Warrior

Warrior

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Warrior S02E10 Man On The Wall 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Warrior S02E10 Man On The Wall 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Warrior S02E10 iNTERNAL 1080p WEB h264-KOGi
Warrior S02E10 1080p WEB H264-JEBAITED
Warrior S02E10 WEB x264-PHOENiX
Warrior S02E10 WEBRip x264-ION10
Warrior S02E10 XviD-AFG
Warrior S02E10 WEB XviD-RMX
Warrior S02E10 Man On The Wall 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Warrior S02E10 Man On The Wall 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali99
▓░╠⫸ پایان فصل دوم ¦ علی و آرین ⣿ FilmoGen.Org ⫷

ടാഗുകൾ

web
XviD
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-12-07
ഡൗൺലോഡുകൾ: 79
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫نه، محض رضای خدا!

‫عکس قشنگیه

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫دیروز توی خیابون گیر افتادی؟

‫ربطی به قائلۀ دیروز نداره

‫غَرّه شده بودم

‫- کی این بلا رو سرت آورده؟ ‫- چیزی نیست

‫کسی رو زنده نذاشتم که ‫تو بخوای گوشمالیش بدی

‫نباید با این وضع بیای بیرون

‫بعد از ماجرای دیروز

‫فقط لازم بود که بیام بیرون

‫تا مطمئن بشم هنوز سرجاشه

‫انگار تو هم روز شلوغ داشتی

‫واسه اون میگی؟

‫اون که فقط یه نقاشیه

‫دماغم رو خیلی گُنده کِشیده

‫در هر صورت‌،

‫یه فرصته

‫تو نمادِ مردمت هستی

‫این فقط یه نقاشی روی دیواره. محو میشه

‫ولی الان عکست اینجاست

مردم دنباله‌روتـن

‫می‌تونی توی یه جنگ برنده بشی

‫- یا یه جنگ رو تموم کنی ‫- من تصمیم‌گیرنده نیستم

‫- این کارِ یانگ جونه ‫- عکس یانک جون رو

‫روی دیوار نکِشیدن

‫آهای!

‫بیا بریم خونه

‫می‌دونی چی شد که زنده موندم؟

‫- چی شد؟ ‫- مای لینگ نجاتم داد

‫چی؟

‫اون کارهای وحشتناکی کرده و

‫احتمالاً بازم دست به اینجور کارها می‌زنه

‫ولی وقتی دید دارم می‌میرم، ‫به دادم رسید

‫اینجا

‫از همه‌مون آدم‌های بدتری ساخته

‫ما زیادی درگیر بقاییم

‫یه قهرمان لازم داریم

‫یکی که یادمون بیاره واقعاً کی هستیم؛

‫یا چه جور آدمی می‌تونیم باشیم

‫شاید وقتشه که تو ‫همون آدمِ روی دیوار باشی

‫من قهرمان هیچکس نیستم

‫یه قهرمان دقیقاً همین رو میگه

‫بیا

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:

‫چه غلطی داری می‌کنی؟

‫من دیگه نیستم

‫لی، وایسا

‫ببین

‫گهگداری این فکر به سر همه‌مون می‌زنه

‫بعد از شورش دیروز، ‫نمی‌تونم بگم مقصری

‫ولی دیروز استثنا بود

‫جداً؟

‫اراذل، چینی‌ها رو می‌کُشتن، ‫تبهکارها دخل اراذل رو می‌آوردن

‫و این وسط، هیچ کاری ‫از دست پلیس بر نمی‌اومد

‫گوش کن. ما محکوم به شکستیم، بیل

‫عملاً داریم برای سیاستمدارها ‫پشه می‌کُشیم تا اونها رأی‌هاشون رو بشمارن

‫از روزی که اومدی اینجا دارم همینو بهت میگم

‫پس چرا این کارو بکنیم؟

‫چون هنوز یه فرصت هست، لی

‫هر روز بین تمام این کثافت‌کاری‌ها و

‫سیاست‌ها، هنوزم این فرصت هست ‫که کارهای خوبی انجام بدیم

‫که نذاریم شهر به هم بریزه

‫اونقدر جنگ دیدم که ‫ارزش اینو درک می‌کنم

‫و همینطور ارزشِ پول به جیب زدن رو

‫تو پسر باهوشی هستی، لی

‫پس، نمی‌خوام بهت بگم ‫من دست از پا خطا نکردم

‫و خدا شاهده برام گرون تموم شدن

‫خیلی وقت نیست که تو رو می‌شناسم

‫منتها مطمئنم که تو ‫بهتر از این حرف‌هایی

‫امیدوارم یه روز واقعاً باورت بشه

‫تو جوانی

‫ولی شاید به‌خاطر جوونیت نیست

‫شاید به این خاطره که نسبت به من، ‫آدم بهتری هستی

‫در هر صورت،

‫اینجا بهت نیاز داریم

‫من لازمت دارم

‫کارت رو ول نکن. حداقل الان نه

‫شرمنده. ولی فکر می‌کنم ‫به درد این کار نمی‌خورم

‫لی

‫هر چقدرم به خوک شکار یاد بدی؛

‫بازم سگ نمیشه

‫یعنی چی؟

‫یعنی تو پلیسی

‫نه کَسِ دیگه‌ای

‫گمونم می‌فهمم

‫وقتی دشمنت یه انجمن دیگه‌ست راحت‌تره

‫اون موقع حداقل می‌تونی ‫برای تلافی نقشه بکِشی

‫اما نمیشه با یه شهر درافتاد

‫و ایضاً یه کشور

‫نه، گمونم نمیشه

‫خب، خیالم راحت شد که اینو گفتی

‫ولی سخته که نخوای تلافی کنی

‫بله، سخته

‫اما باور کن

‫جنگ‌هایی که ازشون اجتناب می‌کنی

‫درست به اندازۀ جنگ‌هایی که ‫واردشون میشی، اهمیت دارن

‫بابت همه چیز متأسفم

‫واقعاً نمی‌خواستم اونطوری بشه

‫شاید هر دومون به این جنگ نیاز داشتیم

‫حماقت اونقدر توی ‫رفتار ما ریشه دوانده بود که

‫نیاز به یک تبَر بود

‫آدم از بیرون بزرگ میشه، ولی از درون

‫هنوز حس می‌کنم یه جوون ۲۵ ساله‌ام ‫که تنم حسابی می‌خاره

‫و این برای آدمی به سن و سال من، ‫احساس خطرناکیه

‫خوشحالم که برگشتی

‫من برنگشتم

‫الان دیگه دور، دور توئه

‫این باری که روی دوشته؛

‫این دلهره‌ای که درست نمی‌دونی به‌خاطر چیه؛

‫آره

‫یاد بگیر باهاش کنار بیای

‫آتشِ سیاست‌های شهردار قبلی ‫بدجوری دامن‌گیرت شد، آقای باکلی

‫درگیری اون روز در محلۀ چینی‌ها

‫کابوس‌وار بود؛

‫مایۀ ننگ این شهر بود

‫بله، همینطوره

‫از عواقبِ موضع ضعیف شهردار قبلی در قبال

‫معضل چینی‌هاست

‫موضع من اینه که چینی‌ها

‫جایی در این کشور ندارن، آقای آزوالد

‫اگر صاحبان شرکت‌های بزرگ، ‫مثل خودت و شما، آقای کلمنز،

‫همچنان با استخدامِ ،کارگرهای چینی پول در بیارید

‫وقتی دولت فدرال بالأخره از این کشور ‫بیرونشون کنه، براتون خیلی گرون تموم میشه

‫امیدوار بودیم ساز ناسازگاری رو ‫کوک نکنید، آقای باکلی

‫اگر می‌خواید این رویه رو در پیش بگیرید،

‫دوستان زیادی رو اینجا از دست میدید

‫آقای کلمنز، ما دوست نیستم. ‫هر چی زودتر این رو بفهمید،

‫زودتر می‌شینید سر جاتون تا توافق کنیم

‫توافق؟

‫آقایون، شما اولین نفر از ‫موضع من حمایت می‌کنید و

‫منم در ازای وطن پرستی‌تون

‫چند تا مزایای مالی در اختیارتون می‌گذارم تا

‫- افزایش مخارجِ کار رو تا حدی جبران کنه ‫- مزایای مالی؟

‫حالا خوشحال شدی، آقای باکلی؟

‫عین سگ تو خیابون کُشتنش

‫آقایون، بحث‌مون رو بعداً ادامه میدیم

‫بله، قربان

‫خانم

‫خانم بلیک

‫مشروب میل دارید؟

‫جیکوب رو اعدام کردن

‫و تو حتی یک نفر رو هم بازداشت نکردی

‫صداتون رو بیارید پایین

‫مگه می‌خواید همه بشنون که ‫برای آدم اشتباهی عزا گرفتید؟

‫می‌تونستی حقیقت رو بگی

‫- خودت می‌دونی جیکوب عمداً ساموئل رو نکُشت ‫- واقعاً؟

‫ولی به جاش، عزمت رو جزم کردی که خودت رو ‫جلوی رأی‌دهنده‌های جدیدت قهرمان جا بزنی

‫کاری می‌کنم تاوانشو پس بدی

‫می‌دونی، قبلاً خوشم می‌اومد بیام اینجا؛ ‫چون کسی مزاحمم نمیشد

‫تو باعث و بانیِ این اتفاقی

‫دست‌های تو هم به خونش آلوده‌ست

‫ببخشید، ولی داریم درمورد کی حرف می‌زنیم؟

‫شُمار تلفات شورشی که به‌خاطر تو ‫به پا شد داره از دستم در میره

‫الان مال و منال بلیک به تو رسیده

‫اگر جیکوب نبود که الان داشتی به جُرمِ ‫قتل شوهرت محامکه می‌شدی

‫پس، اگر برای تشکر اومدی اینجا، ‫داد و بیداد نکن و بشین

‫نه؟

‫پس بیوۀ خوبی باش و برو خونه

‫نلسون، لطفاً خانم بلیک رو ‫تا کالسکه‌شون همراهی کن

‫مشخصاً خیلی آشفته هستن

‫- البته... ‫- من حالم خوبه

‫تو دوست داری بشینی پشت صندوقِ ‫ خیمه‌شب بازی و نخ‌های همه رو بگیری تو دستت

‫ببینیم چه حالی میشی وقتی

‫نخ‌های تو هم بیفته دست یه نفر دیگه

‫اینجا سوت و کور شده، مگه نه؟

‫بازم شلوغ میشه

‫پس، پدر جون جونت رو نجات داد، آره؟

‫من کم توی جنگ نبودم، ‫ولی باید بگم وقتی

‫به لولۀ تفنگ اون دیوث زُل زده بودم،

‫به فکرمم نمی‌رسید

‫می‌دونستم می‌میرم

‫همه جا ساکت شد و

‫و یهو همه چیز آروم شد

‫می‌تونستم حسش کنم، می‌دونی؟

‫مرگ رو میگم

‫بعد، دیدم اونجاست

‫پدرم رو میگم

‫مثل همیشه

‫جون منِ کسخل رو نجات داد

‫انگار می‌دونست بهش نیاز دارم

‫نمی‌دونم رهبری مثل اون میشم یا نه

‫اونم یه زمان جوون بوده

‫شک دارم

‫بعضاً فکر می‌کنم با ‫همون وضعِ چشم راستش

‫و نیمچه ریشش از شکم مامانش اومده بیرون؛

‫و از همون موقع رئیس انجمن بوده

‫مای لینگ می‌خواد باهامون ملاقات کنه

‫واقعاً؟

‫برای چی؟

‫گمونم بدون فانگ های ‫حس می‌کنه آسیب‌پذیره

‫می‌خواد ببینه اوضاع از چه قراره

می‌خوای چیکارش کنی؟

‫فقط بهش میگم از این به بعد شرایط چطوریه

‫- عاشقش میشه ‫- آره

‫راستش، دل تو دلم نیست

‫میرم یه سر به آتوی بزنم

‫از طرف من واسه‌ش آرزوی سلامتی کن

‫یه حسی میگه درست نیست وقتی ‫اوضاعش اینقدر تباهه، کُس بکنم

‫پس میری خونه؟

More Farsi Persian subtitles for Warrior

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left