ആദ്യത്തെ 199 വരികൾ.
nani ka ga kawaru kigashita
nani mo kawaranu asa ni
itsu mo yori sukoshi ii mezamedatta
itsu mo yori sukoshi ii mezamedatta
hito sashiyubi de sashimesu no wa mirai
kimi no te no hira ga fureru tabi ni afuru omoi
ch-ch-ch-changes saa kawatteku
sayonara furui jibun
shingenjitsu atarashii nani ka ga matteru
ch-ch-ch-changes saa kawatteku
ushinau mono mo aru
demo iindesu hitotsu unazuki kakedasu
saa subete ga ima kawatteku subete ga hajimaru
shingenjitsu dare no mono demo nai atarashii jibun
何かが変わる気がした
何も変わらぬ朝に
いつもより少し良い目覚めだった
人指し指で指し示すのは未来
君の手の平が触れる度に 溢る 想い
ch-ch-ch-changes さぁ、変わってく
さよなら 旧い自分
新現実 新しい何かが待ってる
ch-ch-ch-changes さぁ、変わってく
失うものもある
でもいいんです ひとつ頷き、駆け出す
さぁ、すべてがいま変わってく すべてが始まる
新現実誰の物でもない 新しい自分
احساسی بهم می گفت در این صبح عادی
چیزی در حال تغییر کردنه
با احساس بهتر از طبق معمول بیدار شدم
انگشت سبابه ام آینده رو نشون می داد
هرباری که دستت رو می گیرم افکارم طغیان میکنه
تغییر می کنم ، آره ، دارم تغییر می کنم
خداحافظ گذشته من
چیز جدیدی در آینده واقعی منتظرمه
تغییر می کنم ، آره ، دارم تغییر می کنم
چیزهایی هم هست که از دست می دم
اما اشکالی نداره و من فقط قبول می کنم و ادامه می دم
آره ، همه چیز داره تغییر می کنه ، همه چیز داره شروع میشه
این یه واقعیت جدیده ، آینده من برای خودمه نه کس دیگه ای
usu murasaki hirogaru
orenji iro ni kawaru mado no soto
yoru wa mou bai bai
tada kirei na mono wo kirei to
ieru atashi de itai
ima wa dokidoki shitai no
fumidashichae tomaranai
zenbu te ni hairi sou de
sono saki de aitai
mita koto no nai atashi
sayonara daisuki na machi
atashi mo ganbatte miru yo
kono sora no tsuzuku basho de
うす紫広がる
オレンジ色に変わる窓の外
夜はもう ばいばい
ただ きれいなものをきれい と
言えるあたしで居たい
今はドキドキしたいの
踏み出しちゃえ とまらない
全部手に入りそうで
その先で会いたい
見たことのない 私
さよなら 大好きな街
あたしもがんばってみるよ
この空の続く場所で
رنگ بنفش کم کم پخش می شه ، به سایه رنگ های نارنجی تبدیل میشه
بیرون پنجره شب دیگه
خداحافظی کرده
من می خوام کسی باشم که
میتونه چیزهای زیبا رو برای چیزی که هستن قبول کنه
اما الان کسی هستم که ضربان قلبها را احساس می کنم
یه قدم جلو برو ، احساسی که
.می تونم همه چیزها را تو دستم بگیرم رو ازم نگیر
می خوام تو رو در آنجایی که تو رو
تا حالا ندیدم رو ببینم
خداحافظ ، شهر دوست داشتنیم
من سعیم رو می کنم
جایی در این آسمان پهناور
M E D I A C L E A N S I N G A C T
این ارتش کتابخانه کانتو هستش
.قانون پاکسازی رسانه ها
قانونیه که نشریاتی که حرمت عمومی و نظم جامعه .را به هم می زنن را تنظیم کنه
.سانسور کردن توسط گروه پاکسازی رسانه ها انجام میشه
قدرتشون مستبدانه گسترش یافته بود
و مجازه در برابر کسانی که مقاومت می کنن .از خشونت استفاده کنه
آخرین جلد از مجموعه کتابهای بچه گانه پس از ده سال !منتشر شده
.برایت پیغام داریم
.بخونش
مطابق با ماده سه قانون پاکسازی رسانه .سانسورکردن را انجام می دیم
.تمام نشریات تو مغازه جمع می شن
.این به عنوان یکی از کتابهای سانسور شده انتخاب شد
چی رو قایم کردی؟
.این یکی از کتابهای مشکل داره
!نه! پسش بده
!بدش بیاد
یا می خوای به عنوان دزد مغازه به اداره پلیس بیای؟
.میام
چی؟
من دارم از مغازه دزدی می کنم، پس با این .کتاب به اداره پلیس میام
!ساکت شو
!بدش بیاد
!بدش من
!نه
وضعیت 1
شاهزاده من یه مامور کتابخانه هستش
سال 31 سیکا
پایگاه کتابخانه کانتو
کاساهارا ایکو
نیروی دفاع آموزشی
درجه : کتابدار کلاس اول
سن : 22 قد: 177سانت
احمق احساساتی
!کاساهارا، دستات رو بالا بگیر
!بله، قربان
کی بهت اجازه داد بخوری زمین؟
دوجو آسوشی
نیروی دفاع، نیروی ضربت کتابخانه
درجه :مامور کتابدار کلاس دوم
سن 27 : قد: 165 سانت
کوتوله عصبانی
!برای تنیبه شنا برو
مربی لعنتی
!قسم می خورم، که اون معلم لعنتی با من لجه
مربی دوجو رو میگی؟
.دخترهای دیگه ای که میخورن زمین چنین تنبیهی نیمکنه
!من وقتی که از خط پایان رد شده خوردم زمین
برای چی با من لجه؟
.در واقع من یک ذره ازش خوشم میاد
باحال نیست؟
چی؟ چطوری باحاله؟
اون کوتوله؟
درسته که قدش کوتاهه
.ولی اگه به قد گیر بدی، دیگه کسی باست نمیمونه
.به هرحال آدم باحالی نیست
.تازه، شخصیت زننده ای هم داره
.پس در مورد من اینجوری فکر میکنی
یه مربی لعنتی کوتوله، با شخصیت زننده و تند، ها؟
...خب
.منم آدمم
نمیتونم تضمین کنم هر بد دهنی که بشنوم .به مربی گری ام تاثیری نداره
.پس بهتره برای جهنم حاضر باشی
من داشتم خوبی اتو می گفتم پس روی من تاثیری نداره، نه؟
نامرد
!نامرد
.اما اینجا که کافه تریای مربیان نیستش
پس باسه چی اینجا اومدی؟
.آخه اونجا همش پیرهاهستن
.باسه همینم غذای اصلیشون گیاهیه
کوماکی میکهاسا
نیروی دفاع ، نیروی ضربت کتابخانه
درجه : افسر کتابدار کلاس دوم
سن 27 : قد: 175 سانت
تحلیلگر خندان
.بریم، شیباساکی
.هی، چیزی رو انداختی
.نامه ایه که نتونستم تمومش کنم
.لطفا بندازیدش دور
مگه برای خونوادت که در روستا هستن ننوشتی؟
.چون نمی تونم بفرستمش مچالش کردم
.اگه بخوننش منو مجبور میکنن برگردم خونه
بابا و مامان خوبین؟ .حال من که خوبه شنیدم که هوا در توکیو تمیز نیست .ولی موساشینو بد نیست من دارم به زندگی در خوابگاه عادت می کنم و منو هم اتاقیم همیشه باهم هستیم و .خیلی هم صمیمی هستیم بالاخره من توسط ارتش کتابخانه که همیشه می خواستم عضو بشم استخدام شدم و حالا هر روز دارم تمرین .می کنم
.قانون پاکسازی رسانه ها در پایان دوره سیکا به تصویب رسید
.توجه: دوره سیکا یه دوره ساختگیه
از این به عنوان یه بهانه برای حفظ حقوق بشر و .محافظت شهروندان جوان از نفوذ بد رسانه ها استفاده می کنن
.نیروهای مسلح شروع به سرکوب آزادی بیان کردن
در همان زمان، قانون آزادی کتابخانه برای مقابله با .قانون پاکسازی رسانه ها تصویب شد
از این قانون برای ایجاد زمینه ای برای ،مقابله با دولت مرکزی استفاده کردن
.و سرانجام سازمان دفاع برای دفاع از خود تاسیس کرد
.مبارزه بین این دو قانون طی سالها افزایش یافت
خب، چجوریه؟
.هیولاست
.اون در مسابقات آموزشی نفر دوازدههم شده
.فهمیدم که در دبیرستانش توی تیم دو بوده
قابلیت ورزشی خوبی داره، پس ممکنه حتی در .جی.اس.دی.اف (نیروی دفاع شخصی ژاپن) هم عالی کار کنه
اون باید خیلی خوب باشه که تو در موردش همش داری .حرف میزنی
پس ممکنه اونم قبول بشه نه؟
.هنوز نه
.ارزیابی فقط به قدرت بدنی اعمال نشده
.کاساهارا، خیلی قوی هستی
.تسلیمم
.کاساهارا، همگروه من شو
.در خوابگاه ساکت باشید :تابلو
آخه مشکلش چیه؟
شنیدم که دوباره با مربی دوجو جنگیدی؟
!اون منو تحریک کرد
.بهم گفت که از روبرو بزنمش زمین
ولی آخه، کی اینجوری به کسی لگد می زنه؟
!ولی اونم بیش از حد دستمو پیچوند
شنیدم وقتی اون دست کسی رو می گیره .هیچکس بیشتر از سه ثانیه طاقت نمیاره
ولی تو ده ثانیه تونستی، نه؟
خیلی آقاست که حتی با یه میمون وحشی هم .با ملایمت رفتار می کنه
شیباساکی آساکو
نیروی دفاع آموزشی
درجه : کتابدار کلاس اول
سن: 22 قد: 157 سانت
خبرچین
.کم کم بیشتر از قبل داره ازش خوشم میاد
به کی گفتی میمون وحشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.