ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کولاپالور
حتی مردم تامیلنادو هم نمیدونن کجاست
در این حد که اونجا حتی موبایل هم آنتن نمیده
توی اون روستای کوچیک، دختری بود که یه رویای بزرگ داشت
میدونی رویاش چی بود؟
رفتن به کره
هر جوری شده، باید حداقل یه بار میرفت کره
هر چشمی یه رویایی توش داره
زندگی همیشه یه چیزی تو چنته داره
یه لقمه امتحان کن
راههای جدید مدام سر راه آدم سبز میشن
تپش قلب همینطور ادامه داره
مراقب خودت باش
دارم میام پایین
آره، جاده اصلی میبینمت
آره، یه لحظه گوشی دستت باشه
سفر صدام میزنه
پر از هیجان در حرکتم
نزدیکتر به کلی جذابیت
نیاز دارم این هیاهو آروم بشه
هی! بالاخره
داریم میریم "شنبا" رو ببینیم
اگه چهار نفر از کره بیان تا دختری رو ببینن که
توی اون روستای کوچیک رویاهای بزرگی داره
باورتون میشه؟
اسم من شنباست. شنباکام
یه روزی میخوام سوار هواپیما بشم
به مقصد کره، جای مورد علاقهم
میدونی این رویا از کجا شروع شد؟
از نمایش مدرسهمون
خانم ماتیلدا درباره
سوبرامانیا بهاراتی، سوبهاس چاندرا بوز و مادر ترزا حرف میزد
و توی اون نمایش، من نقش "سمباوالام" رو بازی کردم
نمیشناسی کیه، نه؟ منم تا اون موقع نمیشناختمش
این داستان یه دختر تامیله که از "کانیاکوماری" رفت کره
باورتون میشه که فرهنگ و سنتهای تامیلنادو
و کلی کلمه تامیلی
هنوز هم توی کره استفاده میشن؟
همهش به خاطر ملکه سمباوالامه
اون روز، همه منو به چشم ملکه میدیدن
باید بابامو میدیدین، صورتش از خوشحالی برق میزد
سمباوالام
دیروز توی نمایش مدرسه، وقتی نقش ملکه رو بازی کردی، واقعاً ترکوندی
عالی بود
ممنونم
سلام، سمباوالام
برو، سمباوالام
بعد از اون، همه شروع کردن به "شنباوالام" صدا کردنم
شروع کردم به یادگیری یه عالمه چیز درباره کره
و حتی دربارهش مطالعه میکردم
مرسی
ممنون
ببخشید
معذرت میخوام
هی! داری چیکار میکنی؟
انگلیسی یاد میگیرم
عزیزم
صداش رو زیاد کن ما هم بشنویم. شما که چیزی نمیفهمید
آهنگ تامیلیه؟
کِی-پاپه
این مانیه
همونقدر که کره رو دوست دارم، اون رو هم دوست دارم
هر جوری شده باید برم کره
هی! چرا از من نمیپرسی چطوری باید رفت؟
باشه، تو بگو
برو ایستگاه قطار و یه بلیط برای کره بخر
یه بلیط بگیر. بخرش و فقط برو
آقا، قطار کره کی میاد؟
اونجا بشین. نیم ساعت دیگه میاد
مگه احمقی؟ آخه کی با قطار میره کره؟
نه بابا، مانی همکلاسیم اینطوری گفت
هر چی مانی میگه رو باور میکنی؟ مغز نداری؟ ای نادان
دوتا ایدلی بهم بده
اگه چیزی لازم داشتین لطفاً صدام کنین
چرا بچه رو اذیت میکنی؟
عزیزم، تو برو اونجا بشین
بابا یه آرزوی بزرگ داشت
اینکه وقتی بزرگ شدم، این غذاخوری رو بسپره دست من
دلش میخواست اینجا رو بازسازی کنم و یه رستوران بزرگ راه بندازم
امتحانای کلاس دهم داره تموم میشه. برنامه چیه؟
میرم رشته علوم کامپیوتر
علوم! دکتری! هنوز دارم فکر میکنم
رشتهای هست که بشه توش پول خوبی درآورد؟
چرا همه دارین منو نگاه میکنین؟
من میرم کره
چطوری؟ با قطار؟
مامان و بابام سر رویای من برای رفتن به کره خیلی با هم دعوا کردن
بابا میگفت: «تو ساکت باش، خودش از سرش میپره»
ولی از سرم نپرید
اشتیاقم برای رفتن به کره
با خودم بزرگ شد
مثل من، بابا هم یه رویا داشت؛ اینکه غذاخوریمون رو یه رستوران بزرگ کنه
واسه همین منو فرستاد شهر بغلی
و فرستادم دوره مدیریت هتلداری
تو که هیچ وثیقهای نداری، چطوری بهت وام بدم؟
آقا، من باید برم کره. لطفاً بهم وام بدین
فرض کن من این پولو بهت قرض دادم
و تو رفتی کره
اونوقت باید بیام اونجا اصل و سود پولم رو جمع کنم؟
آقا، دیگه چه راههایی هست؟ یه راه وجود داره
برای وام تحصیلی اقدام کن تا بتونی توی کره درس بخونی
تلاشمون رو میکنیم
چه فایدهای داره اینهمه هزینه کنی که بری کره؟
آقا، شما از کدوم بازیگر خوشت میاد؟
چرا با زنت ازدواج کردی؟
چرا توی این بانک استخدام شدی؟
مگه برای اینجور سوالها جوابی هست؟
خوشم میاد. همین و بس
نباید میپرسیدم
شنباکام کیه؟ دختر منه. موضوع چیه؟
میگفتی دخترت قراره هوامونو داشته باشه
اون توی کویمباتور برای پاسپورت اقدام کرده. چرا به ما چیزی نگفت؟
شاید سعی کرده بهمون بگه، ولی ما گوش ندادیم
اگه بره کره و اونجا کار کنه، همون موقع دیپورتش میکنن
مامان! مستقیماً از خودم بپرس
چرا باید از پرسیدن از تو بترسم؟
بابات رو نگاه کن
مغازه، خونه. اون فقط همینها رو میشناسه
اون داره میره کره چون نمیخواد اون هم مثل بقیه نادان بمونه
هی، برو سر کارت
حداقل الان ازش بپرس
برو تو. من میرم
به جای اینکه بگی "دخترم مثل ملکهست"
برو دنبال یه شوهر برای این دختر بگرد
اینجا رو ببین
دیگه نمیتونم مثل قدیما با انرژی کار کنم
فکر میکردیم وقتی ازدواج کنی
میتونیم مغازه رو بدیم به تو و با خوشی زندگی کنیم
یه نفر اومده بود سراغت رو میگرفت
ترسیدم، میفهمی؟ بابا
اگه میخوای کاری کنی، از قبل به من خبر بده
مراقب باش
خواهش میکنم آقا
مخاطب مورد نظر شما
داره روزگارم رو سیاه میکنه
الو؟ - مانی، الان میتونی پول رو پس بدی؟
آقا، الان نمیتونم پول رو پرداخت کنم
اومدی از این بانک پول گرفتی. میدونم کار اشتباهی بود
اشتباه بود که ازت التماس کردم
اگه بدهیت رو صاف نکنی
میام دمِ خونهت و جلوی همه رسوات میکنم
آقا، ببخشید آقا
یه جوری تا یه هفته دیگه جورش میکنم. کل مبلغ رو پرداخت کن
گوشی رو قطع کن
هی
چیه؟
تا کی میخوای از من دوری کنی؟ فکر کردی دارم این کار رو میکنم؟
سر کارم
چی؟ توی این بار...؟
ولش کن. کی میخوای با بابام حرف بزنی؟
چی به بابات بگم؟ بگم توی بار کار میکنم؟
همکلاسیهام وضعشون خیلی توپه
منو نگاه کن، هنوز اینجام
دارم توی بدهیهایی که بابام بالا آورده غرق میشم
باید همه چیز رو ول کنم و برم؟
ببخشید
یکم بهم زمان بده. با بابات حرف میزنم
همه چیز رو ردیف میکنم و میام
هر چقدر هم که عصبانی باشم، وقتی این حرفها رو میزنی آتیشم فروکش میکنه
تا حالا صد بار سر این موضوع دعوا نکردیم؟
شایدم هزار بار؟
عشق من، عشق همیشگی من
من فقط مال توام
مثل سایه دنبالتم
آرالیا
آرالیا
آرالیا
تو کی هستی، تو کی هستی دختر زیبای من
تو کی هستی، تو کی هستی اونی که حاکم قلبمه
تو کی هستی، تو کی هستی اونی که حاکم رویاهامه
دختری که چشماش مثل کرم شبتاب میدرخشه
تو کی هستی، تو کی هستی که انقدر به من نزدیکی
رفیقم توی بمبئی رو یادته؟ میخوام باهاش یه بیزینس راه بندازم
اگه خوب پیش بره، همه چی درست میشه. داره زنگ میزنه. یه لحظه بهم اجازه بده
هر جا که رفتم، سعی کردم تو رو هم با خودم ببرم
هر کاری بخوام بکنم، اول با تو مشورت میکنم
غم باشه یا شادی، هر اتفاقی که برام بیفته
اول از همه فقط با تو در میون میذارمش
نرو، نرو
وقتی منو از خودت میرونی، تمام قلبم
خالی میشه و بدجوری عذاب میکشه
آرالیا آرالیا
تمام نیازهای من
گرسنهای؟
دختری با چشمهای درخشان
بعد از اینکه پونگال رو درست کردم بهت زنگ میزنم
آرالیا
داره سر میره. زیرش رو کم کن
آرالیا
تمام جستوجوهای من فقط برای بودن با توئه
آرالیا
آرالیا
آرالیا
آرالیا
الو
دوستات کار پیدا کردن و توی چنای و بنگلور مستقر شدن
وقتش نرسیده تو هم سر و سامون بگیری؟
آقا، من خودم خوب میدونم کی باید چیکار کنم
هی بچه، من حواسم بهت هست
همیشه توی اون گوشی چی رو نگاه میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.