Six Feet Under

Six Feet Under

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Six Feet Under S04E05 Thats My Dog 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KAIZEN
കമന്ററി എഴുതിയത് SubAvaliHa

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
TS
720p
720
webrip
BRip
x265
x264
AC3
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-02-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 42
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫لعنتی. ‫اه میدونم.

‫یه‌کم مثل دخترای نمایشی بهم حال دادی

‫خوشم اومد.

‫جشن سالگردمون مبارک عزیزم

‫سال دیگه همین موقع؟

‫شوخیت گرفته؟ من نیاز دارم

‫بهتره صبح از خواب پاشم و تو رو خودم ببینم

‫امیدوارم فکر نکنی که من تا صبح منتظر میشینم

‫بریم زیر دوش

‫تا یه دقیقه دیگه میام.

‫چه حس خوبی داره ‫فقط خودت رو دم پخت نکنی

‫عزیزم؟

‫آنی، خوبی؟

آنی؟

آنی؟ آنی؟

‫اه خدای من، آنی!

‫من واقعاً دلم برات تنگ میشه

‫این اولین باره که تا به حال داریم از هم جدا میشیم

‫برای یه مدت واقعی. ‫نه اینقدر همه طولانی نیست

‫کیث، سه ماه زمان زیادیه.

‫دیوید ما حدود چقدر وقت بود که جدا بودیم ۸ ماه؟

‫ما تحمل کردیم.

‫اه خدا تو توسط یه آدم واقعاً سکسی

‫تو هر شهری تور میشی

‫بیخیال تا حالا برای جفتمون خوب بوده که

‫اینجا گهگاه سکس اتفاقی داشته باشیم

‫حالا چیش اینقدر فرق میکنه؟

‫تو با یه آدم خوشتر سکسی تر باهوشتر آشنا میشی

‫که گذروندن باهاش خیلی آسونتر از من

‫من میتونم همینجا هم اینکار رو بکنم. ممنون این خیلی حالم رو بهتر کرد

‫ما میتونیم یه خونه‌ی کوفتی با پولی که در میارم بخریم

‫با یک استخر و آب گرم و دوش آب با بخار

‫و اتاق برای بچه ها ‫آره.

‫همه‌ی این چیزا رو با یه آدم خوشتر، باهوش تر

‫و سکسی تری که باهاش تو تور آشنا میشی تقسیم میکنی

‫نمیفهمی که من دنبالش نیستم؟

‫من زندگی آرام و پایداری دارم ‫چیزی رو که میخواستم پیدا کردم

‫به علاوه این برای ما خوب خواهد بود.

‫چطوری این چیز برای ما خوب خواهد بود؟

‫بهت نشون میده لازم نیست نگران باشی.

‫بیخیال دیوید مگه چطور میشه؟

‫اینقدر متزلزل نباش من عاشقتم.

‫من متزلزل نیستم.

‫اگه ازم میخوای که هنگامی که تو تور م هیچ کاری نکنم فقط بگو

‫راست میگی؟

‫آره به شرطی که تو هم هیچ کاری نکنی.

‫فقط ایمن باش. ‫معلومه که ایمن خواهم بود.

‫من با همه ایمنم بجز تو. ‫بیشتر ایمن باش

‫حتی برای خوردن باید از کاندوم استفاده کنی.

‫ببخشید ولی با اون لوله کش از کاندوم استفاده کردی؟

‫اون فرق میکرد ما هنوز براش قانون نذاشته بودیم

‫و بیشتر از یه بار با کسی سکس نداشته باش

‫ببینیم چی میشه.

‫کیث. دیوید

‫ماشین اومد.

‫چطوریم؟ ‫به طور خیلی مضحکی سکسی

‫اوو، دلم برات تنگ میشه

‫یه حسی دارم انگار میخوام گریه کنم.

‫خب... گریه کن

‫هر شب بهم زنگ بزن. ‫باشه.

‫از امشب شروع کن. خیلی‌خب زنگ میزنم

‫خیلی‌خب هرزه، آروم بگیر!

‫بوش فقط دروغ میگه و هیشکی هم اهمیتی نمیده

‫نیت، آرد جوی لعنتی رو گذاشتی روی پرینتم

‫باورم نمیشه. ‫هی، جلوی مایا اینطوری نکن باشه؟

‫عوضی.

‫این واقعاً برای من مهم

‫آره نیت اینا برای جلسه انتقادی کلیر

‫مامان نگو انتقاد یه جورایی از ‫طرف تو عجیب به نظر میرسه.

‫چیه داری سعی میکنی مدل یا تو این مایه‌ها باشی؟

‫نه من چیزی رو نمیفروشم.

‫این همونکاری نیست که باید ‫انجام بدی تا سعی کنی بفهمی...

‫چطوری به بالاترین مزایده تا ‫اونجاییکه میتونی سریع بفروشی...

‫قبل از اینکه زندگیت کاملاً یهو منفجر بشه؟ چون خواهد شد

‫فقط تموم نمیشه میشه؟

‫بهتر میشه.

‫ولی هرگز عقب نمیکشه، نه.

‫شاید بهتر باشه با یه نفر جدید، آشنا بشی.

‫مامان من نمیخوام آشنا بشم... چی قرار؟

‫دلم نمیخواد در حال حاضر با کسی باشم، نمیتونم

‫حتی اگه فقط سکس باشه.

‫سکس میتونه خیلی شفا دهنده باشه.

‫مامان برای ما مشکلی نیست که ‫اگه دلمون بخواد مجرد باشیم.

‫ممنون کلیر.

‫پس شاید بهتر باشه یه کاری پیدا کنی

‫ببین دارم سعی میکنم باشه؟ این روزا به این آسونی هم نیست

‫کی قراره از مایا مراقبت کنه؟ ما خانواده ش

‫فکر کنم بهترین کار این که فعلاً مواظب دخترم باشم

‫ازتون ممنونم ‫فکر نکردی چیزی که برای مایا بهتره،

‫داشتن یه پدر تندرسته؟

‫مامان تنها کاری که میکنم، فکر کردن درباره‌ی چیزهایی که برای مایا بهترین خیلی‌خب؟

‫گروه داغدیده ها؟ ...مامان

‫من خودم یه مشاوره‌ی حرفه ای برای سوگواری توی ۳ سال بودم

‫من میدونم این چه چیز چرندی.

‫وقتی که یکی رو از دست بدی ‫در واقع گذروندن وقت با...

‫کسانی که همین تجربه رو دارند مفید.

‫اگه اینقدر عالیه چرا وقتی که بابا مُرد نرفتی؟

‫رفتم. ‫به ما نگفتی.

‫هفته ای یه بار توی چندین ماه میرفتم.

‫چرا بهمون، نگفتی یکیمون میتونست باهات بیاد

‫حس میکردم مثلاً اشتباهه که سربار بچه هام باشم

‫شاید منم میتونستم استفاده کنم.

‫چرا این خانواده اینقدر در خود کوفته ست؟

‫از روی تجربه میتونم بهت بگم نیت،

‫اینجوری نمیشه که از خواب بلند بشی و ببینی

‫همه چی به سادگی تموم شده تو باید سوگواری

‫ببین خودم میدونم تا حالا عزاداری میکردم

‫من عزاداری بزرگی کردم باشه؟

‫فقط حس میکنم انگار...

‫داخل یه ماسه‌ی غلطانم

‫و یه چیزی بزرگتر از خودم ‫هست که منو عقب نگه میداره.

‫فقط با عقل جور در نمیاد.

‫یه چیزی اینقدر الکی مثل

‫افتادن زیر دوش آب.

‫تقصیر من بود.

‫نه نه معلومه که نیست این به اتفاق بوده

‫نه من کشوندمش بیرون برای آب گرم

‫مجبورش کردم تکیلا بخوره

‫اون سرگیجه گرفت.

‫سالگرد ازدواج مون بود.

‫آقای تورنتن.

‫به نظر من همسرتون خیلی عاشق بوده و

‫همه‌ی اینکارها رو انجام داده چون ‫از انجام دادنش با شما لذت میبرده.

‫چرا اینجوری شد؟

‫یهوئی، بدون هیچ دلیلی؟

‫من شوهر خوبی بودم

‫عاشقش بودم.

‫مراقبش بودم

‫آخه چرا خدا داره منو تنبیه میکنه؟

‫فکر نکنم خدا آدما رو اینجوری ‫تنبیه کنه آقای تورنتن.

‫نه معلوم که نمیکنه.

‫سلام روث. سلام بکی.

‫پیژامه.

‫بله سخته که به بلندی جرج پیدا کنی.

‫اون مرد بلندی

‫مشکلی نداره که. ‫نه نه گلایه نمیکنم

‫اوضاع با حکیم چطوره؟

‫اون برگشت پیش همسرش ‫اه نه!

‫آره گمونم اسباب بازی قشنگی براش بودم

‫٢٢.٤٠ دلار

‫خیلی متأسفم. ‫من نیستم.

‫من یه کیف پر از گه سگ سوخته گذاشتم تو ‫پیشخونش به عنوان یه هدیه‌ی کوچولو برای جدائی

‫به زندگی ادامه بده.

‫میدونی جرج یه بچه داره

‫کار داره؟

‫مطمئنم اون مستقل پولداره

‫اسمش چیه؟ ‫کایل.

‫حدوداً ٤٠ سالشه نسبتن پسر مانند

‫سبیل داره؟ من از سبیل خوشم میاد

‫نه ولی مطمئنم که بتونه بذاره بلند شه.

‫چرا هنوز مجرده؟

‫اون مرد خیلی پیچیده ای

‫خب من از مردی که باعث میشه ‫درباره ش حدس بزنم خوشم میاد

‫شاید هر دوتون رو برای شام دعوت کنم

‫بهت زنگ میزنم.

‫میشه شروع کنیم؟ کسی نیست؟

‫منو یاد کارهای سابق کتی گرانن میندازه.

‫بله مطمئنن همینطوره

‫ازشون خوشم میاد.

‫اونا واقعاً ساده ست و

‫نامتظاهر... زیبا.

‫مثل خود کلیر.

‫بهر حال موندم...

‫که یکم زیادی صحنه نمایش نیست.

‫شاید.

‫اینا صحنه نمایش هستن کلیر؟ ‫خب آره.

‫یه جورایی سخت که تصویر ‫خودت رو صاف و ساده در بیاری

‫نه فقط صحنه نمایش بلکه...

‫پر جلوه. ‫شاید اونا یکم سفت هستن.

‫مرده.

‫این چیزی که از تو اونا خوشم اومده.

‫این دختر کسی که مثل مرده ست

‫و آنسوی همه چیز

‫آنسوی قحطی، آنسوی سکس

‫آنسوی ملالت و واقعاً

‫تو این حالت بودن قشنگه

‫انگار که هیچی نمیتونه به اون برسه.

‫هیچی نمیتونه بگیرتش.

‫ببینید من نمیگم مرده من میگم تهی.

‫آره، قطعاً تهی.

‫منظورت همین بوده کلیر؟ ‫نه

‫داشتم سعی میکردم آرامشی که بعضی مواقع حس میکنم رو عکس بگیرم

‫واقعاً؟ نه تهی بودن بی حس بودن؟

‫نه آرامش.

‫خیلی‌خب تو این عکس داری چیکار میکنی؟

‫هیچی آروم بودن.

‫داری به چی نگاه میکنی؟ به چی فکر میکنی؟

‫هیچی.

‫خیلی‌خب ببین من فکر میکردم داری به یه چیزی عمیقن فکر میکنی

‫خیلی‌خب بذار اینو ازت بپرسم،

‫و آزادانه دیدت رو بچرخونم

‫ولی آیا واقعاً، ...میخوای این تصوری از زن رو که

‫به عنوان یک رگ خالی جاودانی کنی؟

‫این بیشتر جریان لزبینی نیست؟

‫بله من باید سهمیه م رو مطابقت بدم تا اجاق گازم رو بگیرم

‫خیلی‌خب من سعی نمیکنم چیزی رو جاودانی کنم من دستور کار ندارم

‫من بیشتر توی جایگاه غریزی هدف گیری کردم

‫یه جایگاه تهی؟ من تهی نیستم

‫نه، مسلم که نیستی.

‫خب شاید با کار بعدیت ...ما بتونیم چیزی ببینیم که

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left