Tom Clancy's Jack Ryan: Ghost War

Tom Clancy's Jack Ryan: Ghost War

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Tom Clancys Jack Ryan Ghost War 2026 AMZN WEB 30nama BDSubs Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് PersianSUB
‫سی‌نما تقدیم میکند ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی @BDSubs ‫CinamaSub@

ടാഗുകൾ

webdl
amazon_prime_video_synced
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-05-24
ഡൗൺലോഡുകൾ: 91
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No
FPS: 23.976

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫‌« دبی، امارات متحده‌ی عربی »

‫یا خدا

‫کراون اومده، فهمیده

‫فرار کنین، زود باشین

‫برو

‫گفتم فرار کنین

‫نمی‌تونیم همچین کاری بکنیم قربان

‫گوش کنین چی میگم، جونتون در خطره

‫« دامـاک »

‫درنگ نکنین

‫امنه

‫گندش بزنن

‫کراون داره میاد بالا ‫وقت چندانی ندارین

‫دشمن روبه‌رو!

‫یالا

‫« منتظر بمانید »

‫داره ارسال میشه! ‫« درحال بارگیری فایل‌ها »

‫داره گوش میده؟

‫خدا لعنتت کنه

‫شرمنده نایجل

‫« ارتباط قطع شد »

‫« جـک رایـان: جـنـگ مـخـفـی »

‫« نیویورک »

‫- سلام ‫- سلام

‫شرمنده. ببخشید

‫مسخره‌مون کردی؟

‫تعجبی نداره رفتی تو کتاب‌فروشی

‫و یه رستوران

‫- دیدی که رستوران هم رفتم ‫- آره

‫ناسلامتی معاون سازمان سیا هستی ‫نمی‌تونی زنگ بزنی؟

‫- این کجاش کیف میده؟ ‫- یه قهوه بهم بدهکاری

‫حله

‫- خوشحالم می‌بینمت ‫- آره

‫منم خوشحالم می‌بینمت

‫دارم به دفتر خبر میدم منو دزدیدن

‫ممنون

‫پروازت چه ساعتیه؟

‫چهار ساعت دیگه‌ست

‫خب... اینجا وال‌استریته، آره؟

‫خب اصولاً "برادوی"ـه، ولی...

‫توی کدوم ساختمون کار می‌کنی؟

‫اون بلنده

‫الان می‌خوای ازم بپرسی ‫از شغل جدیدم راضیم یا نه؟

‫خب، راضی هستی؟

‫از سازمان سیا رفتی ‫و یه شغل غیرنظامی خوب گیر آوردی

‫اومدم یه سری بهت بزنم

‫آره. تو از شغل جدیدت راضی هستی؟

‫مزخرفه بابا

‫دیدی؟ حس جفتمون مشابهه

‫ببین، نمی‌تونستم اون کارها رو انجام بدم ‫و همزمان یه زندگی عادی داشته باشم

‫زندگی عادی؟ هدفت همین بود؟

‫بیخیال بابا. خودت که گفتی ‫شغلم غیرنظامیه

‫همه‌چی یا سیاهه یا سفید ‫نمی‌دونم والا، پسر

‫فکر نکنم به‌درد اون مسائل خاکستری می‌خوردم

‫خب... این اواخر دیدیش؟

‫نه. از بعد از کریسمس ندیدمش

‫آره. متاسفم

‫نه، نباش

‫تلاشمون رو کردیم، می‌دونی؟ ‫آدم جز این چی می‌تونه بخواد؟

‫کاتی مشغول کاریه که بهش علاقه داره

‫تو چی؟

‫من چی؟

‫می‌دونی چیه، اونقدر از سازمان دور نبودم

‫که یادم بره خر شدن چجوریه

‫خر شدن؟ خر شدن کجا بوده

‫خودت گفتی

‫تمام تلاشت رو کردی

‫خب؟ و این؟ این زندگی؟

‫هیچوقت برات کافی نیست

‫سخنرانی خوبی بود

‫ولی هرکاری که داری، رو من حساب نکن

‫ببین، ازت نمی‌خوام برگردی ‫فقط ازت می‌خوام بری دیدن یه نفر

‫نـه

‫جک، خودت داری میری دبی ‫طرف هم اونجاست

‫اون میاد پیشت ‫فقط قراره یه چیزی تحویل بگیری

‫- عه، فقط قراره یه چیزی تحویل بگیرم ‫- آره

‫آها، صحیح. چی ازش تحویل بگیرم؟

‫اطلاعات. داده‌های نظارتی

‫خب بالاخره کدومشه؟

‫خدا بگم چیکارت نکنه، جک. طرف دوستمه

‫- اونم حاضره همین‌کارو برای تو بکنه؟ ‫- عمراً

‫نایجل محتاط‌ترین جاسوسیه که می‌شناسم

‫ولی من آدم بهتریم

‫همیشه هستی

‫خب قضیه چیه؟

‫پاکسازی سازمانیه

‫یه عملیات مشترک قدیمی با ام‌آی6ـه

‫ام‌آی6؟

‫یا خدا. یکی از اونا رو زیر نظر دارین ‫ یا یکی از ماها؟

‫- جفتش ‫- اصلاً جالب به‌نظر نمیاد

‫عجبا

‫با اینکه نمی‌خوای پات به این قضیه باز بشه ‫خیلی سوال می‌پرسیا

‫خب چون می‌دونم وقتی ‫موقع انجام یکی از کارهات

‫توی بخش خصوصی ‫ گیر میفتم چی میشه

‫- هیچکس خبردار نمیشه ‫- واقعاً؟

‫- آره ‫- خیلی مطمئن به‌نظر میای

‫خیال می‌کنی تک و تنها می‌فرستمت اونجا؟

‫عجب. می‌خوای نیروی کمکی هم بفرستی؟

‫پشمام، ببین کی اینجاست

‫عه

‫پس عمداً می‌خوای منو به کشتن بدی

‫- بهم برنخورد ‫- اینه؟

‫مامورهای درجه‌ی یکی که الان ‫توی سازمان دارین مثل اینن؟

‫فقط دارم سعی می‌کنم ‫جای خالی تو رو پر کنم، رفیق

‫- بصورت پیمانکاری ‫- آخ

‫ولی می‌دونی چیه؟ حداقل ماموریت ‫دوبروونیک که عالی پیش رفت، مگه نه مایک؟

‫وقتی تموم شد بهم خبر بده

‫- چشم ‫- وایسا ببینم، کجا داری میری؟

‫خوش برگشتی

‫گفتم انجامش نمیدم

‫اینطوری نکن

‫این‌کارا از تو بعیده

‫کارش درسته، مگه نه؟

‫- بلیط بهتری برات گرفتم ‫- خودم که بلیط داشتم

‫- فرست‌کلاسه بابا، برای جفتمون گرفتم ‫- واقعاً عوض‌بشو نیستیا

‫انگار مرض داری

‫چمدون هم با خودت میاری؟

‫آره. سفر کوتاهیه

‫می‌تونم وسایلم رو توی کیف دستیم جا بدم ‫مشکلی نیست

‫سلام

‫اشکال نداره اینو بدم پایین؟ ‫از پرواز می‌ترسم

‫واقعاً؟ ای وای من

‫می‌دونستم تو رو خبر می‌کنه

‫- گریر گفت داری میری دیدن یه نفر ‫- نه، نه، نه، نه

‫نمیرم دیدن کسی

‫نه، جفتمون می‌دونیم قضیه ‫هیچوقت به دیدن یه نفر ختم نمیشه

‫گفت چیز خاصی نیست، خب؟

‫- طرف میاد پیش تو ‫- واقعاً؟ آخه الان سوار هواپیماییم

‫خب اول ما باید بریم پیش اون. باشه

‫ولی بعدش اون میاد پیش تو ‫خودت می‌فهمی منظورم چیه

‫نه نمی‌فهمم ‫اصلاً چرا خودت نمیری؟

‫چون باید مطمئن بشم ‫کسی تعقیبت نمی‌کنه

‫چرا باید کسی منو تعقیب کنه؟

‫- چون هیچوقت به دیدن یه نفر ختم نمیشه ‫- چون هیچوقت به دیدن یه نفر ختم نمیشه

‫آره می‌دونم، منم همینو گفتم

‫چه بامزه

‫به‌نظرت سازمان اطلاعات امارات ‫پوشش صندوق مالیت رو باور می‌کنه؟

‫- این پوشش نیست، زندگی واقعیمه ‫- اوهوم

‫- نه، نه، می‌دونم ‫- معاون ارشد یه موسسه‌ی...

‫- مدیریت ریسک... ‫- همینطور بگو، رفیق

‫- صدات کمکم می‌کنه بخوابم ‫- سلام. شامپاین میل دارین؟

‫صدای یه فرشته‌ست؟

‫اولین باره فرست‌کلاس سوار میشم

‫اگر نمی‌گفتی امکان نداشت بفهمه

‫- ممنون ‫- اون یکی مال یه نفر دیگه‌ست

‫- بیخیال بابا ‫- معمولاً دو تا به یه نفر نمیدن

‫اوهوم

‫- نفری یکی میدن ‫- اوهوم

‫- نفری یکی میدن ‫- اوهوم. نوش

‫بازار معاملات جاکارتا ‫نه تنها دوباره سرپا شده

‫بلکه تابحال اینقدر قوی نبوده

‫دکتر رایان، چیز دیگه‌ای هست ‫که بخواین بگین؟

‫جک؟

‫اوه... نه

‫نمی‌خوام خوشبینی‌تون رو خراب کنم

‫به‌نظرم همه‌مون موافقیم که رژیم جدید ‫بازار رو تقویت کرده

‫دقیقاً. دقیقاً

‫به‌نظرم سوالی که باید از خودمون بپرسیم ‫اینه که "چرا؟"

‫چون این رژیم جدید ‫قوانین دنیای قدیم رو هم برگردونده

‫و این روزها، داره برای همه راحت‌تر میشه

‫که پیامدهای سیاسی چیزی رو نادیده بگیرن

‫تا بتونن پیامدهای مالیش رو بررسی کنن

‫منظورم اینه که...

‫طبق تجربه‌ی خاص من...

‫اونجور افرادی که می‌خوان ‫دوران گذشته رو برگردونن

‫خیلی اوقات بی‌ثباتی‌های ‫زیادی رو هم برمی‌گردونن

‫به‌نظرم خوب پیش رفت

‫به‌نظرم لطف داری

‫به‌نظرم نگران شغلتی ‫که بایدم باشی

‫چون مشخصه که صداقت ‫راه و روش خیلی خوبی نیست

‫خب، احتمالاً وقتی پای وقایع جهانی وسط نباشه ‫چندان راحت نیستی

‫وایسا ببینم، ببخشیدا ‫در مورد جاسوسی تیکه پروندی؟

‫- آره ‫- خیلی طولش دادیا

‫- چی بگم والا ‫- ببین...

‫تا تهدید هسته‌ای فوری رو تجربه نکردی ‫در موردش بد نگو

‫خیلی باحاله

‫خب، گمونم اس‌ال‌جی امشب برای تیم‌مون ‫توی شیرو میز رزرو کرده

‫عه. شیرو چیه؟

‫از اون رستوران‌های باکلاسیه ‫که در موردشون مستند می‌سازن

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫ای وای

‫خب...

‫مطمئن نیستم بتونم امشب بیام

‫و ببین...

‫اهل شکایت نیستما

‫واقعاً می‌خوای بهونه‌ی خستگی پرواز رو بیاری

‫پیش تو؟ هرگز

‫پیش تو بهونه‌ی "تهدید جهانی فوری" رو میارم

‫فردا می‌بینمت. باشه؟

‫امیدوارم

‫- بریم دیدن یارو ‫- نه

‫هیچوقت به دیدن یه نفر ختم نمیشه ‫در موردش که حرف زدیم

‫و منظورم دقیقاً همین بود

‫خیلی‌خب، قراره چی تحویل بگیرم؟

‫نمی‌دونم

‫چی؟

‫اصلاً اینجا چیکار می‌کنی؟

‫راستشو بگو

‫جفتمون می‌دونیم سازمان ‫اطلاعات امارات تعقیبم نمی‌کنه

More Farsi Persian subtitles for Tom Clancy's Jack Ryan: Ghost War

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left