Lady in the Lake

Lady in the Lake

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Lady in the Lake S01E05 WEB
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-08-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 120
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫کتس؟

‫کتس، این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی؟

‫شرمنده آقای دورست. ‫شاپیرو گفته بود

‫این قالب‌ها رو تا صبح آماده کنم

‫باشه. خوبه

‫ایشون دوشیزه مورگنسترن هستن، ‫دوست‌دختر پسرم

‫داره یه مقاله درباره کسب و کار من ‫برای روزنامه «براونی» می‌نویسه

‫روزنامه دبیرستانشون

‫باشه. اگه لازم نباشه حرف بزنم مشکلی نیست

‫اون یارو فهمید که این مصاحبه نیست

‫شک کرد به اینکه مصاحبه‌ست یا نه

‫ولی صداش درنمیاد

‫می‌دونی چرا؟

‫چرا؟

‫چون به کارش نیاز داره

‫می‌دونم

‫فقط دیگه نمی‌خوام دروغ بگم

‫نمی‌خوام به آلن دروغ بگم

‫هروقت آماده بودیم بهش میگیم

‫گوش کن چی میگم، تو قراره ‫مثل یه شاهدخت بوهمی زندگی کنی

‫من استودیوی خودم رو می‌گیرم

‫تو هم اتاق خودت رو برای نوشتن ‫خواهی داشت

‫و آزاد خواهیم بود

‫هال...

‫شاید اینجا تنها نیستیم

‫ ‫

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫ممنون که قبول کردی بیای

‫شرمنده مجبور شدی تا اینجا بیای

‫ماشینم استارت نمی‌خورد

‫چی میل دارین قربان؟

‫فقط قهوه لطفا

‫قهوه

‫خب این گفتگوی صمیمانه رو مدیون چی هستم؟

‫سث از وقتی رفتی عوض شده

‫می‌دونم

‫متأسفم

‫نمی‌خواد دربارش حرف بزنه

‫ولی دیشب بالاخره حرف دلش رو گفت

‫چی گفت؟

‫گفت تو خونه تو حس امنیت نداره

‫که اینطور

‫که اینطور

‫حس امنیت نداره

‫بیا

‫این چیه؟

‫برگه‌های طلاق

‫- بهم توصیه کردن که... ‫- باشه

‫به علت اعراض درخواست طلاق بدم

‫بفرمایید قربان

‫ممنون

‫نفقه بهم می‌رسه؟

‫- چی؟ ‫- چیه؟

‫دارم خبر پایان ازدواجمون رو بهت میدم

‫اونوقت اولین حرفت اینه؟

‫- تا الان هیچی بهم ندادی ‫- تو که رفتی

‫تو روزنامه استار کارِ باکلاس پیدا کردی

‫خودت می‌دونی اونجا چقدر بهم پول میدن

‫- نمید‌ونم ‫- الان باید وکیل بگیرم

‫یا همینجا زانو بزنم و التماست کنم؟

‫این تصمیم خودت بود

‫خودت اینو می‌خواستی

‫یادت رفته؟

‫- خودت از اون خونه اومدی بیرون... ‫- وایسا ببینم

‫- با کسی آشنا شدی، مگه نه؟ ‫- خانواده‌ت رو ول کردی...

‫- با کسی آشنا شدی ‫- بله، شدم

‫آشنا شدم

‫چند سالشه؟

‫- چه فرقی داره مدی؟ ‫- بیخیال دیگه. بگو یکم بخندم

‫- یعنی چی مدی؟ ‫- چند سالشه؟ چند...

‫سپتامبر میشه 25 سالش

‫باریکلا

‫نه، برات خوشحالم. واقعا میگم

‫مدی، میشه لطفا بس کنی؟

‫- احکام کوشر رو رعایت می‌کنه؟ ‫- چه ربطی...

‫- معلومه که می‌کنه. معلومه که... ‫- معلومه که رعایت می‌کنه

‫- عالیه ‫- هیجان‌زده‌ای، ها؟

‫- بالاخره ‫- شاید الان اگه طلاق بگیریم

‫بتونم بالاخره ماشینم رو بدون اجازه تو بفروشم

‫گمونم می‌تونی

‫ولی بازم به کمکت نیاز دارم

‫- شنیدی چی گفتم؟ کمکت رو نیاز دارم ‫- آره، شنیدم

‫شنیدم

‫هزینه‌های وکیل رو میدم

‫- هوات رو دارم ‫- خیلی ممنونم

‫ولی نباید به پسرمون فشار بیاری ‫که پیشت بمونه

‫- قول میدی؟ ‫- بهش فشار نمیارم

‫- اون بچمه، می‌خوام باهاش... ‫- نمره‌هاش داره میاد پایین

‫الان تو زندگیش به یه الگوی باثبات نیاز داره

‫باید پیش پدرش باشه

‫من باثباتم

‫تو مقاله‌ت خوندم

‫که آخرین چیزی که تسی کوچولو خواسته ‫یه اسب دریایی بوده

‫در جستجوی شگفتی وارد اون مغازه شده

‫اما بابتش تنبیه شد

‫مثل من که بخاطر بیشتر خواستن ‫تنبیه شدم

‫مثل تو که تنبیه خواهی شد

‫سلام مدی. رفتی فروشگاه گاسکا؟

‫معلومه که رفتم لو

‫یه دونه‌ای مدی

‫- چه خوش‌برورویی ‫- ای جان

‫خبر دست اول اینه

‫خانم پشتیبانی عزیز،

‫می‌خواهم هجوم موش‌ها در ضلع شمالی ‫خیابان 86ام را گزارش دهم

‫آنها حال‌بهم‌زنند

‫و شهرداری برای حل این مشکل ‫هیچ کاری نمی‌کند

‫- همه در این منطقه... ‫- دلواپس گرامی

‫من تحقیق کردم و وضعیت شما ‫را به شهرداری اطلاع دادم

‫به بنده اطمینان دادند ‫که به محض پایان سردی هوا

‫تحقیقات کامل

‫و سم‌پاشی بی‌خطر و موثر ‫در دستور کار است

‫چی شده؟

‫آقای هیث میگه با سازمان فواید عامه

‫در خصوص خراب بودن چند تا چراغ ‫توی پارک دروید هیل تماس گرفتی؟

‫آره، یه نامه بهمون رسید که ‫آقای هیث نمی‌خواست چاپ بشه

‫منم فقط بهشون زنگ زدم

‫یه نفر رد شده بود و فهمیده بود ‫که چرا‌غ‌ها خرابن. چی شده؟

‫کارگرهایی که رفتن درستش کنن

‫اونجا یه جسد پیدا کردن

‫یه زن کاکاسیاه

‫خدایا

‫می‌خوان باهام صحبت کنن؟

‫اوه، نیازی نیست

‫فقط نامه رو بهشون میدم. ‫اونا هم گیر نمیدن

‫آقای مارشال چی؟

‫نه

‫نامه رو بهشون میدم ‫و همه‌چی تموم میشه

‫فهمیدن زنه کی بوده؟

‫جسد خیلی وضعیت ناجوری داشته

‫بعنوان کلئو جانسون شناساییش کردن

‫کلئو جانسون؟

‫تو روزنامه «افرو» خبرش رو خوندم. ‫همونیه که همون شب

‫که استفان زوادسکی تو پارک دستگیر شد ‫مفقود شده بود

‫شرمنده. حتما انداختمش بیرون

‫اینجا زیاد جا ندارم

‫واقعا؟

‫هیچی ازش یادت نمیاد؟

‫فقط یه یادداشت کوتاه از بیل اسمیت

‫بیل اسمیت؟

‫- ای خدا ‫- چیه؟

‫خب، این اسم قلابیه

‫با میکی موس فرقی نداره

‫ببین، اگه پیداش کردی، ‫دورریخته نگهش دار

‫مارشال نمی‌خواد ربطی به این قضیه پیدا کنه

‫می‌دونی، بذار روزنامه افرو ‫باهاش سروکله بزنه

‫حتما

‫پس دفتری که انقدر مشتاقشم اینه؟

‫فکر کردی پیراشکی خریدنت ‫باعث میشه دفتر بهتری بهت بدن؟

‫ادنا...

‫می‌خواستم اگه ممکنه ‫چند تا توصیه بهم بکنی

‫اشتباه اول

‫- چی؟ ‫- هیچوقت اجازه نخواه

‫- ببخشید، فقط... ‫- اشتباه دوم

‫- چی؟ ‫- هیچوقت عذرخواهی نکن

‫تو یه دوراهی اخلاقی موندم

‫که می‌خوام دربارش باهات حرف بزنم

‫اینم سومی

‫چیه؟

‫همیشه شرایط رو بسنج

‫الان نشستم رو این توالت کوفتی

‫که از اون کسکش‌های وراج دور شم

‫که پنج دقیقه آرامش داشته باشم ‫که کارم رو تموم کنم

‫بنظرت الان تمایل دارم

‫سخنان خردمندانه‌م رو باهات در میون بذارم؟

‫استفان؟

‫مدی

‫امیدوار بودم بیای ملاقاتم

‫ولی انگار خودت داستانت رو پیدا کردی

‫برای این برام اون نامه رو فرستادی؟

‫که دوباره بیام دیدنت؟

‫کدوم نامه؟

‫خیلی‌خب

‫از اول شروع کنیم

‫چرا اون زن سیاهپوست رو کشتی؟

‫تا همین امروز که دربارش ازم

‫سوال کردن اسمش رو هم نشنیده بودم

‫من پیش تو بودم مدی، یادته؟

‫کسی جز تو اینو نمی‌دونه

‫یه بیل اسمیت‌نامی توی...

‫همون پارکی که دستگیرت کردن

‫و همون شبی که اون مفقود شده بهم نامه داده

‫چرا اون نامه رو فرستادی؟

‫من وقتی نامه می‌فرستم

‫روش می‌نویسه از اداره اصلاح بالتیمور

‫می‌تونستی از یکی که بیرونه ‫بخوای برام بفرستدش

‫از شریک جرمت

‫واسه چی؟ اگه کار منه ‫چرا باید بخوام پیداش کنن؟

‫که دوباره پای منو بیاری وسط

‫نه

‫کار من نیست

‫ولی انگار هر وقت که جسد کسی ‫توی اون دریاچه پیدا میشه

‫سرنخ‌ها به تو می‌رسه

‫وجه اشتراکشون من نیستم مدی

‫تویی

‫بانوی توی دریاچه

‫چند ماه تو آب بودن ‫آدم رو به این روز میندازه

‫مادرش لازم بود اینجوری ببیندش؟

‫متأسفانه

‫شناساییش کرد

‫شباهتی به پرونده دورست داره؟

More Farsi Persian subtitles for Lady in the Lake

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left