ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
☆ تقدیم به مبارزین راه آزادی ☆ ○ جوانان جان بر کف ایران ○
نهنگای قاتل یا اُرکاها
شکارچیای برتر اقیانوسَن،
تا ۳۲ فوت رشد میکنن و تا ۵ تُن هم وزن دارن.
اجتماعی و خیلی باهوشَن،
اونا همه چی رو، از ماهی گرفته تا نهنگ، شکار میکنن
و مهارتهای خیلی پیشرفتهای توی حل مسئله دارن.
تو "دنیای اُرکا"، سِتو ۲۰ ساله که سوپراستار ما بوده،
با آدما ارتباط برقرار میکنه و یه زندگی بدون استرس داره.
بلیطتون از حفظ اُرکاها حمایت میکنه
و حالِ خوبِ سِتو.
این دنیای سِتوعه!
نهنگای قاتل یا اُرکاها
شکارچیای برتر اقیانوسَن،
تا ۳۲ فوت بزرگ میشن...
باشه، کارم تموم شد. -تو شروع کن.
اگه بیشتر اینجا بمونم، دیوونه میشم.
خودم میبندم.
چلسی، تو کل هفته شب کار کردی.
از وقتی اون گوساله رو از دست دادن، دیگه اون آدم سابق نیست.
چی، پوزیدون؟ -آره.
میگن مُرده.
همیشه همینو میگن.
میدونه.
میتونی بفهمی. انگار که...
...انگار که...
منتظره.
باشه، دیگه دیر نکنی.
باشه. -فعلاً.
فعلاً.
سِتو!
یالا، عزیزم.
سِتو!
کجایی عزیزم؟
یالا عزیزم.
سِتو.
بیا اینجا عزیزم.
سِتو.
کجایی؟
سخت داری کار میکنی یا...
...یا داری مفت خوری میکنی؟
وای خدا!
آه، چَد، زهرهمو ترکوندی.
ببخشید.
اصلاً چجوری اومدی تو؟
اَه، خب، یه جادوگر هیچوقت نمیگه، اینو که میدونی.
در پشتی رو باز گذاشتی مَدی، باید درو قفل کنی.
میدونم، هر دفعه این کارو میکنم.
هر کسی میتونست بیاد اینجا.
تو رو بدزدن، نمیدونم.
تریش هنوز تو مهمونی فارغالتحصیلی بود؟
آره بابا، تریش اونجا بود.
ایشون لطف کردن و با اون پیاچدیشون تشریف آوردن پیش ما پارهوقتیا.
ولی سرش شلوغ بود. یه آموزش بایوتک داشت.
شیش تا شات تکیلا زده بودن.
خیلی زیاده. اون ریزهمیزهست.
کوچیکه، ولی زورش زیاده.
اون ناراحت نشد که من...
به جاش این شیفت دقیقه نودی رو اینجا گرفتم؟
نه. نه، من، اِ...
من برات جمعش کردم.
گفتی خونهای داری چِلّوتو (سِلّو رو) تمرین میکنی.
مرسی.
سِلّوتو تمرین میکنی، درسته؟
باید تمرین کنم.
مَن آ...
یه چیز کوچیک برات گرفتم واسه فارغالتحصیلیمون.
وای خدای من. -آ، این...
نه، لازم نبود این کارو بکنی.
در واقع هفتهی دیگه فارغالتحصیل میشم.
هنوز اجرای آخرم و یه سری چیزا رو دارم.
ا، این...
نمیدونم، یه جورایی طلسم خوششانسیه.
آ، نه این که بهش نیاز داشته باشی.
منظورم اینه، قطعهی آخَرت میترکونه.
نمیدونستم سِلّو یا اُرکا یا...
اگه دوسِش نداری، خب، میتونیم...
نه، نه. عاشقشم.
یه چیزی که، اِ، منو به یاد بیاری.
اوه، بسه دیگه. -یه وقتی یه ارکستر مشهورِ
تو رو دور دنیا با خودش ببره.
و اینا رو ول کنم برم؟
هیچوقت.
اوه، چه بانمکه.
هی، این تفنگ دیگه چیه؟
گوشیها رو بذارید روی پیشخون. -هی!
خواهش میکنم. -باشه، باشه، باشه.
تورو خدا اذیتش نکنید، -تورو خدا اذیتش نکنید.
هی، داداش، میتونیم حرف بزنیم در موردش.
احتیاجی نداریم به... -تو بشین!
برو. تو، صندوق رو باز کن.
بریم.
باشه.
ترو خدا، ترو خدا،
به کسی آسیب نزن. - پر کن!
بریم.
یالا. - اینجا، اینجا، اینجا.
هی، این واقعیه؟
هی، فکرشم نکن.
چد! - خفه شو!
بدش.
وقت نداریم! - متأسفم. دارم سعی میکنم.
اینجا، اینجا، اینجا.
اه!
چد!
وای خدا، چد!
چاد!
خب. وایسا، وایسا اینجا.
هی!
ممنون که جواب دادی، عوضی.
سلام.
باورم نمیشه اینجایی.
آره، خب، یه ساله.
وای، چطوری... چطوری؟
خب، میدونی، اگه تلفن رو جواب میدادی،
مدی، اونوقت میدونستی.
اوم. -آره، ببخشید.
آره. -یکم سرم شلوغ بوده فقط.
میدونم.
چقدر خوبه دیدمت. -چقدر خوبه دیدمت.
دلم برات تنگ شده. -منم دلم برات تنگ شده.
چقدر خوبه قیافهت رو میبینم، ولی من الآن باید سریع برم.
برای کارم دیرم شده.
باشه، خب... اِم، نظرت چیه؟
زنگ بزنی بگی مریض شدی، واسه، مثلاً، نمیدونم، هفت روز؟
چرا؟
چون همهچی رزرو شده و پولش رو دادیم،
و ما کلی وقته که داریم در مورد این سفر حرف میزنیم.
قراره خیلی خوش بگذره، و تو اصلاً به نظر نمیآد
به اندازه کافی واسه یه ماجراجویی ذوق داشته باشی.
اونا چین؟
اِم، باتریهای سمعک.
عالیه. اِم، خب، من "نه" رو قبول نمیکنم،
پس داری ساک میبندی یا من ببندم؟
باشه پس.
این رو من برمیدارم.
شرط میبندم میتونم پاسپورتت رو پیدا کنم.
وای خدا! این مالِ مامانبزرگته؟
ببین تریش، اِم، یه خورده شرایط...
یه جورایی برام عوض شده. - وای خدا!
چون ما خیلی وقته داریم در مورد این سفر حرف میزنیم و...
آه.
بهت که گفته بودم.
خوش میگذره، مدی.
این کلمه رو شنیدی؟
قراره گرم و شرجی باشه.
بامزه.
مایو احتیاج داری. اصلاً مایو داری؟
الو؟
مدی؟
مدی.
هِی...
هِی، ما مبارزیم...
درسته؟
همیشه بودیم.
مگه چه چارهی دیگهای داریم؟
این یه جملهی انگیزشی از ریلهای (Reels) توئه؟
پس پُستهای منو میبینی.
خودت میدونی.
هِی، این همون... چلو (Cello) تو نیست؟
خاکیه، و اون پینِ تهش...
شکسته.
آره.
فک کنم این روزا اصلاً زیاد ساز نزدم
باشه، خب، بهتره اینو درستش کنیم.
هوم؟
باشه.
خب، پاشو برو یه کار مفید بکن و...
مثلاً بقیه شیر منو بخور
یا یه ظرف غذای بیرونبر رو بنداز دور یا یه همچین چیزی.
یعنی قبوله؟
ـ آره. ـ آره!
ـ ممنون. ـ مرسی.
وقت سلامتیه.
ـ هنوز اینو یادت مونده؟ ـ وای، چقدر وقته.
ایشالا آبجوهاتون همیشه سرد باشن.
ـ پسرا جذاب باشن. ـ اومهوم.
آسمون به زمین بیاد یا زمین به آسمون.
تو و منی.
ـ تحت هر شرایطی! ـ تحت هر شرایطی!
کثافت، یادت موند. -هوم.
یه دههی کامل بعدش. -و هنوزم خوبه.
آره، واقعاً هنوزم خوبه.
چیز. -چیز.
چقدر خوشگلی تو.
نه، نه، نه، خواهش میکنم، خواهش میکنم پُستش نکن.
اخراج میشم. جدی میگم. توروخدا.
اوه اوه. -تریش!
شوخی میکنم. -وای خدا.
ولی باید اخراجت کنیم.
چون، میدونی که، سوشال یه معدن طلاست.
هیچوقت دیگه نمیخوام یه دختر فقیر باشم.
اینو مطمئن باش.
اون چیزه ضد آبه؟
خودت چی فکر میکنی؟
ایشالا.
مرسی.
تریش، نه اینکه
قدردان نیستم که منو آوردی اینجا،
چون واقعاً خیلی خیلی ممنونم.
No comments yet. Be the first to leave one.