ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
من افتادن مگس در شیر
و به وجود اومدن لکهای در سفیدی رو میدونم.
میدونم، این رو میدونم.
من یه آدم را با لباسی که در تنشه میشناسم.
آره، حتی اینم میدونم.
من فرق هوای مطبوع از ناپاک رو میدونم.
اینو میدونم.
میدونم سیب کنار درخت است.
اینو میدونم.
میدونم کی زحمت میکشه و کی علاف میچرخه.
همهشو میدونم.
همهی اینا رو برای خودم نگه داشتم.
من همه چیزو میدونم.
من فرق گونههای گل انداخته با رنگ پریده رو میدونم.
میدونم مرگ همه ما رو میبلعه.
همه چیزو میدونم.
همه چیز به غیر از خودم.
هیمیزو
...که بیشتر از هزار نفر میباشد.
هنوز هم با سطح بالایی از رادیواکتیویته روبرو هستیم
که باعث شده بیش از 35000 نفر از ساکنان فوکوشیما، خانههای خود را تخلیه کنن.
از زمان فاجعه 11 مارس بسیاری از آنها در خانههایشان نبودهاند.
"قایقهای اجارهای"
چی شده؟
یه خواب عجیبی دیدم.
حال مامانت خوبه؟
طبق معول موقع تلویزیون دیدن خوابش برده.
میخوام یه چیزیو بهت نشون بدم.
یه چایی براش بریز.
خونه قایقیتون رو با اینا تزیین کنید...
نور چراغها تو شب مشتریا رو سمت خودش میکشونه.
مرسی، ولی لازم به زحمت نیست.
میری بدویی؟
میشه منم بیام؟- حتماً.-
میخوای بری بدویی؟
تو هم باهامون بیا آقای یورونو. هیکلتو رو فرم میاره.
فکر خیلی خوبیه. آفرین به تو.
من رفتم.
بری دیگه برنگردی.
میدونم جدی نگفتی.
سومیدا، یه دونهای.
حرف نباشه.
بدو سومیدا.
سومیدا شبها میره میدویه.
پس فهمیدید معنیه بار اضافه اطلاعات یعنی چی؟
من سومیدا رو از دور تماشا میکنم.
تو دهنش حرف میزارم.
فکر میکنی من افتادم دنبالت؟
درسته. دارم همین کارو میکنم.
"همه رویاها، رنگ واقعیت نمیگیرن."
"همه خرچنگها تو دریا زنده نمیمونن."
"اعتماد به نفس مساویست با توهم."
"اگه پول و پله داشتم میتونستم روحتو بخرم."
"تنهام بزار و منم تنهات میزارم."
"تا وقتی بمیرم قایق اجاره میکنم."
"کُشتن خیلی با شکوهه."
"کاشکی یه موش کور بودم، یه هیموزو.
"فرانسوا ویلون"
من از هر چی سر درمیارم.
من فرق گونههای گل انداخته با رنگ پریده رو میدونم.
میدونم مرگ همه ما رو میبلعه.
همهشو میدونم.
همهی اینا رو برای خودم نگه داشتم.
این فاجعه ژاپن رو ویران کرده.
جوونا هیچ وقت کشورشون رو
تو چنین وضع آشفتهای ندیدن.
ولی همگی سعی میکنیم که دست همدیگه رو بگیریم.
این کاریه که ما ژاپنیها انجام میدیم...
ببخشید.
هیچ کی تو جهان فجایع رو مثل ما ژاپنیها
تجربه نکرده.
دوباره ما ژاپنیها قراره دستمون رو بزاریم رو زانومون و بلند بشیم.
این کار از عهده هر کسی برنمیاد.
سومیدا.
مردم باید یاد بگیرن همیشه سرشون بالا باشه.
مثلاً خانواده سومیدا تجارت قایق رو میگردونن
جاه طلبی شاید سهم بزرگی تو زندگیه ایشون نداشته باشه
و بخواد همون مسیر خانوادشو ادامه بده.
ولی یادتون باشه تک تک شما خاص هستید.
هر کدومتون مثل گُلی هستید که با اون یکی فرق داره.
هیچ چیزی به اسم آدم عادی وجود نداره.
سومیدا، تسلیم نشو. یه رویا داشته باش.
بعد من تکرار کن. من یه گل بی همتا هستم
و یه رویا دارم.
همون خونه قایقی برام بسه.
دم آدم معمولی گرم.
سومیدا.
زدی تو خال.
ولی
تو معمولی نیستی.
من یه گل بی همتا و یه رویا دارم.
تسلیم نشو سومیدا.
دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده
سواد داری، نه نه.
چی شده؟
یه گل واقعاً اینقدر خاصه؟
یه نوع گلهایی هستن که...
که تو حلق جنگل شکوفه میزنن و هیچ کی هم نمیبینشون.
تازه همهی گلهای توی گلدون هم مالی نیستن.
با رویا و تلاش میشه باعث شکوفه زدن یه گل شد؟
یعنی جون کندن برای رسیدن به یه رویا اینقدر محشره؟
محکم تر.
دارم همین کارو میکنم دیگه.
نیفتی.
سومیدا، خوش اومدی به خونه.
چرا شیلنگ تخته میندازی؟
نگاه کن، خونه قایقیتون رو تزیین کردیم.
حالا هیچ کی این مکان از یادش نمیره.
الان شده یه کافه قایق یا بار قایق.
اینقدر شیکه که مشتریا رو مثل آهنربا میکشه سمت خودش.
این دو تا هم بهم کمک کردن.
من ما-کون هستم. از آشناییتون خوشبختم.
منم کنکیچی فوجیموتو هستم. کنکیچی صدام کن.
یورونو در موردت بهم گفته.
سومیدا همیشه کمک حالم بوده.
اون خوش بر و روترین جوون تو ژاپنه.
آرزو دارم این بار با سومیدا دوباره پولدار بشم.
چی! نکنه دلت خوشه دوباره رئیس کمپانی میشی؟
معلومه که میشم.
میبینم که آبجو دارید.
بیا پیشمون.
خوش برگشتی.
کیهتا هم خیلی کمکمون کرد.
لامپایی که بهت نشون دادم رو یادته؟
تعارف نکن.
فکر میکنم تو خونه خودمم. جای خوب و دنجیه.
آدمو سرحال میاره.
درسته.
شما هم میتونید اینجا زندگی کنید.
فکر خوبیه...اگه اشکالی نداشته باشه؟
اون جایه خالیه اون پشت چطوره؟
اشکالی نداره.
جداً؟
این که خیلی خوبه.
هیچ کی از سومیدا فردین تر نیست.
یه آبجو برام بیار عزیزم.
مرسی.
داری برای دانشگاه رفتن آماده میشی؟
نه. هنوز حتی دبیرستان هم نرفتم.
بعد مدرسه اینجا کار میکنم.
قایق اجاره میدید؟
یه زوجها، ماهیگیرا اونایی که میان پیک نیک.
از این کلبه محقر هم به اندازه کافی پول درمیارم.
اجاره قایق به مردم نه خوشحالم میکنه نه ناراحت.
اینجا همه امید منه.
من کارم عوض کردن چیزای قراضه با پوله. حال میده.
به لطف سومیدا هم خونه داریم و هم حموم.
درسته.
بیاید بزنیم تو رگ.
نوش جان.
مامانت کجاست؟
اینجا که نیست.
کجاست؟
چه میدونم.
بچه پر رویی هستی.
پاشو.
مایه تیله بده ببینم.
آخه کدوم بابایی از پسرش میخواد بهش پول بده؟
پول مول داری؟
پسرهی حیف نون.
سومیدا...
صدمه دیدی؟ اون بابات بود؟
اگه یکی مثل اون کُتلت بشه ریش ریش میخندم.
دنیا هم بدون اون یه نفس راحتی میکشه.
دیگه اونقدرا هم نمیتونه بد باشه.
همهمون خانواده داریم...کسایی که اگه بمیریم، عزا دار میشن.
مثلاً ماکون... ساکت شو.-
من و مامان تنها خانوادشیم.
مامان میگه تو زلزله بعدی، دخلشو میاره و هیچکی هم خبر دار نمیشه.
سومیدا، نباید اینجوری حرف بزنی.
من خودم تو فاجعه یازدهم مارس همه چیمو از دست دادم، ولی هنوزم...
همه چیزو نابود کرد... همه چیزو.
اون کلبه منو یاد اون روز میندازه...
از آب درش میاریم، باشه؟
آروم باش. همه چی درست میشه.
میبینم اون حرومزاده اینجا بوده.
میدونم بوده.
مثل سوسک بالدار میاد اینجا میپلکه...
از سوسکم کمتره.
ولی برمیگرده...
اونم همین امشب.
شک ندارم.
پس من که میرم بیرون.
میدونم باز قراره موی دماغم بشه.
خودت دکش کن، باشه؟
بیدارت کردم؟ مامانت کجاست؟
نیستش.
اگه تو رو نداشتیم اوضاع خیلی خوب میشد.
اگه نبودی...
کُلی پول حرومت کردم.
میتونستم این خونه قایقی رو بفروشم...
اینجا مال مامانه.
هیچ وقت مال تو نبوده.
مثل کنه چسبیدی بهش و بیرونم نرفتی.
پدر صلواتی.
زبونتو میبرم.
فکر کردی داری با کی حرف میزنی؟
منو، تو صدا نکن.
من بابای گور به گوریتم.
میمیری منو بابا صدا کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.