ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
این چه وضعیه... کثافتِ لعنتی
این چه وضعیه؟
هی، نوبت منه
هی، اینجا چه خبره؟
شبِ خوبیه واسه پیادهروی، نه؟
شبِ خوبیه واسه پیادهروی
فردا روزِ رختشوییه. هیچیِ تمیز نداری، درسته؟
هیچیِ تمیز نیست. درسته
فکر کنم این یارو یه تختهش کمه
لباساتون رو بدین به من
همین الان. برو به درک، آشغال
هی رفیق، همین الان یه نور خیلی روشن ندیدی؟
اون یارو رو میبینی؟ همونجا وایستا
داره در میره. هی! گفتم وایستا! برو
اون کثافت شلوارهای من رو برد
امروز چندمه؟ تاریخ. ۱۲ می
پنجشنبه. چه سالی؟
اسلحهم دستِ اونه. راه بیفت
مواظبش باش، هیکلی
سلام. دیر کردم
منم همینطور
سرم خیلی شلوغه. منم همینطور
عزیزم، میشه اون قهوه رو الان بیاری؟ بله قربان
بسیار خب. کی ساندویچ گوشت میخواست؟ من باربیکیو سفارش داده بودم
اون مال منه، ولی من سیبزمینی سفارش ندادم
مال من خوراک گوشت تنده. کی ساندویچ گوشت میخواست؟
ما حاضریم سفارش بدیم. بله خانم
واقعاً متأسفم
این چرمِ واقعی نیست، هست؟
کارت عالی بود بچه. باید بهت انعام بدم
اینطوری بهش نگاه کن. صد سال دیگه، کی اهمیت میده؟
وینچستر ۱۲ گیج خودکار
ایتالیاییه. هم به صورت پمپی کار میکنه هم خودکار
کلت ۴۵ لوله بلند با نشانهگذار لیزری
اینا جدیدن. تازه برامون اومده. اسلحه خوبیه
لیزر که روشن شد، نقطه قرمز رو میذاری همونجایی که میخوای تیر بخوره
امکان نداره خطا بره
چیز دیگهای نمیخوای؟ تفنگ پلاسما تو رده ۴۰ وات
هی، فقط همینایی که میبینی موجوده رفیق
یوزی ۹ میلیمتری
اسلحهشناسیا، رفیق
هر کدوم از اینا واسه دفاع شخصی عالیه
خب، کدومش رو میخوای؟
همهشون رو. شاید امروز زود تعطیل کنم
واسه کلتها باید ۱۵ روز صبر کنی ولی تفنگها رو میتونی همین الان ببری
نمیتونی این کار رو بکنی. اشتباهه
سلام عزیزم. آره، آره، منم
گوش کن، باید بیای دنبالم. موتورم همین الان خراب شد
برام مهم نیست داری چیکار میکنی. بیا دنبالم. این دیگه
هی مرد، تو واقعاً یه مشکلی تو رفتارت داری
سارا کانر؟ بله؟
الان وقت استراحتمه، چاک. کارلا جای من وایستاده
سارا بیا اینجا. درباره توئه. یعنی یه جورایی
باورت نمیشه. اصلاً باورت نمیشه. خوشت میآد
چی؟ ...به گفته چندتا از شاهدان
یه بار دیگه تکرار میکنیم، سارا کانرِ ۳۵ ساله، مادر دو فرزند
امروز بعد از ظهر با بیرحمی به ضرب گلوله کشته شد
تو مُردی، عزیزم
اگه عشقِ صدایی
برای بهترین کیفیت صدا بیاین به فروشگاه استریو باب در پلاک ۲۵۰۰ خیابون سپولودا
ما سابووفر، توئیتر و جدیدترین سیستمهای صوتی و سیدی رو داریم
ما اکولایزرهای گرافیکی و تنظیمکنندههای صدایی داریم که
ببخشید
الو؟
اول دونه دونه دکمههای لباست رو باز میکنم
بعد زبونم رو از گردنت میکشم پایین تا روی سینههات
و بعد آروم... خیلی آروم، وجب به وجب شلوار جینت رو میکشم پایین
جینجر، منم مت
و شکمت رو دایرهوار لیس میزنم و هی میرم پایینتر
و بعد با دندونام لباس زیرت رو در میآرم
شما؟
خدای من. سارا؟
اوه، ببخشید
فکر کردم تو... میتونم با جینجر حرف بزنم؟
البته
همون پسرهی چندشه
الو؟
اول دونه دونه دکمههای لباست رو باز میکنم
آشغالای کثافت. دستم بهتون برسه روزگارتون رو سیاه میکنم. ولم کن
اد
چی داری؟ یه دختر مرده
دارم میبینم. سارا آن کانر، منشی، ۳۵ ساله
شش بار از فاصله کمتر از ۳ متری بهش شلیک شده. با سلاح کالیبر بالا
میدونی، اینا جواب میدن
این چیه؟ دومین دختر مرده
امروز بعد از ظهر از دایره «ولی» فرستادنش
مطمئنی اینا به هم ربط دارن؟
به اسمش نگاه کن، اد
سارا لوئیز کانر. درسته؟
شوخی میکنی
خبرنگارها قراره واسه این خبر خودشون رو بکشن
یه قاتل زنجیرهای که همهشون رو تو یه روز کشته. از پروندههای عجیب متنفرم
خب
بهتر از اونی که یه آدمیزاد لیاقتش رو داشته باشه
جینجر، پاگزلی رو ندیدی؟ نه این اواخر. پیامگیر رو چک کردی؟
فکر کردم تو چک کردی
سلام سارا، مامانتم... پیدات کردم، وروجک
باید به حرف مامانت گوش بدی
سلام سارا. استن مورسکی هستم. یه کاری پیش اومده
ظاهراً امشب نمیتونم بیام. اصلاً نمیتونم پیچش بدم
واقعاً معذرت میخوام. یه جورایی از دلت در میآرم. یکی دو روز دیگه بهت زنگ میزنم. فعلاً
آدمِ بیلیاقت. حالا چون پورشه داره باید اینطوری کنه؟
نمیتونه اینطوری باهات رفتار کنه. محض رضای خدا، شبِ جمعهست
طوری نیست، زنده میمونم
میزنم قلم پاش رو میشکنم
خب، پاگزلی هنوز من رو دوست داره. مگه نه عزیزم؟
خدایا. حالم به هم خورد
میخوام برم سینما، کوچولو. بهت خوش بگذره
خوش میگذره. به تو هم همینطور. باشه
لعنت بهت، مت
لعنتی
این قتلها دقیقاً به ترتیبِ اسمها تو دفترچه تلفن اتفاق افتادن
چی میتونم بگم؟ نظری ندارم. اما جناب سروان
اون قهوه دو ساعته که یخ کرده
سیگارم رو توش خاموش کردم
تونستی با دختر بعدی تماس بگیری؟ نه. رفت روی پیغامگیر
یه واحد بفرست. فرستادم. کسی جواب نمیده
مدیر ساختمان نیست. به خودش زنگ بزن
همین الان زنگ زدم. دوباره زنگ بزن
یه سیگار بهم بده
سلام. گول خوردی! داری با ماشین حرف میزنی
خجالت نکش. اشکالی نداره. ماشینها هم به عشق نیاز دارن، پس باهاش حرف بزن
همون مزخرفات
از الان میتونم بشنوم. قراره بهش بگن «قاتل لعنتیِ دفترچه تلفن»
از این پروندههایی که رسانهای میشن متنفرم. مخصوصاً اگه عجیب و غریب باشن
کجا میری؟ میخوام بیانیه بدم
شاید بشه از این شغالها به نفع خودمون استفاده کنیم
اگه بتونم تا ساعت ۱۱ برم جلوی دوربین، شاید اون دختر بهمون زنگ بزنه
خب، چطور به نظر میام؟
افتضاحی، رئیس. خودتی
خبر تازه. پلیس نام قربانی رو اعلام کرد
در جریان دومین قتلی که امروز رخ داد
در کمال ناباوری، نام هر دو قربانی دقیقاً یکی است
دو ساعت پیش، مرگ سارا آن کانر ۳۵ ساله تأیید شد
میشه این رو عوض کنیم؟ سارا لوئیز
بهش دست نزن
پلیس از هرگونه گمانهزنی درباره شباهت این قتلها خودداری میکنه
و هنوز هیچ رابطه دیگهای بین این دو قربانی پیدا نشده
به محض دریافت اخبار بیشتر، شما رو در جریان میذاریم
هی، تلفن دارین؟ اون تهه
هی. چهار و پنجاه
شما با شماره فوریتهای پلیس لسآنجلس تماس گرفتهاید
تمامی خطوط اشغال میباشند. اگر درخواست اعزام خودروی پلیس دارید، پشت خط بمانید
ادامه بده. میخوام ازت یه کمربند درست کنم
نذار داغونت کنم مرد
سلام. گول خوردی! داری با ماشین حرف میزنی
خجالت نکش. اشکالی نداره. ماشینها هم به عشق نیاز دارن
پس حرفت رو بزن تا من، یعنی جینجر، یا سارا باهات تماس بگیریم
بعد از صدای بوق پیغام بذار
سارا هستم. اگه اونجایی گوشی رو بردار
من تو یه کافه تو بلوار پیکو هستم به اسم «تکنوآر». واقعاً ترسیدم
فکر کنم یکی دنبالمه. امیدوارم زود این پیام رو بشنوین
باید تو و مت هر چه زودتر بیاین دنبال من
پلیس مدام من رو وصل میکنه به اینور و اونور. یه بار دیگه امتحان میکنم
شماره اینجا ۹۱۷۵-۵۵۵ هستش. بهم زنگ بزن عزیزم. به کمکت نیاز دارم
خودشه
سارا کانر؟ ستوان تراکسلر هستم
من رو پشت خط نذارین. به جای دیگه وصل نکنین
نمیکنم. میتونی بگی کجایی؟
تو یه کافه هستم به اسم تکنوآر. میشناسمش. تو خیابون پیکوئه
حالت خوبه؟ آره، ولی نمیخوام از اینجا برم بیرون
فکر کنم یه نفره که داره تعقیبم میکنه. حالا، به دقت گوش کن
تو یه جای عمومی هستی، پس جات امنه. همونجا بمون و تو دید باش. بیرون نرو
تا چند دقیقه دیگه یه ماشین میفرستم اونجا. باشه
هی، اون یارو پول نداد
اگه میخوای زنده بمونی با من بیا
زود باش
واحد ۱-ال-۱۹ هستم. یه مورد تصادف و فرار دارم
خودروی مظنون، یه فورد خاکستری مدل بالاست که به سمت غرب در خیابون هفتم میره
سرعتش خیلی زیاده، چراغ قرمزها رو رد میکنه
همین الان یه آمبولانس بفرستین تقاطع خیابون هفتم و برادوی
وایستا
محکم بچسب
زخمی شدی؟ تیر خوردی؟
دقیقاً هر چی میگم انجام بده. دقیقاً
تا نگفتم تکون نخور. تا نگفتم صدات در نیاد
فهمیدی؟
فهمیدی؟ بله. خواهش میکنم بهم صدمه نزن
اومدم کمکت کنم
من ریس هستم. گروهبان بخش فنی، شماره ۳۸۴۱۶. مامور محافظت از تو
تو هدف نابودی قرار گرفتی
واحد ۱-ال-۱۹. در مسیر غرب به سمت المپیک. نزدیک خیابون اورلند
این یه اشتباهه. من کاری نکردم
نه، ولی انجام میدی. خیلی مهمه که زنده بمونی
این واقعی نیست. چطور اون مرد بعد از اینکه بهش شلیک کردی بلند شد؟
اون آدم نیست. یه ماشینه
۱۰۱ یه ترمیناتور. سایبرداین سیستمز، مدل
یه ماشین؟ مثل ربات؟
ربات نه. یه سایبورگ، ارگانیسم سایبرنتیک
نه. داشت خون میاومد. یه لحظه صبر کن
سرت رو بیار پایین
گوش کن. ترمیناتور یه واحد نفوذیه. بخشی آدم، بخشی ماشین
زیرش یه شاسی جنگی از آلیاژ فوقالعادهست که با ریزپردازنده کنترل میشه
کاملاً زرهپوش و خیلی سخته. بیرونش بافت زنده انسانیه
گوشت، پوست، مو، خون... که برای سایبورگها ساخته شده
ببین ریس، من نمیدونم... دقت کن
باید این ماشین رو ول کنم
سری ۶۰۰ پوست لاستیکی داشتن. راحت تشخیصشون میدادیم
اما اینا جدیدن. ظاهرشون کاملاً انسانیه
عرق، بوی بدِ دهن، همه چی. تشخیص دادنشون خیلی سخته
No comments yet. Be the first to leave one.