ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کی یه پسر چاق میخواد ؟ . چاقا که همیشه تنبلن
کدومو انتخاب میکنید ؟
شاید اون یکی بهتر . از همشون باشه
این پسرا چطور ؟
من بهتون یکی از همینارو . پیشنهاد میکنم ، آقای ایوب
من دارم با اینکار جایگاهم رو . به خطر میندازم
این پسر بچه ی موطلایی چی ؟
_ سال پیش اومده به یتیم خونه . پسر یه زین ساز بوده
. پدر و مادرش سل داشتن
. . . این دو نفر به نظر مریض میان
ما هم دوتا گوساله بهتون پیشنهاد میدیم . جناب وکیل
. خرده نگیرید ، خانم
من مجبور میشم که تاریخ . . . فرزندخواندگی رو 5 سال به عقب ببرم
. یعنی تا سال 1938
این بچه که اصلا . اینجا هم به دنیا نیومده آخه
این روزا یهودی های دیگه . حق ندارن بچه ای رو به فرزندی بگیرن
خصوصا اونایی که مسیحی نیستن . جناب وکیل
. . . منم همینو میخوام
یه مسیحی که بتونم . همه چیزمو بزارم برای اون
! بده من لطفا
-- اون یکی رو نشونم بده . اونو
. مثل روباره هار گاز میگیره . خدا مارو از شر کسایی مثل اون خلاص کنه
. دخالت نکن ، رُزا ، خودم سر عقلش میارم . پسر خوبی ه ، آقای ایوب
یخورده وحشی هست . ولی تو آغل گوسفندایی زندگی میکرده که آتیش گرفتش
. عجیب نیست که انقدر سرکشِ
. ولی بلده چطور با حیوونا سر و کله بزنه
. یکم رنگش پریده
- خب خریدیمش
. وکیل بقیه ی کارای اداریشو انجام میده
مدرک مربوط به غسل تعمیدش . هم میخوام
! تکون نخور
! ولم کنید
. جیغ و داد نکن
. خیلی وحشی ه ! رُزا
ترتیب انتقال گوساله ها . به شمارو میدیم
میخوایم به سلامتی این اتفاق . بریم رستوران کِرونا
اگه بلایی سرش بیاد ! تو مقصری
منو کجا میبری ؟
! نمیخوام برم
داد و بیداد نکن ، آروم باش ! مراقب رفتارت باش
. خودتو کنترل کن
هی ، تو ! هی
. عجب بچه ای انتخاب کردی . انتخابت خیلی خوب بود ، ایوب
-- بچه هارو که ما انتخاب نمیکنیم . خدا اونارو اعطا میکنه
. بیا بالا . ولش کن
اگه صاحب نداری بدو بیا دیگه
. امروز روز فرزند گیری ه
. دیگه به اندازه ی کافی کشیدم
چه از سگ ، چه بچه ! چه خودم
-- پسرم . سگِ داره میاد دنبالش
. باید بیشتر مراقبت کنی ! این یه حیوون کوچولوی وحشی ه
. وقتی اینو خریدیم دیدمش ! راه دیگه ای نداشتم
خداوند شور زندگی رو از . . . گوساله ها به اون پیوند میزنه
تا نشانه ای رو جلوی چشممون بزاره . واسه همین با این پسر آشنا شدیم
. . . اون گاو پیرم همینجوری شد
. با اون دختره عوضش کردن
چی ؟ با اون پستان های پژمرده و پلاسیدش ؟
. . . اگه نور زندگی رو تو اون میدمید
. همه چی آروم و منظم بود
میشنوی ؟ . میخواد سر خدا رو هم کلاه بزاره
. یه گوسفند پاش رفت
چرا اینم نمیگی که پشیزی هم ارزش نداشت ؟
یالا ، بپر ! هاپ
! برو خودت راه بیا
! گوش کن ، هی
. . . خدای من
. اوه لعنتی
. برو پیش گوسفندا بشین
اول خداروشکر میکنی . بعد همچین حرکتی میکنی
وقتی خداوند بچه ای رو اعطا میکنه . نگرانیش هم میده
اگه کسی سئوال کرد که . . . پسر کی هستی
بگو پسرِ عمو ایوب هستم . کسی که تورو در ازای دو تا گوساله خرید
بدون معطلی اینم بگو که " ! من یهودی نیستم "
داری بهش یاد میدی ؟ . آره
. قلاب رو بیار . بجنب
. از سمت راستش برو کمکش کن
. بسپرش به سگِ
وایسا وایسا ! تورو خدا وایسا
. دارن میرن سمت زمین های گلی
. از راستش
! وایسا ! وایسا ، لعنتی
. اینجوری واسه شنبه نمیرسیم
یانی ؟ ایلکا ، یانی کجاست ؟
عمه رُزا . میخواست دست بزنه به سینه های من
صبر کن یه چیزی بگم ! بهش
. موجود بی خدا
اگه بازم به دختره دست بزنی ! میفرستمت بریا
-- یه بچه نیاز داره که هر روز به دنیا بیاد . خودت که خوب میدونی ، رُزا
! هی وایسا ! ولم کن
! یانی ، برو دنبالش ! بگیرش
! برو دنبالش
چی شده ؟ آب بازی میخوای ، بچه ی دیوونه ؟
. ولم کن
. خیس آب شدی
. یانی هم خیس شد
لاکو ، از حالا به بعد . تو وسگت کنار ما زندگی میکنید
خودت میفهمی که چه . جای خوبی ه
. اینجا خونست
اون مامانِ . منم باباتم
. یخورده شیر بخور ، مطمئنم که گشنته
! نمیخوام
کار بدی کردی ، لاسکو . کل شیر ریخت زمین
. گریه نکن ، خوشم نمیاد
. گریه نکن
. گریه نکن
. شنبه ی پاک ( یومتوی پاک ( یومتو عید یهودی ها
- بهتره تو و سگت از اصطبل برین بیرون دیگه
باید بودن تو خونه رو هم امتحان کنی . یالا
! نمیخوام
چرا ؟ . میترسم
.نترس
شنبست . ما میخوایم برای خدا شمع روشن کنیم
اون کیه ؟
. . . اون . . . اون ! ولش کن
خدا گفته که شنبه ها . . . رفت و آمد به معبد باید متوقف بشه
. چون روز سبتِ
! چقدر سنگینی
. . . یکشنبه ، میره تو کلیسای پروتستان ها
چون خدا اونجا . مهمانی ه شام تدارک دیده
. ولی تو به کسی نگو چرا ؟
. ( اون گل میخکِ ( اسم گاوه . بزار بهش غذا بدیم
. باید بعدا آزادش کنیما
خیلی خب ، کیو میگی ؟ . خدارو میگم دیگه
باشه ولی آخه چرا ؟
اگه دوست داری ، من بدون نمک ! این گُلو میخورم
اگه تو دوست داری . منم یکی میخورم
! منم این مورچه رو میخورم
مامان رُزا بفهمه که مورچه خوردی . قشقلق به پا میکنه
-- ادویه ، نمک ، ابزار آلات ! تو این دکه همه چی داریم ، خانما
کل زندگیمون سر داشتن یه وارث . دعوا کردیم
! هفت تا قبر تو گورستون داریم
این زنه 7 بار زاییده ! ولی ما 7 بار مراسم ختم برگزار کردیم
! بسه دیگه
داری این چیزارو خطاب به خدای متعال میگی ؟ . اصلا نباید در این مورد بحث کنیم
. بسه ، همینطوره . چیزی نداریم که منتظرش بمونیم
. . . مندل
چرا خدا هفت تا بچه ی منو فرستاد به مصر ؟
. ولم کن
دوست ندارم کلمه ای از حرفات رو بشنوم . داری کُفر میگی
. شاکی نشو ، ایوب
مگه من شکایتی کردم ؟ . ما مرغ و جوجه و و کلی غاز رو پرورش دادیم
ولی خب من دوست دارم . حداقل یه آدمو به خاطر خدا بزرگش کنم
-- نمیخوام قبل اینکه بمیرم . خب شاید دیر باشه
فرشته ی مرگ بر سر مردم . اسرائیل نازل شده
بردگی ه بدتری نسبت به بابل . در انتظارمونه ، خاخام
. دخالت نکن ، رُزا
. . . دستفروش لهستانی گفت
هیتلر به مراتب با خطر بیشتری نسبت . به دانیال نبی روبرو شده
. وقتی برامون نمونده
اگر خداوند از من بپرسه که . . . کارم رو به پایان رسوندم
میشه بهم بگی چی باید جواب بدم ؟
. . . بله ، اون هیچ فرزندی بهم نداد
واسه همین الان یه بچه گرفتم . تا وظیفه ی خودم رو تکمیل کنم
ولی رفتی یه بچه ی . غیر یهودی گرفتی
اگه ناجی باشه چی ؟
یهودی یا غیر یهودی . هر پسری میتونه یه ناجی باشه
میتونستی یکی از 15 تا بچه ی . براون رو بگیری
! همشونم پسرن
تموم بچه هایی که خدا به براون داده . چشماشون چپِ
ولی اون بهم گوساله داد . با همونم رفتم یه پسر بچه گرفتم
. بله . یه پسر ختنه نشده
این پيش پوست حقیر چه اهمیتی برای خداوند داره ؟
هر جوری خودش ( خدا ) بخواد . تطهیرش میکنه
. . . اگه اسرائیل پا برجا بمونه
نمیتونم بدون آگاهی از اینکه . یه کسی میاد منو نجات میده بمیرم
هر چه به تو اعطا شده . روزی از تو پس گرفته خواهد شد
ای خدای بزرگ چرا این اجازه رو به من ندادی که بزرگشون کنم ؟
چه گناهی از من سر زده بود ؟
. تا ابد مراقبش باش
با کی حرف میزنی ؟
زندگیش رو سرشار از شور . و نشاط کن
اجازه بده که تا باعث عاقبت بخیری ه . . . ما بشه
. . . خدای بزرگ
داری از گوساله ها حرف میزنی ؟
باشد که جرقه های زندگی بخش تو . . . او را توانا کند
تا همانند آسمانی پرستاره . بزرگ بشود
او را ذلیل و سر افکنده نکن . خوی حیوانی ه او را رام کن
یار و یاورم . باش ای خدای بزرگ
! دورکا
! دورکا
پسره کجاست ؟
-- رفت بین نی ها . من و ایلکا برش گردوندیم
مثل یه روباه هار رفتار میکرد ! واسه همین اینجا زندانیش کردم
!این تو ؟
. خب ، قبلا هم همینجا زندگی میکرده
! خر بدبخت
. رفته بودی پیش اموات . نمیخواستم دعاتو خراب کنم
. بهت هشدار دادم
-- بچه ی بی ادب و هتاکی ه ! گم شده
. رفته بود لای نی ها . من و ایلکا برگردوندیمش
. اون به اندازه ی دو تا گوساله ارزش داشت . جاش باید تو گورتو گم میکردی
. قطعا از حقوقت کم میکنم
. ممکنه غرق شده باشه
از مرداب برو بیرون ، رُزا . خدای من
. بچه های خودمون که بی مسئولیت بودن
! لاکو
! برو خونه رُزا . حتما گربه ی ماهی خوردتش
-- حالا از بچه ی خودت شاکی شو . قبلا جاش گوساله بود
! لاکو
. همینه : نواده ی گوساله ها
No comments yet. Be the first to leave one.