ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آخ!
کجاست؟ کجا قایم شده؟
نمیدونم. از دیروز دنبالشم.
برای آخرین بار ازت میپرسم. کجاست؟
نمیدونم.
میخوای باهاش چیکار کنی؟
همینجا باش، شاید اون موش کثیف پیداش شد.
باشه.
داری از کی محافظت میکنی، احمق نفهم؟
یه خبرچین که دوستای خودش رو لو میده؟
اونا دوستای تو هم بودن.
فهمیدم. میخوای مثل اون عوضی بشی، آره؟
چان لائو. تئاتر چینی.
تو همینجا پیش این آشغال بمون.
نودلز. نودلز. نودلز.
آروم، آروم.
از اینطرف. عجله کن!
اون پایین. خیابون مات. برو. برو. برو.
نودلز.
منو باز کن.
همینطوری بمون. نه، بمون. میخوام بدونن من این کارو کردم.
کجا میری؟ میرم ایو رو بیارم.
نکن.
چرا؟
اونا... اونا قبلاً اونجا بودن.
چیزی لازم داری؟
پول؟
بیشتر از نیازم دارم. آره، همهش مال توئه حالا.
کجا؟
آقا، کجا میخواین برید؟
هر جا. اولین اتوبوس.
بوفالو؟
یکطرفه.
میشه یک دلار و بیست سنت.
میخوام یه ماشین اجاره کنم.
لطفاً اینو پر کنین؟
تاس بریز، رفیق. تاس بریز.
نودلز.
کلید ساعتت رو آوردم.
در رو قفل کن.
کی برگشتی؟
امروز.
چرا؟
اونا باهام تماس گرفتن.
کیا؟
فکر کردم شاید تو بدونی.
من؟
من دیگه هیچی از هیچکس نمیدونم.
یه نوشیدنی بهم تعارف نمیکنی؟
آره، ببخشید. حتماً. البته.
لطفاً بنشین.
رابرت ویلیامز کیه؟
من هستم.
"بدین وسیله به اطلاع شما میرسانیم که پس از فروش
قبرستان بث اسرائیل"
کنیسه اینا رو فرستاده بود اگه میخواستین عزیزانتون رو جابجا کنین.
منم همین نامه رو واسه پدرم گرفتم.
فقط اون نامه رو کنیسه نفرستاده. من هفته پیش گرفتمش.
خاخام بهم گفت هشت ماه پیش اونا رو فرستاده.
آره، درسته. منم تقریباً همون موقع گرفتم.
خب، خاخام دیگه چی گفت؟
گفت شانس آوردم. جسد فیلیپ اشتاین،
ماکسیمیلیان برکوویچ، پاتریک گلدبرگ قبلاً رزرو شده بودن.
و اونا تو یه قبرستون خیلی شیک تو ریوردیل بودن.
همهی اینا یعنی چی؟
یعنی
"نودلز، اگرچه در گمنامی مطلق زندگی میکردی،
پیدات کردیم. میدونیم کجایی."
یعنی
"آماده باش."
برای چی؟
این تنها چیزیه که نگفت.
تو چی فکر میکنی؟
فکر میکنم جواب اینجاست. واسه همین برگشتم.
هوم.
همهچیو آوردم اینجا.
مجبور شدم خونه و اتاق پشتی رو بفروشم.
همیشه فکر میکردم شاید خودت به
اون یک میلیون دلار دستبرد زدی. ولی حالا میدونم
تو
از همیشه بدتر وضعیتت خراب شده.
ولی من فکر کردم تو بودی که...
نه، اشتباه فکر کردی.
چمدون خالی بود.
پس کی برداشتش؟
این چیزیه که سی و پنج ساله از خودم میپرسم.
اگه اذیتت میکنه، میتونم اینجا بخوابم.
میتونی اتاق منو داشته باشی. نه. خوبه.
خواهرت چطوره؟ سالهاست ندیدمش.
اون حالا یه ستاره بزرگه.
باید میدونستیم، نه؟
همیشه میشه برندهها رو سر خط شروع شناخت.
همیشه میشه برندهها رو شناخت و بازندهها رو هم میشه شناخت.
کی یه پاپاسی روی تو شرط میبست؟
من هرچی داشتم روت شرط میبستم.
آره، و میباختی.
خب، خستهای. شب بخیر.
شب بخیر، مو. ممنون.
تمام این سالها چیکار میکردی؟
زود میرفتم میخوابیدم.
دبورا، بابا میگه باید کمک کنی.
نه.
همهجا مشتری داریم. نمیتونیم همه کارو بکنیم.
سعی کن. من کلاس فن بیان دارم.
فت، بهتره دستشویی رو اسپری بزنی. یه سوسک توش دیدم.
ببخشید. دیوونه!
متأسفم، امروز نمیتونم بیام.
باشه. خداحافظ.
متأسفم، فتس.
نودلز! باگزی برامون کار داره.
عجله کن. اون منتظر نمیمونه.
کیو سوسک صدا میکنی؟
خب، تو چی هستی؟ کثیفی، حالمو بهم میزنی.
مثل یه سوسک از دیوار توالت بالا میری. خب، تو چی هستی؟
ولم کن!
حالت رو بهم میزنم، آره؟ پس چطور کونت رو به من نشون دادی؟
به یه سوسک.
برو خودتو نگاه کن، دیوید آرونسون.
اگه دست از سرم برنداره، اون چیزی رو بهش میدم که دنبالشه.
باگزی چی میخواد؟ باید یه مفتخور رو بیدار کنیم.
اون عوضی تو دکهی روزنامه پول رو نداده.
بفرمایید پولتون، آقا.
عالیه.
نگاهش کن، عالی به نظر میاد! وای!
یالا، رفقا.
یالا، یالا.
حالا تصمیمت رو بگیر.
نودلز، همون یه دلار رو برداریم. آره.
اسکیپ، بفرمایید.
اون یکی.
اونو.
هی سم، پنجشنبهی دیگه میبینمت.
اون یکی.
دیوونه شدی؟
باگزی گفت یا میتونیم یه دلار رو برداریم یا اون مست رو بزنیم.
آره، ولی هنوز حتی مست هم نشده.
صبر میکنیم.
خب، اونو که اونجاست بزن. چی رو بزنیم؟ همهاش رو خورده.
اون مست کوچولو رو بزنیم.
ژاکت.
اون "ک.ن گوزی" ئه.
لعنتی!
باید همون یه دلار رو برمیداشتیم.
میتونستیم ۱۰ تا ساندویچ گوشت گوسالهی شور با نون کنجدی بخوریم.
نگاه کن، کالسکه ما رو از "ک.ن گوزی" پنهان میکنه. آماده شو!
الان! ژاکتت رو روش بنداز.
آقا، مریضید؟ طفلکی، خوب میشید. کمکتون میکنم.
یالا، بلند شو.
تو بدتر از عمو ناتان من هستی.
چرا میخوای مست کنی؟ میبرمت خونه.
برو، مامان.
همونجا وایسا. هی، تو! آره، با توأم.
شما بچهها اینجا چیکار میکنید؟
ما بچهها اینجا چیکار میکنیم؟ داریم گاییده میشیم.
آره، داریم گاییده میشیم. مگه قانونی علیهش هست؟
میتونی یه سکه به این بچه جاکشها که همین الان حال کردن بدی؟
از اینجا گمشو. از خیابون برو.
برو. و برنگرد.
دیگه نمیخوام اینجا ببینمتون. باشه؟
هی، بعدا میام دنبالت.
آره، ولی اول اینجا به دستشویی ضربه بزن.
بابام داره دعا میکنه و مامانم داره گریه میکنه.
و چراغها خاموشه.
واسه چی باید برم خونه؟ حداقل اینجا میتونم بخونم.
کجا میری؟ مامان، عصبی نشو.
ظرفا رو باید تمیز کنی.
پگیله؟
الان برمیگردم، مامان. باید برم دستشویی.
سلام، پگی.
حداقل میتونستی در رو قفل کنی.
دوستش نداری؟
بهترش رو دیدم.
زیاد دیدی؟ چند تا دیدی؟
من بهت میگم چند تا. هیچکدوم.
بذار مال تو رو ببینم.
فقط نگاه، بدون لمس.
پگی... پگی، من...
خوشت میاد، نه؟ مجانی نه، من نمیخوام.
یه "شارلوت روس" برام بیار، بعد هر کاری خواستی میتونی بکنی.
فردا. فردا برات میارمش.
فردا میارمش. من نسیه نمیدم.
قول میدم. قول میدم.
بهتره دست از فشار دادنم برداری وگرنه تو شلوارم خرابکاری میکنم.
خب، میری بیرون؟
یالا، یالا.
شش نسخه به من بده.
شلوارتو بنداز پایین تا دوباره بهت حال بدم.
منظورت "دوباره" چیه؟ اون یه داستان طولانیه.
و ببین ساعت چنده.
الان 6:34 دقیقهست. و من باید برم.
وای، کلی کار دارم.
یه دقیقه نگهش دار.
حالا 6:35 دقیقهست. و من هیچ غلطی ندارم بکنم.
فقط وایسا، مادر سگ. من با وقت تو یه کاری میکنم.
وایسا! هی!
حالا که داریم در مورد زمان حرف میزنیم،
به نظر میاد که قراره اون چراغ رو ساعت 6:36 بشکنی.
اینو از کجا کش رفتی؟ مال منه.
ثابت کن. من بهش دادم.
آره؟
No comments yet. Be the first to leave one.