ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.مرسی که نشونم دادی چطور این کارو بکنم
.واقعاً مهارتش رو داری
وقتی بچه بودم اینو با دوست خیالیم .تمرین میکردم
.یه خدمتکار اخمو اما یه آلمانی دوستداشتنی
.پسر، امیدوارم مردم حرفی نزنن
.میدونی، چون بینمون الان ملافهست
.بجای اینکه ما بین ملافهها باشیم
.که چیزیه که ممکنه مردم درموردش حرف بزنن
میتونی تصور کنی؟
.من که تصور نکردم
اسکار"، چند بار بهت گفتم؟"
...نکن
.نکن
باشه، چی شده؟
.بهت میگم چی شده
.از ادارهی مالیات بر درآمد بهم اخطار دادن
.اوه، نه
...از چهار سال پیش یعنی، این دیگه چه کوفتیـه؟
...خب، شاید - .بهت میگم چه کوفتیـه -
.احتمالا ًیکی باهام این کارو کرده
...شاید یه نوکر دولت
...که میخواسته خودش رو بالا ببره
.با پایین کشیدن یه آدم معروف بزرگ
.من
.اوه
اوه، "اسکار"، تو و زن سابقت .همون سال مشترکاً ثبت شدید
.قراره با اون زمین بخوری
فیلیکس"؟"
هی، میدونی چی میتونه حواسش رو پرت کنه؟
.حقهی تا کردن رو بهش نشون بده
.الان حوصلهی ملافهت رو ندارم
.اسکار"، درست میشه"
،میدونی چیه، شیرینی گیلاس درست کردم .برای خودت یه دونه بردار
خدای من، چی کار کردم؟
منظورت چیه؟
...فکر کنم شانس خیلی کمی وجود داره
...که بشه احتمالاً کوچکترین مسئولیتی رو
.در این باره متحمل بشم
متوجه نمیشم چرا ادارهی مالیات بر درآمد .منو احضـار کرده
.اظهارنامهی مالیاتی من هیچ مشکلی نداره
.یه لحظه وایسا که پروندهت رو پیدا کنم
.اوه، یه پروندهست
پروندهی یه شهروند با وجدان؟
.چون من همینم
...ضمناً
همینطور که شما آدمای حریص ...آدمای بیگناه رو اذیت میکنید
... جو سیکسپک"ـتون داره ارقام رو بالا پایین میکنه"
،و توی رسیدها تقلب میکنه (و هیچکس دوبار هم نگاش نمیکنه. ("اسکار" رو میگه
.من با آقای "سیکسپک" آشنا نیستم
.این یجور سخنرانیـه
.راستش درمورد همخونهایم فکر میکردم
...هی بهش میگم، "یکی از همین روزا
"!گیرت میارن، اسکار مدیسون
.فقط میخنده
خب، حالا کی داره میخنده؟
.فکر کنم هنوزم خودشه
.خیلی خب، گزارش مالیاتیتون رو پیدا کردم
.بنظر میرسه به امضاتون نیاز داریم
چی؟
.فقط یادتون رفته امضاش کنید
.اوه
.من احمق
.هی، ببخشید که گفتم آدمهای حریص
.ببخشید که جوش آوردم
.فکر کنم این پرونده بسته شد
.صبر کنید
این "اسکار مدیسون"، همخونهایتـه؟
میتونم با این آدرس باهاش ارتباط برقرار کنم؟
هوم؟
.اوه. نه
.نمیتونید، چون رفته
.و اسمش رو عوض کرده
.و همینطور جنسیتش رو
.الان اسمش "راندا"ست
."راندا پنسل-کاپ"
.روز خوبی داشته باشید
...اسکار" آمپر میچسبونه"
.وقتی بفهمه این تقصیر منه
کی گفته که باید بفهمه؟
.خب، چون خودم رو میشناسم
.چارهای ندارم جز راحت کردن وجدانم
.هیچی قویتر از درستکاری "آنگر" نیست
اسکار"؟"
چیه؟
.بستنی هم داریم
:تــــــرجــــمــــــه و زیــــــرنویـــــــس پري سا (ELKA) فرشاد
،کمکم کنید به این رسیدها برسم .قبل اینکه "گبی" برسه اینجا
توی کافه "بیسترو" درمورد مسائل کاری حرف زدیم؟
آره، همون جا بود که در مورد آخرین .قراردادت مذاکره کردیم
..."و بعدش این بحث رو توی "جیفی بوب
درحالیکه داشتیم از مشروب و رقصهای عجیب غریب لذت میبردیم، ادامه دادیم؟
.آره، همونجا بود که قرارداد رو امضا کردی
یادته؟
سینامون" بهمون اجازه داد از پشتش" .به عنوان میز استفاده کنیم
.خودشه
."سلام "فیلیکس
.گبی"، چه درخشان شدی"
.بیشترش عصبانیته، اما ممنون
."خب، سلام، "اسکار
هی ،"گب"، توی موقعیت بغل کردن چیکار میکنیم؟
،خب، از اونجایی که الان میخوام بکشمت
.فکر لمس کردنت حالم رو بهم میزنه
.واو، انگار هیچوقت نذاشتی بری
.هی، "تدی"، عالی بنظر میای
.اینو به "دایان" بگو
.همش زیر بالشم فرم عضویت باشگاه میذاره
.اوه، ببین، 60 درصد پولم داره یکی رو بغل میکنه
...واو، پس آپارتمان اینجوری بنظر میرسه
.بدون هیچ بهم ریختگی
.فیلیکس"، معجزه کردی"
.ممنونم
...تو زندگیم زیاد تر تمیز میکنم
.اما این یکی... قلهی "اورست"ـم بود
...خب فکر ما همهمون توی تمیز کردنِ
گندکاریهای "اسکار" ماهریم، مگه نه؟
بخاطر این نیست که اینجام؟
.مطلع هستی که امروز کارهای دیگهای داشتم
...آره، شنیدم یه سری آدم اون بیرونن
.که هنوز احساس خوبی نسبت به خودشون دارن
اوه، خیلی خوبه که میبینم شما دوتا .دوباره بهم برگشتین
واقعاً باعث میشه بخاطر ازدواجِ .خستهکننده و پایدارم خدا رو شکر کنم
.ضمناً، اینو روی کارت سالگرد ازدواج ننویس
میرم پروندههای مالیاتیـم رو بیارم .و زود برمیگردم
...اوه، هی، اگه اونجا بهترنین سالهای زندگیم رو پیدا کردی
میتونم برشون گردونم؟
.به خدا
یه سال از "اسکار" خواستم کارهای مالیات .رو به عهده بگیره
.گبی"، بیا به "اسکار" سخت نگیریم"
.این حسابرسی بخاطر خیلی چیزها اتفاق میافته
فکر میکنی ادارهی مالیات بر درآمد تصادفاً اسمش رو انتخاب کرده؟
.نه، کسی رو به جز "اسکار" نمیشه سرزنش کرد
.تا اونجایی که میدونیم
خیلی خب، میخوان که من شخصیتم رو ...توصیـف کنــم
.تا بتونن برای من یه مرد بینقص پیدا کنن
.من باهوشم - .اوهوم -
.دمدمی مزاجم - .آره، هستی -
.امیدوارم - .آها -
.حواس جمعم - .باید باشی -
.شکاک - .هوم -
.ناکام، عصبانی، که خودم رو نابود میکنم
.از خودم متنفرم، فراموشش کن
...چرا سعی داری با بقیه قرار بذاری
وقتی واضحه که از "فیلیکس" خوشت میاد؟
.آره، دارم بیخیالش میشم
...به حد کافی چراغ سبز دادم
.و مشخصه که بیخیال ازدواجش نشده
...شاید به یه تکونی احتیاج داره
.که قلبش دوباره شروع به کار کنه
.شاید تو اون پدالهای قلبش باشی
،فقط باید لباسهات رو جر بدی ..."!فریاد بزنی، "به این واضحی
.و خودت رو بندازی روش
...فکر کنم بتونم دیگه چراغ سبز ندم
.و فقط بهش بگم که یه احساساتی دارم
.و فریاد بزن، "به این واضحی!" و وارد عمل شو
.ببخشید، یه مدتیه اینجوریم
.رفته رو مغزم
."هی "فیلیکس
چی میتونم برات بیارم؟ - .اوه، بذار ببینم -
...تو آپارتمانی داری که یه زن و شوهر سابق
که هی دعوا دارن، توش نباشه؟
.راستش دارم
...خواهرم خارج شهره
.میتونی چند ساعتی توی خونهی من بمونی
شاید بتونم بعد کارم ببینمت .و میتونیم شام درست کنیم
.یا نه، یا هرچی
.حتی نمیدونم
امیلی" انقدر احساس گناه میکنم" .که اشتها ندارم
...اگه اسم "اسکار" رو به ادارهی مالیات نمیدادم
.هیچکدوم این اتفاقها نمیافتاد
.شاید بتونی کاری انجام بدی که اوضاع رو بهتر کنی
توی نظم و ترتیب دادن ماهری، نه؟
.خب، به "اسکار" و "گبی" توی مالیاتشون کمک کن
...شاید بتونی بینشون میانجیگری کنی
...این همه چی رو سرعت میبخشه
.و باعث میشه کمتر احساس گناه کنی
.آره، آره
...اینجوری بهتر پیش میرن
...و من میتونم بدون حس گناه بخوابم
.بدون حتی اعتراف کردن
!تو بینظیری - .اوه -
.خیلی خب
.اوه، داشتم دیوونه میشدم
...نمیدونی چقدر سخته
...که بخوای به یکی حقیقت رو بگی
.اما شهامتش رو نداشته باشی
.فیلیکس" من ازت خوشم میاد"
چی؟
...گفتم
...من ازت خوشم میاد
...که با چالشهای مشابهی روبرو شدی، پس
.موفق باشی، داداش
.ممنونم
.اوه، ببندش
.خب، یه چیزی هست
.یه بلیط هواپیما برای "بیژنگ"، هوم
.اوه، درسته
...ایشون میخواستن چین رو ببینن
...وقتی خودمون یه محلهی چینی عالی داریم
.درست همینجا توی نیویورک
.اوه، متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.