ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اسم من "کيلب ريورز"ـه
ديشب سوار يه اتوبوس به مقصد ريونزوود شدم
فکر ميکردم دارم ميرم به دوستدخترم هانا کمک کنم
اون بود که ازم خواست بمونم و مراقب ميراندا باشم
من به ريونزوود اومدم
تا تنها فاميل زندهام رو پيدا کنم
من ميراندام. خواهرزادت
يه سنگ قبر توي اون قبرستون پيدا کردم
که اسم و عکس من روش بود
و يه ميرانداي مُرده هم اونجا بود
داره چي رو پنهون ميکنه؟
من جواب ميخوام
.اين مالِ مادرت بود
،ميرانداي عزيزم"
من و پدرت بيصبرانه منتظر متولد شدنت هستيم
"تا بتونيم قيافه و چشمهات رو ببينيم
.شنيدم مادرت برگشته خونه
آره، چند روز پيش از افغانستان برگشت خونه
ديگه نميخوام ببينيش، ختم کلام
اين قوم و خويشته؟
اين عکس رو پيدا کردم
پليسها بايد اينو بدونن مامان
آره، نيست که تابحال خيلي بهمون کمک کردن
يکي بابا رو کشته
و هيچکس ديگه جز مامان هم مضنون نيست
اينکه ناراحت هستي رو درک ميکنم
ولي آخه چرا اينقدر عصباني هستي؟
فکر ميکنم کار خود مامان بوده
به نظرم اون بابا رو کُشته
!مواظب باش
پنج تا نوجوان هستن
چهارتا بهوش و يکي بدون واکنش و بيهوش
آمبولانس مراقبهاي ويژه در حال حاضر در مسير بيمارستانه
...کد دو
،احياي قلبي/ريوي در صحنه انجام شده واکنشي نشون نداده
فشار خون 90 روي 50. واکنشي نشون نميده
مطمئن نيستيم که چقدر زير آب بوده
!از همين طرف
چي شد؟ - تقصير من نبود -
ميراندا فرمون رو بزور گرفت
ميتونست هممون رو به کشتن بده
اون چشه؟
حتماً يه چيزي تو جاده بوده
هيچي تو جاده نبود، اگه بود من ميديدمش
کد آبي ، بريم بچهها
احتمالاً به لولهگذاري احتياج پيدا کنيم
نه. نه
مطمئن نيستيم چقدر زير آب بوده
زمان مرگ؟
1:02
سميـــرا و حسيـــن با افتخار تقديم ميکنند BlackDeath , Sorrow
قســمت دوم از فصـــل اول « مــرگ و خدمتــکار »
هنوز داري ميلرزي
همش دارم راجع به زير آب بودن فکر ميکنم
نميدونستم چيکار کنم
هممون خوبيم
هممون نه
حتماً يه چيزي تو جاده ديده
چيزي تو جاده نبود
يه چيزي که تو نديديش - کيلب، تو جاده مرغ پر نميزد -
فرمون رو به زور گرفت و بعدش ميدونم که
ماشين تو رودخونه بود
حداقل فکر ميکردم که چيزي تو جاده نيست
رمي بومانت؟
ميخوام ازت نمونه خوب بگيرم، باشه؟
خيلي خب
فکر کنم بايد صبر کنيد تا
پدر مادرش بيان اينجا و از اونا اجازه بگيريد
مشکلي ندارم
من دارم
همهي اين آدما، بايد بکشن عقب
هي، هي، هي. آروم باش پسر
خودت آروم باش
ببين، تنها کاري که ميخوام بکنم گرفتن خون ـه، خب؟
خب، درحال حاضر کاري که بايد بکني اينه که
لولهها و سرنگها و توپ کوچولوي فشاريتو جمع کني
و قراره صبر کني
آروم باشيد بابا
بيايد اوضاع رو از چيزي هست سخت ترش نکنيم
دوستت کيه؟
اين بچرو نميشناسم
!بابا - رمي -
معذرت ميخوام، اتفاقي بود
ماشين تو رودخونست
عيبي نداره، حالا جات امنه
تو توي ماشين بودي
،اينو واسه رمي روشن کردم حالا واسه توهم روشنش ميکنم
.ميخوام که تو و خواهرت نزديک دختر من نشيد
يه دختر تو تصادف مُرده، سايمون
رمي راننده بوده
کي کشته شده؟
دوست من
چطور اين اتفاق افتاده؟
داريم سعي ميکنيم همينو بفهميم
بيايد بيخيال بحثهاي غير ضروري بشيم
خدارو شکر - مامان -
گفتن يه تصادف اتفاق افتاده
خوبي؟ - آره -
ماشين رمي تو رودخونه افتاده
يکيشون مُرده
راننده تو بودي؟
"تنهاش بذار "ريشل - راننده اون بوده؟ -
قرار نيست همين الان راجع به اين قضيه حرف بزنيم
چرا رئيس پليس اينجاست؟
دارم کارمو انجام ميدم خانم متيسن
که اگه شما اجازه بديد بنده به اين موضوع رسيدگي کنم خيلي راحت تر ميشه
من هيچ کاري به سختي و آسونيِ کار شما ندارم
چرا همچين فکري رو ميکنيد؟
ميتونم کاري براتون انجام بدم؟
...آم
بله، من... من دنبال يه کسي ميگردم
و فکر ميکنم... که اينجان
،تو توي تصادف بودي با بچههاي شهردار
بچههاي شهردار؟
آره، لوک و اوليويا متيسن
،باباشون تا وقتي يکي کشتش شهردار بود
دوستم اينجاست؟
جسدش
يه جسد ناشناس رو حدود يه ساعت پيش فرستادن اينجا
اون ناشناس نيست
اسمش ميراندا کالينز ـه
خيلي خب، ميراندا... کالينز
همين الان رديفش ميکنم
ميشه چند دقيقهاي رو اينجا باشم
خب... اجازشو که نداري
درسته، ولي ميشه؟
البته، بشين
واسه دوستت متاسفم
ممنون
گوش کن، يه نصفه سالاد تن ماهي ميخواي؟
آره، آره. عالي ميشه. مرسي
ظرف ناهار تو قفسه ـمه
الان برميگردم
بهت اجازه دادن همينطوري بياي تو و اونو با خودت ببري؟
با رئيس "بدينگتون" صحبت کردم
ميدونه که من نزديکترين قوم و خويشم
جسد رو واسه رسيدگي نهايي در اختيار من قرار داد
ممکن نزديکترين قوم و خويش باشي
،ولي همونطوري که ميراندا گفت
هيچوقت خانوادش نبودي
،آدمايي که باهاشون زندگي ميکرد
،شايد بخوان راجع به مرگش مطلع بشن
ديروز رو صرف پيدا کردن خانوادهي رضاعيش کردم
فکر کردم که شايد بخوان بدونن که کجا بوده
نخواستن
شک دارم که نسبت به مُردش بيشتر از
زماني که زنده بود علاقه مند باشن
،آقايون
ديروقته
جائي رو نداره
...آقاي ريورز
فکر ميکنم امشب بايد به خونه برگرديد
لطفاً
ممنون
صبرکن ببينم، چرا اون تو ماشين بوده؟
اوليويا و لوک رو ديديم که دارن پياده راه ميرن
و واسشون نگه داشتيم
بهت گفته بودم... بهت گفته بودم که طرفش نري
داشت بارون ميومد
و اونا کنار خيابون بودن
نميتونستم همينطوري اونجا ولشون کنم
اون پسره و دختره که مُرده چي؟
با اونا تو شهر موقع رژه آشنا شدم
فکر ميکني دلم ميخواست اين اتفاق بيوفته؟ - سايمون -
ولش کن
نه، يکي بايد اين سوالهارو جواب بده
لازم نيست اون يک نفر باشي و لازمم نيست که همين الان باشه
فکر ميکردم ماري جمعهها ميره خريد
ماري ديگه نمياد
استعفا داد، يادت مياد؟
،معذرت ميخوام که از وقتي پدرتون مُرد
زياد کمک دست نبودم ولي ديگه تموم شد
خيلي خب، با همديگه اين قضيه رو پشت سر ميذاريم
،اول از همه، نميخوام با پليس صحبت کنيد
و با رمي هم صحبت نکنيد
روزنامهي پدرش تو جيب عقب رئيس [بدينگتون" ـه [باهم صميميان"
اوليويا، در مورد اتفاقي که تو رژه افتاده شنيدم
خوبي؟
چطوري در موردش شنيدي؟
تس زنگ زد، نگران بود
و خواست بهت بگم
که تو ملکهي منتخب رقص آخر سال بودي
چي؟
امروز، روز شانسمه
گريه نکن
اوه عزيزم
درست ميشه
اين قرار يه خواب يا يه همچين چيزي باشه؟
حسي ميکني خوابي؟
نه
پس حتماً يه چيز ديگست
من تازه کارم
گوش کن کليب، کيفم رو چيکار کردي؟
کيفت؟
لوازم کيفم لازمت ميشه
ميراندا، چه اتفاقي افتاد؟
اون اتفاق
!اوه
حالت خوبه؟
حتماً خواب ميديم
No comments yet. Be the first to leave one.