ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.آنچه گذشت
شوهر سابق شما در يك تجارت شراكت داشته
.ميراثي به سوزان رسيد
با چه كسي بايد در مورد فروش سهم خودم در كلوپ صحبت كنم؟
.لينت تسليم شد
مثل اينكه باهمديگه بايد بريم مشاوره- .چه خبر فوق العاده اي متشكرم-
بمحض اينكه از دبيرستان ...فارغ التحصيل بشم
.قصد دارم برم نيويورك مدل بشم
دلواپسيِ اَنجي .باعثِ حالت دفاعيِ بيشتر شد
ميدوني كه هميشه احساس بدي ...نسبت به روشي كه تو رو
بزرگ كرديم داشتم .هميشه در حال فرار بودن
.درب هنوز بازه
.ميخوام بسته باشه- .تو متعفني-
!و تو يك فاحشه اي .يك فرقي هست
.من ميتونم پاكيزه بشم
!دست نگهدار- .بگو لطفاً-
. اورسون احساساتش رو بيان كرد- !لطفاً-
اين زندگي ...زندگيِ فعليِ منه
درخواست كمك از مردم براي .همه چيز
ميدوني چقدر اينكار سخته؟
.اورسون هاج دوباره لبخندي بر لب داشت
و اين شروع نگرانيِ همسرش بود
ميبينيد، از زمان تصادف بري هاج به اخلاقِ .طاقت فرساي شوهرش عادت كرده
عادت به ...خشم غير منتظره
...غم و اندوه ناگهاني
.و افسردگيِ عميق
اما بتازگي، يك آرامش عجيب اورسون رو فرا گرفته
و همسرش احساس ميكنه يك چيزي .بطور ترسناكي درست نيست
.بدبختانه حق داشت
اينجا چه خبره؟
.سلام، بري
فقط فكر كردم چيزهايي ...كه ديگه لازم ندارم، بدم بره
هي، اورسون سايز هشت و نيم اينها رو هم گرفتي؟
،متاسفم، روي .فقط سايز مردانه هست
ببين ميتونم درك كنم چرا شايد بخواي وسايل ورزشيت رو رد كني بره
اما چرا كتابها و سي دي هات رو داري مي بخشي؟
و بخاطر خدا، هنوز ميتوني .از هدفونت استفاده كني
!اينها شگفت انگيز هستن
.اونو بده به من
شماها چتون شده؟
درك نمي كنيد كه دارين از يك مرد افسرده سوء استفاده ميكنيد؟
.بنظر كه سرحال ميومد- .تا زمانيكه خانم سرو كله اش پيدا شد-
متاسفيم بري،ما فكر كرديم شماها .دراينباره حرفهاتون رو زديد
خوب، ما صحبتي نكرديم، و اين ...در هر صورت دليل نميشه
كه شماها همه مثل گروه لاشخورها رفتار كنيد
اين كار خوبيه كه من اومدم خونه
يا دله دزدي شما .از داخل گنجه ي لباسهاش
ميدونيد چيه، بچه ها؟ .بايد بريم
و لطفاً غنائمي كه برداشتيد رو . پشت سرتون بگذاريد
هي، بيخيال، تو سن من اين فقط .يك وام كوتاه مدت هست
چي به سر تو اومده؟
.متاسفم، عزيز دلم
.قصد نداشتم ناراحتت كنم
وسايلم رو نگهدار .بگذارشون يك كنار
در نهايت .مهم نيست
بله، اورسون هاج دوباره لبخند .بر لب داشت
و بري بزودي .دليل اون خنده ها رو ميفهميد
ميدونيد، شوهرش .قصد داشت خودكشي كنه
خريد بهترين فيلمها و سريالهاي روز دنيا .::: SantaFilm ™ :::.
در اين نمايشِ بي پايان كه زندگي نام نهاده شده
هر كسي نقشي در نمايش .بازي ميكنه
بعضي در نقشهاي عاشقانه
.ديگري در نقش يك قرباني
و تعدادي هم .موجبات خنده رو فراهم مي كنند
اما اگر نمايش بخواد واقعاً ...متقاعد كننده باشه
بايد يك قهرمان و يك شرور ضد قهرمان .داشته باشه
.سلام خانم كينسكي
!ببين كي اينجاست
.پليس آشغالها
از ايراد گرفتن متنفرم
اما شما هنوز شيشه ها .و پلاستيك ها رو جدا نكرديد
قانون شهرمونه، يادتونه؟
...چقدر غبطه ميخورم به
جواني، زيبايي،توانايي براي ...ساعتها قايم شدن پشت بوته ها
و كشيك كشيدن برايِ يكي از همسايه ها .تا آشغالهاش رو بياره بيرون بگذاره
ببين، شايد شما قبول نكني .چقدر بازيابي زباله آسونه
.قبول مي كنم .فقط نميخوام انجامش بدم
من آكاسيو هاي بسته بندي رو قبل از اينكه ...تو بدنيا بياي مينداختم تو سطل آشغال
و آسمان هنوز آبي و گياهان هنوز .سبز هستن
الان شايد، اما براي نوه هامون چي؟
پسرم مردي نداره و دخترم هم .غير طبيعيه
.نوه هام كمترين نگرانيم هستن
پس شما به سياره مون هيچ اهميتي نميدين؟
زمانيكه اين يك مشكل بشه خيلي .وقته كه من مُردم
.بگذار سوسكها و رباتها سرش دعوا كنند
اينكارها بخاطر چي بود؟
تو چي فكر ميكني؟
بيخيال، نگاه كن، يك پير خرفت .نميخواد بازيابي كنه
تو به اين مسائل ديگه اهميت نميدادي، يادته؟
.البته كه هنوز اهميت ميدم- .آره، باشه، آره ميتوني اهميت بدي-
.فقط... پوششمون رو به باد نده
پس بايد چكار كنم؟
عقب واستم و تماشاش كنم سياره مون رو به گند ميكشه؟
اين دقيقاً همون كاريِ كه .قراره انجام بدي
بعضي وقتها خودت رو به درخت ...زنجير ميكني تا نَبُرَنِش
بعضي وقتها هم دنبال يكي .با اره ميگردي تا بِبُرنِش
اين چيزيه كه پاتريك .عادت داشت بگه
ما ديگه درباره ي پاتريك صحبت .نمي كنيم
.فقط نظرم رو گفتم- .خوب منم نظرم رو گفتم-
خوب وكيل گفت تو بايد اينجا ...رو امضاء كني
و با فروش سهم خودت رسماً .از كار كلوپ استريپ خارج ميشي
بگذار اميدوار باشم .سهمم رو در مجردي نگيرم
.واينهم يك يادگاريِ كوچولو از طرف ما
"رقص ليسي...اين اذيت كردن"
مطمئن باش ...تو گردش علميِ بعدي
كه با شاگردام ميرم، تنم ميكنم .ممنون جيمبو
.موفق باشي- .تو هم همينطور-
.خداحافظ خانم دلفينو- .مواظب خودت باش رابين-
موبي ديك؟ داستان نهنگ سفيد
نه، اون چيزي نيست كه شما فكر .ميكني اين داستان يك نهنگِ
.بله، ميدونم .اين يك داستان كلاسيكِ
خوب، من يك مقاله ديدم درباره ي
صد كتابي كه قبل از مرگ .بايد خواند
و فكر كردم با بيماريِ كلسترول بالا در خانوادم بهتر شروع كنم
.اوه، خوش بحالت
خوب حالا ميخواي چكار كني؟
خوب، اين ، هرگز شغل من نبوده واقعاً
.من حقيقتش يك معلم هستم
واقعاً؟
اين خيلي عاليه، منم به اينكه ...يك معلم بشم فكر كردم
راستش دو ترم هم دانشگاه رفتم اما ...خانوادم يك مقدار مشكل مالي داشتن
و خوب، 9 سال گذشته، هنوز دارم لباس .منگوله دار ميپوشم
رابين، يك درخواست از اتاق مشتريهاي .خصوصي داري
.خوب، موفق باشي با اون صدتا كتاب
.ممنون
.اوه، دوباره اين يارو
دائم بهش ميگم بجاي انعام .برايِ خودش يك مسواك بخره
.رابين، صبر كن
تو مجبور نيستي دائم كاري رو بكني .كه باعثِ ناراحتيت ميشه
خوب بخاطرش پول ميگيرم .خانم، دلفينو
نه، ميدونم، اما مجبور هم نيستي .اينجا كار كني
.تو ميتوني هر كاري كه بخواي انجام بدي- .گفتنش آسونه-
.خوب ، باورم اينه
.هيچوقت براي تغيير زندگي دير نيست
.رابين، الان وقتشه
.ازت ممنونم
اونهم با خودت ميبري؟
وقتي مشتريها زياده روي ميكنند دوست .دارم با يك چيزي بكوبم تو سرشون
. تقريباً يكنفر رو با "جنك و صلح" كشتم "جنگ و صلح كتابي از تولستوي"
.خوب من رانندگي ميكنم
.اون يارو با ماشينش اومد مقابل من- .راه رو بست-
بله، يك كمي ناراحت بودم- .تو بشدت عصباني بودي-
اما پشت چراغ قرمز وقتي شروع كردم ...به دري وري گفتن به طرف
تام بسمت طرف خم شد و گفت .با عرض پوزش، مسئله ي مهمي نيست
.اون فقط روز بدي رو ميگذرونه- .لزومي نداشت تو با يارو درگير بشي-
.اون ديوونه بود- .طرف رو مورد اهانت قرار دادي-
!داشتم از تو هواداري ميكردم- .بله، اما تام در حال رانندگي بود، لينت-
چه چشم پوشي يا سروكله زدن با مرد تو جاده رو انتخاب كنه، اين تصميم مربوط به اونه
اجازه بده گاهي اوقات اونهم رويِ ...صندليِ راننده بنشينه
.وبه معنايِ واقعيِ كلمه
نتيجه ميشه 4 بر صفر به نفع تام .و به ضرر بهانه جويِ مطرود
تويِ اين اتاق هيچ تابلوي ثبت امتيازي .نيست، خودت ميدوني كه
فكر كنم امروز كار هر دوتاي شما .عالي بود
.سه شنبه ي بعد، همين موقع- .ممنون دكتر، اين احساس واقعاً عاليه-
.آره، عاليه
هميشه وقتي از اينجا ميايم بيرون .خيلي احساس بهتري دارم
.آره مطمئنم بهتري- چي مگه تو نيستي؟-
منظورم، فكر كنم واقعاً كارش .داره كمك ميكنه
آره، منم فكر كنم دائم به تو كمك ميكنه
و اينطوري .دائم به من ضربه ميزنه
.بيخيال، لينت .همچين فكري نكن
اين حقيقتيه، اون هميشه طرف تو رو ميگيره .يك تشخيص اضافي ميخوام...
لينت
احتمالاً ما بايد .به فكر يك مشاور ديگه باشيم
.وقتي شروع كرديم عاشقش بودي
آره ، وقتي زندگيمون رو هم شروع كرديم .عاشق تو هم بودم
همه چيز تغيير ميكنه .حالا راه بياُفت بريم
.صبر كن
.فكر كنم كليدهام رو جا گذاشتم
نه، نميتونم، امشب تمرين .نهاييِ نمايشه
.باشه بعداً باهم صحبت ميكنيم
متاسفم .كليدهام رو فراموش كردم
.اشكالي نداره
منظورم استراق سمع نبود
شما داشتيد مي گفتيد تمرين نهاييِ نمايش داريد؟
.اوه، اون
بله، يه جورايي يك نقش كوچولو .تو نمايش آخر اين هفته دارم
واقعاً؟ شما يك هنرپيشه هم هستين؟
.خوب، تفريحي تو كالج بازي ميكردم
استعدادم يك هديه ي كوچيكه بنابراين سعي ميكنم زنده نگه دارمش
چه نقشي هست؟ ...منظورم .دوست داريم بيايم ببينيمش
"مارك آنتوني و كلئوپاترا" .اما اين فقط يك توليد محلي است
هرگز دوست ندارم بزور بنشونمت .پايِ اين نمايش
باشه، خوب، اگر شما دوست نداريد ...ما بياييم
اينم آگهيِ نمايش .اجراي بعداز ظهر نيمه بهاست
سلام... !سلام
من به آنا احتياج دارم .تا ميرم فروشگاه مواظب دخترها باشه
شوكه شدم به موبايلش هم .جواب نميده
.مشكلي نيست، بيا داخل
.اونها تازه رفتن بالا اتاق دني
!آنا
!گبي اومده
پس رفتن تو اتاق دني؟
.آره، داشتن به موزيك گوش ميكردن
صداش هم خيلي بلند بود .منم درب رو برويشون بستم
پس اونها خودشون هستند ...با خودشون
با درب بسته؟
دوتا نوجوان تنها ، با هم با معامله هاشون؟
!آنا ! كون بجنبون
گبي، مشكل چيه؟ .اونها تازه رفتن تو اتاق دني
No comments yet. Be the first to leave one.