ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.در سراسر هستي، ستاره ها منفجر مي شوند
.اينها اتفاقات عظيم کيهانيست
،اما از نظر اين دانشمندان
.اين انفجارها ، فانوسهايي در عمق فضا هستند
آنها نبرد حماسي
بين دو نيروي نامرئي و .اسرار آميز را منور ميسازند
.از يک نگاه، ما وجودمان را به آنها مديونيم
،و از نگاهي ديگر .آنها در کار نابودي ما هستند
حال ما در کشمکشي دروني
،براي درک اين نيروهاي عظيم هستيم
.تا ياد بگيريم ماوراي تاريکي را ببينيم
.فضا...زمان...زندگي
.اسرار کيهان در کرم چاله ها نهفته است
"ماوراي تاريکي"
من و شما ...خورشيد و ستاره ها
و هر چيزي که مي بينيم ، در يک چيز مشترکند
.همگي ما از اتم ساخته شده ايم
اتمها تقريباً تشکيل دهنده همه اجرام شناخته شده در جهان هستند
اما...کيهان خيلي بيش از اينهاست
وجهي که ما .تازه شروع به ديدن آن کرده ايم
بدن ما، خانه ما ، جهان ما
و حتي وسعت ناديدني فضا
همه در همکاري با هم هستند با يک عنصر اسرار آميز
...فرمي عجيب از ماده
که بسياري از دانشمندان .درباره وجودش شک داشته اند
،اما در سال 2009 يک ردياب فوق حساس
.اولين نشانه هاي آن را دريافت کرد
،کشفي تکان دهنده
که ما را وا مي دارد تا اساساً
درباره جايگاه خودمان در جهان
.و حتي سرنوشت قطعيمان تجديد نظر کنيم
من وقتي بچه بودم ،عادت داشتم شبها در اتاقم دراز بکشم
.با حس وحشت از چيزي که در تاريکي وجود داشت
...يک شيطان بود؟
،يا لباسهاي خودِ من که پشت صندلي ريخته شده بود؟
چراغ قوه ام را به ته کمدم مي انداختم
به اميد اينکه شبح خيالي معلق را ببينم
.البته من هيچوقت چيزي در اين سايه ها پيدا نکردم
اما تنها به اين دليل که ،شما نمي توانيد چيزي را ببينيد
.به معناي آن نيست که هيچ چيزي هم وجود ندارد
"در دهه 60، ستاره شناس جواني به نام "ورا رابين
تصميم به جستجوي حوزه اي از فضا کرد .که مطالعه کمي درباره آن انجام شده بود
.من دو تا بچه داشتم .يکي تقريباً دوساله و ديگري حدود 4 ساله
و علاقه اي نداشتم تا
با ستاره شناسان ديگه .روي موضوعات داغ، رقابت کنم
ورا رابين" مي دانست"
که اگر او در زمينه يک موضوع داغ ،مثل سياهچاله مطالعه ميکرد
ستاره شناسان ديگر وادارش مي کردند .تا آن را منتشر کند
،بنابراين به جاي اين کار .او شروع به موج سواري بر خلاف جهت کيهان کرد
مطمئن نيستم که واقعاً بدونم
،چرا در کار مطالعه کهکشانها بودم
به غير از اينکه ظاهراً برام خيلي اسرار آميز بودند
و به خصوص مطلب زيادي هم درباره
.جنبشهاشون در دست نبود...تقريباً هيچي
ورا" ابتدا تلسکوپ خود را"
،بر روي نزديکترين همسايه کهکشان راه شيري .اندرومديا" مستقر کرد"
که مثل بيشتر کهکشانها، حجم متراکمي .از ستاره ها را در مرکز خود داشت
او انتظار بيليونها ستاره را داشت
که حول اين برآمدگي مرکزي در گردش باشند
بر روي مداري ، درست مثل سيارات منظومه خورشيدي خودِ ما
"و مطابق با قوانين جاذبه "آيزاک نيوتن
که هرقدر از مرکز دورتر برويم
.مدار آنها سرعت کمتري مي گيرد
اين مدليست از کهکشان که
پدرم براي من
،در حدود 40 سال پيش .وقتي که بازنشسته شد ساخت
"اين نشون مي ده که "نيوتن .دقيقاً از تئوري خودش چي مي دونسته
،اين چهار سياره اي که در اينجا مي بينيد
.مرکوري، ونوس، زمين و مريخ هستند
،مريخ کندترين اونهاست .و زمين بعد از مريخ کمترين سرعت رو داره
.مرکوري هم پرسرعت ترين سياره هست
چون فشار جاذبه براي مريخ به طور قابل ملاحظه اي کمتر از
،مرکوريست
.مدارش هم حرکت کند تري داره
اين دقيقاً همان الگوييست که ورا" انتظار ديدنش را"
در هنگام مطالعه ستاره ها .در حال دوران به دور کهکشانها داشت
،هر چه از مرکز دوتر برويد .سرعت کمتر مي شود
.اما اين همان چيزي نبود که "ورا" يافت
دو سال وقت برد
تا شتاب 90 ستاره کهکشان "اندرومديا" بر آورد بشه
.و نتيجه آنهم واقعاً تکان دهنده بود
ما فهميديم که همه ستاره ها
با شتاب يکساني در حرکت بودند
.يعني همان 250 کيلومتر در ثانيه
،در طول چند سال پس از آن
از هر کهکشاني که "ورا" مورد بررسي قرار داد
.همان نتيجه عجيب به دست آمد
تمامي ستاره ها تا انتهاي لبه کهکشان
،داراي يک سرعت بودند
.کاملاً متفاوت از روش کار منظومه خورشيدي
تنها توضيح آن
اين بود که فشار جاذبه
،با دورتر بودن ستاره از کهکشان .ضعيف تر نمي شود
اما اين اتفاق ،تنها در صورتي مي افتد
که کهکشانها جرمي بيش از .آنچه که ستاره شناسان مي ديدند، داشته باشد
توضيحش اين بود که
بايد مقدار شگفت انگيزي .از يک ماده نامرئي در کار باشه
در حقيقت ممکنه که 90% تا 95% از مواد کهکشان
.نامرئي باشه
.اين ايده اي کاملاً تکان دهنده بود
ممکن است کهکشانها با عنصري غير قابل ديدن پر شده باشند
چيزي که دانشمندان مي توانند آن را .ماده سياه" بخوانند"
،اما چنين ايده اساسي .نيازمند شواهدي قوي بود
،بزودي دهها ستاره شناس به بررسي مشاهدات "ورا" پرداختند
،تا او را رد کنند
يا اينکه بفهمند
اين ماده سياه اسرار آميز چيست .و يا در کجا مي توان آن را يافت
براي من خيلي حيرت انگيز و مفرح بود
که اين زمينه رو انتخاب کرده باشم تا کاري رو دستم بگيرم
که هيچکس بهش توجهي نداره
و ناگهان درگير اينهمه ستاره شناس شده باشم
که همه ايده ها و مشاهدات خودشون رو داشتند .و خود موضوع هم موضوعي بسيار داغ بود
،در آنسوي اقيانوس اطلس در انگلستان
"کيهان شناس ارشد ،"کارلوس فرنک
شروع به تحقيقات پيرامون نظريه "ماده سياه" کرد
،و نه با استفاده از تلکسوپ .بلکه با استفاده از طرح پرسش
قوانين جاذبه نيوتن را برداريد
و آن را در کامپيوتر شبيه ساز فوق پيشرفته بريزيد
.و ببينيد چه مي شود
.اين يک دستگاه کيهانيست يک سوپر کامپيوتر بزرگ
.که تنها کار آن، شبيه سازي جهان است
اين کامپيوتر از 1300 کامپيوتر ديگر تشکيل شده که همه با هم کار مي کنند
با اين وجود ماهها زمان مي برد
.تا شبيه سازي بخش کوچکي از جهان تکميل شود
اين قدرت خارق العاده کامپيوتريست که تقريباً فوق تصور است
.اما تنها راهيست که بشود جهان رو منور کرد
کارلوس" اين شبيه سازي را"
با چيزي که دانشمندان فکر مي کنند جهان اوليه ...از آن ساخته شده است، آغاز کرد
.ابر غول پيکري که در فضاي خالي شناور است
سپس به انتظار نشست
تا ببيند که اين دستگاه کيهاني قادر به ساخت يک کهکشان
.مثل همانها که ما مي بينيم، هست يا نه
چه اتفاقي مي افته وقتي که بخواهيم يک کهکشان رو در يک کامپيوتر
با استفاده از عناصر قابل رويت توليد کنيم؟
اتفاقي که مي افته اينه که .در نهايت کهکشان درست نميشه
ستاره ها فرم مي گيرند و رشد مي کنند
بزرگترين ها يا ابر اخترها منفجر مي شن
.و انرژي بي نظيري از خودشون ساطع مي کنند
اما به اندازه کافي جاذبه وجود نداره
،تا اين گازها رو به هم متصل کنه
.پس کهکشان هم در نهايت خودش رو از بين مي بره
گازها پراکنده مي شن و فقط مقدار کمي از اونها باقي مي مونه
.اما اين همان چيزي نيست که جهان ما رو شکل داده
بنابراين "کارلوس" شروع به اضافه کردن .ماده سياه" به معادله خود کرد"
،ابتدا اندکي از آن
.و سپس پنج برابر و هم اندازه ماده مرئي
،پس از چند هفته
...اتفاقي عجيب در دستگاه کيهاني رخ داد
.عجيب، از آن جهت که بسيار آشنا بود
اين يک کامپيوتر شبيه ساز فرم دهنده کهکشان هست
با ماده سياه نامرئي و گازي که .در اينجا به رنگ سبز ديده ميشه
در حدود يک بيليون سال پس از بيگ بنگ
.خوشه هاي ماده سياه فرم گرفت
گاز وارد اين خوشه ها شده .و به ستاره تبديل شد
اما با نيروي ماده سياه
،يعني همان ماده سياه نامرئي، يا جاذبه
،اين توده ها به هم جذب شده
کليد بزرگترين ساختار ممکن، زده شد
،تا 10 بيليون سال بعد
کهکشان دَوّار زيبايي .مثل راه شيري ما، فرم بگيره
کارلوس" نشان داد"
که اين کهکشانها حتماً زماني فرم گرفته اند .که با "ماده سياه" پر شده اند
اما آيا راهي براي اثبات اينکه
اين اتفاق واقعاً رخ داده ، وجود دارد؟
،در "ادينبرگ" اسکاتلند
ريچارد مسي" هنوز هم در تلاش" براي يافتن پاسخ اين سوال
و پيشگام راه تازه اي براي :به دام انداختن "ماده سياه" است
.يک لنز گرانشي
.بايد از نبوغ اين مرد ممنون بود
،البرت آينشتاين" فضا را با نگاهي تازه"
به عنوان ماده اي قابل انحنا و قابل انعطاف مي ديد
.که تحت تاثير جاذبه قرار دارد
،هر چيزي که داراي جرم باشد از ستاره گرفته تا کهکشان
.مي تواند زمينه فضا را مثل لنز خم کند
،با ايجاد اين انحنا .نوري که از آن عبور مي کند نيز، منحرف مي گردد
ماده سياه، نور رو منعکس نمي کنه
.نور رو جذب نمي کنه و اون رو منتشر هم نمي کنه
نور فقط از اون عبور مي کنه .بدون اينکه تاثيري روي اون داشته باشه
پس ما بايد دنبال چيز ديگري باشيم
راهي که به لحاظ گرانشي
.اجرام مرئي پيرامونش رو تحت تاثير قرار بده
اين ايده که نور با
فضا و زمان خم بشه و بشکنه به نظر عجيب مي رسه
.اما در واقع بسيار آشناست
ما انکسار نور رو هميشه مي بينيم
.مثل هر بار که به ته گيلاس شرابتون نگاه مي کنيد
.اجازه بديد بهتون نشان بدم منظورم چيه
،با وجود اينکه گيلاس شراب شما شفاف هست
،و نور مستقيم از اون عبور مي کنه اما شما ميدونيد که گيلاس شراب وجود داره
.اون هم به خاطر به هم ريختگي تصاوير پشتش
.ماده سياه هم دقيقاً همينطوره
نور رو از جهات فيزيکي مختلفي مي شکنه
.نتايج کامپيوتري هم همين نتيجه رو داره يعني همين تصاوير
از کهکشانهاي دور
،در هر جايي که ماده سياه سر راهشون باشه .به هم ريخته به نظر مي رسند
،به مدت دو سال
ريچارد"، سرپرست تيمي از" ستاره شناسان بين المللي
و مدير ناوگاني از تلسکوپها بود
تا يک قسمت از فضا را در شب هنگام
به منظور ديدن .تک تک قوس لنزهاي گرانشي جستجو کنند
No comments yet. Be the first to leave one.