ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
لعنتی. اه میدونم.
یهکم مثل دخترای نمایشی بهم حال دادی
خوشم اومد.
جشن سالگردمون مبارک عزیزم
سال دیگه همین موقع؟
شوخیت گرفته؟ من نیاز دارم
بهتره صبح از خواب پاشم و تو رو خودم ببینم
امیدوارم فکر نکنی که من تا صبح منتظر میشینم
بریم زیر دوش
تا یه دقیقه دیگه میام.
چه حس خوبی داره فقط خودت رو دم پخت نکنی
عزیزم؟
آنی، خوبی؟
آنی؟
آنی؟ آنی؟
اه خدای من، آنی!
من واقعاً دلم برات تنگ میشه
این اولین باره که تا به حال داریم از هم جدا میشیم
برای یه مدت واقعی. نه اینقدر همه طولانی نیست
کیث، سه ماه زمان زیادیه.
دیوید ما حدود چقدر وقت بود که جدا بودیم ۸ ماه؟
ما تحمل کردیم.
اه خدا تو توسط یه آدم واقعاً سکسی
تو هر شهری تور میشی
بیخیال تا حالا برای جفتمون خوب بوده که
اینجا گهگاه سکس اتفاقی داشته باشیم
حالا چیش اینقدر فرق میکنه؟
تو با یه آدم خوشتر سکسی تر باهوشتر آشنا میشی
که گذروندن باهاش خیلی آسونتر از من
من میتونم همینجا هم اینکار رو بکنم. ممنون این خیلی حالم رو بهتر کرد
ما میتونیم یه خونهی کوفتی با پولی که در میارم بخریم
با یک استخر و آب گرم و دوش آب با بخار
و اتاق برای بچه ها آره.
همهی این چیزا رو با یه آدم خوشتر، باهوش تر
و سکسی تری که باهاش تو تور آشنا میشی تقسیم میکنی
نمیفهمی که من دنبالش نیستم؟
من زندگی آرام و پایداری دارم چیزی رو که میخواستم پیدا کردم
به علاوه این برای ما خوب خواهد بود.
چطوری این چیز برای ما خوب خواهد بود؟
بهت نشون میده لازم نیست نگران باشی.
بیخیال دیوید مگه چطور میشه؟
اینقدر متزلزل نباش من عاشقتم.
من متزلزل نیستم.
اگه ازم میخوای که هنگامی که تو تور م هیچ کاری نکنم فقط بگو
راست میگی؟
آره به شرطی که تو هم هیچ کاری نکنی.
فقط ایمن باش. معلومه که ایمن خواهم بود.
من با همه ایمنم بجز تو. بیشتر ایمن باش
حتی برای خوردن باید از کاندوم استفاده کنی.
ببخشید ولی با اون لوله کش از کاندوم استفاده کردی؟
اون فرق میکرد ما هنوز براش قانون نذاشته بودیم
و بیشتر از یه بار با کسی سکس نداشته باش
ببینیم چی میشه.
کیث. دیوید
ماشین اومد.
چطوریم؟ به طور خیلی مضحکی سکسی
اوو، دلم برات تنگ میشه
یه حسی دارم انگار میخوام گریه کنم.
خب... گریه کن
هر شب بهم زنگ بزن. باشه.
از امشب شروع کن. خیلیخب زنگ میزنم
خیلیخب هرزه، آروم بگیر!
بوش فقط دروغ میگه و هیشکی هم اهمیتی نمیده
نیت، آرد جوی لعنتی رو گذاشتی روی پرینتم
باورم نمیشه. هی، جلوی مایا اینطوری نکن باشه؟
عوضی.
این واقعاً برای من مهم
آره نیت اینا برای جلسه انتقادی کلیر
مامان نگو انتقاد یه جورایی از طرف تو عجیب به نظر میرسه.
چیه داری سعی میکنی مدل یا تو این مایهها باشی؟
نه من چیزی رو نمیفروشم.
این همونکاری نیست که باید انجام بدی تا سعی کنی بفهمی...
چطوری به بالاترین مزایده تا اونجاییکه میتونی سریع بفروشی...
قبل از اینکه زندگیت کاملاً یهو منفجر بشه؟ چون خواهد شد
فقط تموم نمیشه میشه؟
بهتر میشه.
ولی هرگز عقب نمیکشه، نه.
شاید بهتر باشه با یه نفر جدید، آشنا بشی.
مامان من نمیخوام آشنا بشم... چی قرار؟
دلم نمیخواد در حال حاضر با کسی باشم، نمیتونم
حتی اگه فقط سکس باشه.
سکس میتونه خیلی شفا دهنده باشه.
مامان برای ما مشکلی نیست که اگه دلمون بخواد مجرد باشیم.
ممنون کلیر.
پس شاید بهتر باشه یه کاری پیدا کنی
ببین دارم سعی میکنم باشه؟ این روزا به این آسونی هم نیست
کی قراره از مایا مراقبت کنه؟ ما خانواده ش
فکر کنم بهترین کار این که فعلاً مواظب دخترم باشم
ازتون ممنونم فکر نکردی چیزی که برای مایا بهتره،
داشتن یه پدر تندرسته؟
مامان تنها کاری که میکنم، فکر کردن دربارهی چیزهایی که برای مایا بهترین خیلیخب؟
گروه داغدیده ها؟ ...مامان
من خودم یه مشاورهی حرفه ای برای سوگواری توی ۳ سال بودم
من میدونم این چه چیز چرندی.
وقتی که یکی رو از دست بدی در واقع گذروندن وقت با...
کسانی که همین تجربه رو دارند مفید.
اگه اینقدر عالیه چرا وقتی که بابا مُرد نرفتی؟
رفتم. به ما نگفتی.
هفته ای یه بار توی چندین ماه میرفتم.
چرا بهمون، نگفتی یکیمون میتونست باهات بیاد
حس میکردم مثلاً اشتباهه که سربار بچه هام باشم
شاید منم میتونستم استفاده کنم.
چرا این خانواده اینقدر در خود کوفته ست؟
از روی تجربه میتونم بهت بگم نیت،
اینجوری نمیشه که از خواب بلند بشی و ببینی
همه چی به سادگی تموم شده تو باید سوگواری
ببین خودم میدونم تا حالا عزاداری میکردم
من عزاداری بزرگی کردم باشه؟
فقط حس میکنم انگار...
داخل یه ماسهی غلطانم
و یه چیزی بزرگتر از خودم هست که منو عقب نگه میداره.
فقط با عقل جور در نمیاد.
یه چیزی اینقدر الکی مثل
افتادن زیر دوش آب.
تقصیر من بود.
نه نه معلومه که نیست این به اتفاق بوده
نه من کشوندمش بیرون برای آب گرم
مجبورش کردم تکیلا بخوره
اون سرگیجه گرفت.
سالگرد ازدواج مون بود.
آقای تورنتن.
به نظر من همسرتون خیلی عاشق بوده و
همهی اینکارها رو انجام داده چون از انجام دادنش با شما لذت میبرده.
چرا اینجوری شد؟
یهوئی، بدون هیچ دلیلی؟
من شوهر خوبی بودم
عاشقش بودم.
مراقبش بودم
آخه چرا خدا داره منو تنبیه میکنه؟
فکر نکنم خدا آدما رو اینجوری تنبیه کنه آقای تورنتن.
نه معلوم که نمیکنه.
سلام روث. سلام بکی.
پیژامه.
بله سخته که به بلندی جرج پیدا کنی.
اون مرد بلندی
مشکلی نداره که. نه نه گلایه نمیکنم
اوضاع با حکیم چطوره؟
اون برگشت پیش همسرش اه نه!
آره گمونم اسباب بازی قشنگی براش بودم
٢٢.٤٠ دلار
خیلی متأسفم. من نیستم.
من یه کیف پر از گه سگ سوخته گذاشتم تو پیشخونش به عنوان یه هدیهی کوچولو برای جدائی
به زندگی ادامه بده.
میدونی جرج یه بچه داره
کار داره؟
مطمئنم اون مستقل پولداره
اسمش چیه؟ کایل.
حدوداً ٤٠ سالشه نسبتن پسر مانند
سبیل داره؟ من از سبیل خوشم میاد
نه ولی مطمئنم که بتونه بذاره بلند شه.
چرا هنوز مجرده؟
اون مرد خیلی پیچیده ای
خب من از مردی که باعث میشه درباره ش حدس بزنم خوشم میاد
شاید هر دوتون رو برای شام دعوت کنم
بهت زنگ میزنم.
میشه شروع کنیم؟ کسی نیست؟
منو یاد کارهای سابق کتی گرانن میندازه.
بله مطمئنن همینطوره
ازشون خوشم میاد.
اونا واقعاً ساده ست و
نامتظاهر... زیبا.
مثل خود کلیر.
بهر حال موندم...
که یکم زیادی صحنه نمایش نیست.
شاید.
اینا صحنه نمایش هستن کلیر؟ خب آره.
یه جورایی سخت که تصویر خودت رو صاف و ساده در بیاری
نه فقط صحنه نمایش بلکه...
پر جلوه. شاید اونا یکم سفت هستن.
مرده.
این چیزی که از تو اونا خوشم اومده.
این دختر کسی که مثل مرده ست
و آنسوی همه چیز
آنسوی قحطی، آنسوی سکس
آنسوی ملالت و واقعاً
تو این حالت بودن قشنگه
انگار که هیچی نمیتونه به اون برسه.
هیچی نمیتونه بگیرتش.
ببینید من نمیگم مرده من میگم تهی.
آره، قطعاً تهی.
منظورت همین بوده کلیر؟ نه
داشتم سعی میکردم آرامشی که بعضی مواقع حس میکنم رو عکس بگیرم
واقعاً؟ نه تهی بودن بی حس بودن؟
نه آرامش.
خیلیخب تو این عکس داری چیکار میکنی؟
هیچی آروم بودن.
داری به چی نگاه میکنی؟ به چی فکر میکنی؟
هیچی.
خیلیخب ببین من فکر میکردم داری به یه چیزی عمیقن فکر میکنی
خیلیخب بذار اینو ازت بپرسم،
و آزادانه دیدت رو بچرخونم
ولی آیا واقعاً، ...میخوای این تصوری از زن رو که
به عنوان یک رگ خالی جاودانی کنی؟
این بیشتر جریان لزبینی نیست؟
بله من باید سهمیه م رو مطابقت بدم تا اجاق گازم رو بگیرم
خیلیخب من سعی نمیکنم چیزی رو جاودانی کنم من دستور کار ندارم
من بیشتر توی جایگاه غریزی هدف گیری کردم
یه جایگاه تهی؟ من تهی نیستم
نه، مسلم که نیستی.
خب شاید با کار بعدیت ...ما بتونیم چیزی ببینیم که
No comments yet. Be the first to leave one.