ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه ش
ترجمه شد
ترجمه شده
ترجمه شده ت
ترجمه شده تو
ترجمه شده توس
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسطِ
ترجمه شده توسطِ -
ترجمه شده توسطِ -=
ترجمه شده توسطِ -= D
ترجمه شده توسطِ -= D &
ترجمه شده توسطِ -= D & X
ترجمه شده توسطِ -= D & X =
ترجمه شده توسطِ -= D & X =-
بابا
مامان ميتونم صبحونه بخورم ؟
اينقدر تکون نخور عزيزم - . . مامان ؛ بابا -
دوستون دارم - مگه تو چندتا زانو داري ؟ -
. دارم ميام - . باشه ؛ خيلي خوب -
شارلوت ، عزيزم برات صبحونه درست ميکنم . . فقط
بلند شدم ؛ بلند شدم بلند شدم
بيدار شدم ! اي خدا
يالا - شروع شد -
مامان ميتونم صبحونه پيتزا بخورم ؟ - . آره ، حتما -
واقعا ؟ - ! نه -
شارلوت از روي صندلي بيا پايين - . محاله -
شارلوت ؛ تا سه ميشمرم - . نه ؛ مامان -
! شروع شد - . . يک -
! مامان - . . دو -
! مامان - ! سـه -
براش شمردي ؟ - ! مثل هميشه روش کار کرد -
اگه ميخواي براي همه صبحونه درست ميکنم
آره ؛ باشه ؛ باشه - . باشه -
مطمئني نميخواي برات بقيه غذا رو درست کنم ؟ - . نه ، خودم از پسش برميام -
ميدوني که اگه ژله اش کم باشه . اولي " نميخورتش "
. پس اگه من درستش کنم راحت تره
. وايسا ؛ بيا اينجا . کجکي
باشه - . خيلي خوب -
اون گچ ديگه داره بدجوري ترک ميخوره . بايد اون نَم رو درستش کنيم
. . زنگ زدي به - . آره ؛ سه شنبه مياد -
خونه ي عنکبوتها چي ؟ - . به اون يارو هم زنگ زدم -
. خيلي خوب ؛ خداحافظ - . خدانگهدار -
مشاورات مالياتيِ نيوجرسي
اينگار ميتونيم ششصد هزار دلار بهتون پس بديم
خفه شو - خفه -
. خفه ؛ خفه - آره ، جدي ؟ -
! ساکت نميشم - ديدي ؟ -
! زنمو به هيجان آوردي
! ازت خوشم مياد
خوشحالم که راضي هستين
ميريم اسپانيا با هواپيما موج سواري ميکنيم
چقدر سکسي
ميدونين چي از اسکي روي آب با هواپيما سکسي تره ؟
که فرم بيمه بازنشستگي رو پر کنين
. . ميتونيم روزي بيست بار
! روي شنهاي ساحل سکس کنيم . .
آره ؛ باهاش موافقم ميدوني که منظورم چيه ، " فيل " ؟
اگه جاي من بودي ، توهم باهاش موافق بودي - . آره ، اينم يکي از گزينه هاييه که بايد درنظر گرفت -
يعني 20 بار با اون سکس کني ؟ آره ؟ - . حالا چشمش نزن -
اويکا ، تمام کف اتاقها از چوب درجه يک ساخته شدن
اين خونه يک ميليون و هشتصد هزار دلار قيمت گذاري شده
ولي الان با سيصد و بيست هزار تا . ميتونين مالکش بشين
ميدوني ، فکر کنم قيمتش . بيشتر از اينا پايين بياد
و منم همين فکرو ميکنم - . فکر خوبيه -
بهتره که منتظر باشين
به اين " رومي " ميگي ؟
رومي ؛ مديترانه اي ؛ ! هرچي که دلت بخواد
سلام
خانواده ي " فاستر " ؛ چقدردوستون دارم
بابا ، بيا باهام " ليگو " بازي کن - . آره ، آره ، آماده ام -
ولي اولش يه چند ثانيه اي . . ميرم به يه کُماي کوچولو و
بعدش بهترين بازي " لاگو " که . . . تا حالا بازي کرديو انجام ميديم
خانواده ي " فاستر " ؛ حالتون چطوره ؟
سلام " کيتي " ، حال و احوال همسايه ي بغلي چطوره ؟
دنبالم فرستادين که بچه ها رو نگه دارم درسته ؟
امشب ، باهمديگه قرار عاشقانه دارين ؟
آره ، درسته . امشب ميخوايم باهمديگه بيرون بريم
آره ، راست ميگي ، امشب قرار عاشقانه داريم
ممنون که اومدي کيتي تا بتونيم باهمديگه سرقرار بريم
شماها حالتون خوبه ؟
آره ، نه عزيزم اگه خسته اي ... ؟
نه حالم خوبه ، تمام هفته منتظر اين شب بودم
مگر اينکه خودت خسته باشي
نه ، خوش مبگذره که بريم بيرون . بايد بريم بيرون
بايد بريم ، بايد بريم ، درسته ؟ بريم ؟ بايد بريم ، بايد بريم
از بشقاب سيب زميني سرخ شده با ماهي تون خوشتون اومد خونواده ي فاستر ؟
آره ؛ فوق العاده بود - . آره ، دستتون درد نکنه -
يک شنبه ، جشن توليد " هيدين " ؛ دوستِ اوليه
بولينگ بازي ميکنن ؛ تو خونه ي بادي بالاو پايين ميپرن ؛ يا صورتهاشونو رنگ ميکنن ؟
! اتوبوس دلقکي
اين که گفتي يعني چي ؟
نميدونم ؛ ولي گفتن که . بايد لباس مخصوص بپوشي
. چونکه شايد نخواي خيس بشي
و بايد هديه ببريم ؟ -
آره ؛ ولي حواست باشه يه هديه اي نگيري که ساخت چين باشه يا اينکه با باطري کار کنه
ميدوني چيه ؟ خودم هديه ميخرم اينطوري راحت تر ميشه
باشه
. اين هفته غذاش خيلي آبدارتره
. برعکس مال من اينگار خشکه
. . ببين
داستانِ اونا چيه ؟
قرار سومشونه
قرار اول خوب بوده ولي قرار دوم بد از کار دراومده
و اون خانم يه فرصت ديگه به اون آقا داده تا به خودش ثابت کنه که پسره خسته کننده نيست
و اينگار پسره تو ثابت کردن اينکه خسته کننده نيست موفق نيست
. من گوشتِ بريون ميخورم
با چنگالم سيب زميني برميدارم ؛
از سيب زميني خوردن خوشم مياد ؛ سيب زميني لذيذه
ولي هيچوقت تو دهنم نميذارمش
عاليه جرمي ولي من ديگه ميخوام برم خونه
و تو جعبه کفشم بگوزم
بدرد نميخوره بي معنيه
خداي من اون دوتا مرغِ عشقو ببين
قرار اولشونه
نه ، پسره حلقه داره ؛ هردوشون حلقه دارن
باهات موافق نيستم اونا ازدواج نکردن
بغل همديگه نشستن و زوجها اينطوري کنار همديگه نميشينن
اين حرکتيه که داره باهاش به طرف ميگه ! من خرم
دارن به عشق تظاهر ميکنن . . باکسي حرف زدي که اينطوري -
کنارت نشسته باشه ؟ . . بايد اينطوري گردنو کِش داد تا حرف زد
حالت چطوره ؟ خوبم
قطعا حلقه ازدواجن
اينجا ؛ يه رستوارنِ خانوادگيه برين يه اتاق بگيرين
امشب قهوه يا دسر ميل دارين ؟
چي ؟- قهوه يا دسر ؟ -
تو چي ميگي عزيزم ؟ - . . نه اينقدر خسته ام که -
. . اگه سرمو روي ميز بذارم . .
آره ، خوابت ميبره . .
نه ، چيزي نميخوايم ؛ صورت حساب لطفا - . متشکرم -
... امروز
. . دادستان " فرانک کرانچو " ؛
. سلام - . منتظر اخبار ورزشيم -
به خودم قول دادم که همه خيابوناي لعنتي رو تميز کنم
: و يه چيزي رو بهتون بگم
" من و اين جارو سر قولمون هستيم "
واقعا ؟ ! قول جارويي ؟
ميرم بالا - . چند لحظه ديگه منم ميام -
اوه - اوه ؛ چي ؟ -
نه ، نه ، نه تو محافظ دندون گذاشتي تو دهنت
و معنيش اينه که . . نميخواي
نه ، نه ، ميتونيم يه کم عشق بازي کنيم
فقط اگه تو بخواي
نه ، دوست دارم . . . بذار
لامپ ها رو خاموش کن
خيلي خب ، ميدوني چيه ؟ ... نه ، من
عزيزم ؛ من که اگه سکس نکنيم هيچ مشکلي ندارم
. . نه ؛ من فقط . . ميخوام که
نه ، ميخوام سکس کنم ؛ . . فقط بذار تمرکز کنم ؛ آخه
باشه ، بيا بيخيالش بشيم
عزيزم ، جدي ميگم ؛ . ايرادي نداره
بهتره که اصلا بي خيالش بشيم
مطمئني ؟
سيب زميني باعث ميشه نفخ کنم
بذاريمش واسه ي يه وقت ديگه - . خيلي خوب -
مطمئني ؟ - دفعه بعد چشم و چراغ زندگيتو روشن ميکنم -
ميتونيم انجامش بديم ها چيو ؟ -
نسخه سرعتيه عشقو ميگم - . نه ؛ دستت دردنکنه -
ميتونم يه کم بهت حال بدما - نه ، دستت درد نکنه ، نميخواد -
باشه
پاهاي نسرين و سينه هاي نرمش درد داشتن
همينطور که روي زمين سفت راه ميرفت
و خون از بالاي پاش روي زمين ميريخت
و لکه اي زندگي بخش به رنگ قرمز در ناخوشي بي انتهايش برجاي ميگذاشت
. " ممنون بابت روخواني کتاب " فيل - . قابلي نداشت -
اين قسمتش واقعا منو تحت تاثير قرار ميده . . که يه دختر بيست مايل راه ببره
تا آب پيدا کنه و بعدش بفهمه که . عادت ماهيانه داره
نتونستم جلوي گريه امو بگيرم - . منم نتونستم جلوي گريه امو بگيرم -
جدي جدي نتونستم جلوي گريه ام رو بگيرم
. منم همينطور ولي , مجازا
نه ، نه ؛ واقعا
واقعا نتونستم جلوي گريه امو بگيرم
خيلي غم انگيزه
خيلي غم انگيزه ؟
منظورش اينه که واقعا خيلي غم انگيزه
آره
آقا ، شما نميتونين درک کنين که . . يه دختر نوجوون باشين که
. . براي اولين بار بهتون عادت ماهيانه دست بده
اونم در جايي که ! تحت حکومت طالبان هستين
درسته ؛ ولي خودتم نميتوني درست اين احساسو درک کني
! خودتم همينطور
. . ولي
فيل " ؛ يه لحظه مياي تو گاراژ همديگه رو ببينيم ؟ - . آره لطفا ؛ آره ، ممنون -
با عرض معذرت خانمها
خداي من
موقعِ عادت ماهيانتِه ؟ - آره -
بايد اين کتابو بخوني
داستان يه دختريه که تو بيابون عادت ماهيانه ميشه
نميدونم چطوري اين جلسات مزخرف کتاب خوني رو تحمل ميکني
ازدواجه ديگه
ازدواج ؛ وادارت ميکنه کارايي رو بکني . که دوست نداري انجامشون بدي
اين حرف ؛ ديگه درمورد من مصداق نداره منظورت چيه ؟ -
من و " هيلي " داريم از همديگه جدا ميشيم
چي ؟
ولي شماها که خوشبخت بودين - . " نه ؛ " فيل -
No comments yet. Be the first to leave one.