Man to Man

Man to Man (맨투맨)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Man To Man Episode 04
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
DoNyA - Yas Afagh @persiandreamteam

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-05-02
ഡൗൺലോഡുകൾ: 28
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

هستش K اسمِ من مامور مخفی یه سایه، بدونِ هیچ نام ونشون و اعتباری

سه چوبِ حکاکی شده

... دستای یو یون گوانگ رو بگیر

از امروز به بعد من رئیس امنیتی شمام

چه خبره؟ نه دنده کار میکنه نه ترمز

اولین چیز توی تقویمم تولد رئیس ویکتورِ مگه نه؟

وقتی رئیس ویکتور و یون گوانگ میرن تو اتاق مخفی تا عکس بگیرن

اون موقعه بهترین زمانه

میخوام محافظمم باهام بیاد داخل

قسمت 4

چی؟ ولش کن نمیفهمم - ... اگه ببینی‌ -

اگه این فرصتو از دست بدی ، فقط 4 دقیقه آهنگ تولد رو داری

بعد از اینکه در عرض سه دقیقه رفتی زیرزمین

یه دقیقه وقت داری بری طبقه دوم و‌چوب حکاکی رو برداری

امکان نداره ، مطمئنم شکست میخوری همه چی بهم ریخت چیکار کنیم؟

نقشه دوم - نقشه دوم؟ -

نقشه دوم

تو‌ دردسر می‌افتیم

میخوای کُل‌ اینجا رو ببری رو هوا؟

باید چوب حکاکی رو پیدا کنیم

وقت نداریم

مرگ سیاه

‌"بدترینش اینجاست"

این دیوونگیه

وای خدااااا

مسئولیت همه اینا با خودمه

چرا همچین کاری رو‌ قبول کردم؟

حالا هر چی ، نمیدونم

اسم استراتژی "هر چی" میشه

باشه

چاره دیگه ای نداریم

اتاق کنترل ، گرو

اینجا کجاست؟ - اتاق رئیس ویکتورِ -

علاقه داری؟

اونقدرا هم آسون نیست

بمب الکترو مغناطیسی رو آماده کنین ، هدف خانه ی سلطنتی رئیس ویکتور

اینجانب ژنرال ارتش استانیس لاو پتروو دستور میدم

اینا صنایع دستی فرهنگی تمام کشورای دنیاست و به هر کسی نشون نمیدیم

البته ارزشمندترینش اولین نسخه مرگ سیاهه

فک نکنم انقدرا ارزش داشته باشه

تو یه مزایده 2میلیون دلار فروخته شد

چیزی حدود 2.3میلیون وون

چی؟ 2.3 میلیون وان؟ - درسته -

منظورت این کتاب ریزه میزه ست؟ باید یکیشو میخریدم

این خیلی باارزشه

رئیس ویکتور سرمایه گذار باهوشیه

مختصات رو واسه پتروو فرستادم

شماره معکوس شروع شد ، یک دقیقه‌وقت داری

وقتی بمب الکترو مغناطیسی فرستاده بشه وسایل منم خراب میشن پس دیگه قطع میکنم

باید بدون پشتیبانی ماموریتت رو تموم کنی

ترتیبشو میدم - موفق باشی -

چوب حکاکی رو پیدا کن و سالم برگرد

تو روحش اصلا خوب نیست

بیا باهم عکس بگیریم - باشه حتما -

چطوره بگیم "بدترینش اینجاست‌"؟

"بدترینش اینجاست‌" - "بدترینش اینجاست‌" -

... این دیگه چه - برق‌ رفته؟ -

مثل اینکه همینطوره

چیز مهمی نیست ، لطفا از این‌طرف بیاین

فک نکنم چیز مهمی باشه ، محافظ‌ کیم نزدیکم باش

انگار خیلی عصبانی شده

درباره جشن تولد چی گفت؟

گفت جشن طبق برنامه پیش میره

فک کنم یه اتفاقی افتاده

آره فک کنم

چی شده؟ اتفاقی افتاده؟

اوپا حالت خوبه؟ چیزی نشده مگه نه؟

چی شده؟ سورپرایزی چیزیه؟

اتفاقی افتاده؟

مطمئنم چیزی نشده نگران نباش

باشه

کجاست؟

محافظ کیم کجا رفت؟

میرم دنبالش بگردم‌ - باشه -

خیلی باحاله

لعنتی

هی اونجا‌چیکار میکنی؟

چیزی اونجاست؟

چیکار داشتی میکردی؟

کار بدی کردم

لطفا فراموشش کن

هی برگشتی

اون چیه؟

اوپا - چی شده؟ -

جنگ شروع شده؟

موفق باشی ، من میرم

سلام

وای خداااااا ، اون چی بود؟ یهو برق رفت و‌ بعدش یه ارتش اومد، خسته شدم

یکم استراحت کن صبح موقع پرواز خبرت میکنم

باشه شما هم یکم استراحت کنین

شب خوش - شب خوش -

شب خوش

یه لحظه

بیا باهم حرف بزنیم

چرا تو جشن اونکارو کردی؟

وقتی اولین بار روی سقف همدیگه رو دیدیم "و بهم گفتی "خیلی خوشکلی

فهمیدم که اون حرفو بخاطر مسائل امنیتی زدی

راستشو بخوای حرکت خوبی نبود

ولی امشب

اون دیگه چی بود؟

گفتم که فراموشش کن

اگه بخوای باز مثل یه خانواده بمونیم باید توضیح‌ بدی

لطفا راستشو بهم بگو

فقط حقیقتو بهم بگو

چرا مردم فک میکنن کلمات حقیقتو میگن؟

حقیقت

میتونی تحملش کنی؟

بخاطر این بود که تو اونجا بودی

و فقط چشمم تو رو‌ میدید

میدونم

کارم توی جشن اشتباه بود نباید انجامش میدادم

ولی چشمم فقط تو رو میدید

ببخشید که از حدم گذشتم

در حین ماموریت باید به فکر قدم هات باشی

اولین چوب حکاکی رو گرفتم ، من اول میرم تو کره میبینمت

بیست و سوم دسامبر، ساعت 9:00 شب به وقت گرینویچ

مامور کی

ماموریت موسکو تمام شد

وقتی برقا رفت ، فک کردم یه برق‌رفتن معمولیه

ولی مثل اینکه یه بمب الکترو مغناطیسی بود یه اسلحه ‌قدرتمنده

بمب الکترو مغناطیسی چیه؟

یه چیز قوی و گرونه ، یه چیزی مثل محافظ کیمِ

جریان الکترومغناطیسی ، وقتی با بمب الکترو مغناطیسی

بهت حمله میکنن ، همه وسایل برقی خاموش میشن

جالبه - آره -

درسته یه چیز جالبو تجربه کردیم

نه محافظ کیم

اون همه چیزو میدونه

تلفظش هم عالیه

هی‌واسه چی یهو صورتتو اینجوری کردی انگار فهمیدی چه خبره؟

میدونستم جاتون امنه چون بمب الکترومغناطیسی فقط به وسایل برقی آسیب‌میزنه

آره جام امن بود

فک کردی جات امنه؟ فک کردی به این آسونیاست؟

ولش کن ، تصمیم گرفتی با آژانس چویی بمونی یا با من بیای؟

هر کاری دوها بگه میکنم

عوضی

چی شده؟ نکنه اشتباهی کردی؟

این رازو هفت ساله که پیش خودم نگه داشتم واسه چی باید اشتباه کنم؟

فقط شرکتو بسپرش به من

چی؟ - میخوام باهاش کار کنم -

فک میکنی اگه اداره شرکتو بدم دست تو

یون‌گوانگ برمیگرده؟

کار آسونی نیست ، ولی باید یه کاری کنم

چه بذارم کتکم بزنه چه چند‌ روز جلوی خونش التماسش کنم

نمیتونم بذارم اینجوری تموم شه

میخوام رابطم با تو رو‌ هم قطع کنم

نمیتونم دوباره بهش دروغ بگم

باشه میخوام اگه میتونی

پیشش بمونی

از بیرونش نمیتونستی همه چیزو تشخیص بدی

این‌ بخشش خیلی جالبه ، مگه نه؟

توی مجسمه یه محفظه هست

یه جورایی مثل کپسول زمان که

راهب ها توی مجسمه بودا نگه میدارن هست

کپسول زمانه؟

هی

... چی

هی

اونجاست

بازش کن

چی؟ اون چیه؟

مثله یه کلیده

کامل نیست

دو تیکه ‌دیگه اش هم لازم داریم

اون دو تیکه دیگه چوب حکاکی رو‌لازم داریم تا کلیدو کامل کنیم

.... تیکه های کلید توی سه تا چوب حکاکی مخفی شده

اگه همه رو‌ بهم بچسبونی باهاش‌ چیو میتونی باز کنی؟

مطمئنم چیزیه که هر کسی نمیتونه بازش کنه

چونکه مامور یون هرکاری کرده که مخفیش کنه

بقیه تیکه ها رو لازم داریم تا بفهمیم چیه

ازش مراقبت کن - باشه -

هی ، چرا میذاریش ‌اونجا؟

تا راحت پیداش کنم

دومین چوب حکاکی کجاست؟ - دسته خاندان سلطنتی تایلنده -

توی معبد زمرد توی قصره

عالیه ، یه کشور با آبو هوای گرم

داریم‌نقشه میریزیم ، پس یکم صب کن

باشه

پس دیگه محافظ بودنمو تموم میکنم

باشه جدیدا خیلی کار کردی

یه بار رهبر شورشی های آفریقا رو با دستبند روی زمین کشیدی

.... ولی کاری که باید الان بکنی

... گشتن با چوبِ طبله

به هرحال محافظ یو یون گوانگ بودنتو تمومش میکنم

برنامه اشو‌ دیدم و وقتی فردا داره صحنه های اکشن فیلمبرداری میکنه ناپدید میشم

بخاطر این بود که تو اونجا بودی

وچشمم فقط تو رو‌ میدید

بخاطر این بود که تو اونجا بودی و چشمم فقط تو رو‌ میدید

هی - اونقدرا هرزه نبود -

تابلوئه

چی؟ - ازت خوشش میاد -

احساسشو پیشت اعتراف کرد تازه با حس و شور گفت

چشمم فقط تو رو میدید" دیگه چی باید میگفت؟"

واقعا عاشقمه؟ - خیلی احمقه -

وقتی گفت "لطفا کار بدمو فراموش کن" چی؟ عجیب نبود؟

احمق جون اول بغلت کرد بعد بهت گفت

آره یهویی پیداش شد

هیچ نشونه ای نداشت

فقط سه ثانیه طول میکشه که یه مرد و زن عاشق هم بشن

سه ثانیه هم طول میکشه تا از هم جدا شن

More Farsi Persian subtitles for Man to Man

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left