ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.مورگان لینچ، محقق جادو
میتونی بهمون بگی چیزی فهمیدی؟
پس، نمیتونی با اطمینان بگی که با چی سر و کار داشتی؟
چیزی خیلی قدرتمند .چیزی که خوشبختانه جادوگر رو ازم دور کرد
.هی، نگاش کن، هرزه
.اون بهم تجاوز کرد
هارپر، دوست داریم کمکت کنیم تا .داستان از دید خودت شنیده بشه
من قربانیام، ولی کسی هستم که باید ساکت باشم؟
.فقط دارم سعی میکنم ازت مراقبت کنم
.میتونم از خودم مراقبت کنم
میتونی منو ببخشی؟
اون تو نوشیدنیام مواد ریخت ،و بهم تجاوز کرد و ازم فیلم گرفت
.این حقیقت دن وایتهالـه
سنکچری حکایت یک جادوگر
صبحبخیر صبحبخیر
شب خوبی داشتی؟
آره، ممنون، تو چطور؟
.اوه، آره
خب، مصاحبه هارپر رو دیدی؟
.آره
غمانگیز بود
غمانگیز، آره
.و احتمالا یه انگیزه
سلام
دارم سعی میکنم ،هارپر رو پیدا کنم
خواستم بپرسم دیدیش یا نه
سلام، خانم فین از انجمن جادوگران تماس گرفتم
بنا به درخواستتون اومدیم تو شهر
ببخشید که نشد حرف بزنیم .بزودی باهاتون تماس میگیرم
.یه نفر رو فرستادن
.باشه
.ممنون
.به نظرم بهتره اینجا کشیک بدی
ده دقیقه بهم فرصت بده ببینم .چی میتونم ازش بفهمم
.هارپر اینجا نیست
.چه حیف
،خانم فین
خبر داشتی که هارپر با رسانهها حرف زده؟
.نه
شدم مادر نمونه سال، درسته؟ .دست از سرزنش خودت بردار
.ازت میخوام باهام بیای مرکز پلیس
اتهام هارپر میتونسته .به هر دوتون انگیزه بده
صبر کن ببینم داری بازداشتش میکنی؟
.این بار نه
مایلیم یه بازجویی رسمی .با هردوتون انجام بدیم
ولی میدونی اگه نمیخوان .بازداشتت کنن نباید بری
،اشکالی نداره .من آمادهام
،به محض اینکه مصاحبه رو دیدم
.میدونستم میای سراغم
.فقط وظیفهام رو انجام میدم
"مرکز پلیس سنکچری" "واحد فرماندهی"
،سربازرس مگی نایت
،بازجویی با سارا فین در 20 سپتامبر
خانم فین، شبی که دنیل فوت کرد کجا بودی؟
.تو خونه دوستم، بریجت پترسون بودم
.هوم
میتونی از راه دور جادو کنی؟
.تو بعضی شرایط خاص
شبی که دنیل مُرد اینکارو کردی؟
با افراد محفلم دیدار داشتم ،تا از انرژیشون استفاده کنم
.ولی هیچ طلسمی نکردم
،هارپر گفت دنیل بهش تجاوز کرده
،پس در موردش بهت گفته
فقط میتونم تصور کنم که ...فهمیدن این موضوع چقدر ممکنه
کشتن برای انتقام .بر خلاف همه اعتقادات منه
،ولی دنیل مُرده
...باید این احتمال رو در نظر بگیریم
.که یه کسی اونو کشته
،تو...نمیدونی که اصلا کشته شده یا نه
.ولی داری ازم بازجویی میکنی
ولی میدونیم که ،جادو تو مرگش دخیل بوده
و حالا میدونیم که دنیل ...به دختری تجاوز کرده
.که مادرش تنها جادوگر سنکچریـه
مطمئناً میبینی که
.چقدر تلاش میکنم تا اونو تصادفی ببینم
کِی قراره این موضوع تموم بشه؟
وقتی مشخص کنیم .چی و کی باعث مرگ دنیل شده
.در مورد تحقیق پرونده حرف نمیزنم
.در مورد آزار و اذیت منظورمه
،بعد از این همه سال
.هنوزم همه به ما سوء ظن دارن
،شما ازمون میترسین
،ولی واقعا
،ما هستیم که تو ترس زندگی میکنیم
،که دنیا دوباره علیه ما بلند بشه
.و هر روز با این ترس داریم زندگی میکنیم
حالا تا زمانی که با وکیلم .صحبت نکنم، حرفی برای گفتن ندارم
.یکم تلاش کن شاید حالت بهتر بشه
یعنی یکم رژ لب بزنم
وانمود کنم که پسرت تو تلویزیون متجاوز معرفی نشده؟
منظورم این نبود
بچهها؟ .بیاین تو آشپزخونه
ابیگیل! بیا پایین
اوه! هارپر
آه، دلم میخواد هم بغلت کنم .و هم همزمان بکشمت
.دوباره شروع شد
دوباره شروع شد"؟"
.درست بهونه رو دستشون دادی
،راستشو گفتم، مامان
.و متاسفم اگه اذیتت میکنه
.بیخیال، هارپر
.منو اذیت نمیکنه
.قلب کوفتیام رو میشکنه
.ولی ما رو به مظنون تبدیل میکنه
.از قبلش هم مظنون بودیم
ولی شاید تو به دنیا گفتی که
،ما انگیزهاش رو داشتیم
دلیلی که هر کدوممون یه جوری میخواستیم دنیل بمیره
.و برای همین میان سراغمون
.اتفاقی که برای منم افتاد جرم بود
.میدونم، میدونم
...ای کاش
میتونستم اتفاقی که ،برات افتاده رو تغییر بدم
،ای کاش، تا این حد قدرت داشتم
حداقل میتونستم سعی کنم .تو رو در امان نگه دارم
چطور؟
با چند بسته حباب جادویی؟
،نه، من درخواست کمک کردم
.ولی فعلا، کاری از دستت برنمیاد
،امروز باید برم سر کار
ولی نمیتونم بهت اعتماد کنم .که توی خونه بمونی
...پشت درها بسته شه
.اوه خدای من
.خب پس منم نمیرم مدرسه
...توی مراسم
.تو... روی مبلمون استفراغ میکنی
،یه دفعه، یه گردهمایی میشه
و بعدش پای کاپیتانشون .به طرز جادویی شکسته میشه
...این چیزی بود که تو
.سلام، خانم وایتهال
حالتون چطوره؟
...بهتر نیست، اولی، ولی
.خیلی برام ارزش داره که بهمون سرزدین
.پسرها به دلیلی اینجان
.یاد دنیل خدشهدار شده
.کاملا نابود شده
چیزی که در مورد دن میگن .یه مشت حرف مفتـه
ما میخوایم به همه نشون بدیم .که دوستمون بود
خب آقای وایتهال فکر کرد .که شاید، یه یادبود براش بگیریم
یادبود؟
برای دنیل
.براش یادبود بگیریم
...به همه یادآوری کنیم
...که اون واقعا
.یه سنکچریـه
تا ابد
.مایکل
شما پسرهای فوقالعادهای هستین
.این عالیه
.رابرت آلتون
.مشاور حقوقی انجمن جادوگران
،اوه، خدا رو شکر .اوه، بیاین تو، لطفا
.خیلی خیالم راحت شد که اومدین اینجا
میتونم کل داستان رو با تموم جزئیات تعریف کنم
.نیازی نیست خانم فین، نیازی نیست
.سازمان همه سوابق رو بهم گفته
ما درمورد قتل دنیل وایتهال کاملا بی گناهیم
نه من و نه دخترم .نقشی تو این ماجرا نداشتیم
.ولی اتهامات نابجا، ما رو به اینجا رسونده
انگار کل شهر .حس همبستگیش رو از دست داده
،نیازی نیست وحشت کنین
،انجمن حامی شماست
.باید بتونیم به همه این قضایا پایان بدیم
.این فوق العادهست، متشکرم
تا زمانی که مدرکی ،دال بر عدم صداقت پیدا نکنم
،یا هر تخلفی که به شما نسبت داده شده
،از حمایت کامل ما برخوردارین
و اطمینان میدم که هیچ آسیبی .به شما یا خونوادهتون نرسه
،حالا اگه اجازه بدین
.به تحقیقاتم ادامه میدم
اون تو نوشیدنیام ،مواد ریخت و بهم تجاوز کرد
و ازم فیلم گرفت .این حقیقت دن وایتهالـه
.هارپر، من باید حرفت رو قطع کنم
فقط میتونم تاکید کنم که
...من باید حرفت رو قطع کنم
فقط میتونم تاکید کنم که
،هیچ اتهامی علیه دن وایتهال مطرح نشده
رایان؟
سعی میکنم بفهمم که .هارپر قبل از "فقط من" چی میگه
میتونی گوش بدی؟
اون تو نوشیدنیام مواد ریخت ،و بهم تجاوز کرد و ازم فیلم گرفت
...این حقیقت دن وایتهال
...فقط من ...فقط میتونم
"فقط من نبودم"
.قطعا میتونه همین باشه
یعنی دن قبلا هم اینکارو کرده؟
.متشکرم
،زمانی که تو باشگاه بودم به ذهنم رسید
،به این فکر کردم که دنیل لیاقت بهتری داره
و فکر کردم، ما باید .هدایت اینکارو بعهده بگیریم
و به همه نشون بدیم .که چقدر بهش افتخار میکنیم
،مراسم یادبود رو تو انبار برگزار میکنیم
.تو جایی که مُرده، یادش رو گرامی میداریم
...عزیزم
.تو با استعدادی
.تو همیشه کار درست رو انجام میدی
ممنون که موافقت کردین .باهامون حرف بزنین، خانم گارستون
باید در مورد شبی که .دنیل وایتهال فوت کرد ازتون بپرسم
اون شب محفلتون زودتر از معمول برگزار شد، درسته؟
.درسته
No comments yet. Be the first to leave one.