ആദ്യത്തെ 158 വരികൾ.
thx, re-sync for
این همه چی رو تغییر می ده
آره رفیق برو جلو!
_
واو! جالبه
با حاله
قطعا ارزش از خواب بلند شدن رو داره
فیشلگز چیزی ازش سر در میاری این ها قسمت هایی از
نقشه ها و نمادهایی اند که هیچ کدومشو تا الان ندیدم
و این جا یه نوشته است اما به زبانی که
هرگز قبل از این نخوندم اون دیگه چیه؟
حتما باید یه جور نشان قبیله ای یا یه چیز دیگه باشه
اوه ، من اینو بیشتر از نشان قبیله ای خودمون دوست دارم
تاف ، ما نشان قبیله ای نداریم
خب باید داشته باشیم آره و این هم باید اون باشه
هیکاپ ، این نقشه متوجهش شدی؟
تا فراتر از مرز های مجمع الجزایر ادامه داره
اوه میدونم
حب ، پس حرکت بعدیمون چیه؟
به این نگاه کن این نقشه هایی اند که تا حالا ندیدیمشون
نوشته هایی که نمیتونیم بخونیم اژدها هایی که نمی شناسیم
این ... این باورنکردنیه چشم اژدها
این ثابت می کنه که اون بیرون
یه دنیای دیگه هست که باید کشف بشه
این مطمئنا بهتر از یه جلسه شورای عادیه
خوبه آقایون حرفتونو بزنین
ما اعضای شواییم دیگه به خاطر همینه که اینجاییم
ما 3 سال تو صلح زندگی کردیم
بهترین سال های برک که میتونم به یاد بیارم
من میدونم که شما هم به خوبی من میدونید به محض این که برید
دنبال دردسر بگردید معمولا پیداش می کنید
من طرف اسپایتلاتم اگه که چشم اژدها
به سرزمین های نا شناخته راهنمایی می کنه و اژدها های جدید وحشی
خب چیز خوبی ازش بدست نمیاد
من کاملا مخالف " اسون " هستم یه نگاه به اطرافت بنداز
چی جوری میتونی بگی که چیز خوبی توش نیست؟
از کشف کردن گونه های مختلف اژدها
اگه اون ها اون بیرونن ما باید پیداشون کنیم
اگه قرار باشه تو و اژدها سوار ها کاری انجام بدین اون باید
دستگیر کردن دگر و انداختنش به جایی که تعلق داره یعنی زندان بکنین
یه دلیل دیگه برای رفتن ، دگر فراتر از مرز های ما پیشروی می کرد
اون فکر می کنه که ما تعقیبش نمی کنیم
اما اون بیرون ، جاییه که پیداش می کنیم
استویک هر وقت خواستی نظرتو بگی می تونی بزاری که کار تعطیل شه
تو درست می گی اسپایتلات بیا تمومش کنیم
پدر بزار من صحبت کنم پسر
این به همون اندازه مهمه تو گوش کنی ، که بقیه
اسپایتلات تو دقیقا درست می گی
این سال ها واقعا بهترین سال های ما بودن
هیچ چیز به اندازه صلح مهم نیست صلح میان ما
صلح با همسایه ها و صلح با اژدها ها
حالا که اینو گفتم بزار ازت بپرسم اسپایتلات
وقتی که برای بار اول آلوین توی دید من و تو بود
و همه سعی می کردن که به ما بگن اونو رها کنیم
ما چی کار کردیم لهش کردید آره شما این کارو کردید
ممنون گابر باعث لذته ،رییس
وقتی که ولکا ربوده شده بود و من به دنبالش می گشتم
کسی می تونست منو متوقف کنه؟
خب عملا تو رییسی پس نه!
آره گابر نکته خوبی بود
ولی شما میدونید که حرف من چیه!
به مهم ترین چیزی که تو جهان برای شما هست فکر کنید
از خودتون صادقانه بپرسید چقدر تمایل دارید که بهش برسید
چه ریسکی می خواهید بکنید؟
زندگی این پسر همش اژدها بوده و زندگی الانش هم همینطور
و همین ادامه پیدا کردنیه
ما نمیتتونیم اونو از رفتن متوقف کنیم اگه که می خواهیم
خب از ش حمایت کنیم
برو پسر و پیداش کن !هر چیزی که اون بیرون تورو به سمت خودش می کشه
و وقتی که پیداش کردی برک همینجا منتظرته
بهتره که هم الان بزنی به چاک قبل این که این رویا تموم شه
و نظر اون عوض بشه
مراقب پسرم باش اژدها!
آماده ای یا نه؟ بلاه بلاه بلاه!
چرا تو همش میخواهی خودت یه کار رو انجام بدی؟
بیاید که ما از قبل آماده ایم!
خب کی می خواد که بره تو صف؟
به سوی بیرون بزرگ
آره بیرون بزرگ
خب پس صف بی صف برو بریم
واو
به سوی بیرون بزرگ
بیرون بزرگ آره بیرون بزرگ
بیرون بزرگ
هی کوتاه بیایید دیگه
خب چند ساعت پرواز سخت داشتیم
چیزی که ارزش داره به آسونی بدست نمیاد
این که گفتی معمای خودته؟ به خاطر این که الن وقتش نیست دوست من
ما بفقط باید بگیم ببرون بزرگ
بیرون بزرگ بیرون بزرگ
آره بیرون بزرگ اکی
بی دندون بیا ببینیم چیزی اون اطراف نیست؟
هیچی
اوه به نظر میرسه هر چی بیشتر جلو میریم اوضاع بدتر میشه
هیکاپ گمونم باید بر گردیم
ما بیشتر روز رو داشتیم پرواز می کردیم
ما باید فعلا مستقیم بریم تا از این جا در بیایم
هیکاپ اون آره خودشه
همه به سمت نور
اه
واو ووو
واو عالیه
به این نگاه کن باور نکردنیه
من درست میدونم؟ ما موفق شدیم هیکاپ موفق شدیم
اه آقایون می تونیم همدیگر رو بزنیم
بال های میتلاگ دارن می افتن
متاسفم اون جلو جاییه که میتونیم بشینیم
واوو اون چیه دختر؟
نمی خواهید یه استراحتی بکنید
هی شنیدین؟ اون چیه؟
من که چیزی سر در نمیارم اما این صدا اژدها ها رو به سمت خودش می کشه
خب پس ما هم میریم اونجا
اینجا خیلی جالبه
باحاله
آره من دیگه هیچ وقت به برک بر نمی گردم
برک ؟ برک چیه؟ می دونی یادم نمیاد اصن چیه
خب گمونم نیازی به رای گیری نیست که کجا چادر بزنیم
من آتش رو آماده می کنم
هوکفنگ ، روشن کن
ژل هیولای کابوس
بدون این از خونه بیرون نرو اهه
بده ش من ، پتوی منه
تو درست می گفتی هیکاپ این بیرون خیلی چیزا هست
و این جا زیباست
آسترید این تازه اولشه
کی چی میدونه که ما چه چیزایی اینجا پیدا خواهیم کرد
آسترید بیدار شو تو صداشو می شنوی
چی ؟ من هیچی نمی شنوم
دقیقا صدا دیگه نمیاد
و همینطور اژدها ها همه شون رفتن
استورم فلای!
اوه شما قراره چند بار دیگه زیر اون سنگ رو بگردید؟
بارف و بلچ نمیتونن اونجا قایم شن
واضحه که تو از مهارت مخفی شدن بارف و بلچ خبر نداری
از یک بارف و بلچ
یا دو تا بارف و بلچ همم سوال خوبیه
دو تا سر یه اژدها
دو تا مغز یه بدن
دو تا بدن و یه نصفه مغز
هیچی ، من که سر در نمیارم اونا کجا می تونن رفته باشن؟
او میتلاگم اون خودش این کارو نکرده
اون منو رها نمی کنه خودش این کار رو نکرده
تو که اونجایی رفیق! کجا رفته بودی؟
خب من فکرمی کنم که اژدهایت یه چیز عجیبی تو جنگل خورده
چون حرکاتش دست خودش نیست
نه نه من فکر می کنم اون میخاد یه چیزی به ما بگه
چی می خواهی بگی؟ راجع به بقیه اژدها هاست؟
اوه فکر می کنی چقدر از این جا دور میشه تا بفهمه؟
گفتنش سخته به نظر اون این کار رو کرده
پسر اون درسته مشکلی نیست! من هیجان رو دوست دارم
شما همینجا بمونید ممکنه اون ها برگردن
من و بی دندون میریم از بالا دنبال شون بگردیم
نه نه پسر از این طرف!
اوه تور تور
رعد آسا
کارت خوب بود
امیدوارم دفعه آخری باشه که ببینیمش
چیز دیگه ای هم میخواهی به سمت مون بکشونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.