ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"سگ میخواد بدوه."
"...پسر بست"
".میبن دروز"
".پسر میبنده، ای، دروازه رو"
پس سگه تو باغ میمونه؟
.فکر کنم، آره
سلام
.سلام بابا
.سلام - .هی -
.فین داره خوندنیهاشو انجام میده .یه جملهی دیگه داریم
.خب، بذار بشنویمش
".سگ به پسر پارس میکند"
.فعلا بهترینه - .آفرین -
پس تکالیفتون رو تموم کردین؟ - .بله -
باشه. من باید یه صحبت کوتاه با مامان بکنم
.من گرسنمه - .اخ -
.بیا
.نمیدونم چرا اینو گفت .حتی نمیدونم که حقیقت باشه
.گفت که حقیقت داره .گفت عاشقت بود
.خب، این احساس مشترک نیست
.نبود و نیست
میخوام که اینو بدونی
.حالا هرارزشی که داشته باشه
واقعا؟
.آره
.خیلی ارزش داره
.میدونم که بنظر خل و چله
.خب ببخشید که مجبور بودی بشینی گوش کنی
.ببخشید که رفتم
.دوباره اتفاق نمیفته
.احتمالا فردا بدتر شه
.عالیه
همیشه انقدر تو روزهای کاری میمونه؟
.او بین روزها تمایز قائل نمیشه
فکر میکنی نمیتونم حرفاتو بشنوم؟ - .همچنین گوشهاش خیلی قویه -
چای میل داری؟
.اون از چایی متنفره - .نه. من از چایی متنفرم -
.بهتره جفتتون برید خونه
.خب داشتم گوگلش میکردم - کیو، برایان؟ -
خب، این برعکس یه مطالعهی باحال میشه
اینطور نیست برایان؟ - .کاملا درسته خانم -
.نه، جیمز وایتهاوز
کسی اون عکسهای لیبرتین رو با نخست وزیر دیده؟
اره، همشون وقتی که تام ساثرن .رییس حزب شد، منتشر شد
.چه عوضیهای مدعیای
حالا کل کشور رو دار اداره میکنن، خدا کمکمون کنه
فکر میکنی اونجا چیزی هست؟
کجا؟
من شنیدم اون حزبهای شیک دانشگاه .اونروزها خیلی زیادهروی کردن
چیزی نبود که .پسرها پسر میمونن" رو توصیف نکنه "
.وقتی دانشگاه بودن اینطوری بودن
.این پرونده در مورد الان و اینجاست
.من جدی میگم. برو زندگیتو کن
.جفتتون
.کارهای منو دنبال نکنید
.خب، تاحالا که قانع کننده بوده اولیویا
.اره. حقیقت همیشه قانع کنندست
.من بیرون یه تاکسی منتظرمه
از کدوم طرف میری؟
.نگران نباش. راهم رو میگیرم میرم
میشه یادتون بیارم که شما هنوز تحت سوگندید خانم لیتون
.خانم وودکرافت، میتونید ادامه بدید
.ممنون سرورم
.خانم لیتون - .بله -
میتونم برتون گردونم به دوازده اکتبر؟
در روزی که سوال شد
شما داشتید باهم به کمیته انتخاب امور کشور میرفتید
این صحیحه؟
.بله
اقای وایتهاوز نقش خاصی در اون جلسه داشت؟
جیمز باید مدارک جدید رو برای اهداف مهاجرت میداد
یجور روز معمولی؟
.به جز اینکه ناراحت بود
چرا؟
یه نظر دلخراش در تایمز بود
توسط یه روزنامه نگار که میشناخت و رتبه داده بود .یه همدوره از آکسفورد
.جیمز فکر میکرد این شدیدا غیرمنصفانهست
.سمی
.راجع به مقاله ناراحت بود چطور فهمیدید؟
وقتی اعضای کمیته رو دید
در اتاق لوید جورج ...بدون شک که مقاله رو خوندن، گفت
.نمیتونم با این گند سروکله بزنم
اه، میتونم بگمش؟
اوه، اشکالی نداره خانم لیتون .فقط کلماتی رو که استفاده کرد بهمون بگید
"پس اون گفت "من نمیتونم با عن سروکله بزنم
.و از طرف دیگه گذاشت رفت
شما چیکار کردین وقتی اینطوری گذاشت رفت؟
.دنبالش کردم - چرا؟ -
.داشتم شغلمو انجام میدادم
ازت خبر داشت؟
جیمز
.جیمز
ازم چه گهی میخوای؟ - .وایسا وایسا. لطفا. صداتو نمیشنوم -
در این نقطه کجا بودین؟
.کنار آسانسور، جایی که تهاجم صورت گرفت
وقتی بهش گفتین وایسه، پاسخی داد؟
باهام کوتاه حرف میزد
.اما یجوری دنبال اطمینان خاطر بود
اون... برای یبار آسیب پذیر بنظر میرسید
چطوری؟
تو فکر میکنی من مغرورم؟ - ...من -
میکنی؟
میکنی؟
من از کلمهی "مغرور" استفاده نمیکردم
اما مقاله گفته من خیلی هستم
تو چی فکر میکنی؟
من گفتم "فکر میکنم تو بی رحمی ".وقتی که باید باشی
".حتی بعضیوقتها ظالم"
و اون چی گفت؟ - .خوشش نیومد -
از کجا فهمیدین؟
.کلمه رو تکرار کرد
ظالم؟
.اره. ظالم
...بعد، بعد یه لحظه گفت
.متاسفم
فکر کردی برای چی معذرت میخواد؟
.رابطه. طوری که تمومش کرد
جواب دادین؟
گفتم که بعضی
...میتونی
گفتم غرور بعضی وقتها شدیدا جذاب میشه
منظورتون چی بود؟
...و البته، ما واضحا میدونیم کلمه چه معنیای میده
اما هدف شما از گفتنش چی بود؟
.یه آزمایش بود فکر کنم
ازمایش چی؟
...راستشو بخوای مطمئن نبودم. من
اما من... میخواستم بدونم که .چی میخواد و اینکه دلش برام تنگ شده
.برای ما تنگ شده
.پس شما کنار آسانسور، صحبت کنان بودید
بعدش چیشد؟
ازش پرسیدم که
داری کجا میری؟
و اون چی گفت؟
جواب نداد
پس سوار آسانسور شدی و نمیدونستی کجا داری میری؟
خب، برام مشخص کرد که .ازم میخواد باهاش برم
چطور؟ - .با زبان بدنش -
و شما چیکار کردید؟
.اون رییس من بود. و ما سرکار بودیم .بهش گوش دادم
پس شما وارد آسانسور شدید بعدش چیشد؟
.جیمز
.ما یه جورایی به هم خوردیم و بعدش همو بوسیدیم
برخوردید؟
.یا... یا سمت هم حرکت کردیم
...یه جاذبه
هنوز بهش جذب میشدید؟
.ما پنج ماه درگیر هم بودیم
.تو همینطوری احساساتت رو عوض نمیکنی .حداقل من نمیکنم
میتونید بوسه رو توصیف کنید؟
یه لحظه بود؟
.نه
چی بود؟
.پرشور
چی داشت تو سرت میگذشت وقت که داشتی میبوسیدیش؟
.راستش، اول خوشحال بودم - - چرا؟
.چون این معنی رو میداد که ممکنه اوضاع ادامه پیدا کنه
و محض شفاف سازی فکر کردید چی ادامه پیدا کنه؟
.رابطه
.باشه
میتونید بگید بعدش چیشد؟
...اون
.ادامه بدین
اون شروع کرد به باز کردن دکمههای بالای پیراهنم
.تا به سینهبندم و سینههام برسه
باشه. میشه مرحله مرحله پیش بریم؟
پس شما گفتین که اون داشت به سینه و دکمهی شما دست میزد
.و پیراهنتون رو باز میکرد تا به سینهبندتون برسه
موفق شد؟
...اره، اون
...اون گرفت
.سینهی چپم رو
کشید از سینه بند بیرون و شروع کرد به .اینکه وحشیانه بوس و گازش بگیره
- ردی گذاشته؟ بله -
...یه کبودی بالای ممهی سمت چپم گذاشت. من
.یه عکس ازش گرفتم
.عکس اِی در سبد
خانم لیتون میتونید کبودی رو نشون بدید؟
.اونجا، بالای ممه
و اون که چپش هست چیه؟
.جای دندان
میتونم اینو تو این مرحله شفاف کنم که
مدافع قبول نداره که اینها جای دندانه؟
اینها جای دندونه خانم لیتون؟
.اره. اون گازم گرفت
حالا میتونید خود آسانسور رو توصیف کنید؟
.یه اسانسور کوچیک چوبیه
میگه میتونه ۶ نفر رو نگه داره .ولی احتمالا نتونه
پشت من به دیوار بود و اون جلوی من بود
...پس من... من هل داده شدم
هل؟
.خب، پشتم بهش گیر افتادم .من... من... نمیتونستم حرکت کنم
فکر کنم تو شوک داد زدم .و تلاش کردم دورش کنم
چیزی گفتید؟
".اینجا نه"
و دوباره، ما میدونیم این کلمات عملا چه معنی دارن
اما منظور شما چی بود وقتی گفتید "اینجا نه"؟
یه بوسه تو آسانسور یه چیز بود هیجان انگیز، یکم خطرناک
.اما... اما اوضاع عوض شد وقتی زور گفت
اوضاع چقدر سریع عوض شد خانم لیتون؟
No comments yet. Be the first to leave one.