ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آگهی که در ادامه پخش میشود یک آگهی خریداری شده توسط گای بیلزریان است
و توسط انجمن وکلای نیویورک تایید نشده است
،من گای بیلزریان هستم وکیل دادگستری و مرد خانواده
ولی با کمال خوشحالی خانوادهام رو ترک میکنم
تا کمک کنم توافق طلاقی که لایقش هستین رو به دست بیارین
،ممکنه من رو از تبلیغات روی نیمکت ،سه تا پسر عقبموندهام
یا همسرم که دو بار در تیمارستان بستری شده، بشناسین
ولی میخوام من رو به عنوان اولین خط دفاعیتون
در مقابل زنهای سابق عوضی و شوهرهای سابق لاشیتون بشناسین
چون من واسه هر دو طرف بازی میکنم
این قانونه، شعبدهبازی نیست
و هر کسی که شعبدهبازی میکنه مایهی ناامیدیِ پدرشه
امروز بهم زنگ بزنین، چون ازدواج یه حقهاس و عشق میمیره
بیاین باهمدیگه جنازه رو خاک کنیم
جی، به ضبط کردنت ادامه بده - !بابا، تو روحش -
.: Arman333 ترجمه از :.
میدونیم وقتی به کنفرانس قلبشناسی پدرتون رفته بودیم یه مهمونی گرفتین
تقریبا دودل شدیم این تیشرتها رو بهتون ندیم
ولی تعدادشون کم بود
جاد، لیا، سه هفته تنبیه میشین
سه هفته؟ مسخرهاس - بکنش چهار هفته. دارم بیانیهام رو مینویسم -
این بچه چه اخلاق کاری خوبی داره - وایستین ببینم، من تنبیه نمیشم؟ -
نیکی، تو کدوحلوایی شیرین منی
تو که مسئولش نبودی - مامان، من کدوحلوایی نیستم -
خب، تو کوچولوی منی - من کوچولو نیستم -
در ضمن، نمیتونی تنبیه بشی
باید توی جشن تکلیف جسی باهام برقصی
یه رقص هم واسه من نگه دار
میدونستی وقتی همه دستهاشون رو میبرن بالا
بعدش میتونی دستهات رو بیاری پایین و باهاشون بغل کنی
،بچهها، متاسفم که خبر بدی بهتون میدم
ولی همهامون حرف زدیم و والدینتون موافقت کردن
که هیچکدومتون آمادهی رابطه داشتن نیستین
چی؟ - !ولی ما آمادهایم -
فقط دیگه بهتون دروغ نمیگیم
پس مالیدن عانهات چی بود؟
عانه چه کوفتیه؟ - ...نیازی نیست که -
مالیدن عانه مقدمهی مقاربت جنسیه
!مامان - وای خدا، پسرمون خیلی منحرفه -
باهاش چیکار کردی، منحرف؟ داری این دختر کوچولو رو به فساد میکشی
نگاهش کن، اون یه بچهاس
ولی شش ماه بزرگتر از منه
میدونی توی زندون با بچهبازها چیکار میکنن؟
...خیلی خب - زیر دوش با تیزی میزننشون -
.و شاششون رو به شراب تبدیل میکنن کارشون اینه
به نظر ما بهتره که فقط بچهها دیگه باهم نباشن
میسی، بیا بریم - متاسفم -
خداحافظ، اندرو - خداحافظ، میسی -
!نه! میسی
،چرا نمیری بیرون
و عانهات رو به ماشین چمنزنی بچسبونی؟
الان شبه - مگه شما منحرفها دوست ندارین شب برین بیرون؟ -
بالاخره قبول کردم که دوستهای اسکلت توی جشن تکلیف جسی آهنگ بزنن
و دقیقهی نود کنسل میکنن؟ - آروم باش، شانون -
میدونی چی باعث میشه یه زن نخواد آروم باشه، گرگ؟
اینکه یه مرد بهش بگه آروم باش
کارهای مامانم رو باورم نمیشه
یه زن رو تو خیابون میبوسه و اونوقت با بابا بدجنسی میکنه؟
خیلی تخمیه، ولی اون زن کی هست حالا؟
نمیدونم. اصلا بهش فکر هم نکردم
!جشن فرداست
،همهامون این رو میدونیم !همه میدونن
بچهها، اینقدر داد نزنین - عزیزم، داد نمیزنیم -
داریم از جزئیات بهترین روز زندگیت حرف میزنیم
بهترین روز زندگیش؟
،پدر و مادرت همهاش دعوا میکنن
،یه جوش گنده روی پیشونیت خودنمایی میکنه
و شانون شیاد مجبورت کرد اون لباس رو بخری
که باعث میشه بدنت شکل مربع بشه - از اون لباس خوشت نمیاد؟ -
!این جواب نمیده! هیچوقت جواب نداده
!از زندگیم و از لباسم متنفرم
لباست خیلی قشنگه
فقط یه نفس عمیق بکش و آروم باش
میدونی چی باعث میشه یه نفر نخواد آروم نباشه، شانون؟
خوب جوابش رو دادی - !خفه شو، بابا -
!بگیر خونه رو به آتیش بکش
آتیش اول رو با لباس مربعی روشن کن
.خیلی رو اعصابه جوری باهام رفتار میکنه انگار بچهی کوچولوام
.بچه کوچولو هستی دیگه کیرت رو دیدم، یادته؟
واسه این کار میشه محاکمهاتون کرد - کجا؟ دادگاه ارواح؟ -
،هی! دادگاه ارواح !ایدهی خیلی خوبی واسه یه سریاله
،نیک، باید با مدیر برنامهام تماس بگیری جو(یهودی) فیشمن
جزئیات رو بسپر به خودش
.سلام، عزیزم فقط میخواستم بهت شب بخیر بگم
راستش، دیگه با بوسیدن لبهات
حس راحتی نمیکنم
اشکالی نداره؟
باشه، حتما. آره، البته
،چطوره پتوت رو روت بندازم، کوچولو باشه؟ بعدش دیگه میرم
میدونی، راستش به نظرم خودم از پسش برمیام
فقط باید پتو رو یکم بکشم بالا
خیلی خب، عالیه، محشره
پس... شب بخیر، نیکی - نیک -
فکر کنم دوست دارم از این به بعد نیک صدام کنی
باشه، نیک
شب بخیر، دایان - روت رو زیاد نکن -
با مادرت چیکار کردی؟
دارم یه حد و مرز تعیین میکنم
اون زن بی قید و ظرط دوستت داره
،وقتی نوزاد بودی برات نوشیدنی مخصوص ممهای درست میکرد
منظورت شیر دادنه؟
اه! وقتی تو میگی چندشم میشه
دارم بزرگتر میشم و نمیخوام دیگه تر و خشکم کنن
من تا 12 سالگیم آبمیوهی سینهی مامانم رو خوردم
سینههای گندهای داشت
چی شده، عشقم؟
حس میکنم نیکی الان باهام به هم زد
دیگه نمیخواد پتو رو روش بندازم
دیگه حتی نمیخواد نیکی صداش کنم
دایان، باید بذاریم پرندهی کوچولومون لونه رو ترک کنه
میدونم، ولی وقتی که بره
دیگه بچهای واسه نگهداری کردن نداریم
.میتونی از من نگهداری کنی میخوای لباس بچه بپوشم؟
بعضیوقتها منحرف عجیب و غریبی میشی
تعهدهای ازدواجمون رو یادته، مامانی
بیخیال، اگه اینقدر معلولی شاید بهتر باشه رانندگی نکنی
.خیلی مربع شدیم عین دو تا کلوچهی فیگ نیوتن شدیم
هی، جس - هی، قاری دینا -
!وای! این اتاق جو خیلی خوبی داره. آره
جهت اطلاعت، سیاحتت رو پنج دقیقه دیگه شروع میکنیم
باشه - ،یا اونطوری که توی تئاتر میگیم -
"ممنون، پنج" - باشه -
تو هم باید به من بگیش
ممنون، پنج؟ - خدانگهدار -
!پیدات کردم
نه. چرا؟
گوش کن، میدونم نباید قبل از جشن دختر به تکلیف رسیده رو ببینم
!ولی، تا-دا
!سگ تو روحت
لطفا بهم گل نده - چی؟ دست خودم نیست -
آخه، نگاهت کن
مثل یه جعبهی مربع سکسی شدی
فقط میخوام به ادارهی پست ببرمت
و داخلت رو پر از یونولیت کنم
.بس کن! از این لباس متنفرم مادر احمقم مجبورم کرد بخرمش
آره، مامانها خیلی احمقن
همیشه مست داخل وان غش میکنن
به جای اینکه رضایتنامهی اردوت رو امضا کنن
جی، حرفت خیلی غمانگیز بود
ببین، میشه حرکتهای عاشقانه نکنی، باشه؟
هرطور مایلی، خانم یهودی مریعی من
...چی
اندرو، چیکار میکنی؟ - دلم برات تنگ شده بود، میسی -
آره، منم دلم برات تنگ شده بود
پدر و مادرهامون دیوونه شدن، نه؟
آخه تو میخوای با من باشی و منم میخوام با تو باشم
اگه به صورت سرّی باهم قرار بذاریم چی؟
اوه. منظورت مثل فاطیما و گوستاوو هست؟
آره، البته من تبدیل به اسب نمیشم
.آره، ولی کیرت در حد اسبه گوشتت رو بهش نشون بده
ای جونم، عاشقهای ممنوعه؟
،مشخصه که واقعا هیجانزدهام چون پشتم خیلی عرق کرده
میخوای با شال یهودیم خشکش کنم؟
این کار حلاله؟
نمیدونم، ولی حس میکنم امروز داریم تمام قوانین رو زیر پا میذاریم
...اوه
اندرو، کجایی؟
دعوام سر جای پارک معلولین تموم شد
بعدا پیدات میکنم، فاطیما
ببخشید، کلی احساس بهم دست داد
هی، اون خاخام که آهنگ میخونه به نظرت آشنا نمیاد؟
.اون قاری هستش فقط آهنگ رو اجرا میکنه
کل کارش همینه؟ - !دقیقا. کلاهبرداریه -
مثل صابون. صابون همون چربی خوکه - !مارتی، ساکت باش -
.با گرگ حرف زدم قرار نیست توی این جشن صدف بدن
خدا رو شکر. دفعهی پیش مجبور شدیم کت و شلوارت رو بندازیم بیرون
کفشهام رو هم همینطور. کفشهام یادت نره
همه چی داخلشون جمع شده بود
هی، این کلیسا از اون ویفرها هم میده؟
صبحونه نخوردم - طفلکی گرسنه -
بذار ببینم چی توی کیفمه
ممنون، خانم برچ - بیا. دایان صدام کن -
باشه، مامانی
هی، بیا با میسی دزدکی بزنیم بیرون
اونم وقتی که بابات داره پای شبیه غولش رو میخارونه
من قاری دینا رزنیک هستم
ولی افتخار این رو داشتم که راهنمای جسی باشم
نمیدونم موضوع چیه ولی از اون زن خوشم نمیاد
و کاملا "سیمخا" بود، درسته، جس؟
.خیلی افتضاحه متنفرم وقتی کلماتش رو با "خا" تلفظ میکنه
باید خفهخان بگیره
سلام - سلام -
باورم نمیشه تنهاییم - میتونیم هر کاری بخوایم بکنیم -
شما پسرها کلاه یهودی میخواین؟
نه، ممنون، آقای فیشمن
.بیا، این بیرون خیلی خطرناکه باهام بیا
،آره، من یه کلاه بهودی برمیدارم واسه کیر یهودیم
!دستت طلا
باهاش قسمتهای کچل سرم رو میپوشونم
،حالا، برای خوندن اولین جملات تورات
دوست دارم مادر زیبای جسی، شانون
و شوهرش گرگ رو دعوت کنم
نگران نباش، این بار عانهام رو بهت نمیمالم
هرچقدر بخوای میتونی عانهات رو بهم بمالی
ببین مامانت رو چه چنگی زده - آره واقعا -
این بغل خیلی طولانیایه
اندرو، این کلاه جازت نیست؟
اون مامان جسیه
وای خدا
یا خدا
No comments yet. Be the first to leave one.