ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« فساد توکیو »
اینطوری خوشگلترت میکنه
چه کمکی از دستم برمیاد؟
موعد پرداخته
پاکت رو رد کن بیاد
رئیست چندین ماهه که غیبش زده
کابوکیچو الان مال چیهارا کایه
وسلام، گورتون رو گم کنین
آخ
پاکت پول رو بده
وگرنه امشب برمیگردیم و این
کار رو باهمه میزبانهات میکنیم
یهکم پول بهشون بده
بله، خانم
حتما الان حس میکنی خیلی شاخی، مگه نه؟
تا فرصتش رو داری ازش لذت ببر
امروز جیک ادلستینِ
روزنامه نگار میچو شیمبون رو مهمونمون داریم
ممنون که حضور پیدا کردین
...سرمقالهتون درباره
باند موتورسواری بوسوزوکو توجهات زیادی رو جلب کرده
چه احساسی درمورد این توجهات دارین؟
الان موضوع من نیستم
من با این جوونها خیلی وقتگذروندم
اونها بخشی از جامعهاند که چیزی درموردش نشنیدیم
و شما یه مقاله تکمیلی درمورد دلایلش نوشتین
حس میکنی چون خارجی هستی
باعث شده دیدگاه منحصربهفردی نسبت به این موضوع داشته باشی؟
...باید بگم این
شبیه لاشیها بهنظر میرسم
نه، برعکس ملاحظهکار بهنظر میرسیدی
و خیلیهم جذاب بودی
دوستهات خیلی گوگولیاند - میدونم -
خودم هم همیشه بهشون میگم
..اوه
دوست معمولیمه، سامانتا
اوهومم
سنت لوئیس؟
آره
قراره واسه تولد 60 سالگی بابام برگردم خونه
و میچو اجازه میده خبرنگار سوپراستارشون
بره مرخصی؟
هوم؟
نمیخوای بری؟
...نه، فقط یهجورایی
رابطهم با خانوادهم پیچیدهست
بهعلاوه ترجیح میدم اینجا پیش تو بمونم
امروز رو با من بگذرون
میدونی که نمیتونم
پس بیا امشب بریم بیرون. فقط همین یه دفعه
باشه پس تا اونموقع صبرکن
پاتوقمون؟
این که بیرون رفتن نمیشه
خسته نشدی از یواشکی اومدن به اینجا
و همهش توی این اتاق موندن؟
...جیک
میدونی خیلی خطرناکه
از مخفیشدن خسته شدم - منم همینطور -
ولی باید صبور و محتاط باشیم
چون من خیلی صبر و احتیاطم بالاست
هیروشی شیبویا
بهتازگی بهجرم چاقو زدن به یه مرد
وقتی داشته بدهیش رو وصول میکرده دستگیر شده
یه سرباز و مهره کماهمیت یاکوزا
آقای شیبویا، آفرین و دیگه؟
این کار رو از طرف سازمانش کرده
وابستگیش به کدوم گروهه؟
هیشینوما کای
کوچیکن با بودجه و نفرات کم
این میتونه مورد آزمایشی باشه که دنبالشیم
چند نفر نیاز پیدا میکنیم؟
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
عذر میخوام
یابوکی سان احضارم کردن
الان به چیز دیگهای نیاز ندارین؟
نه
اگه نیازی شد یکی بیرون هست
بعدا با بچهها برمیگردم
هاگینو
بله؟
چند ماه اخیر خیلی سخت کار کردی و زحمت کشیدی
ممنون
رنگت پریده
یهکم آفتاب بگیر و ویتامین بخور
...لطفا
مراقب خودت باش
بله
خانم توزاوا چهطوره؟
مثل روال سابق، تغییری نکرده
احضارمون کردین؟
فکر کردی نمیفهمم؟
پول رو به کلاب میرالینا برمیگردونی
و دیگه به کابوکیچو نمیرین
چهطور میتونیم دست رو دست بذاریم
در حالی که چیهاراکای
مدام چیزایی که مال ماست رو میگیره؟
توزاوا کومیچو هیچوقت اجازه نمیداد همچین اتفاقی بیفته
باید درس بگیره
تو انجامش بده
همین الان
سفتتر
از اینجا بندازینشون بیرون
چیه؟
بقیههم این رو درک نمیکنن
چیهاراکای داره آروم آروم همهچیز رو
از چنگمون در میاره و ما هیچکاری نمیکنیم
افرادمون دارن بیقرار و عصبانی میشن
نیازی نیست این رو درک کنن
فقط باید هرچی میگم رو اطاعت کنن
میتونی بری
بله
چرا نمیذاری برات آشپزی کنم؟
بیا خونهم
برات غذا میپزم
میخوای برام غذا بپزی؟ - آره -
چهقدر تو مهربونی، اونو سان
لطفا ماسا صدام کن
با کمال میل
خب نظرت چیه؟
مشعوف شدم
که معمولا یعنی نه
آخه یه سری قانون واسه خودم دارم
...سامانتا
حس میکنم طی هفتههای اخیر ارتباط خیلی عمیقی تشکیل داریم
دوستدارم ببینم در ادامه چهطور پیش میره البته اگه دوستداشته باشی
بذار درموردش فکر کنم
حتما
چی کار میکنی؟
این دخترخانوم خوشگلمون رو خیس کردی
اریکا
اگه میخوای چیزی پرت کنی همین الان پرت کن
زود برمیگردم - حتما -
شب بخیر، اونو سان
نمیخوای کاری در این مورد بکنی؟
هیچکاری نمیتونم بکنم
اوهوم
به همه خوش میگذره؟
مشروبهاتون خیلی آبکیه. ردیفش کن
خیلی ممنون میشم اگه شما و همکارانتون
با انرژی کمتر و آرومتر از امشب لذت ببرید
اگه پسر خوشگله بیاد اینجا
و بهمون بگه آروم باشیم، گوش میکنیم
تا نیومده فعلا گمشو
دوستندارم اینطور باهام صحبت کنین
دفعه دیگه با زبون خوش بهت نمیگم
ببخشید، اون آقایی که اونجاست این رو فرستادن
حالا درست شد، این رو میخوریم و میریم
اوهوم
عذر میخوام
ممنون که دوباره تا خونه میرسونیم
حرفشم نزن
همیشه بعد از کار حسابی گرسنه میشم
بریم جایی غذا بخوریم؟
باید برم خونه
ولی غذا از قبل توی یخچال دارم. میتونم گرمش کنم
میخوری؟
آره
باید پول پرستار رو بدم، اشکال نداره
یه لحظه اینجا منتظر بمونی؟
نه عجله نکن
تو کی هستی؟
ساتو
مامانم کجاست؟
پیش پرستارت
چرا هنوز بیداری؟
تو بیدارم کردی
که اینطور
ببخشید
برگرد بخواب
برمیگردم
اگه برام قصه بخونی
بیا بریم
داری کیک میپزی، درسته؟ بوش که خیلی عالیه
همهی حیوانات جنگل دارن دماغشون رو تکون میدن
مامان
برگشتم خونه
خوش اومدی
...بیدار شد و ازم خواست
ممنون
اوهوم
وقت خوابیدن و شببخیر گفتن شده
شب بخیر، آقا جغده
شب بخیر، خانوم جغده
شب بخیر
باید بری؟
نه
هنوز گرسنمه
زود میام بیرون پیشت
باشه
وقت خوابه دایچان
شب بخیر خانوم جغده
شب بخیر، آقا جغده
دستات رو بیار زیر پتو
بگیر بخواب
خیلی خوشمزه بود
چون یه همنشین داشتی ازش لذت بردی
احتمالا درست میگی
آدمی که انتظارش رو داشتم نبودی
چه انتظاری داشتی؟
یه مرد پُر از خالکوبی مثل بقیه
No comments yet. Be the first to leave one.