ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اَه!
حالت خوبه، تینا؟
کلی ناله میشنوم
نکنه امشب قرار نیست سر شام جالب باشیم؟
بابا، بجنب! داریم تینا رو از دست میدیم.
لوئیز. باب.
آه، چی شده عزیزم؟
مادر، من میتونم برای تینا ترجمه کنم.
به نظرم «اَه» یعنی تینا از جیمی جونیور پرسید...
...که امروز باهاش به جشن هشتم بره.
و شاید هم خوب پیش نرفت.
مگه میشه؟ نه بابا، اصلاً خوب پیش نرفت!
آه. گلم، چی شد؟
امروز، بعد از ناهار، رفتم پیش جیمی جونیور و گفتم...
هی، جیمی جونیور، چه خبر؟
یا بهتره بگم، چی پایین؟ پایین رو نگاه کن.
«پاهای فانتزی.» آها.
و اونا یه سؤال ازت دارن.
میخوای بیای...
...با ما به جشن هشتم؟
اوه! اِم...
خیلی حرکت رمانتیک بزرگی بود، مگه نه؟
و اون گفت نه؟
آه، میخوام رو قبرش باد در کنم.
میخوای ازش بیشتر عمر کنی تا رو قبرش باد در کنی؟
من خیلی سرحالم، باب.
اون گفت نه، ولی پیچیده است.
متاسفم، تینا. نمیتونم.
عالیه! صبر کن، چی؟
به خاطر زیک. زیک؟
آره، اگه من و تو با هم بریم...
...اونوقت زیک باید تنهایی بره جشن هشتم.
اون خیلی ناراحت میشه. ناراحت میشه؟
زیک حساسه، تینا. مثل یه گل ظریف...
...که تو کشتی واقعاً خوبه.
من نمیتونم قلب اون پسر خوشگل رو بشکنم.
ولی اونجا میبینمت. باشه.
آره. مهم نیست.
لعنت به تو، زیک!
چی؟ اون چی بود؟ هیچی.
گفتم زیک خوششانسه که تو رو دوستش داره. خب، خداحافظ.
خب، گفت اونجا همدیگه رو میبینید.
این خوبه، نه؟
نه، بابا، خوب نیست.
جشن هشتم یه چیز خیلی مهمیه.
یه جورایی لامصب نیمه رسمیه، بابا.
از کاسه پانچ حرف میزنیم. طاق بادکنکی.
من سالهاست یه صفحه تو دفتر خاطراتم برای این کار خالی گذاشتم.
خب، چرا یه همراه برای زیک پیدا نمیکنی؟
اونوقت شما دو تا میتونید قرار چهار نفره بگیرید.
هوم. قرارای چهار نفره بهترینن.
کل شب یه رفیق دختر دم دست با خودت داری.
و میتونی یه غذای اصلی اضافی سفارش بدی و بگی برای میزه.
و بعد همه میگن «وووو! چه ایده عالیای!»
و بعد یه غذای اصلی کامل اضافه رو میز داری!
آرغ! منم میخوام شروع کنم به قرار گذاشتن!
فکر کنم ارزش امتحان کردن رو داره.
ولی چطور برای زیک یه همراه پیدا کنم؟
کسی هست که پسرای پر سر و صدا رو دوست داشته باشه؟
که همیشه به طرز آزاردهندهای دور و بر جیمی جونیور پلاسن؟
یه تی رو لباس تنش کن و خودت رو راحت کن.
باشه، یه همراه برای زیک. بذار ببینم.
گرفته شده. گرفته شده.
پسرا رو دوست نداره.
هیچکس رو دوست نداره.
پنهلوپه، البته.
چرا به پنهلوپه فکر نکردم؟
فکر کنم چون پارسال اینجا منتقل شد...
و من اصلاً نمیشناسمش.
ولی اون قطعاً دختر مورد نظر ماست.
نگاش کن. صورت داره و از اینجور چیزا.
باشه، آره این میتونه خوب باشه.
من رفتم.
باشه. حدس میزنم دختر رویاهام رو بعداً گیر میارم.
همینه!
هوم.
این وان بوی لازانیا میده. عجیبه.
اگه لازانیا درست میکردیم، به من میگفتی، نه؟
بله. لین، قبلاً هم این رو گفتم.
اگه شروع به درست کردن لازانیا کنیم، قطعاً بهت میگم.
باشه. این دیگه چیه؟
هوگو؟ ملکه موشها؟
لیندا. باب. باب. لیندا.
هوگو. ران. ران. هوگو.
سلام. من رُکسی پپینز هستم.
بله، همون رُکسی پپینز.
معروف به ملکه موشها.
اوه، سلام. اِم، سلام.
اون بهترین سمپاش شهره.
یادت میاد وقتی فامیلی فانتایم رو موشها گرفتن؟
آه، آره، تو اخبار بود.
اونا تو اون استخر توپ حسابی جولان میدادن.
رُکسی اون موشها رو تو ۳۰ دقیقه بیرون کرد.
این یعنی نیم ساعت، باب.
اون دنبال موشه؟
آخه ما... ما در حال حاضر موش نداریم.
آقا، شما داخل ملک موش ندارید...
ولی فکر میکنم ممکنه بیرون از اونجا یه چیز خیلی بدتر داشته باشید.
کمین کرده، تماشا میکنه، منتظره.
من در مورد یه ابرموش حرف میزنم.
موش غولپیکر؟ یه موش غولپیکر
یه موش غولپیکر، آره. خب، موشای عادی
هشت، شاید ده اینچ طول دارن
یه موش غولپیکر ۱۶ تا ۲۰ اینچ میشه
موش غولپیکر بیست اینچی؟
و پرواز میکنه؟ هیچکس نگفت پرواز میکنه، لیندا
الان تو لندن با این چیز سر و کله میزنن
وای خدای من! اوه! چطوری اینقدر بزرگ شده؟
موشا انگلوار از رژیم غذایی انسان زندگی میکنن
و غذای ما هم پر از هورمونه
هورمون، باب! هوم
موش غولپیکر دیده شده
تو کوچه پشتی رستوران شما
مردم واسه راکسی ویدئو از موش غولپیکر تو کوچهتون فرستادن
تو یه فروم به اسم "موشچت"
جاییه که مردم در مورد موش گپ میزنن
وقتی دیدیم کوچه شماست
پیشنهاد دادیم آشناتون کنیم
و الان ما هم جزو تیم راکسی محسوب میشیم
شما تو لیست انتظارید. آره!
ازتون اجازه میگیرم که تله بذارم
تو کوچه پشتی رستورانتون
و یه دوربین رو پلههای اضطراریتون نصب کنم
تا تله رو زیر نظر بگیریم و اون موش غولپیکرو بگیریم
اوه. چه هیجانانگیز!
این کار چند روز طول میکشه
موشا باهوشن. موشای غولپیکر هم فوقالعاده باهوشن
اگه امشب طعمه رو بذارم تو تله، برش نمیداره
فقط گوش کن، باب. دارم گوش میدم
طی چند شب
طعمه رو هی نزدیک و نزدیکتر میکنیم
و بعدش بالاخره میذاریمش تو تله
موشه رو انقدر راحتش میکنیم
که شب آخر
عکساشو به دیوار آویزون کرده
داره مارتینی درست میکنه. اوه، چه عالی!
و بعدش بام! تله بسته میشه!
اوه. گرفتمش!
آدما پیروز میشن. فعلاً
پس میخوای یه موش غولپیکرو گول بزنی بیاری به رستوران مون؟
فکر کنم بهتره که یه موش غولپیکر بزرگ بیرون
که تو کوچهمون پرواز کنه، نداشته باشیم
باز هم میگم. خانم، پرواز نمیکنه
باشه. عالیه!
خب، سریع، ران
این سطل کثیفو بو کن. بوی چی میده؟
لیندا، نه. لازانیا؟
ممنون
خب، حالا فرصتمه
پنه لوپه، فامیلیت هرچی که هست
سرنوشت واست یه قرار دو نفره چیده
رفتی مغازه عضلهفروشی؟
داری قوی میشی
داشتم برپی کار میکردم
هی، رفقا
اوه، حالا که اینجایی زیک، پنه لوپه رو میشناسی؟
کی؟ چی؟ اون دختره اونجا
آره؟
اگه مایل باشه بره سر یه قرار دو نفره
به جشن رقص کلاس هشتم با تو، من و جیمی جونیور
تو هم دوست داری؟
صبر کن. فکر میکنی میخواد با من بره جشن رقص؟
آره، فکر میکنم
خب، من با هر جور روابط اجتماعی که تو این پایه میتونیم بسازیم پایهام
پس یه "آره، حتما!" از طرف من ثبت کن
جی-جو، تو هم دوست داری؟ اوه، حتماً
عالیه. برگردید سر کارتون
خب. یک، دو
یک، دو، سه، چهار!
میگیرمت! اوه، بسه دیگه. آخ! صبر کن، نه
سلام، اوه، پنه لوپه
میتونم همین صدات کنم؟ آره
قبلاً پنی بودم تو مدرسه قبلیم
ولی اینجا اوهوم، آره
آره، عالیه. اوم، قضیه اینه که. زیک رو میشناسی؟
اونی که داره سر اون پسر رو فشار میده
با رانهاش اونجا
آره؟ اون خجالتیه
ولی داره فکر میکنه که آیا دوست داری برین یه قرار دو نفره
به جشن رقص کلاس هشتم با اون و من و جیمی جونیور
اوه، من پایهام. آره؟
ولی جشن رقص کلاس هشتم خیلی مهمه
شاید اول میتونیم بریم یه قرار دو نفره
جای دیگه ای که ببینیم بهم میایم یا نه
اوه. اوه، باشه
یه قرار شام دو نفره چطوره جمعه تو اون رستوران سیبزمینی پخته؟
"اسپاد سیمپل". اوه، حتماً. قبوله
عالیه! ولی سس ترش خودتونو بیارید
مال اونا عجیبه. خیلی ترشه
سس ترشش زیادی ترشه؟
میتونم چند تا سس ترش بهت پیامک کنم که انقدر ترش نیستن
مامانت اجازه میده چند تا سس ترش بخری؟
اوه، اوه، یه مقدار عادی، فکر کنم
پس این لیست واقعاً کمک میکنه
خب، باشه، من این مکالمه رو قطع میکنم
که بتونم یه کمشو برای جمعه شب نگه دارم
و بعدشم، ایشالا شنبه شب تو جشن رقص
هوهو! قرار دو نفره، دو نفره
آخ، زیک، گونههام!
ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.