنید که تا پایان این راه رو طی کنید؟
منظورم اینه که دکتر دلوکا من در مورد این تحقیق چیزهایی شنیده ام
شما که سابقه بیماری روانی دارید ...
ما باید بخاطر این مساله مردم رو از بقیه جدا کنیم؟
البته نه
ولی ما باید سوال بپرسیم
وقتی که شما نوزادان رو توی کیسه میگذارید
بیلی مادرم خودش اینجا اومده بود
او حدود یک هفته توی آپارتمان من بوده
هیچ روتینی نداره و به یک میز کتابخانه بسته نشده
و حتی اگر دکتر دلوکا از بیماری روانی رنج ببره
ما باید مردم رو حمایت کنیم
هلموت چیه؟
سلام. متاسفم. سلام
من. خب می خواستم ببینم میشه
کنار آزمایشگاه دکتر دلوکا قدم بزنید
یا خصوصا شما باید ...
اونجا قدم بزنید
ببخشید
شما الان با مدیر بیمارستان تماس گرفتید؟
مشکل چیه؟
او یک بره رو از دست داد
یک مورد مطالعاتی از دست رفت
یک عقبگرد کوچک انتظار میرفت
ما فکر میکنیم که این ...
همیشه بچه ها در رحم می میرند
بابا. شما خیلی سریع کار می کنید
شما خیلی بی صبرانه کار می کنید هی
تو شیوه کار کردن من رو دوست نداری می تونی از این جا بری
من نگفتم که من ... برو
من دیدگاه جسورانه تو رو از دست دادم
شما شغلی رو انتخاب کردید تا به زنان کمک کنه بچه داشته باشند ...
کاری که زنان از سپیده دم تاریخ خودشون می تونستند انجام بدند
برو
کاپو
چیزی نیاز دارید؟
باتلاق
- سلام - تا حالا کجا بودی؟
من تقریبا 15 دقیقه پیش تو رو پیج کردم
فکر کنم منظورت اینه که بگی از اینکه من رو حمایت کردی ممنونم
چون من با دوست پسرم چهار روز بیرون بودیم
منظورم این بود که دیر کردی
من امروز صبح با لئو به مشکل برخوردم
و امیلیا هم کنفرانس بود
در واقع امیلیا ...
از خانواده بیرون رفت که ...
می دونی امیلیا گاهی برای لئو کمکم میکرد
ولی امروز صبح فقط خودم بودم
میدونی. مهم نیست؟
من میتونم خودم لئو رو اداره کنم من الان خوبم
من چیزی نگفتم
سلام
MVC چرخاندن مرد در دهه بیست سالگی
شکستگی احتمالی استخوان ترقوه ... علائم حیاتی استیبل هستند
همسرش خونه روبروییه شما اول باید اون رو ببینید
شما رو در تروما 2 می بینم لیزی هال 22 ساله
متمایل به فردی که روی صحنه هست
فشارش روی 90 GCS در صحنه 13 بود
باشه. تروما 1. بریم
لئو و من عالی هستیم، فقط من و اون
من با اون عالی هستیم. باشه؟ من چیزی نگفتم
ناگهان احساس کردم که دارم پدر بودنم رو اعلام می کنم
ببخشید این مسیر کنفرانسه؟
- سلام - سلام
اینجا چکار میکنی؟
آه ...
همونجور که اعلانها میگه
کنفرانس ایالتهای غربی برای جایگزینهای رهایی از درد
درسته. من نمیدونستم نمی دونستم که ... شما هم بین کارکنان سمینار هستید
بله جزئشون نیستم
منظورم اینه که علاقه مندم
از اون روزی که اوردوز گسترده اتفاق افتاد
بله روز سخت
بله
من متاسفانه کنارت گریه کردم
شاید یادت بیاد
من از اون موقع دیگه تو رو اونجا ندیدم
بله عمدی بود
نمی دونستم بعد از اون موقع چکار کنم
بهرحال، من، اوه، تازه وارد این کار شدم شما چی؟
اوه، من هر سال سه تا از اینها دارم، بله
من یک سخنرانی ارائه می دهم
عالیه
- کی؟ - فردا
اوه، ولی الان داشتم به ارائه طب سوزنی می رفتم
بهش علاقه داری؟
اوه، خب، من به پنل نسل بعدی NSAID میرم
ولی ... نه، میدونی چیه؟ فکر کنم بهم سیخونک زده شده
باسوزن
بی خیال
من هنوز هم از تو دوری می کنم
خوش بگذره
باشه
اوه، خدای من
آقا وقتی این کار رو می کنم، درد دارید؟
نه ندارم
عالیه.ستون Cپاک شده
تو پیج شدی؟ شکستگی ترقوه چپ
و شکستگی احتمالی استخوان بازو دیستال
هی حال همسرم خوبه؟
اون درست اتاق روبروییه. اون ...
حال بچه چطوره؟
اون ... حال بچه ام خوبه؟
اونها بچه ای با خودشون نیاوردن داخل
بچه ای توی ماشین بود؟ نه، نه، بچه من...
همسرم، خب، اون... اون آخ...
اون پنج ماهه بارداره
آه
اوه، اشمیت میتونی این خراشیدگی رو شروع کنی
خب، من الان برمیگردم، باشه؟
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.