Mythic Quest

Mythic Quest

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mythic Quest Ravens Banquet S03E07 1080p 10bit WEB-DL 6CH x265 PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് vahids3
وحید مستغیث || @vahids3

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-05-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 38
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 174 വരികൾ.

‫سال 1987

‫کلاس پسرتون دارن مظومه‌ی شمسی رو مطالعه می‌کنن

‫از هر کدوم از بچه‌ها خواسته شده که یه ‫گزارش راجع به یکی از سیارات تهیه کنن

‫معلم پسرتون بهم خبر داده که اون از ‫انجام دادن این تکلیف خودداری کرده

‫مگر اینکه اون گزارشی از یه ‫سیاره‌ای تهیه بکنه که وجود نداره

‫شاید وجود داشته باشه

‫میلیاردها کهکشان وجود داره. کی گفته که سیاره‌ی ‫تارتوروس نمی‌تونه توی یکی از اونها باشه؟

‫دانشمند‌ها

‫ولی اونها مدام دارن سیارات جدید ...‫کشف می‌کنن، و من فکر می‌کنم

‫این دقیقا همون دلیلی‌ه که شما ‫رو امروز به اینجا دعوت کردم

‫پسرتون با کارکنان بحث می‌کنه. توی درس‌هاش ‫رفوزه میشه. با بقیه‌ی دانش‌آموزها دعوا می‌کنه

!‫دنیس هوگان یه لاشی عوضیه

!‫مودب باش، پسرجون

‫نگران بودن کمترین واژه‌ای هستش که ‫میشه برای وضعیت پسرتون به کار برد

‫- منم نگرانم ‫- شاید نه به اندازه‌ی کافی

‫من... من می‌دونم که اون... اون داره تلاشش رو می‌کنه

‫ولی شاید معلم‌ها بتونن... بتونن به یه ‫شیوه‌ی دیگه‌ای درس‌ها رو توضیح بدن

‫نمیشه از معلم‌های ما انتظار داشت که بتونن چیزی ‫به بچه‌ای یاد بدن که نمی‌خواد چیزی یاد بگیره

‫مسئولیت یاد گرفتن بر عهده‌ی بچه و ‫راستش رو بخواین، پدر و مادرش هستش

‫فقط مادرش

‫به هر حال، اون همین الانش هم توی برنامه‌ی ویژه‌ی ماست

‫اگه نمراتش بهتر نشه، اون رو ‫توی کلاس جبرانی خواهیم گذاشت

!‫نه! هر چی عجیب‌وغریبه، توی کلاس جبرانیه

‫خواهش می‌کنم، عزیزم، بشین. لطفا بشین

‫کار دیگه‌ای هست که بتونیم انجام بدیم؟

‫می‌تونین با این مورد شروع کنین که تکلیفش رو کامل کنه

‫این کار شاید نمره‌اش رو بهتر کنه

‫ولی بهتر شدن توی رفتار و طرز برخوردش، به عهده‌ی خودشه

‫البته

‫نگران نباشین. اون دقیقا همون ‫چیزی رو می‌گیره که لیاقتش رو داره

‫مامان، می‌دونم که نباید سر معلم‌هام داد می‌زدم

‫ولی من فقط می‌خواستم کاری که اونها ازم می‌خواستن ... ‫رو انجام بدم و اونها گوش نمی‌کردن، و

‫می‌دونی چیه، آیان؟ بس کن. بفرما

‫این چیه؟

‫چیزی که لیاقتش رو داری

!‫و دنیس هوگان واقعا یه لاشی‌ه

‫بیا

!‫بسه

!‫به اندازه‌ی کافی سیروپ ریختی

!‫- پاپی ‫- هان؟

!‫- هی ‫- هی! بسه دیگه

‫به حرف مامانت گوش کن

‫این کار رو می‌کردم اگه منم می‌تونستم تاگالوگی حرف بزنم ‫(یکی از مهمترین زبان‌های مردم فیلیپین (‫و پایه زبان فیلیپینی زبان ملی این کشور است

‫می‌تونی یاد بگیری. وقتی که تقریبا ‫هم‌سن تو بودم، این زبان رو یاد گرفتم

‫فقط به این خاطر که مجبور بودی

‫خب، همچنین بهش کمک کرد که یه ‫شوهر خوش‌تیپ رو هم تور کنه، نه؟

‫تاگالوگی زبان عشق و علاقه است

‫خب؟ واسه آخر هفته چه برنامه‌ای ریختی؟

‫- همم. با فریا و رفقاش بازی می‌کنم ‫- اوه

‫فریا؟ اون کیه؟ دوست جدیدته؟

‫نه. اون یه شخصیت توی بازی فینال ‫فانتزیه، مامان. این یه بازی ویدیوییه

‫اوه، این حماسه‌ای هستش

!‫حرف‌های اونه

‫خیلی حماسه‌ای هستش

‫تا آخرین باس، کوجا، پیش رفتم

.‫یه ذره مونده که بازی رو تموم کنم ‫فکر کنم امروز بتونم این کار رو بکنم

‫آره

‫- نه. گیم ‌بی‌گیم ‫- نه، نه

‫اگه می‌خوای با یه چیزی سرگرم بشی، می‌تونی ‫پیانو زنی. این می‌تونه سرگرم‌کننده باشه

‫- آه ‫- فکر نکنم که اون بدونه سرگرم‌کننده اصلا یعنی چی

‫نه، حق با مامانته

‫اگه می‌خوای توی تک‌نوازی از ‫بقیه جلو بزنی، باید تمرین کنی

‫من اهمیتی به تک‌توازی مسخره نمیدم

‫چرا نمیشه گیم بزنم؟

‫نه. تو وقت زیادی رو پای گیم می‌گذرونی

‫اگه اینترنت می‌گرفتیم، دیگه ‫مجبور نبودم این کار رو بکنم

‫بعدش می‌تونستم راهنمای مراحل ‫رو ببینم و زودتر بازی رو تموم کنم

‫- آره ‫- خب، اگه یه راهنمای مراحل می‌خوای

‫می‌تونی از همین در خونه رد بشی و مثل خواهرت بری بیرون

‫نمی‌دونم دیگه باید چیکار کنم

‫منظورم اینه که، ما تنبیه، پاداش، رژیم ‫غذایی بی‌شکر و باشکر رو امتحان کردیم

‫- یه تیپ‌پا دم کون رو هم امتحان کردین؟ !‫- بابا

‫ببین، سارا، نمی‌خواستم این رو بهت بگم

‫ولی یه نامه‌ی دیگه از اون وکیل لاشی واست اومده

‫- بازم؟ ‫- آره

‫اون جدی نمیگه. فقط می‌خواد بره رو مخ من

‫خب، اگه اون قراره که تو رو به ‫دادگاه بکشونه، شاید بتونه یه کارهایی بکنه

‫چه کارهایی؟ من مادرشم

‫مادری که مشکلاتی داره

‫سارا، اون می‌تونه برنده بشه

‫اون برنده نمیشه

‫اون برنده نمیشه

‫ببین، تو مادر خوبی هستی. این رو می‌دونم

‫ولی باید اون بچه رو توی مسیر درستی قرار بدی

‫من حلش می‌کنم

‫اوضاع در چه حاله، گوچولو؟

‫به نظر خودت در چه حاله؟ من کودن‌ام دیگه

‫این رو نگو

‫تو بچه‌ی باهوشی هستی

‫تو فقط... تو فقط متفاوت از بچه‌های دیگه فکر می‌کنی

...‫ولی شاید اگه تو... اگه تو یکم بیشتر تلاش کنی

!‫من دارم سعی‌م رو می‌کنم

!‫به همین خاطر می‌دونم که کودنم

‫من دارم با حداکثر توانم سعی ‫می‌کنم و بازم نمی‌تونم انجامش بدم

‫می‌دونم سردرگم شدی

‫و می‌خوام کمک کنم. من فقط... فقط ‫نمی‌دونم چطوری باید بهت کمک کنم

‫شاید تو هم کودنی

‫شاید هستم

‫تو همه‌ی اینا رو خوندی؟

‫می‌دونی که، می‌تونم بخونم ‫کودنم ولی کوسخل نیستم که

‫وایسا. راستش این خیلی چندشه

‫این ژانر شهوت‌نگاره‌ی علمی‌تخیلیه

‫باشه. شهوت‌نگاره‌ی علمی‌تخیلی. البته

‫کی آخه به سیاره‌ی زحل مسخره اهمیت میده؟

‫منظورم اینه که، یه عالمه ‫سیاره‌ی باحال‌تر از اون وجود داره

‫من فقط نمی‌تونم تصوراتم رو از ‫توی مغز کودنم روی کاغذ پیاده کنم

‫- باهام بیا ‫- داریم کجا میریم؟

‫یه جای باحال

‫بابا. آخرین باس، کوجا، از یه حرکت حمله‌ای ‫به اسم ستاره‌ی شعله‌ور استفاده می‌کنه

‫این حرکت آسیب خیلی زیادی به کل گروهت وارد می‌کنه

‫به نظر باحال میاد. تمرین کن

‫ولی فکر می‌کنم اگه خودمون رو ...‫در برابر آسیب مقدس تجهیز بکنیم

!‫تمرکز کن

‫همچنین، من نمی‌تونم بین ایکو ‫یا خنجر، یکی رو انتخاب کنم

‫پاپی، چرا همه‌ی این انرژی‌ای که

‫صرف یاد گرفتن راه پیروزی تو گیم‌ها ‫می‌کنی رو صرف یاد گرفتن پیانو نمی‌کنی؟

‫چون که من از پیانو متنفرم. خسته‌کننده است

‫اینجوری فکر کن که پیانو هم یکی از ‫گیم‌هایی هست که بازیشون می‌کنی. باشه؟

‫این اجرا یه باس شیطانی هستش که باید بهش غلبه کنی

‫باشه، بعدش چی برنده میشم؟

‫وقتی یه باسی رو شکست بدی، یه چیزی برنده میشی

‫مثل یه گنجینه یا زره یا یه اسلحه‌ی جدید

‫باشه، اگه تو خیلی خوب تمرین کنی، و توی اجرا موفق باشی

‫- من واست یه چیزی می‌خرم ‫- اینترنت؟

‫نه، این نه

‫یه چیز باحال که بتونیم دور از چشم مامانت بخریمش

‫تو نمی‌تونی هیچی رو از دور چشم مامان بخری

‫تو سال‌ها ازش مخفی کردی که زبان تاگالوگی رو می‌فهمی

!‫چی؟ من نمی‌فهممش

‫واقعا؟

!‫دروغ‌هات به اندازه‌ی گوزهای من بدبوان

‫- اوه، لعنتی ‫- مودب باش

‫ببخشید

‫لعنتی (‫(به زبان تاگالوگی

‫باشه. قبوله. یه چیزی باحال می‌خریم

‫کل قطعه رو باید اجرا کنی

‫باشه

‫بابا، می‌خوای مبارزه‌ی من با کوجا رو تماشا کنی؟

‫باشه، اول من مبارزه می‌کنم

‫همم. از سیاره‌ات واسم بگو

‫چندین حلقه داره. ششمین سیاره از خورشید محسوب میشه

‫و یه هسته‌ی آهنی-نیکلی داره

‫زحل رو نمگیم که. همه راجع به اون می‌دونن

‫خب، من چیزی در مورد اون هسته‌ی ‫آهنی-نیکلی نمی‌دونم، ولی کی اهمیت میده آخه؟

‫در مورد سیاره‌ی خودت بگو. همونی که ‫می‌خواستی راجه بعش گزارشت رو بنویسی

‫تارتوروس؟

‫آره. در مورد تارتوروس بهم بگو

‫مامان

‫بیرون از سحابی ماست پس اتمسفرش فرق داره

‫یجور مه قرمز قابل تنفسه

...‫یجورایی شبیه

‫این؟

‫دیگه چی؟ هان؟

‫- آب داره ‫- آهان

‫ولی پر از سخت‌پوست‌های میکروسکوپی زیست‌تابه

‫زیست‌تاب؟

...‫زیست‌تاب

‫سخت‌پوست میکروسکوپی

‫آره! و کوه‌هاش، مثل کوه‌های زمین نیستن

‫اونها به آرومی در سرتاسر سطح سیاره سر می‌خورن

‫و با جاذبه‌ی ماه‌های سیاره، کشیده میشن

،‫این شگفت‌انگیزه. منظورم اینه که ‫از چندتا ماه داریم حرف می‌زنیم؟

‫مثلا 50 تا. و هر کدوم نرخ و ‫طرح مداری خاص خودشون رو دارن

‫مثل این؟

‫هی! دارین چه غلطی می‌کنین!؟

!‫فرار کن

!‫- بهتره که پولش رو بدین !‫- ببخشید

‫باورم نمیشه اون همه گندکاری بالا آوردیم

!‫گندکاری؟ کدوم گندکاری؟ اون نبوغ تو بود

‫من احترام خیلی زیادی واسه اون مغز تابغه‌ات قائلم

‫تو باهوش‌ترین بچه‌ای هستی که تا حالا دیدم

!‫مامان

‫تو یه استعداد خدادادی داری

‫شاید بقیه متوجهش نشن، ولی این به این ‫معنی نیست که استعدادت واقعی نیست

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left