Men at Work

Men at Work

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Men at Work S02E06 Tyler the Pioneer
കമന്ററി എഴുതിയത് EISHEN
ℳ.osϮaƒa.ℳ پرشین ترنس، تقدیم میکند

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2013-05-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 19
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

غذاي خوبيه

ببخشيد؟ - غذايي که برداشتي،رو ميگم -

ميدوني که اون واقعا توي ارتش کار نميکنه،درسته؟

ميدوني،بيشتر مردا ،اينقدر

نرم کننده نميخرن،درسته؟

موي اکثر مردا، اينقدر !پر حجم نيست

!موي اکثر زنا هم اينجوري نيست

ممنونم

من ميخواستم که خريدت رو مسخره کنم

...اينو زني ميگه که

کره ي بادوم زميني و ژله رو !توي يه شيشه خريده

اون واسه من نيست

تو دوست پسر داري؟

نه

!اون بچه داره

وو - !بچه -

توي قسمت ژله دارش بود،يا سمت بادوم زمينيش؟

پس، اون ازدواج کرده؟

.نه،طلاق گرفته "اسمش "مگه

بهمون خوش گذشت

،تو قبلا با يه مادر قرار داشتي؟

به جز مادر تو؟ - به جز مادر تو؟ -

!اوه، يالا

خوب گفتي. خوب گفتي خوب گفتي زمانبنديت حرف نداشت

آره،اين اولين مادريه که باهاش قرار دارم اين يه پيشرفته

،من در حال پيشرفتم مثل يه قناري توي معدن زغال سنگ

ميدوني که اونا باعث ...مرگ قناري شدن

!چون اونجا گاز سمي بود

...من تقريبا مطمئنم که

اونا اونجا بودن که واسه معدن چي ها،آواز بخونن

پس تو کي اونو ميبري بيرون؟ - امشب -

با بچه ها؟ - نه،اون يه پرستار ميگيره -

.زن بچه دار يکم پيچيده به نظر مياد

از لحاظ هاي مختلف

،و منم به وسيله ي اون قناريِ آواز خون ...روي شونم

اون قسمت ها رو به خوبي هدايت ميکنم

،تو واقعا با مادر من نبودي بودي؟

...چون وقتي که مادرم مشروب ميخوره

!فقط درباره ي تو حرف ميزنه

بستگي داره،تو لب گرفتن رو به عنوان با هم بودن حساب ميکني؟

!شوخي کردم

!شوخي نميکنه

،چيزي که منو متعجب ميکنه ..."فکر ميکنيد که براي يه "هات

...جابا" اضافه وزن داشت"

يا که وزنش مناسب بود؟

،از کجا ميدوني که !کمبود وزن نداشت؟

گيبز" تو چي فکر ميکني؟"

دارم به اين فکر ميکنم که شما ...يه جوري منو واسه دوستي با خودتون

!گول زديد

هي بچه ها

سلام - چه خبرا، "استو"؟ -

اين جعبه ي روزمونه؟ .ما که نامه اي دريافت نکرديم

نه اين... اين درواقع !روز اخراج منه

،فکر کنم که اين جعبه ي روزه !اما فقط واسه من

افتضاحه - واقعا وحشتناکه -

هي "استو"، تو اون دفتر عالي ...رو نداشتي که

بهترين ديد رو به غرب، داشت؟

غروب آفتاب،واقعا با شکوه بود

،تقريبا منو وادار کرد که !به وجود خدا ايمان بيارم

هي،اونا نگفتن که،کي ميخواد دفتر تو رو بگيره؟

و اون يخچال،ميمونه؟

نه، ظاهرا که اونا ميخوان دفتر من رو ...به انباري تبديل کنن

که تفسير خوبي براي تلف شدن !زندگيه منه

خب، تو تا کي ميري؟

اين آخرين جعبه ي منه

بقيش هم توي ماشينمه

که احتمالا بايد بفروشمش

،خب، بچه ها،دور و بر دفتر ميبينمتون درسته؟

آره - باشه -

.ام،من بايد برگردم سرِ کارم ...واسه همين

آره،منم همينطور

،نگامون کن !سه تا آدم، که کار ميکنن

"گيبز" - "ديبز" -

تو همين حالا گفتي "گيبز"؟

آره !گيبز" توي دفتره"

،نه اون "ديبز" ه "نه "گيبز

آره - !باشه،تو درست ميگي -

!گيبز" توي دفتره"

.شرمنده،خودمون اينجا کروات داريم چرا اينقدر لفتش دادي؟

يکي منو هل داد

!من بودم

باشه،معلومه که هممون اين دفتر رو ميخوايم

...سوال اينه که کي واقعا بهش احتياج داره؟

من - "گيبز" -

گيبز"،تو به اين دفتر احتياجي نداري"

تو استوديوي عکاسيت رو داري

،"نه، من توي استوديو "کار ميکنم

...اما اونجا يه ميز پيدا نميشه

.و اونجا رو آدما پر کردن

...اعتراف ميکنم روي کاغذ،واقعا حال داد

،حتي بدون کاغذ هم حال داد

،اما نوشتن روي پشت مدل ها اونقدرا هم راحت نيست

!اونا خيلي لاغرن

..باشه،من يه دليل

درست و حسابي دارم

،من جايي کار ميکنم که همه هستن ...و نوشتن،با وجود آدمايي که

کل روز بيکار ميچرخن و !منو آزار ميدن،غير ممکنه

،کي تو رو هميشه سر کارت اذيت ميکنه؟

اما اونا،2 تا دست کوچيک دارن

اما دارم درباره ي قدرت زيادي حرف ميزنم

،"باشه،"نيل ..کي توي رقابت

"بين يه بچه "تي-رکس" و "سي-لو برنده ميشه؟

"بچه "تي-رکس !اون يه دايناسوره

اين همون چيزيه که ميگم

نه،نه،نه،نه نيل" نميدونه"

.مايلو" ، ببين"

....اگه بخواي که انتخاب

...مطمئنم که ما يه برنده داريم

پس من ميرم که وسايلم رو بيارم

اسمورف ريشي" ،اينقدر تند نرو"

من هنوز چيزي نگفتم

تو همين حالاش هم يه دفتر داري

آره، که با "دانيِه" قِصه پيچ شريکم

قِصه پيچ ديگه چيه؟

همون آدمايي که هميشه ...مجبورت ميکنن

که به داستاناي مزخرفشون گوش بدي

وو

.ميدونم !فهميدي

من همون لباس ديروز رو .پوشيدم

!توجه نکردم

چاره اي نداشتم،داداش

.خب - واقعا که مضحک بود -

چي شد؟

"خوشحالم که پرسيدي،"نيل

من رفتم مرکز شهر که با "تراويس" نوشيدني بخوريم

تراويس" رو ميشناسي،درسته؟" "من بهش ميگم ،"تراويسِ چاکمه اي

...چون هميشه چاکمه ميپوشه

،هميشه که نه اکثرا ميپوشه

...به هر حال،من توي يه تاکسي بودم

چون ميدونستم که ...ميخوام مست کنم

!اون هيچوقت ساکت نميشه

باشه

...همه مون استدلال هاي خوبي داريم

"به جز "نيل" و "گيبز

از اونجايي که هيچکدوم نميتونيم ...موافقت کنيم

بهتره که هيچکس اين دفتر رو نگيره

باشه - خوبه -

بريد که بريم سر ميزاي خودمون

!هيچکدوم،حرکت نميکنند

فکر کنم اينجوري ميشه تصميم گرفت

!آزمونِ اشتياق

،آخرين نفر که توي دفتر موند برندس؟

باشه

منم هستم

،من ميتونيم واسه هفته ها !اينجا زندگي کنم

ميشه قبل از شروع بريم دستشويي؟

لطفا - خدا رو شکر که گفتي -

هي تو بايد "تايلر" باشي

هستم

اينجا خونه ي "مگه"؟

آره،اون همين حالا از حموم اومد

.گر چه،اون زود آماده ميشه نگران نباش

هيچ چيزي نيست که دربارش !!نگران باشم

من "برايان" ام

امشب رو من مراقب بچه هام

تو خوبي؟ به نظر يکم !ترسيدي

شرمنده

...فقط من انتظار نداشتم که

،يه مرد خوشتيپ !پرستار بچه باشه

ملوان، تو خودتم خيلي بد نيستيا

...نه،فقط

من تا حالا با يه زنِ بچه دار قرار نداشتم

،واسه همين اينا همش واسم جديده

آروم باش

با قراراي ديگه ت،زياد فرقي نميکنه

.سلام شرمنده که منتظرت گذاشتم

.انگار که همسر سابقم رو ديدي

ممکنه که يکم متفاوت باشه

...شما ها اينجا چيکار ميکنيد

و چرا اينجا بوي فلفل هندي مياد؟

ما هممون اين دفتر رو ميخوايم .واسه همين همه ي شب رو اينجا گذرونديم

،و غذاي هندي سفارش داديم ...که واسه اينکه کل شب رو اينجا بوديم

اشتباه خيلي بزرگي بود

کجا خوابيديد؟

کجا رفتيد دستشويي؟

ما يه سيستم داريم

چيز بيشتري نبايد راجبش بدوني

قرار تو با مامانه،چطوري بود؟

من و "مگ" بهمون خيلي خوش گذشت

همچنين من "برايان"، شوهر سابقش رو ديدم

،که پرستار بچه ها بود که اولش يکم عجيب به نظر ميرسيد

...اما بعد از اينکه يکم باهاش حرف زدم

فهميدم که اون واقعا آدمه باحاليه

تو شوهر سابقش رو توي اولين قرارت ملاقات کردي؟

!اين ديوونگيه

...پيشروي

...مانع هايي در مقابل داره

،مثل تيفوئيد !همسر سابق و خرس

!واي،خداي من

پس شما نقشه کشيديد که واسه هميشه اينجا بشينيد؟

،اگه اينجوري ميشه صاحب اينجا شد آره

من ميگم که ريسک بازي رو ببريم بالا و ديگه غذا سفارش نديم

تو ميدوني که من قند خون دارم

...خب،شايد کسي که بدنش هنوز نميدونه

...چجوري قند رو تنظيم کنه

لايق اين دفتر نيست

بدن من ميدونه که چجوري قند رو تنظيم کنه

منم همينطور

بدنهاي عادي - بدنهاي عادي -

،شماها اگه اين دفتررو ميخوايد .بايد از رو جنازه ي من رد بشيد

More Farsi Persian subtitles for Men at Work

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left