ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
داریوس؟
یه نقشهای برای باز کردن "رو" دارم
تو؟ یه دورگهی حرومزاده؟
پسر حرومزادهی دورگه ابسالوم بریکسپیر
جلوت وایساده
پناه بگیرین!
میتونی لئونورا صدام کنی
چرا اینجا ولم کردن؟
مطمئنم خودت بهزودی میفهمی، زیسکا
اگرئوس؟
غلاف کنین!
سرگرد ویر بودین. درسته؟
خب، دوست دارم خلوتی با شما صحبت کنم
یقین دارم میتونم وزیر رو قانع کنم تا برای پکت نیروی کمکی بفرسته
برای جنگشون مقابل باند عصر جدید
این قرارداد، سهام مالکیت شما
در کارخونه من رو
به مقدار قابل توجهی افزایش میده
جادوی سیاهه
یه چیزی فوت کرد تو صورتم
بعد یهو حس کردم درون یه نفر دیگهام
از نقشه کلاغ سیاه خبر داشتی؟
نقشه خودم بود
باید فوراً بیای
دالیا و بلرو رو کشتن
« کارناوال رو »
لامصب چطور اون بالا گذاشتن؟
پس هنوز کارآگاه بازی در میاری
جرمیه که ارتکاب شده. پلیس باید تحقیق کنه
دوباره سر بالای نیزه
احتمالاً کار خود پلیسه
فایلو!
نذارین بیان جلو، رفقا
صحنه مزخرفیه
تخمیه
نظر تو چیه؟
بین ساعت 3 تا 4 صبح اتفاق افتاده
نگهبانا حتماً یه چیزایی دیدن ولی قطعاً به من حرفی نمیزنن
درسته - !برویک -
یارو رو دستگیر کردین؟
چند ساعت قبل برای شما خبر فرستادیم
کی، قبل از صبحونه؟
رفقا، نگاه کنین. یه نفر دیوار قشنگمون رو کثیف کرده
کسی نزدیکش نرفته
صحنه دست نخورده
منظورت این صحنهست؟ صحنه جرمی که اینجاست؟
مراقب باش، گروهبان
نباید مدرک مهمی رو خراب کنیم
مگه نه؟
تا چند ساعت دیگه همه تو "رو" خبردار میشن
خب، نمیتونیم این اجازه رو بدیم. مگه نه؟
وقتی خبر پخش شه که پلیس اومد و کاری نکرد،
اوضاع بیریخت میشه
خب، کلاغ سیاه باید فکر این لحظه رو میکرد
قبل از اینکه سعی کنن وزیر رو بکشن
چی؟ - دیشب -
یه دسته سعی کردن گلوی بریکسپیر جوان رو ببرن
من که داستان دیگهای شنیدم
خب، من خودم اونجا بودم
خودم یکیشون رو کشتم
پس کار هر کسی که بوده، به ما لطف کرده
کون لقشون
گمشو رد کارت
بریم، رفقا
این فیلوستریت فکر کرده کدوم خریه؟
کریچ خوب کریچیه که مُرده
مگه نه، رفقا؟
قبول دارین؟
مراقب باش!
خودشه
اون اونا رو کشت - نکن. اینجا جاش نیست -
دیگه فرصتی گیرم نمیاد
فقط خودت رو به کشتن میدی
اونم چنین چیزی ازت نمیخواد
بیاین بریم، رفقا
تاچ!
منظور رو رسوندن - شرمنده، فایلو -
ولی از راه قانون نمیتونی این قضیه رو حل و فصل کنی
قوانین برای ما نوشته نشدن
برو
بیارشون پایین
حقشونه درست خاک شن
پریها دارن عصبی میشن. اینجا دیگه برات امن نیست
زیردست وزیر
میدونم ولی باید باهات صحبت میکردم
گوش کن. دیشب شانس به ما روی خوش نشون داد
شانس آوردیم - چطور؟ -
وزیر تحقیر شد
شرمسار شد
ممکنه حتی از قدرت کشیده شه پایین
بدون اینکه تو جونت رو تو خطر بندازی. پس بذار فقط صبر کنیم
فعلاً اصل و نسبت رو جایی جار نزن
وقت صبر کردن نداریم
آره
ولی دیشب ایده جدیدی به سرم زد
ایدهای که ممکنه زودتر دروازههای "رو" رو باز کنه
توضیح بده - نه -
نمیخوام تو نقشی داشته باشی
اگه موفقیت آمیز بود، خودت نتیجه رو میبینی
ولی...
اگه نتونستم و دستگیر شدم،
برگرد سر نقشه اصلی خودت
پس این همه راه اومدی بگی دهنم رو ببندم؟
نه
ازت میخوام به من اعتماد کنی
دهنم رو میبندم
فعلاً
آفرین. مرسی
بیا. میریم داخل
دیشب، افراطیون به مکان مقدس ما حمله کردن
ولی هر چقدرم روشهای بیرحمانه و خشنی داشته باشن،
ما رو رنج و عذاب پَریهای کارناوال رو
چشم نبستیم
غذا و دارو میاریم
بورگ همیشه به فکر
افراد ناتوان و فقیر جامعهست
بیماری انسانها نیست
فقط پیکسها میگیرن
به هر حال ترجیح میدم ریسک نکنم
مُرده
بفرمایین. امیدوارم کمک کنه
مرسی
کمکهای بیشتری به دستتون میرسه
خیالتون راحت
مرسی، عزیزم
انگار مارتیر خودش شما رو فرستاده
لطفتون رو فراموش نمیکنیم
بورگ تمام توانش رو به کار میگیره تا
از عذاب و سختی شما کم بشه
خانوم، لطفاً
میشه به بچهم کمک کنی، خانوم؟ - نه -
اونم دارو میخواد - ببخشید -
لطفاً
ببخشید، من...
ازتون خواهش میکنم، خانوم
لطفاً نذارین بچهم بمیره
خانوم، لطفاً تکون نخورین
باید این لحظه رو ثبت کنیم
و...
فایلو، فایلو
بیا اینجا
مطمئنم فکر میکنی کسخل شدم
چی شده؟
این اواخر...
رویاهای عجیب، تصاویر ذهنی و از این چیزا ندیدی؟
چی؟
نه
لعنتی
هر دو اونجا بودیم، وقتی هاراسپکس از جونش در اومد
برای همین گفتم شاید...
پس نه؟
بیخیال
بگو ببینم
باشه
همه میدونستن اون ساحره پیر قدرت بینایی داشت
درسته؟ حالا، فکر کنم
وقتی مُرد...
یه بلایی سرم آورد
صحنه مرگ اون دوتا کلاغ سیاه رو دیدم
تو یه رویایی
رویا؟
فکر نمیکردم واقعی باشه
تا اینکه امروز صبح سرشون رو بالای دیوار دیدم
و فهمیدم چیزی که دیدم...
رو مناره کلیسا
بهشون حمله شد
یه...
آبپران ترسناک اونجا بود
بعد وقتی بیدار شدم،
دل و روده یه خرگوشی تو دستم بود
و انگار این به قدر کافی چندش نبود،
دیروز همین صحنه با یه گربه بیچاره تکرار شد
دقیقاً بعد از اینکه دیدم به یه نظامی حمله شد
دیدی به یه نظامی حمله شده؟
مرسی، فایلو
متوجهم کاملاً دیوونه شدم
سرباز ارتش
بیرون یه سربازخونه آجری
اون طرف رود؟
تو از کجا میدونی؟
هرچی دیدی رو بهم بگو
سرگرد ویر
مرسی اومدین
آقای میلوورثی
بذارین کوتاه و مختصر بگم
سلاحهایی که دولت شما میخواد
خب، میتونیم برسونیم به دستشون
اونم در عرض چند هفته، نه چند ماه
اگه نیازه
فقط باید درخواست کنین
شما میخوای تو این قرارداد میانجیگری کنی؟
سفیرِ شما گفتن نیازه
جلوی اتحاد غیرطبیعی فرهنگ انسانها و پَریها گرفته بشه
منم به این نتیجه رسیدم
و میخوام تو این راه کمک کنم
عجیبه
تا جایی که اطلاع دارم،
شما تو حرفه سیاسی کوتاه مدتتون
مدافع حقوق پَریها بودین
ای بابا
No comments yet. Be the first to leave one.