Damsel

Damsel

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Damsel 2018 HDRip XviD AC3-EVO
Damsel 2018 HDRip AC3 X264-CMRG
Damsel 2018 720p WEB-DL H264 AC3-EVO
Damsel 2018 720p WEB-DL MkvCage ws
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
█ سینا خدادادی ،NOTION عـرفـان | NightMovie.Co

ടാഗുകൾ

hdrip
HDRip
x264
AC3
HD
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
mkv
MkvCage
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-09-04
ഡൗൺലോഡുകൾ: 130
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫کالسکه کوفتی کجا مونده؟

‫از اون سمت نمیاد؟

‫بستگی داره. ‫داری میای یا میری؟

‫دارم میرم غرب.

‫مثل بقیه.

‫- تو اونجا نمیری؟ ‫- نه.

‫دارم برمیگردم.

‫زمان زیادی اونجا بودم. ‫بسمه.

‫چرا اینو میگی؟

‫اوه ...

‫امیدم رو از دست دادم.

‫من اومدم اینجا ‫که به وحشی‌های اینجا دین یاد بدم.

‫خیلی سخت تلاش کردم.

‫خیلی سخت تلاش کردم.

‫اما اونا نمی‌خواستن.

‫حداقل اون دینی که من داشتم رو نمی‌خواستن.

‫نمی‌تونم مقصر بدونمشون.

‫ما کلی مسیحی اینجا داریم.

‫آدم بیشتری لازم نداشتن.

‫تاحالا توی حیات وحش ‫یه قبیله‌ی سرخ‌پوست دیدی؟

‫آره.

‫قبیله‌ی شاین؟

‫آره.

‫قبیله‌ی ششونی؟

‫نه.

‫قبیله‌ی کامانچی؟

‫آره.

‫همشون مثل همن؟

‫من حتی یه نفرم ازشون ندیدم.

‫نمی‌دونم.

‫بعضی‌هاشون پر سر و صدا هستن ‫و بعضی‌هاشون نه.

‫مثل بقیه آدمایی که می‌شناسم.

‫چرا اومدی اینجا؟

‫دنبال یه شروع تازه هستم.

‫می‌دونی ...

‫سعی دارم ‫مشکلاتم رو فراموش کنم.

‫- چطور؟ ‫- می‌دونی ...

‫اوقات سختی تو خونه داشتم.

‫از بین اون اوضاع،

‫همسرم موقع زایمان فوت کرد.

‫مایه تأسفه.

‫آره. ‫آره، خیلی سخت بود.

‫بخاطر همین ...

‫نیاز به یه شروع تازه دارم.

‫متنفرم که واست خرابش کنم،

‫ولی اوضاعت اینجا ‫بهتر نمیشه.

‫اوضاعت ...

‫توی یه راه جدید و مضخرف بگا میره.

‫آره.

‫اوه، خدایا. ‫شاشیدم تو این زندگی.

‫به همچیش.

‫این کالسکه‌ی کوفتی کجاس پس؟

‫بسه.

‫بیا، پسر.

‫ازش استفاده کن.

‫کتاب انجیل.

‫بعضی‌ از برگه‌هاش گم شدن.

‫ازشون واسه آتیش روشن کردن ‫یا سیکار پیچیدن، استفاده کردم.

‫سالمه.

‫لباس خوبیه.

‫کیفیتش خوبه.

‫آره.

‫لعنتی، ساعتم کو؟

‫اینم بگیر، ریدم توش.

‫اوه، خدای من!

‫خداحافظ، رفیق.

‫دارم میام، خدا.

‫بگیر که اومدم.

‫خدایا. ‫ای خدای مهربون.

‫«دوشیزه»

‫یه آبجو بهم میدی؟

‫فقط ویسکی داری.

‫اونم خوبه.

‫خب، ممنون.

‫چی شده؟ ‫سبک بود که.

‫چیزی نیست، فقط ...

‫مشکل از منه.

‫یعنی بچه مامانی هستی؟

‫آم ...

‫معده‌م گهگاه درد می‌گیره.

‫پس معده‌ات بچه مامانیه.

‫گمونم همینطور باشه.

‫شرمنده.

‫داشتم سربسرت می‌ذاشتم، رفیق.

‫- مشکلی نداره ... ‫- اوه، بخور.

‫بسلامتی.

‫خب، واسه چی به این شهر اومدی؟

‫- واسه کار. ‫- اوه ...

‫یه تأجر دیگه.

‫- آره. ‫- خب، اگه دوست داری ...

‫ما بعداً قراره یه سکس گروهی انجام بدیم.

‫با ماتیلدا ...

‫یه دلار و نیم میشه.

‫اگه تو این شهر جدید باشی ‫خوبه که با افراد محلی آشنا بشی.

‫ممنون، ولی ...

‫با یه نفر قرار دارم.

‫شاید فقط معده‌ات نباشه که ‫بچه مامانیه.

‫شاید حق با تو باشه.

‫راستش تو شهر دنبال مردی ‫به اسم پارسون هنری می‌گردم.

‫- شما دو نفر، چیزی ازش نشنیدین؟ ‫- همون موعظه‌گر؟

‫همون یارویی که داشت ‫اون پشت بالا میاورد؟

‫- آره. ‫- خدای من.

‫- مطمئنی اون پارسون هنریه؟ ‫- خودشو که اینطور صدا میزنه.

‫ولی از اون یقه‌هاش روحانی نداشت.

‫به یقه آدمای روحانی چی میگن؟

‫نمی‌دونم.

‫هر چی که صداش میزنن، ‫بنظر اذیت کننده میاد.

‫غضروف من واسه اون کوفتی ‫زیادی بزرگه.

‫ببین چقدر بزرگه!

‫واقعاً بزرگه. ‫مال منو ببین.

‫آره، توئم یه غضروف بزرگ داری.

‫وقتی آرایشگر به اونجام میرسه ‫زیاد راحت نیستم.

‫مال تو چقدر بزرگه؟

‫آه... مطمئن نیستم.

‫فکر شاید شایزش متوسط باشه.

‫نمیدونین تو این موقع روز

‫از کجا می‌تونم پارسون رو پیدا کنم؟

‫احتمالاً لب ساحل باشه.

‫از وقتی اومده اینجا ‫اونجا مستقر شده.

‫خب، شاید به اونجا سری زدم.

‫لطف کردین.

‫امیدوارم واسه نجات دادن خودت پیشش نری.

‫چون داری سراغ آدم اشتباهی میری.

‫پارسون هنری؟

‫پارسون هنری، خودتی؟

‫اسم من ساموئل آلاباسترـه.

‫می‌دونی من کیم؟

‫آره.

‫خب، تلگرام تأیید منو گرفتی؟

‫آره، فکر کنم.

‫اینجاست.

‫یه جایی همینجا.

‫خودشه.

‫وقتی کارت رو می‌دونستی

‫چرا باعث شدی من تو زحمت بیوفتم؟

‫خب، فقط ...

‫فقط موقع انتظار یکم مست شدم.

‫خب، مضخرفه.

‫بنظرم کارت کاملاً غیر حرفه‌ی بوده.

‫البته ببخشید که رک میگم.

‫سلام.

‫ردیف شدی؟

‫ردیف شدم، بنظرم. ‫ممنون.

‫بیخیال.

‫از پولت برداشتم.

‫این 29 دلار

‫و 50 سنتت.

‫یه 30 دلار دیگه بگیری ...

‫به مجموع 60 دلار می‌رسیم.

‫همونطوری که توی تلگرام گفتم.

‫- بی‌حساب شدیم؟ ‫- آره، مشکلی نیست. بی‌حساب شدیم.

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫اون چیه؟

‫اسب کوچیکه. ‫اسمش «تافی‌ـه».

‫خیلی نایابه.

‫یحتمل بی‌نظیر.

‫تو هر جایی بهش توجه میشه.

‫اسب‌های معمولی اسم ندارن

‫فقط، می‌دونی ...

‫معمولی هستن.

‫نگفتی داریم از این شهر میریم.

‫خب ...

‫پس فکر کردی واسه چی ‫اینقدر بهت پول دادم؟

‫به جرم قتل و زورگیری

‫این جنایتکار

‫به سزای اعمال خودش میرسه.

‫ریختن اشک

‫سخته که قایمش کنی

‫قلب هم اکنون سنگینه

‫خداحافظی می‌کنم

‫تا ابد

‫آیا بازم همدیگه رو می‌بینیم؟ ‫نمی‌دونم.

‫دقیق بگو، ‫ما الآن توی زمین سرخت‌پوستا هستیم؟

‫دقیق میگم، تا جایی که متوجه شدم، ‫تمام اینجا مال سرخت‌پوستاس.

‫تو چجور آدمی هستی؟

‫می‌دونی، از آدم معمولیاشم.

‫متوجه شدم هنوزم تازه کارم.

‫یعنی چی؟ ‫مثل بچه‌های پیش آهنگ؟

‫نمی‌دونم راستش. ‫یه کلمه باکلاسه.

‫توی بالتمور شنیدمش.

‫- بالتمور. ‫- اهل اونجایی؟

‫آره.

‫تا حالا به غرب نرفتم.

‫- جای خوبیه؟ ‫- خوبه.

‫مثل اینجا می‌مونه ‫ولی 20 سال از اینجا جلوتره.

‫بیا اینجا.

‫دختر خوب.

‫اون «تافی» واسه هدیه عروسیه؟

‫آره. خیلی وقته بود یکی ازشون می‌خواست.

‫ولی پیدا کردنش آسون نیست.

‫اسم نامزدت چیه؟

‫پنه‌لوپه.

‫توی تلگرام اینو بهت نگفتم؟

‫نه، گفتی، نامزد کردی.

‫خب، بزودی خانوم پنه‌لوپه آلاباستر میشه.

‫وای. ‫تو یه مرد خوش شانسی.

‫خیلی زیباست.

More Farsi Persian subtitles for Damsel

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left