ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
به جام جهانی سال 1958 بزرگ ترین
رویداد ورزشی در کره ی زمین خوش اومدین
زنده از گوتنبرگ تنها چند دقیقه دیگه
تا شروع بازی نهایی گروه چهارم
بین برزیل و شوروی باقی مونده
این بازی برای برزیل چیزی بیشتر از بازی اهمیت داره
با این باخت هایی که در دهه ی گذشته به دست آوردن
روحیه ی کشورشون به کلی نابود شده
حتی دیده شده که طرفداران تیم برزیل با
پریدن از ردیف های بالایی استادیوم دست به خودکشی زدند
ولی بزارید صادق باشیم شوروی
قهرمان المپیک شده ولی برزیل ، منظورم اینه که
برزیل باید دعا کنه که
حتی بتونه برسه جام جهانی
برزیلی ها دارن وارد ورزشگاه میشن
که پر شده از تمام کسایی که ریشه ی اروپایی دارن
اونا هیچ شانسی ندارن
جوونن و غیر ارتدکس
نظم ندارم تیم پر شده از انواع نژادها
من واقعا متاسفم با این همه بازیکن مصدوم
به زور باید به یه بازیکن هفده ساله ی ذخیره بازی بدن
باید دلتون برای برزیل بسوزه
نداشتن اعتماد به نفس مشکل اصلی ه برزیله
و بازی دادن به یه بازیکن 17 ساله جواب رو سخت میکنه
حقیقتش گزارش هایی که از اتاق رختکن شده
در حالی که قرار بوده تعلیم ببینه
به شدت بالا آورده
این اون اعتمادی نیست که برزیل باید امید داشته باشه
جام جهانی ه 1958 در سوئد
برزیل در مقابل شوروی
اولین جام جهانی ه برای ادسون ناسیمنتو 17 ساله
جوون ترین بازیکنی که تا الان در چنین تورنمنتی بازی کرده
ورزشگاه اولوی هم داره از فریاد
پنجاه هزار طرفدار منفجر میشه
میلیون ها نفر از سر تا سر دنیا دارن این بازی رو تماشا میکنن
تا چند دقیقه ی دیگه تیم بازیکن جوان
و برادران جنوب آمریکاییش
باید امید ملت و رویاشون رو زنده نگه دارن
امروز ، 16 جولای سال 1950
شاید مهم ترین روز زندگی من
تو چند ساعت بعدی باشه یازده تا برزیلی
سلحشورایی که همینجا تو ریو بازی میکنن
تو استادیوم تازه تاسیس ماراکانا
برزیل پیروز شده و کل شهر
همه کارشون رو تعطیل کردن تا
به شکل بی سابقه ای جشن بگیرن
! یالا دیکو ، بریم بازی آره بیا دیکو
از این کفشای براق خسته شدم
! یه توپ جدید میخوایم
! امروز فینال جام جهانی ه
ما بزرگترین رویداد ممکن رو براتون میاریم
! اگه منتظر بشین
خوش آمدید
به استادیوم خیابانی ه معروف روبنز آرودا
امروز یه بازی مهم قراره برگزار بشه
یالا ! نه ، بدو
یالا
رو سقف
حله
! حله ! یالا
! بزن کنار
یالا بچه ها
بزن به چاک
! دیکو
! آه زوکا
یه پاس بد دیکو به زمین میخوره
آفتاب خورد تو چشمم
! نامردی ه
همم
کارم با اون کفشای براق تموم شد با زوکا رفتم خونه
همونجا بود که لیز خورد و افتاد تو رودخونه
! ولی داشتی فوتبال بازی میکردی
تو که بهتر میدونی
هر دو میتونید برید عوض کنید و برگردین سراغ همون کفشای براق
ولی مامان جام جهانی چی ؟
فکرشم نکن ! نتیجه ی 1-1 مساوی ه
جمعیت داره فریاد میزنه ! برزیل باید برنده بشه
برزیل داره به تموم چیزایی
که میخواد میرسه
برو برو ، فقط یکی برو
! یه ضربه سر
هشتاد دقیقه بازی هنوز 1-1
بیشتر از 200 هزار تماشاچی رو پا وایسادن ، غلقلست
تعدادی طرفدار بی قرار هم دارن بازی رو از سقف تماشا میکنن
روبن موران اروگوئه ای میخاد ضربه کاشته بزنه
همینه ! اروگوئه شوت میزنه
دیکو دیکو چند چندن ؟
هنوز 1-1 دقایق آخره
میگه هنوز 1-1 مساوی
بازی داره خیلی هیجانی میشه فوفینو
! هی بچه ها چند چندن ؟
! هیس
گمشو ، زوکا
میگم به مامان اینجا بودی داری جام جهانی گوش میدی
باشه آروم باش
! شوت میزنه و گل اروگوئه جلو میفته
چی شد دیکو ؟ چی شد ؟ ما گل زدیم ؟
برزیل گل میخوره 2-1
حالا دیگه فشار روی برزیل بسیار زیاده
! آه یالا برزیل
! داره به سرعت توپ رو جلو میبره ! اوه نه
سوت پایان 2-1 شکست خوردیم
برزیل جام جهانی 1950 رو از دست میده
تمام 200 هزار تماشاچی
سکوت وحشتناکی بهشون حاکم شده
یالا بچه ها بجنبید فکر میکردم قراره ببریم
من قول میدم یه جام جهانی برای برزیل ببرم
اگه تو باهوش باشی میشه دیکو
حرف مادرتو گوش کن
تمرکز کن رو مدرسه
از این فوتبال که مثل طاعون میمونه دوری کن
باشه فهمیدم فوتبال خیلی رمانتیکِ
میدونم با پدرت سر یه بازی آشنا شدم
اون روز با سر 5 تا گل زد
همم
بعد ازدواج کردیم و بهش گفتم
اگه انقدر کار با سرش خوبه نیازی نیست فوتبال بازی کنه
هیچی بهش ندادن بعد اینکه زانوش
مصدوم شد انداختنش بیرون
نه بیمه ای ، نه مقرری ای
فکر میکنی پدرت خودش میخواست سرایدار بشه ؟
باقی زندگیش رو صرف تمیز کردن توالتا بکنه ؟
! سلسته
! اومدم
دیو ، میتونم تو تموم کردن این بهت اعتماد کنم
تا خودم به کارم برسم ؟
باشگاه جونان بارو ؟
پسر ، تورنمنتی برای بچه های خیابونی ه ، چرا برادر ؟
چون دی بریتو قراره تو فینال باشه
والدمار دی بریتو ، مربی ؟
آره اینجا نوشته داره دنبال بازیکن
برای باشگاه فوتبال سانتوس میگرده
پوکسا ! منو ببینه ! میفهمه که مثل دی استفاتو بازی میکنم
من قراره حرفه ای بشم ، عزیزم
صبر کن تا منو ببینه اونوقت میفهمه مثل پوشکاش بازی میکنم
! منم مثل ماتزولا
! منم میشم پله
پله دیگه کیه ؟
دروازه بان واسکو
! بیله ، احمق ! اسمش بیلست
چطور شد فکر کردی اسمش پلست ؟
همه میتونیم به این پسره بگیم پله
! هی پله ، شوت نزن
سنیو خوزه به خاطر پسرم معذرت میخوام
. . . من ؟ ولی اون فقط هیس دیکو
ببند
دیگه نمیارمش
همم
جام جوانان بارو
تورنمنتِ ؟ دیوونه شدی ؟
بهم قول دادی ! اون کفشای براق واسه من بشه
! نه ! زوکا
شاید حق با اون باشه دیکو اگه مامانت بفهمه چی ؟
هی بس کن
بزار به این کودنا نشون بدیم چطور بازی میکنیم
باشه من نیستم
نمیخوام خودمو به کشتن بدم ! من بی گناهم
! یالا بریم تو کارش
به دور اول جام جوانان بارو خوش اومدین
اینجارو امضا کنید
! من باز میکنم
چرا انقدر دوره ؟
! پر از هواست
! دیکو
! گل 1-0
! دیکو
بازی ه
رو زمین شماره یک پادشاهان تونستن
به دور دوم برسن
! پادشاهان
شرمنده ، اونا بازی نمیکنن
تنها چیزی که داشتم ملافه های رو تختی مامانم بود
صبر کن اینارو میبافی ؟
خب ، فنی دوخته شده
هی ، دوختنت خیلی خوبه یوری
اره قبلا دو دوز میکردم
یذره دیگه
گمونم بتونم یخورده خارجش کنم
! وای
پیرهن این حسو بهم دست میده ! انگار داخلش گیر کردم
! گل
گل تو زمین شماره 2
همه دارن بازی پادشاهان رو تماشا میکنن
پایان دور دوم در زمین شماره یک
! گل ! سوت پایان رو زدن
پادشاهان 8-0 صفر بردن
فردا برگردین جایی که
پادشاهان با تیم شماره 7 بازی دارن
هی ، بهشون میگن ! بی کفشا
ما کفش فوتبال میخوایم
کفش ؟ پولشو از کجا بیاریم ؟
من یه فکری دارم
! برو
! یالا یالا ! بندازش ، زیر فنس
! تیاگو
! برو تیاگو
! خانما و آقایون
! برشته شده ! نمکی ! پر از ویتامین
! امروز روز خاصی ه ! دو تا بخری یه مجانی میگیری
! کفش مجانی ! کفش مجانی
No comments yet. Be the first to leave one.