Sharp Objects

Sharp Objects

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Sharp Objects S01E02 WEB H264-DEFLATE
Sharp Objects S01E02 720p WEB H264-DEFLATE
Sharp Objects S01E02 1080p WEB H264-DEFLATE
Sharp Objects S01E02 WEBRip x264-ION10
Sharp Objects S01E02 480p WEB x264-RMTeam
Sharp Objects S01E02 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Sharp Objects S01E02 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Sharp Objects S01E02 WebRip H264-DEFLATE
Sharp Objects S01E02 720p WEB x264-RMTeam
Sharp Objects S01E02 480p WEB H264-DEFLATE
കമന്ററി എഴുതിയത് ._Marshall_.
█► Marshall , MeysaM.UnicorN | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

ടാഗുകൾ

webrip
web
BRip
TS
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-07-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 58
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ماه آگوست یه قتل رخ داده.

‫یه دختر بر اثر خفگی مرده. ‫یه دختر دیگه گم شده.

‫برام یه مقاله جور کن.

‫چند ماهه ازت خبری نداشتم!

‫و یهو پیدات میشه و همه رو اذیت میکنی.

.::ارائه‏ای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|

«: مـتـرجـمـیـن: مـارشـال و مـیـثـم مـوسـویـان :» .:: MeysaM.UnicorN , Marshall ::.

‫صبح بخیر.

‫کی گل ها رو اونجا گذاشته؟

‫مطمئن نیستم. چطور؟

‫میتونه یه نشونه عذاب وجدان باشه.

‫اینجا بهش میگیم " خوب بودن"

‫یا این که هر کسی که این ‫کارو کرده خرافاتی بوده.

‫آره؟ چطور؟

‫خب فکر کردن اگه به مرده احترام بزارن،

‫شاید بچه هاشون مثل اون دوتا دختر کشته نشن.

‫یه تفکر جادوییه.

‫تا حالا به اون دریاچه رفتی که

‫جسن ان نش پیدا شد کاراگاه؟

‫آره.

‫آب راکدش

‫میاد روی شن الان.

‫بهد از مرگ ان،

‫مردم شهر رفتن و سنگ ها رو بیرون کشیدن.

‫همونا که پارچه ای رو نگه داشته بودن که

‫دور گردن ان بود.

‫اونا رو بار زدن،

‫بردنشون بیرون شهر و خردشون کردن.

‫خیلی راحت.

‫فکر کردن اگه اون سنگا رو نابود کنن

‫از شرارت های آینده محافظت میشن.

‫فکر کنم یکی دو تا سنگو جا انداختن.

‫چطوره اندازش؟

‫من یه آبی پررنگ هم دارم،

‫اگه ترجیح میدی.

‫نه، فکر میکنم رونهام

‫یکم بالاتر از تو باشه.

‫برجستست.

‫عیبی نداره.

‫خوبه... خوبه.

‫بزار خودم انجامش بدم.

‫این مراسم خاکسپاری

‫قراره خیلی سخت باشه.

‫من عاشق اون دخترا بودم.

‫چطور اون دخترا رو میشناختی؟

‫کامیل، من خیلی تو اجتماع فعالم.

‫این وظیفه خانوادگی ماست.

‫دخترای مرده بیشتر.

‫ماریان کافی نبود.

‫با ناتالی دوست بودی؟

‫اونقدری که ناراحت بشم،

‫برای همین من باید برم.

‫تو اینجا با گیلا میمونی

‫و بستنی میخوری.

‫میخوام بدونم که کجایی.

‫کمیل، شاید تو هم باید بمونی.

‫بخاطر وضعیت روحیت.

‫من باید برم. این شغلمه.

‫فکر کنم کمیل میدونه چطور رفتار کنه.

‫آدورا ما نمیخوایم دیر کنیم.

‫ما مشکلی نداریم، و من نمیخوام تو

‫اینجوری حرف بزنی که انگار برای شغلته.

‫ما میریم به اون مراسم تشییع که از ‫اون خانواده بیچاره حمایت کنیم.

‫خانم ها، میشه لطفا بریم؟

‫بله

‫دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم.

‫با ماشین ما میای؟

‫نه خودم رانندگی میکنم.

‫باید برم کیفمو بردارم.

‫توی ماشین منتظر میمونم.

‫خیلی خب.

‫صبح بخیر.

‫بچه کانزاس.

‫میدونی، داشتم فکر میکردم.

‫چرا قاتل اینجوری روشش رو عوض میکنه؟

‫اولین جسد توی محل قتل

‫وسط جنگل رها میشه، اما ناتالی...

‫رو وسط شهر مثل یه عروسک میزاره.

‫دختر من یکی از اون عروسکا داشت.

‫یکم دهنش گشاد بود.

‫خیلی ترسناک بودن.

‫بردنش به اونجا براش خطرناک بود.

‫ممکن بود دیده بشه.

‫بعضی قاتلا دوست دارن دستگیر بشن.

‫یه جور درخواست کمکه.

‫این یکی دوست داره مردم رو بترسونه

‫- بخاطر دختراشون. ‫- میشه ما

‫قضیه سکوت بره ها رو بزاریم برا یه وقت دیگه؟ ‫(فیلم ترسناک مشهور از جاناتان دمی)

‫ببین، بیل...

‫میفهمم. این خونه توئه.

‫باید مراقب مردمت باشی،

‫اما احتمالش هست که قاتل بیاد اینجا

‫روی جو تاثیر بزاره.

‫منم اون کتابا رو خوندم مامور استارلینگ.

‫مراقب کسی باش که سعی میکنه

‫خودش رو وارد قضیه کنه.

‫هر کسی که خیلی دور و بر خانواده میپلکه.

‫ماهیت این جرم، شخصیه.

‫این آدم میخواد به شهر حکومت کنه.

‫شاید حکومت نکنه،

‫اما مطئمنا توجه ما رو جلب کرده.

‫- خوبه؟ ‫- آره.

‫میدونم منو دوست داری،

‫اما معنیش این نیست که با هم ازدواج کردیم.

‫بیاید داخل خانم کرلین.

‫از این طرف.

‫ببخشید.

‫خیلی متاسفم.

‫بیا عزیزم.

‫برات جا گرفتم.

‫بیا بشین اینجا خوشگله.

‫ای خدا.

‫فکر کنم اندازه یه ماه از یکشنبه ها ندیدمت.

‫منو توی جستجو دیدی جکی.

‫واقعا ندیدمت.

‫بخاطر اثر محتویات چای شیرینه بود.

‫بگو که منتظر ما نبودید.

‫خب منتظر کشیش نبودیم.

‫اینو میدونم.

‫عالی به نظر میای.

‫نمیدونم چه انتظاری داشتم.

‫- تو کاملا... ‫- جکی، آروم حرف بزن.

‫این مراسم خاکسپاریه.

‫عالی به نظر میای.

‫اونا نتونستن جسد رو بگیرن

‫بخاطر تحقیقات پلیس.

‫میتونی تصورشو بکنی؟

‫اونا بابا و مامان ناتالی هستن.

‫از هم طلاق گرفتن.

‫شخصی نگه داشتن قضیه رو.

‫ما اینجا جمع شدیم.

‫که به زندگی ناتالی کین ادای احترام کنیم.

‫مرگش یه حادثه غم انگیز بود،

‫اما ما باید دلهامون رو به نور روشن کنیم.

‫با چند کلمه از

‫مادر ناتالی، جینی کین شروع میکنم.

‫جینی؟

‫تولد ناتالی غیر منتظره بود.

‫اما ما بخاطرش خوشحال بودیم.

‫تقریبا 6 سال بعد از پسرمون

‫یه دختر.

‫من یه روبان صورتی برداشتم

‫و به سر کچلش چسبوندم.

‫اون برش داشت.

‫فقط با شش هفته سن دختر ما

‫میدونست که چی میخواد.

‫اون همیشه اینطوری بود...

‫شیطون بود، مخالف جمع بود،

‫زرنگ و بازیگوش بود.

‫خیلی باهوش بود.

‫یادمه وقتی دو سالش بود،

‫من بهش نگاه میکردم.

‫باور کنید اون با چشاش ناز میکرد.

‫توی خونه اولمون توی فیلادلفیا،

‫اون از خونه میزد بیرون و شهرو میگشت.

‫توی ویندگپ اون توی جنگل پرسه میزد

‫و هر چیزی که میدید رو به ما گزارش میداد.

‫اون خیلی حرف میزد.

‫اون وقتی حرفی برای گفتن ‫داشت خیلی حرافی میکرد

‫و اگه حرفی برای گفتن نداشت ساکت میموند.

‫کاش بزرگترا هم همینطوری بودن.

‫وحشتناکه یه بچه رو از دست بدی.

‫اینطوری از دست دادنش غیر قابل تحمله...

‫که یه قاتل شرور بکشتش.

‫میدونم که باید بخشنده باشم،

‫اما من عصبانیم.

‫میدونم آدمای خوب چی میگن.

‫قصاص چشم در برابر چشم کل دنیا رو کور میکنه.

‫کاش میتونستم اینقدر خوب باشم.

‫من انتقام میخوام.

‫من عدالت میخوام...

‫برای باباش که نتونست

‫عروسیش رو ببینه.

‫برای برادرش که بهترین دوستش بود.

‫برای من که هیچوقت،

‫بعد از از دست دادنش مثل قبل نمیشم.

‫ما دوست داریم ناتالی.

‫بهشت قطعا

‫یه فرشته دیگه خواهد داشت،

‫اما ما باید بدونیم که ناتالی

‫به جای بهتری رفته که با خدا بشینه.

‫کمیل خواهش میکنم.

‫بخاطر خانواده خواهش میکنم.

‫حالا میشه بایستید

‫در حالی که کلماتی که

‫منجی ما مسیح به ما یاد داده رو با هم میگیم؟

‫پدر ما در بهشت،

‫نامت درخشان باد،

‫ملکوت تو می آید، این کار انجام خواهد شد.

‫روی زمین به مانند بهشت.

‫روزی ما را بده،

‫و عذاب ما را ببخش،

‫و کسانی که بر علیه ما بدی انجام دادند ببخش.

‫و ما را از وسوسه حفظ کن،

‫و ما را از شر مصون بدار.

‫- سلام سمی. ‫- سلام.

‫- سلام آبجی. ‫- اینجا چکار میکنی؟

‫نباید خونه باشی بستنی بخوری؟

More Farsi Persian subtitles for Sharp Objects

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left