ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هشت هزار پا به سمت راست، پنج مایل به سمت جنوب
به سمت غرب. سرعت ۴۰۰۰ کیلومتر بر ساعت
ایگل، خیلی پایینتر از ارتفاعی که بهت گفته شده پرواز میکنی
طبق دستورات عمل کن
ایگل، دوباره داری از ارتفاع تعیینشده تخطی میکنی
تو محدوده ارتفاعی تمرین بمون
خلاصه بگم، باید مطمئن بشم
این یه ناوبر ناشناختهست
هر فعالیت مشکوکی رو تایید کن
منتظر اون نمیمونم
آماده برای درگیری
منتظر دستوراتتون هستم
ایگل، داری خیلی به مرزهای بینالمللی نزدیک میشی
درگیر نشید
تیم پایگاه، دلتا داره به هدف نزدیک میشه
منتظر اجازه عملیاتیم
آقایون، ایگل صحبت میکنه
دارید به منطقه امنیتی نظامی من نزدیک میشید
دور بمونید تا سوءتفاهم و اشتباهی پیش نیاد
اینجا نیروی هوایی هنده
اقدامات شما خصمانه و خطرناکه
همین حالا منطقه رو ترک کنید و دور بمونید
شانکار، گوش به زنگ باش
کارهاتون پیامدهای سنگینی خواهد داشت
ما طبق قوانین بینالمللی در حال انجام یه تمرین قانونی هستیم
همگی، آماده برای پرواز اضطراری
ایستگاه پاکسازی شد. فرآیند تخلیه رو شروع کنید
همه آماده باشین
بله. بله
در رو باز کن. چشم قربان
فشار بده. زود باش
سلام آقایون
ایگل، ما توی قلمروی خودمون هستیم
همین الان اقدامات خصمانه رو متوقف کن
هرگونه تجاوزی منجر به عواقب جدی میشه
تجاوز یه واکنش نیست، رفیق
یه انتخابه، و من قبلاً انتخابم رو کردم
ما هم همینطور
خب، از همکلامی باهاتون خوشحال شدم
همسایهها
قربان، اینها آخرین تصاویر ماهوارهای هستن
تحرکات زیادی داره انجام میشه، قربان
باید برای یه عملیاتی برنامهریزی کنیم
قربان. حله؟
پاینده باد هند، قربان
تمام اون اتفاقاتی که از هفتم می داره میافته
خودت دقیقاً ازشون خبر داری
به بیست و پنج تا از مراکز نظامی ما حمله شده
و حالا چهار تا از ناوچههای کلاس طغرلِ پاکستان
سه تا ناوشکن کلاس طارق
و دو زیردریایی کلاس هانگور
با سرعت بیش از ۳۰ نات دارن به سمت ناو "ویجای" میان
طبق اطلاعات ما، ظرف چند روز آینده
وارد یه جنگ تمامعیار با نیروی دریایی پاکستان میشیم
اون هم توی آبهای هند
و وسط اینهمه گرفتاری
داشتی یه جنگ دیگه رو توی یه جبههی دیگه شروع میکردی
چطور جرئت کردی توی حریم هوایی بینالمللی اسلحه بکشی؟
قربان، اون یه هواپیمای دشمن بود
و تو این رو از کجا میدونی؟
یه صدایی میومد
و میتونم بپرسم
این صدا از کجا میومد؟
از غریزهم
و وقتی پرواز میکنی
موظفی به حرف کی گوش بدی افسر؟
به کنترلکنندهی پرواز یا به شکمت؟
قربان، من هر روز توی این حریم هوایی پرواز میکنم
یه چیزی درست نبود
میتونستم حسش کنم
پروازت رو تعلیق میکنم، افسر
در مورد این اتفاق بازجویی انجام میشه
و تا وقتی که گزارش نهایی به دستمون نرسه
حق نداری دور و بر هیچ هواپیمایی آفتابی بشی
بزن به چاک
قربان
اما قربان، اون بهترین خلبانیه که داریم
صبح بخیر قربان
اون فقط توی کنترل اعصابش مشکل داره، قربان
جایدیپ، من با اعصابش مشکلی ندارم
مشکل من بیاعتمادی اونه
یه چیزی هست که نمیذاره به هیچکس اعتماد کنه، قربان
حتی به همتیمیهاش
فکر میکنی مشاوره فایدهای داره؟
قربان، به نظر من
با توجه به شرایط فعلی، ما واقعاً بهش نیاز داریم. خودتون هم میدونید قربان
جناب سودهیر
یه مشاور هماهنگ کن
تا وقتی که دورهی مشاورهش رو تموم نکنه
و از طرف کمیتهی انضباطی تاییدیه نگیره
حق پرواز نداره
روشنه؟ بله قربان
و... این آخرین شانسشه
اینجا نیروی هوایی هنده
و اون تنها خلبان ما نیست
ما خیلیهای دیگه رو داریم
دیویانکا، من این پسر رو هر چه زودتر توی آسمون میخوام
پس فقط مطمئن شو که ستاد بهترین مشاور رو برای این کار میذاره
حتماً قربان
دولت هند
سلام، مُکتی. سلام
الو؟
صدام رو میشنوی؟
مست کردی؟
نه
بسه دیگه، بهم دروغ نگو
به فکر سلامتیت باش
دکتر رو دیدی؟ چی گفت؟
بهموقع برمیگردی؟
آره؟
از حملات به «کالواری» و «کارانج» باخبری
اوضاع اینجا خیلی متشنجه، مُکتی
هر لحظه ممکنه جنگ بشه
فکر کردی من اینجا دارم خوشگذرونی میکنم؟
نمیفهمی الان تو چه وضعیتیام؟
بهت نیاز داریم
لعنتی، تو نباید توی اون قایق بمیری
برام مهم نیست چطوری، ولی باید یه کاریش بکنی
بعداً بهت زنگ میزنم
الو، مُکتی، گوش کن
بیا تو
ظهر بخیر، خانم
ظهر بخیر، جناب افسر. بفرمایید. ممنون
ببخشید که مزاحم شدم، اما این موضوع خیلی مهمه
کاپیتان «شخاوات» از پایگاه هوایی «لِه»، شخصاً این پرونده رو توصیه کرده
باشه، بهش رسیدگی میکنم
ممنون
با اجازهتون، قربان
آره، بیا تو مُکتی
قربان، باید خودم به این پرونده رسیدگی کنم
این چیه؟
یه نگاه به وضعیت خودت بنداز، مُکتی
فقط این پرونده رو به یکی از همکارات بسپار
این موضوع خیلی مهمه، قربان
پایگاه هوایی لِه درخواست ویژهای فرستاده
مطمئنی؟
کاملاً
بابا
میدونم «شانکار» کجاست
باید برم، بابا
یه دونه بزرگ
باشه. یه لیموناد
زنده باد هند، قربان
زنده باد هند، قربان
ممنون
ببخشید، قربان
بیا تو
زنده باد هند، قربان
آزاد باش
خانم، با ستوانیکم پرواز، «شانکار» آشنا بشید
سلام، شنکار
استاد، حالم داره به هم میخوره
با اجازهتون مرخص میشم؟
ممنون
از همون ابتدای تکامل بشر
یه حس خاص همیشه همهمون رو خیلی اذیت کرده
این حس همیشه یه تهدید بوده
برای جامعهی مدنی، اونم طی هزاران سال
و اون حس چیزی نیست جز
خشونت
وحشیگری، بیانسانی
بیرحمی
فقط یه حسه
ولی براش هزاران کلمهی مترادف پیدا میکنی
این موضوع عامل ۲۰ درصد از تمام مشکلات روانشناسی مدرنه
واژهی هندیش هم «هینسا»ست
خب دقیقاً مقالهتون چه پیشنهادی میده، خانم موکتی؟
بله استاد، الان به همین موضوع میرسم
خب، به اعتقاد من
خشونت تقریباً مثل آپاندیس میمونه
تقریباً هیچ فایدهای نداره
اما باعث درد و رنج زیادی میشه
و پیشنهاد من اینه که
دقیقاً مثل آپاندیس، بگیرش! شنکار، بگیرش
اینم میشه از... شنکار، بگیرش
بدن خارج کرد. شنکار
تو روانشناسی مدرن میتونیم خشونت رو درمان کنیم
میشه اون رو کاملاً از وجود هر آدمی پاک کرد
از نظر تئوری و اگه فرصتش باشه، از نظر عملی
میتونم ثابت کنم که انسانها واقعاً تواناییِ
تواناییِ
کنار گذاشتنِ... کنار گذاشتنِ هر نوع رفتار خشونتآمیزی رو دارن
برای همیشه
میدونم الان ممکنه یه کم تندروانه به نظر بیاد
اما تحقیقاتم نشون میده
که بعضی ارزیابیهای شخصیتی
چندتا آزمایش روانشناسی اجتماعی
رواندرمانی، هیپنوتیزمدرمانی
و در صورت نیاز، دارو
میتونه خشنترین سوژهها رو هم اصلاح کنه
اونم بهصورت دائمی
بله اساتید عزیزم و همکارهای پژوهشگرم
من بدینوسیله پایاننامهی ۲۲۰۰ صفحهایم رو ارائه میدم
تا مورد بررسی و تاییدتون قرار بگیره
بهش فکر کنین، وقتی که
هی! نگاه کن، نگاه کن
بیا بیرون
بالا رو بگردین. گوشه و کنارها رو بگردین
همین الان بیا بیرون
بالا رو بگردین. گوشه و کنارها رو بگردین. اونجا رو نگاه کنین
No comments yet. Be the first to leave one.