ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کالسکه کوفتی کجا مونده؟
از اون سمت نمیاد؟
بستگی داره. داری میای یا میری؟
دارم میرم غرب.
مثل بقیه.
- تو اونجا نمیری؟ - نه.
دارم برمیگردم.
زمان زیادی اونجا بودم. بسمه.
چرا اینو میگی؟
اوه ...
امیدم رو از دست دادم.
من اومدم اینجا که به وحشیهای اینجا دین یاد بدم.
خیلی سخت تلاش کردم.
خیلی سخت تلاش کردم.
اما اونا نمیخواستن.
حداقل اون دینی که من داشتم رو نمیخواستن.
نمیتونم مقصر بدونمشون.
ما کلی مسیحی اینجا داریم.
آدم بیشتری لازم نداشتن.
تاحالا توی حیات وحش یه قبیلهی سرخپوست دیدی؟
آره.
قبیلهی شاین؟
آره.
قبیلهی ششونی؟
نه.
قبیلهی کامانچی؟
آره.
همشون مثل همن؟
من حتی یه نفرم ازشون ندیدم.
نمیدونم.
بعضیهاشون پر سر و صدا هستن و بعضیهاشون نه.
مثل بقیه آدمایی که میشناسم.
چرا اومدی اینجا؟
دنبال یه شروع تازه هستم.
میدونی ...
سعی دارم مشکلاتم رو فراموش کنم.
- چطور؟ - میدونی ...
اوقات سختی تو خونه داشتم.
از بین اون اوضاع،
همسرم موقع زایمان فوت کرد.
مایه تأسفه.
آره. آره، خیلی سخت بود.
بخاطر همین ...
نیاز به یه شروع تازه دارم.
متنفرم که واست خرابش کنم،
ولی اوضاعت اینجا بهتر نمیشه.
اوضاعت ...
توی یه راه جدید و مضخرف بگا میره.
آره.
اوه، خدایا. شاشیدم تو این زندگی.
به همچیش.
این کالسکهی کوفتی کجاس پس؟
بسه.
بیا، پسر.
ازش استفاده کن.
کتاب انجیل.
بعضی از برگههاش گم شدن.
ازشون واسه آتیش روشن کردن یا سیکار پیچیدن، استفاده کردم.
سالمه.
لباس خوبیه.
کیفیتش خوبه.
آره.
لعنتی، ساعتم کو؟
اینم بگیر، ریدم توش.
اوه، خدای من!
خداحافظ، رفیق.
دارم میام، خدا.
بگیر که اومدم.
خدایا. ای خدای مهربون.
«دوشیزه»
یه آبجو بهم میدی؟
فقط ویسکی داری.
اونم خوبه.
خب، ممنون.
چی شده؟ سبک بود که.
چیزی نیست، فقط ...
مشکل از منه.
یعنی بچه مامانی هستی؟
آم ...
معدهم گهگاه درد میگیره.
پس معدهات بچه مامانیه.
گمونم همینطور باشه.
شرمنده.
داشتم سربسرت میذاشتم، رفیق.
- مشکلی نداره ... - اوه، بخور.
بسلامتی.
خب، واسه چی به این شهر اومدی؟
- واسه کار. - اوه ...
یه تأجر دیگه.
- آره. - خب، اگه دوست داری ...
ما بعداً قراره یه سکس گروهی انجام بدیم.
با ماتیلدا ...
یه دلار و نیم میشه.
اگه تو این شهر جدید باشی خوبه که با افراد محلی آشنا بشی.
ممنون، ولی ...
با یه نفر قرار دارم.
شاید فقط معدهات نباشه که بچه مامانیه.
شاید حق با تو باشه.
راستش تو شهر دنبال مردی به اسم پارسون هنری میگردم.
- شما دو نفر، چیزی ازش نشنیدین؟ - همون موعظهگر؟
همون یارویی که داشت اون پشت بالا میاورد؟
- آره. - خدای من.
- مطمئنی اون پارسون هنریه؟ - خودشو که اینطور صدا میزنه.
ولی از اون یقههاش روحانی نداشت.
به یقه آدمای روحانی چی میگن؟
نمیدونم.
هر چی که صداش میزنن، بنظر اذیت کننده میاد.
غضروف من واسه اون کوفتی زیادی بزرگه.
ببین چقدر بزرگه!
واقعاً بزرگه. مال منو ببین.
آره، توئم یه غضروف بزرگ داری.
وقتی آرایشگر به اونجام میرسه زیاد راحت نیستم.
مال تو چقدر بزرگه؟
آه... مطمئن نیستم.
فکر شاید شایزش متوسط باشه.
نمیدونین تو این موقع روز
از کجا میتونم پارسون رو پیدا کنم؟
احتمالاً لب ساحل باشه.
از وقتی اومده اینجا اونجا مستقر شده.
خب، شاید به اونجا سری زدم.
لطف کردین.
امیدوارم واسه نجات دادن خودت پیشش نری.
چون داری سراغ آدم اشتباهی میری.
پارسون هنری؟
پارسون هنری، خودتی؟
اسم من ساموئل آلاباسترـه.
میدونی من کیم؟
آره.
خب، تلگرام تأیید منو گرفتی؟
آره، فکر کنم.
اینجاست.
یه جایی همینجا.
خودشه.
وقتی کارت رو میدونستی
چرا باعث شدی من تو زحمت بیوفتم؟
خب، فقط ...
فقط موقع انتظار یکم مست شدم.
خب، مضخرفه.
بنظرم کارت کاملاً غیر حرفهی بوده.
البته ببخشید که رک میگم.
سلام.
ردیف شدی؟
ردیف شدم، بنظرم. ممنون.
بیخیال.
از پولت برداشتم.
این 29 دلار
و 50 سنتت.
یه 30 دلار دیگه بگیری ...
به مجموع 60 دلار میرسیم.
همونطوری که توی تلگرام گفتم.
- بیحساب شدیم؟ - آره، مشکلی نیست. بیحساب شدیم.
صبح بخیر.
صبح بخیر.
اون چیه؟
اسب کوچیکه. اسمش «تافیـه».
خیلی نایابه.
یحتمل بینظیر.
تو هر جایی بهش توجه میشه.
اسبهای معمولی اسم ندارن
فقط، میدونی ...
معمولی هستن.
نگفتی داریم از این شهر میریم.
خب ...
پس فکر کردی واسه چی اینقدر بهت پول دادم؟
به جرم قتل و زورگیری
این جنایتکار
به سزای اعمال خودش میرسه.
ریختن اشک
سخته که قایمش کنی
قلب هم اکنون سنگینه
خداحافظی میکنم
تا ابد
آیا بازم همدیگه رو میبینیم؟ نمیدونم.
دقیق بگو، ما الآن توی زمین سرختپوستا هستیم؟
دقیق میگم، تا جایی که متوجه شدم، تمام اینجا مال سرختپوستاس.
تو چجور آدمی هستی؟
میدونی، از آدم معمولیاشم.
متوجه شدم هنوزم تازه کارم.
یعنی چی؟ مثل بچههای پیش آهنگ؟
نمیدونم راستش. یه کلمه باکلاسه.
توی بالتمور شنیدمش.
- بالتمور. - اهل اونجایی؟
آره.
تا حالا به غرب نرفتم.
- جای خوبیه؟ - خوبه.
مثل اینجا میمونه ولی 20 سال از اینجا جلوتره.
بیا اینجا.
دختر خوب.
اون «تافی» واسه هدیه عروسیه؟
آره. خیلی وقته بود یکی ازشون میخواست.
ولی پیدا کردنش آسون نیست.
اسم نامزدت چیه؟
پنهلوپه.
توی تلگرام اینو بهت نگفتم؟
نه، گفتی، نامزد کردی.
خب، بزودی خانوم پنهلوپه آلاباستر میشه.
وای. تو یه مرد خوش شانسی.
خیلی زیباست.
No comments yet. Be the first to leave one.