ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کتس؟
کتس، این وقت شب اینجا چیکار میکنی؟
شرمنده آقای دورست. شاپیرو گفته بود
این قالبها رو تا صبح آماده کنم
باشه. خوبه
ایشون دوشیزه مورگنسترن هستن، دوستدختر پسرم
داره یه مقاله درباره کسب و کار من برای روزنامه «براونی» مینویسه
روزنامه دبیرستانشون
باشه. اگه لازم نباشه حرف بزنم مشکلی نیست
اون یارو فهمید که این مصاحبه نیست
شک کرد به اینکه مصاحبهست یا نه
ولی صداش درنمیاد
میدونی چرا؟
چرا؟
چون به کارش نیاز داره
میدونم
فقط دیگه نمیخوام دروغ بگم
نمیخوام به آلن دروغ بگم
هروقت آماده بودیم بهش میگیم
گوش کن چی میگم، تو قراره مثل یه شاهدخت بوهمی زندگی کنی
من استودیوی خودم رو میگیرم
تو هم اتاق خودت رو برای نوشتن خواهی داشت
و آزاد خواهیم بود
هال...
شاید اینجا تنها نیستیم
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
ممنون که قبول کردی بیای
شرمنده مجبور شدی تا اینجا بیای
ماشینم استارت نمیخورد
چی میل دارین قربان؟
فقط قهوه لطفا
قهوه
خب این گفتگوی صمیمانه رو مدیون چی هستم؟
سث از وقتی رفتی عوض شده
میدونم
متأسفم
نمیخواد دربارش حرف بزنه
ولی دیشب بالاخره حرف دلش رو گفت
چی گفت؟
گفت تو خونه تو حس امنیت نداره
که اینطور
که اینطور
حس امنیت نداره
بیا
این چیه؟
برگههای طلاق
- بهم توصیه کردن که... - باشه
به علت اعراض درخواست طلاق بدم
بفرمایید قربان
ممنون
نفقه بهم میرسه؟
- چی؟ - چیه؟
دارم خبر پایان ازدواجمون رو بهت میدم
اونوقت اولین حرفت اینه؟
- تا الان هیچی بهم ندادی - تو که رفتی
تو روزنامه استار کارِ باکلاس پیدا کردی
خودت میدونی اونجا چقدر بهم پول میدن
- نمیدونم - الان باید وکیل بگیرم
یا همینجا زانو بزنم و التماست کنم؟
این تصمیم خودت بود
خودت اینو میخواستی
یادت رفته؟
- خودت از اون خونه اومدی بیرون... - وایسا ببینم
- با کسی آشنا شدی، مگه نه؟ - خانوادهت رو ول کردی...
- با کسی آشنا شدی - بله، شدم
آشنا شدم
چند سالشه؟
- چه فرقی داره مدی؟ - بیخیال دیگه. بگو یکم بخندم
- یعنی چی مدی؟ - چند سالشه؟ چند...
سپتامبر میشه 25 سالش
باریکلا
نه، برات خوشحالم. واقعا میگم
مدی، میشه لطفا بس کنی؟
- احکام کوشر رو رعایت میکنه؟ - چه ربطی...
- معلومه که میکنه. معلومه که... - معلومه که رعایت میکنه
- عالیه - هیجانزدهای، ها؟
- بالاخره - شاید الان اگه طلاق بگیریم
بتونم بالاخره ماشینم رو بدون اجازه تو بفروشم
گمونم میتونی
ولی بازم به کمکت نیاز دارم
- شنیدی چی گفتم؟ کمکت رو نیاز دارم - آره، شنیدم
شنیدم
هزینههای وکیل رو میدم
- هوات رو دارم - خیلی ممنونم
ولی نباید به پسرمون فشار بیاری که پیشت بمونه
- قول میدی؟ - بهش فشار نمیارم
- اون بچمه، میخوام باهاش... - نمرههاش داره میاد پایین
الان تو زندگیش به یه الگوی باثبات نیاز داره
باید پیش پدرش باشه
من باثباتم
تو مقالهت خوندم
که آخرین چیزی که تسی کوچولو خواسته یه اسب دریایی بوده
در جستجوی شگفتی وارد اون مغازه شده
اما بابتش تنبیه شد
مثل من که بخاطر بیشتر خواستن تنبیه شدم
مثل تو که تنبیه خواهی شد
سلام مدی. رفتی فروشگاه گاسکا؟
معلومه که رفتم لو
یه دونهای مدی
- چه خوشبرورویی - ای جان
خبر دست اول اینه
خانم پشتیبانی عزیز،
میخواهم هجوم موشها در ضلع شمالی خیابان 86ام را گزارش دهم
آنها حالبهمزنند
و شهرداری برای حل این مشکل هیچ کاری نمیکند
- همه در این منطقه... - دلواپس گرامی
من تحقیق کردم و وضعیت شما را به شهرداری اطلاع دادم
به بنده اطمینان دادند که به محض پایان سردی هوا
تحقیقات کامل
و سمپاشی بیخطر و موثر در دستور کار است
چی شده؟
آقای هیث میگه با سازمان فواید عامه
در خصوص خراب بودن چند تا چراغ توی پارک دروید هیل تماس گرفتی؟
آره، یه نامه بهمون رسید که آقای هیث نمیخواست چاپ بشه
منم فقط بهشون زنگ زدم
یه نفر رد شده بود و فهمیده بود که چراغها خرابن. چی شده؟
کارگرهایی که رفتن درستش کنن
اونجا یه جسد پیدا کردن
یه زن کاکاسیاه
خدایا
میخوان باهام صحبت کنن؟
اوه، نیازی نیست
فقط نامه رو بهشون میدم. اونا هم گیر نمیدن
آقای مارشال چی؟
نه
نامه رو بهشون میدم و همهچی تموم میشه
فهمیدن زنه کی بوده؟
جسد خیلی وضعیت ناجوری داشته
بعنوان کلئو جانسون شناساییش کردن
کلئو جانسون؟
تو روزنامه «افرو» خبرش رو خوندم. همونیه که همون شب
که استفان زوادسکی تو پارک دستگیر شد مفقود شده بود
شرمنده. حتما انداختمش بیرون
اینجا زیاد جا ندارم
واقعا؟
هیچی ازش یادت نمیاد؟
فقط یه یادداشت کوتاه از بیل اسمیت
بیل اسمیت؟
- ای خدا - چیه؟
خب، این اسم قلابیه
با میکی موس فرقی نداره
ببین، اگه پیداش کردی، دورریخته نگهش دار
مارشال نمیخواد ربطی به این قضیه پیدا کنه
میدونی، بذار روزنامه افرو باهاش سروکله بزنه
حتما
پس دفتری که انقدر مشتاقشم اینه؟
فکر کردی پیراشکی خریدنت باعث میشه دفتر بهتری بهت بدن؟
ادنا...
میخواستم اگه ممکنه چند تا توصیه بهم بکنی
اشتباه اول
- چی؟ - هیچوقت اجازه نخواه
- ببخشید، فقط... - اشتباه دوم
- چی؟ - هیچوقت عذرخواهی نکن
تو یه دوراهی اخلاقی موندم
که میخوام دربارش باهات حرف بزنم
اینم سومی
چیه؟
همیشه شرایط رو بسنج
الان نشستم رو این توالت کوفتی
که از اون کسکشهای وراج دور شم
که پنج دقیقه آرامش داشته باشم که کارم رو تموم کنم
بنظرت الان تمایل دارم
سخنان خردمندانهم رو باهات در میون بذارم؟
استفان؟
مدی
امیدوار بودم بیای ملاقاتم
ولی انگار خودت داستانت رو پیدا کردی
برای این برام اون نامه رو فرستادی؟
که دوباره بیام دیدنت؟
کدوم نامه؟
خیلیخب
از اول شروع کنیم
چرا اون زن سیاهپوست رو کشتی؟
تا همین امروز که دربارش ازم
سوال کردن اسمش رو هم نشنیده بودم
من پیش تو بودم مدی، یادته؟
کسی جز تو اینو نمیدونه
یه بیل اسمیتنامی توی...
همون پارکی که دستگیرت کردن
و همون شبی که اون مفقود شده بهم نامه داده
چرا اون نامه رو فرستادی؟
من وقتی نامه میفرستم
روش مینویسه از اداره اصلاح بالتیمور
میتونستی از یکی که بیرونه بخوای برام بفرستدش
از شریک جرمت
واسه چی؟ اگه کار منه چرا باید بخوام پیداش کنن؟
که دوباره پای منو بیاری وسط
نه
کار من نیست
ولی انگار هر وقت که جسد کسی توی اون دریاچه پیدا میشه
سرنخها به تو میرسه
وجه اشتراکشون من نیستم مدی
تویی
بانوی توی دریاچه
چند ماه تو آب بودن آدم رو به این روز میندازه
مادرش لازم بود اینجوری ببیندش؟
متأسفانه
شناساییش کرد
شباهتی به پرونده دورست داره؟
No comments yet. Be the first to leave one.