The Misfits

The Misfits

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Misfits 2021 720p WEB-DL x264-GalaxyRG
The Misfits 2021 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-EVO
The Misfits 2021 1080p WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
The Misfits 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H264-CMRG
The Misfits 2021 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
The Misfits 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
The Misfits 2021 1080p WEBRip x264-[YTS LT]
The Misfits 2021 HDRip XviD AC3-EVO
The Misfits 2021 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264-EVO
കമന്ററി എഴുതിയത് MATIN78124
🔲► Matin78124 | UPTV.co ◄🔲

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-06-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 47
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

ترجمه و تنظیم @ Matin78124

‫در یک دوره 5 ساله،نوزده هزار ‫سرقت به "اف بی آی" گزارش شد

‫این یعنی که نوزده هزار سارق

‫کارشون رو به درستی انجام ندادن

‫آخه کی میخواد که "اف بی آی" بیوفته دنبالش؟

‫نه مرد،من میگم که اگه قراره سرقت کنی، ‫مطمعن شو که گزارشی درز نکنه

‫یه چیز جالب در مورد صندوق امانات اینه که..

‫اصلاً ایمنی ندارن

‫هیچکدوم از چیزایی که توی ‫صندوق هستن،بیمه نیستن

‫اگه گزارش ضرر و زیان رو به بانک یا دولت بدی..

‫اونوقت اونا واست یه بیلاخ فکس میکنن

‫بنابراین کی از صندوق امانات استفاده میکنه؟

‫آدمای احمق

‫و جنایتکارا

‫حالا،من مشکلی با آدمای احمق ندارم

‫البته تا وقتی که حماقتـشون ‫به کسی آسیبی نزنه

‫صاحب صندوق 2504 یه آدم شل مغزه

‫کسی که درآمدش رو پنهان میکنه تا مجبور نباشه به بچه هاش پول بده

‫چطور با بچه خودت همچین کاری میکنی!؟

‫بذار واضح بگم،من هیچوقت از کسایی که حقشـون نیست،دزدی نمیکنم

‫و آنچه که میدزدم،همیشه برمیگرده ‫به دست کسایی که آسیب دیدن

‫اون آدم خوشتیپِ سیاه؟ ‫آره،اون منم،رینگو

‫آره،رینگو،مثل بیتل *گروه موسیقی*

‫و نمیخواد قضیه جان و پاول و جورجی رو شروع کنی

‫چون وقتـش رو ندارم که این بحثـا رو بکنم

‫چیزی که باید بهش توجه کنی،هنر استادانه ‫تغییر قیافه دادنـه منـه

‫من یه آفتاب پرستِ سیاهـم عزیزم

‫و دست خالی ام..

‫چون وقتی اون آشغالا بفهمن که ‫صندوق ها خالیـه

‫اعصابشـون خورد میشه

‫اونا سر مدیر بانک فریاد میزنن

‫مدیر بانک ممکنه حتی بذاره که فیلم امنیتی رو ببینه

‫ولی اونم همین چیزی که واستـون تعریف کردم رو ‫بهش میگه،میگه اینجا بیمه نیست

‫اونا به "اف بی آی" گزارش نمیدن..

‫چون سوسکا از روشنایی فرار میکنن.. ‫

‫و در ظرف 6 ماه،من صندوقم رو خالی میکنم و ‫حسابم رو میبندم

‫و چند انتقاد به عنوان یه ناشناس مینویسم

‫اوه خدای من! دیوید،وسایلت رو جمع کن

‫معلوم شد که فقط من نیستم که از ‫انجام دادن کارِ درست،احساس خوبی بهم دست میده

‫اون رفیق کوچولو،اسمش ویکـه

‫توی بچـگی داستان های چینی راجبِ

‫ترقه هایی که ارواح شیطانی رو میترسونه ‫شنیده بود

‫دو نکته رو باید راجب دیوید بدونی

‫اول..

‫اون تسلیم نمیشه

‫و در نهایت توی منفجر کردن چیزا خیلی ‫مهارت به دست آورد

‫این یارو وقتی خواستن شهر وگاس رو تغییر بدن، ‫پول خوبی به جیب زد

‫دوماً،اون هنوزم همون پسریـه ‫که بهتـون گفتم

‫اون هنوزم کله شقـه،هنوز مدل موش مثل قبلـه ‫هنوز شبیه یه بچه 12 ساله اس

‫و هنوزم معتقده که آتیش بازی میتونه ‫ارواح شیطانی رو دور کنه

‫ این کارخانه تولید موادمخدر بود.

‫ویک اطمینان حاصل کرد که دیگه هیچ موادی از اونجا بیرون نیاد

‫حالا من اونجا نبودم..

‫ولی فکر کنم چیزی شبیه به این بود

‫ایشـونم وایولتـه

‫در حال حاضر اون توی یه کلیسایی در ‫اروپای شرقیـه

‫اخیراً چندتا دختر رو از حلقه قاچاق جنسی ‫آزاد کرد

‫و اونا،چندتا اراذل اوباشِ اروپای شرقی هستن که

‫قراره به لیست بلندی از آدمایی که قدرت های ‫وایولت رو دسته کم گرفتن،اضافه بشن

‫رفیق،یه چیزایی توی مایه های فیلم ماتریکس بود

‫نمیگم که اون از جاذبه سرپیچی کرد یا کار خاصی کرد

‫چون من اونجا نبودم

‫ولی میدونم که اون روز،فقط یه نفر ‫از اونجا سالم اومد بیرون

‫حدود یک سال پیش،ما همـو نمیشناخیم

‫همه اینها با یک دسته گل تغییر کرد،سه دسته گل

‫بنظر میرسید که کارهای خوبِ ما در رادارِ برخی ‫آدمای نیکوکار قرار گرفته بود

‫ این پیشنهادی برای ‫تقویت بازی ما بود.

‫چرا وقتی میتونیم به دنبال فاسدهای بین المللی ‫بریم ، یک قاچاقچی خیابونی رو از پا در بیاریم؟

‫ما به یه تیم تبدیل شدیم،سعی ‫کردیم یه اسم خفن جور کنیم

‫رابین هودها

‫نه،من اصلاً اسمی که توش ‫هود باشه رو خوشم نمیاد

‫ویک حتی پیشنهادِ اسم ماتلی کرو رو داد

‫معلومه که نه! ولی من اسمِ ‫ناسازگارها رو دوست داشتم..

‫همه با این اسم موافق نبودن، ‫ولی گور پدرشـون

‫اونی که داره داستان رو میگه منـم! ‫پس اسممـون ناسازگارهاس

‫به هرحال،فصلِ بعدی داستانِ ما ‫کمی پیش آغاز شد..

‫ در یک زندان در لس آنجلس.

‫ "اف بی آی" اینجا است تا زندانی 272523 ‫رو به زندان آقای شولتز تحویل دهد.

‫- کجا؟ ‫- انگلستان.

‫آقای شولتز اونجا یک زندانِ خصوصی رو اداره میکنه

‫، این زندانی خاص ، ریچارد ‫پیس ،فرار کرده.

‫و این همه راه رو فقط ‫برای فرار یه زندانی اومدی؟

‫مسائل زناشویی

‫مسائل زناشویی معادل اینه که این زندانی داشت

‫با خانمِ آقای شوتلز شیطنت میکرد

‫و واسه شولتز.. ‫این موضوع یکمی مشکل به وجود آورد

‫کاش زندان های اینجا ‫زندانبانان رو به مرخصی بفرستند

‫آقای شولتز نگهبان نیست.

‫نه ، اون یک شریک ارشد در ‫یک شرکت چند ملیتی ـه

‫که اتفاقاً اون شرکت مالک زندان های ‫سراسر کره زمینـه.

‫مستقیم به سمت راست،440،در 312 رو باز کن

‫21 دریافت شد،الان باز میکنم

‫اسمش ریچارد پیسـه،احتمالاً میدونید

‫گزارش بده 440

‫خب،ما همین الان مدارک رو برای ‫آزادیِ فوریِ اون گرفتیم

‫ قاضی ظاهراً اتهامات رو رد کرده.

‫این ریچارد پیس نیست.

‫اگرچه خوبه

‫این فیلمِ امروز پیس از حیاط ورزش ‫زندانـه. به این نگاه کن

‫اونجا،درست همونجا

‫ببین،من اینجا کاره ای نیستم ولی ‫فک کنم اون یه پهباد بود

‫خیلی خب،اگه اون پهباد بوده،اونوقت ‫محموله چی بود؟

‫میتونه یه شاه کلید باشه،میتونه یه ‫کیک تولد باشه که توش اره برقیـه

‫تنها چیزی که میدونیم اینه که ما تمام این ‫تاسیسات رو زیر و رو کردیم

‫ریچارد پیس اینجا نیست

‫نمیفهمم،اگه قرار بود ‫در ظرف 24 ساعت آزاد بشه

‫چرا فرار کرده؟

‫شاید احتمالاً باید همین امروز یه کاری رو انجام میداد..

‫نه فردا..

‫شما..

‫-هانی ‫-هانی هستید

‫هانی ابو اسد.

‫درسته.

‫بنابراین

‫پیس کجاست؟

‫از کجا بدونم؟

‫خب،تو سه ماه باهاش هم سلولی بودی

‫بنظر میاد که این کار رو ‫عمداً انجام داده چون..

‫چون شما چیزی بهش گفتی.. ‫چیزی..

‫ارزشمند رو بهش گفتی

‫نمیدونم

‫درسته

‫خب،شاید..

‫احساس بهتری پیدا میکنی اگه با من ‫خصوصی صحبت کنی..

‫- برق قطع شد. ‫- لعنتی.

‫حالا ما یه اتباع خارجی رو با یه زندانی ‫توی یه اتاق داریم

‫چه خبره؟

‫اونجا رو نگاه کن

‫من میدونم پیس کجاست

‫ببخشید.

‫معلومه که میدونه پیس کجاست!

‫اون همین الان هانیِ بیچاره رو با یه ‫گوشیِ لعنتی لت و پار کرد و ازش اطلاعات کشید

‫مشخص شد که هانی قبلاً نوکرِ

‫شاهزاده حکیم الزهرانی بود

‫پیس فهمید که شاهزاده به ‫چیزای احمقانه علاقه داره

‫مثل این که سالی یه بار بیاد لس آنجلس

‫اونم فقط یه روز بمونه واسه خرید

‫-همون همیشگی ‫-شاتِ بعدی به حساب ماست

‫اون همچنین هیچوقت بدون کلکسیون ساعت های ‫ارزشمندش سفر نمیکنه

‫عجب ساعتِ گرونیـه

‫مارک ژیرالد جوزف،گراند والا

‫طلا،پلاتین،23 قیراط ‫رنگ "دی"،الماس بی عیب و نقص

‫یکی از دو موردِ موجود..

‫ریچارد پیس هستم

‫-از ملاقاتتـون خوشبختم ‫-منم همینطور

‫شما کویتی هستید ، ها؟

‫من یک دختر دارم که در ‫خاورمیانه کار میکنه ، یونیسف.

‫کارهای خیریه ، کودکان ، پناهندگان و... ‫چیزایی از این قبیل.

‫بنابراین..

‫چنین ساعتی چقدر در میاد؟

‫چهار،پنج میل.. ‫اوه،متاسفم

‫-معذرت میخوام،متاسفم ‫-جداً؟

‫لطفاً لطفاً،اجازه بدید.. ‫اینم از این

‫-مشکلی نیست ‫-یکمش اینجا ریخته

‫اوه، عذرخواهی میکنم

‫-میشه لطفاً بس کنید؟ ‫-بله،بله

‫تقصیر من بود،یکمی زیادی خوردم..

‫یکی از اون روزاس، ‫خیلی خب،وقت رفتنه

‫سلام.

‫سلام.

‫اونجا چی داری؟

‫شاهزاده حکیم الزهرانی؟

‫این یک تصویر قدیمیـه.

‫میخوای راجبش صحبت کنی؟

‫نه،راستش نه

‫آره،میخواد راجبش صحبت کنه

‫خدایا..

‫چه زندگیِ صادقانه ای

‫- پنت هاوس ‫- بایستید

‫شما در اینجا هیچ ‫صلاحیت و اختیاراتی ندارید.

‫بذارید "اف بی آی"ترتیبش رو بده

‫شنیدی که چی گفت،بجنبید

‫برو بریم

‫-برید به اتاق خواب ‫-دریافت شد

‫میرم دست به آب

‫تو از درِ اول برو،من از در دوم میرم

‫ساعت هام نیستن!

‫وضعیت چطوره؟

‫یه چندتا مهمون داریم

‫تقریباً رسیدیم

‫وضعیتـمون چطوره؟

‫تقریباً رسیدیم

‫امنـه

‫- هی ‫- هی

‫-آقایون،اقامت خیلی دوست داشتنی ای بود ‫-ماشینـتون منتظرتـونه

‫سوپرایز!

‫ممنون

‫- خوشحالم دوباره میبینمت. ‫- منم همینطور

‫- شاهزاده الزهرانی؟ ‫-نه،اونـو از خودم درآوردم.

‫این شاهزاده اس،البته نه شاهزاده الزهرانی ‫اونـو از خودش درآورده بود

‫اون ادعا کرد که شاهزاده کشوریـه که ‫هیچکس تا حالا اسمی ازش نشنیده

‫ولی این مهم نیست.. ‫چیزی که مهمـه اینه که..

‫اون نیکوکاری که گُل فرستاده بود رو یادتـونه؟ ‫این همون یاروئه

‫-اجازه هست؟ ‫-بزن بریم،همین الان

‫خیلی خب،ماشینا رو آماده کنید،بریم ‫بریم

‫لعنتی

‫ممنون،اینا مال منـن

‫بنابراین این یک حقه بود؟

‫"حقه" توصیفِ کافی واسه کاری که ‫ما کردیم نبود

More Farsi Persian subtitles for The Misfits

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left