Families Like Ours

Families Like Ours (Familier som vores)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Families Like Ours S01 WEB-DL 1080p CBC NGP Dream
കമന്ററി എഴുതിയത് CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • تارخ علی‌خانی 🟦

ടാഗുകൾ

webdl
cinema_dreaming
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-12-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 117
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫بابت آشفتگی پیش اومده معذرت می‌خوایم...

‫ولی از شهروندان دانمارک می‌خوایم ‫که صبور باشند، همه سوار خواهند شد.

‫خودروهای خود را فقط در مکان مشخص شده ‫پارک نمایید. لطفا مزاحم تردد خودروها نشوید.

‫هم تردد اتوبوس‌ها و هم مسافرین عزیز.

‫گذرگاه شرقی از مسیر هلند فقط ‫ فرصت 36 ساعته‌ای داره.

‫لطفا تمامی مجوزهای لازم به منظور ‫ جلوگیری از اتلاف وقت موجود باشند.

‫من ابتکار عمل دانمارکی‌ها رو تحسین می‌کنم.

‫اما خواهشا احتیاط کنید ‫ و طبق برنامه پیش برید.

‫چمدانتون آماده بررسی امنیتی باشه.

‫سیستم بانکداری تا اتمام نقل‌مکان‌ها ‫فعالیت خواهد کرد...

‫اتحادیه اروپا تا سال دیگر که سال آخر فعالیت ‫ واحد پول دانمارک است از آن حمایت می‌کند.

‫خودروهای خود را فقط در ‫محل مشخص شده رها کنید.

‫خواهشا مزاحم تردد خودروهای دیگر نشوید...

‫نه، می‌دونی که امکانش نیست.

‫چی؟ دو تا بچه می‌خوان ‫ با باباشون خداحاظی کنن.

‫گذرنامه‌ی دانمارکی دیگر صادر نخواهد شد.

‫برای کسب اطلاعات بیشتر درباره‌ی ویزاها به ‫ خدمات شهروندی در راهروی یازده مراجعه کنید.

‫واحد پول دانمارک دیگر معتبر نیست.

‫تبدیل پول در کشتی ورودی 8‌اف ‫ امکان‌پذیر می‌باشد.

‫به محض رسیدن اتوبوس‌هایی در نقاط آ3، آ6، ‫ آ7، س11 و س13 حاضر خواهند بود...

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫امیدوارم به زودی به نتیجه واضحی برسیم.

‫- قیافت طوریه انگار خوابت نبرده. ‫- کل شب توی دفتر نخست‌وزیر بودیم.

‫- بیرون در. اولیشه. ‫- خیلی‌خب، کی اونجا بود.

‫ما وزیران دائمی.

‫کمیته هماهنگی صدامون کرد و ‫چند تا سوال پرسید و بیرونمون کرد.

‫- چی گفتن؟ ‫- خب، اختیار گفتنش با من نیست.

‫تمامی حزب‌ها حاضر بودن، ولی فقط ‫نخست‌وزیر می‌دونه که چه اتفاقی رخ می‌ده.

‫اصلا چیزی نمی‌تونید بگید؟

‫خب هارتونگ...

‫چیزی بهم گفت که شبیه به راهنمایی بود.

‫همه شما اینجا کارمند وزارت هستید.

‫لزومی نداره که رازداری حرفه‌ای رو به ‫ شما گوشزد کنم. با هر کسی!

‫حتی همسرانتون و فرزندانتون. ‫قبل کنفرانس خبری چیزی رو افشا نکنید.

‫- حتما، ولی خدمات شهروندی... ‫- بسه، متوجه منظورم هستی دیگه.

‫همه ما خسته شدیم، خب؟

‫نمی‌تونم اطلاعاتی به اشتراک بذارم.

‫ببخشید، متوجه هستم که ‫ خیلی دیر اطلاع می‌دم...

‫همه‌ی شما حرفه‌ای هستید ‫ و از وظایفتون اطلاع دارید.

‫- سلام مامان. ‫- سلام عزیزم. به این زودی رفتی؟

‫- آره، گذاشتم بخوابی. ‫- دیرم شد ولی. لطف داری عزیزم.

‫دو هفته‌ی دیگه می‌بینمت.

‫لپ‌تاپت و...

‫کتاب‌ها و شارژر و کیفت رو یادت نرفت؟

‫نه، زود بیدار شدم که همه وسایلم رو جمع کنم.

‫اینجا بدون تو خیلی دلگیره. ‫حالت خوبه؟

‫آره، فقط باید واسه امتحان بخونم.

‫باشه. بابات رو از طرفم نبوس.

‫- باشه دیگه. ‫- خداحافظ. می‌بوسمت.

‫سلام. سلام.

‫هیس. بوس.

‫خداحافظ لابان.

‫باز هم هست؟ باشه، بیشتر اضافه می‌کنیم...

‫- عزیزم؟ فکر کردم امشب میای. ‫- کلید دوچرخه‌ام رو می‌خوام.

‫مال تو رو قرض گرفتم. مال من هنوز پنچره. ‫کلیدش توی دفتر توی کیفمه.

‫- وای لارا. انگار پوشک عوض کردن متنفری. ‫- آره.

‫ولی دوستش داریم، نه؟

‫مگه عاشق لارا نیستیم؟

‫- بابا کجاست؟ ‫- توی دفتر.

‫- کی اونجاست؟ ‫- برادرم و هنریک.

‫بابات داره پروژه ساختمانشون رو درست می‌کنه. ‫قرارش امروز بوده.

‫برو بالا.

‫- سلام عزیزم. ‫- اومدم دنبال کلیدهام.

‫- سلام لارا. خوشحال شدم دیدمت. ‫- من هم.

‫- سلام نیکولای، اوضاع چطوره؟ ‫- خب...

‫فقط اومدم کلیدهام رو بگیرم و برم. ‫می‌بینمتون.

‫می‌بینمت. صبحونه خوردی؟ ‫باشه پس خداحافظ.

‫چه خبر؟

‫چیکار می‌کنی؟

‫الیاس داره کونت رو دید می‌زنه.

‫گمشو. نگاه کن. ‫ همیشه با زن‌ها بد حرف می‌زنه.

‫- گمشو کثافت! ‫- بی‌خیال والده!

‫نه، گمشو بابا!

‫آروم بگیر عوضی!

‫- جدا؟ ‫- آره.

‫چه مهربون!

‫تو پشتم بشین من برونم.

‫- آره... ‫- جدی؟ عالیه! برو عقب.

‫- راحتی؟ ‫- آره.

‫خوبه.

‫وای! بریم.

‫باید عجله کنیم. جلسه داریم. ‫من هم کاوبل می‌زنم.

‫ببخشید. شکست.

‫ببخشید.

‫- حقه مخ‌زنی قدیمی. ‫- صد درصد!

‫- اسمش رو گذاشتیم دل‌شکسته. ‫- نه، من رفیق شفیقم.

‫و دل‌شکن.

‫- سلام. ‫- چه خبر؟

‫الیاس چه غلطی می‌کنه؟

‫- خیلی مهربونه. ‫- پسرعموته.

‫می‌دونم. همچنان می‌تونم... ‫نه، تو می‌تونی.

‫من رضایت می‌دم.

‫- الیاس! ‫- نه!

‫چیکار می‌کنی؟ ‫چیکار می‌کنی؟

‫- همین‌طوری ایستادم. ‫- چرا دوستم رو دید می‌زنی؟

‫جالبه که می‌گی. چون کل صبح هم دیدش می‌زد.

‫- از لارا خوشت اومده؟ ‫- صرفا اینجا ایستادم.

‫چه خبر؟

‫خونه‌اتون زنگ نداره.

‫نه، باید از این استفاده کنی.

‫هوشمندانه‌ست. ‫به‌هرحال، یه چیزی رو یادت رفت.

‫- چی؟ ‫- پدالت رو خراب کردم دیگه.

‫واسه همین یکی جدید خریدم. ‫واسه معذرت‌خواهی.

‫ندرسه نبودی. چیکار می‌کردی؟ ‫خواب بودی؟

‫تکالیفم رو انجام می‌دم.

‫منطقیه.

‫دوچرخه‌ات کجاست؟ ‫بگو که درستش کنم.

‫می‌خوای... بیای داخل؟

‫مگه واسه همین نیومدی؟

‫- نمی‌دونم. ‫- بده خودم.

‫باشه. حتما.

‫مدرسه می‌بینمت پس.

‫خوب بخوابی.

‫بعد فروپاشی اقتصاد هلند، ‫ هزاران هلندی مهاجرت کردند.

‫ویویان وسترگارد از بروکسل گزارش می‌دهد.

‫هیچ کشوری تا به‌ حال اندازه‌ی هلند که...

‫در زمینی بسیار پست قرار گرفته ‫برای حفاظت از ساحل خرج نکرده.

‫ولی بهاش صرفا ورشکستی‌های متعدد بوده...

‫آهای.

‫آهای!

‫- جیکوب؟ سلام جیکوب. ‫- ببخشید که اومدم داخل.

‫- خوشحالم می‌بینمت. ‫- شوهرت کجاست؟

‫عزیزم، جیکوب اومده.

‫واسه در اتاق انتظار یه طراحی جدید کشیدم.

‫بلوط روغنی به جای کاج سفید رنگ شده.

‫در غیر این صورت مشکلی نداریم.

‫- برادرزن، خواهرت سلام رسوند. ‫- مگه لغو نکرده بودین؟

‫- نه، گفتی باید در موردش حرف بزنیم. ‫- گفتم یه وقت دیگه.

‫- الان اومده دیگه. ‫- در مورد چی حرف بزنیم؟

‫همه چیز خیلی سریع داره رخ می‌ده. ‫دیدم که زنگ زدی ولی...

‫ولی...

‫قضیه اینه که داریم اکثر املاک ‫تجاریمون رو می‌فروشیم.

‫- چی؟ ‫- اکثرشون طی چند روز آینده به فروش می‌رن.

‫قیمتشون رو پایین گذاشتیم. ‫زودی فروش می‌رن.

‫پول پیشتون مال خودتون...

‫ولی قضیه املاک و ساخت و ساز ما تموم شده.

‫چی؟

‫چرا؟

‫نه!

‫قبلا هم گفته بودن. ‫مگه تکذیب نشد؟

‫آره، سه سال پیش، ولی همچنان دارن در مورد ‫ بالا اومدن پیوسته‌ی سطح آب بحث می‌کنن.

‫- آخه همیشه می‌کنن. ‫- آره.

‫خب چرا الان؟

‫- در این مورد مطمئی؟ ‫- دانمارک توی زمین پسته.

‫در درازمدت نمی‌شه جلوش رو گرفت.

‫پس بهتره تا وقت داریم تخلیه کنیم.

‫- وای! ‫- خوبه دیگه. تلاش و کوشش همیشگی دانمارک.

‫بخشیش بخاطر فروپاشی اقتصاد ‫ دانمارک توی ماه گذشته‌ست.

‫منحرف کردن و باز داشتن این ‫همه آب خیلی هزینه داشت.

‫ واسه همین هلندی‌ها دارن می‌رن.

‫و با حرکت دسته مهاجرین از جنوب...

‫مرزهای کل اروپا به روی ‫ دانمارکی‌ها بسته می‌شه.

‫واسه همین مقامات می‌خوان تا ‫ مرزهای اروپا بسته نشده مردم برن.

‫یه سیستم سهمیه بندی وضع ‫ می‌کنیم که اجرا بشه...

‫ولی بهتره تو و خواهرم زودتر برید.

‫نمی‌تونی به عنوان معمار خارج از ‫کشور کار پیدا کنی؟

‫- فرانسه کار نمی‌کردی؟ ‫- فرانسه مال خیلی وقت پیشه.

‫فرانسه مقصد مشخصیه دیگه. ‫خوشت میاد و اونجا هم آشنا داری.

‫میکل هم که بزرگ‌تر شد آمالی می‌ره سرکار. ‫فرانسوی هم بلده.

‫اون‌قدر بلد نیست که به عنوان ‫روانشناس کار کنه.

‫ولی هر سال تابستون با بابا می‌رفتیم. ‫جفتتون هم فرانسه رو دوست دارید.

‫- آره لطفا. ‫- بیا.

‫ممنون ولی قراره رانندگی کنم.

‫ما دیروز اینجا شروع کردیم به مشروب خوردن. ‫نه هنریک؟

‫خیلی خبر بزرگیه.

‫نمی‌تونم... بفهمم این شامل چی می‌شه.

‫وزارت امور خارجه خانه‌های سالمندان ‫ رو به خارج از کشور منتقل می‌کنه.

‫همچنین بیماران و زندانی‌های بلندمدت رو...

‫همراه با تعداد زیادی از خانواده‌های معمولی.

‫کارمون مشخص شده.

‫- به جیکوب بگو کی اعلام می‌شه. ‫- پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی دیگه.

‫هیچ‌چیزی صد درصدی نیست.

‫آلمان و فرانسه و بریتانیا کلی ‫واسه کنترل سیل هزینه کردن.

‫اقتصاد اون‌ها از هلند بزرگ‌تره، ‫واسه همین دوام آوردن.

‫نروژ، سوئد و فنلاند مرتفع‌ترن. ‫واسه همین گزینه معقولین.

‫ولی جیکوب...

‫- جیکوب، جیکوب. ‫- بله.

‫در یه سطح عملی‌تر باید بدونی...

‫بانک‌ها تحت فشار قرار می‌گیرن.

‫چون پول همه توی املاکه که قراره سقوط کنه.

‫نمی‌تونی توی کشوری که همه ‫قراره تخلیه‌اش کنن ملک بفروشی.

‫اوضاع قراره عجیب و غریب بشه.

‫حالا می‌دونی دیگه.

‫پیشنهاد می‌کنم خونه رو بفروشی.

‫تا پنج‌شنبه که کنفرانس برگزار ‫می‌شه وقت داری.

‫باید خونه رو بفروشیم؟ ‫به این سرعت که نمی‌شه.

‫- سعی کن. ‫- ولی الان...

‫- فقط تخلیه‌اش کن. ‫- قیمت فروشش رو کم بذار.

Families Like Ours subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left