ありふれた職業で世界最強
ആദ്യത്തെ 137 വരികൾ.
.:: Opus-Sub ::. تــــــقــــــديم مـــيکند
مترجم
.اینجا قرار بود یه هزارتو باشه این تخت اینجا چی می گه؟
!چی؟
...هاجیمه
!یوئه! بیدار شو، یوئه
!خبر مرگت بیدار شو دیگه، خانم خون آشام سکسی
هاجیمه؟
.اره، خودمم، خوابالو
-بیدار شو
!هاجیمه
.ببخشید. انگار خیلی نگرانت کردم
مترجم
سکوت
و جایی نزدیک آسمان
،در این تاریکی زندگی می کنم
که با تقلا سنگ فرش شده
قبل از این که روشنایی از بین بره
باید چیزی که نیاز دارم رو پیدا کنم
همیشه یه مبازه که تلاش کنم
تا رها بشم
برای زندگی کردن به کجا بریم؟
دوباره بر می گردیم به مرکز همه ی این اتفاقات
می دانم
درون اعماق دنیایم
ببین که از درون کامل می شه
با نور پر شدنم را تماشا کن
ظلم را احساس می کنم
ولی من شکستت می دم
قدرت هامو بی فایده نگه می دارم
بیا و زمین بخور
ادامه بده و دنبالش کن
به سمت گرما برید
تصورات رو در تاریکی ببین
به سمت آسمان سبز شو
قدرتت رو درون خودت پنهان کن
"قسمت پنجم"
"مخفیگاه مستقل ها"
اینجا کجاست؟
.مخفیگاه مستقل ها
واقعا؟
خب، بعد از اون چه اتفاقی افتاد؟
...بعد از اون
.در باز شد، و اینجا رو پیدا کردیم
...بعد، من رو گذاشتمت روی تخت
،انگار آب مقدس داشت جواب می داد
...و منم از تمام قدرتم استفاده کردم
.ممنون برای تمام کمک هایی که کردی. یکی طلبت
...خب
چرا من لختم؟
.کثیف بودی، برای همین تمیزت کردم
چرا لبتو لیس می زنی؟
!خنده برای چیه؟ !با من چیکار کردی؟
!و انقدر لبت رو لیس نزن
این لباس ها رو از کجا پیدا کردی؟
پس اون مستقل یه مرد بوده؟
.به جز لباس خیلی چیزای دیگه هم پیدا کردم
.انگار ما باید کل اینجا رو بگردیم
یوئه، دنبال چی هستی؟
.هیچی اندازه من نیست
.که اینطور
.خورشید؟ نه، ممکن نیست
.موقع شب، تبدیل به آسمون شب می شه
.عجب
.چه خونهی بزرگی
یه نگاهی توش انداختم ولی کلی اتاق بود .که نمی تونستم داخلشون بشم
.یوئه، حواستو جمع کن
.باشه
!یه حموم واقعیه
پسر، چند ما از آخرین باری که حموم کردم می گذره؟
می خوای با هم بریم؟
.ترجیح می دم تنهایی ازش لذت ببرم
کتابخانه و کارگاه توی طبقه دوم هر دو مهر و موم شدن، هاه؟
.بیا یه نگاهی به طبقهی سوم بندازیم
.باشه
.ظاهرا این تنها اتاق اینجاست
.اره
.انگار منتظر کسی بوده
.اره
.این اتاق کلید راه ما برای رفتن به سطحه
توانایی کیمیاگری من روی اون ...اتاق های مهر و موم شده کار نمی کنه
.یوئه، اگه اتفاقی افتاد هوام رو داشته باش
.باشه. مراقب باش
.اسم من اسکار اورکیوسه
.من مردی هستم که این هزارتو رو ساخته
کارت خوب بود که آزمون های .من رو پشت سر گذاشتی و به اینجا رسیدی
اصطلاح "مستقل ها" باید برات آشنا باشه، درسته؟
...پس تویی
.ببخشید، لطفا سوال نپرسید
.چون این فقط یک پیام ظبط شده است
.متاسفانه، من نمی تونم به سوالات شما پاسخ بدم
فقط می خواستم برای کسی که ،به اینجا رسیده پیامی بذارم
تا دلیل این که چرا کسانی که راز این دنیا رو .می دونستن علیهش ایستادن رو به اشتراک بذارم
...اینجا طبقهی 65مه
.آره. به عمیق ترین طبقه ای که تا الان کسی پا گذاشته رسیدیم
،درسته. اولش نگران بودم چه اتفاقی پیش میاد
.ولی همه خیلی قوی شدن .واقعا غافلگیر شدم
.اینو می گی ولی خودتم کلی لول آپ کردی، شیزوکو
.نه به اندازه ی جناب قهرمان
!حواستون رو جمع کنین
.نقشه فقط بخشی از این منطقه رو نشون می ده .اصلا نمی دونیم که ممکنه چه اتفاقی بیفته
!چشم
!صبر کنین
...ن-نکنه
!بازم اون هیولا؟
!فکر می کردم سقط شده
...بهموث
...هیچ کس مدت بازسازی هیولا ها توی هزارتو رو نمیدونه
.ولی برای بعضی هیولاها طبیعیه که بعد از شکست بازسازی بشن...
!داره میاد !یادتون نره مسیر فرار رو حفظ کنین
!ملد سان، ما دیگه مثل قبل نیستیم
!ما صد ها برابر قوی تر شدیم !ما دیگه نمی بازیم
!ما این بار می بریم
!درسته! اصلا حس خوبی نداره که همش بازنده باشیم
!وقت تسویه حسابه
...بچه ها
.دیگه نمی ذاریم کس دیگهای رو از ما بگیری
!ما تو رو شکست میدیم و به جلو حرکت می کنیم
-با سرعت هزاران بال به سمت بهشت اوج بگیر
!نور بهشتی
!ما می تونیم
!شیزوکوف سمت چپ با تو
!هییاما و بقیه، برید پشتش
!ملد سان، سمت چپ با شما
!عقبِ دار ها، یه دایره جادوی سطح بالا آماده کنید
!دستورات مستقیم و قاطع--عالیه
!مگه من می ذارم؟
!من قدرت خشمگین دریدن زمین را دارم
!قدرت هرکول
!الان، عجله کن
!مانند خاکستر، خرده شیشه، خاک فرو بریز
!قدرت غالب
!هنوز هم محکمه، مگه نه؟
!بذارش به عهده ی من
!بگذار این ضربه ی اعظم همه چیز را ببرد
!محو کننده
...بگذار این نور نجیب تو را بپوشاند
No comments yet. Be the first to leave one.