ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
،ولی لُبّ کلامم اینه که، مثلاً، بهطور ناخودآگاه
باید حالی کنی که تو زنی هستی که اختیار زندگیش دستِ خودشه، درسته؟
ولی باید جذبش کنی
،پس، اون یعنی، مثلاً، باید بلندبلند بگیش
،مثلاً، حتی اگه فقط به خودت باشه مثلاً، بیصدا یا آهسته یا هرچی
.ولی باید بلندبلند بگی وگرنه، اتفاق نمیوفته، میدونی؟
نظرت چیه؟
آم، اون چه پُخیه؟
...منظورم اینه
برای باشگاه روستاییه
اوه، بیخیال، شوخی میکنی
تو عضوِ باشگاه روستایی وامونده نمیشی
عضو شدم
الآن جدی داری زر میزنی؟ - اوهوم -
!نون تو همونه، جیگر
اوه، خدای من
...و اگه بر حسب اتفاق اونجا با یه مرد آشنا شدم، میدونی - !اوه -
گفتم «اگه». بهخاطر اون که عضو نشدم - باشه -
نه، جوری اونجا برای کسبوْکار شبکهسازی کنم که نفهمن از کجا خوردن. حالا میبینی
میتونی ببینی سایز ۶ این رو دارن؟
آهان
...سسس. بیصحابمونده
اون چی بود؟ - چی چی بود؟ -
«اون صدایی که الآن درآوردی. اون «سسس - من که صدایی درنیاوردم -
چرا، درآوردی - نه، درنیاوردم -
چی شده؟ چرا اونطوری راه میری؟
من طوری راه نمیرم - زانوته؟ -
!زانوی من هیچ مشکلی نداره! من خوبام
سم، واسه همین بیمهت کردم
باید بری به دیدنِ دکتر وایس
من نمیرم به دیدنِ دکتر وایس، بیخیال
چرا؟ - خب، چون -
چون چی؟
،چون خواهرمون سالم رفت اونجا ،و بعد با سرطان از اونجا دراومد
و من علاقهای ندارم
تو سرطان نداری. اوه، خدای من
از همهچیز فاجعه نساز. بیخیال
فقط برو اونجا، معاینه شو، بیا بیرون
چیز مهمی نیست - اوه، تریشا، بیخیال -
نه، واسه من «تریشاتریشا» نکن. باید بری
من هم باهات میام - !نه -
باشه، خب، پس باید قول بدی که میری
،«باشه، اگه بگم «آره، میرم دست از سرـم برمیداری؟
آره
باشه، میرم
خوبه. ممنون
خواهش میکنم - حالا، کمکم کن یه چیزی برای گلف پیدا کنم -
ک×ـر کردی ما رو - نُچ -
گلف؟ - آره -
!کلاس میرم! تو هم باید باهام بیای
احتمالاً چندتا مرد ناز هم اونجا هستن که گلف بازی میکنن
لحظهشماری میکنم که برسم خونه و توی وبسایتِ «چیآبِمنرومیاره.کام تایپ کنم «یقهسربالا و شلوار خاکی
هی - هی -
دوباره داری از توی اون لیواندستهداره مینوشی؟
آره. عاشقشام
همهش منتظرم روت اونور باشه، تا بتونم بندازمش بیرون
اوه، بیخیال. خواستنیه
بیخیال - آره -
با سم حرف زدی؟
آ... فقط ازطریق پیامک، ولی فکر کنم حالش خیلی بهتر شده
اوه، خوبه
باید یهخرده سوپ براش میبردیم
چه مهربون - !اوه -
(داستی بوکشلف» (جاکتابی گردوْخاکی» !معاوضۀ پازل برگزار میکنه
!عجب - !آره -
امروز بعدازظهر بریم؟
قطعاً! ولی فقط قبلش میخوام یهخرده پیادهروی کنم
من هم بهت ملحق میشم، ولی فقط بذار اول این رو تموم کنم، باشه؟
البته - ...موندهام -
کدوم پازل رو بهتره برای معاوضه ببریم
من فقط چند دور توی خونه میزنم، بهنظرم
باشه
یا پیغمبر، گیر آوردی ما رو؟
خدا
سلام - من چیزی گفتم؟ -
چی؟
خب، خیلیوقته نیومدی مطب ما
ما دیگه حتی چارت هم نداریم - اوه -
اون یعنی کمِکم یک دهه شده
بهگمونم سرـم شلوغ بوده
امروزه همه سرشون خیلی شلوغه
خانوادهت چطورن؟ نظرشون دربارۀ «تگزاس» چیه؟
،آم... خوبان. بابام یهعالمه ماهیگیری میکنه
...و... آره، به نظر میرسه خوشحال به نظر میرسن
ماهیگیری؟ عجب
میدونی، هیچوقت فکر نمیکردم روزی رو ببینم - که از «منهتن» رفته باشن - میدونم، نه؟
پس بهطور مرتب ورزش میکنی؟
خب، دوست دارم زمانی که وانتم از کار ،میوفته، سعی کنم دوچرخهسواری کنم
پس... تکوْتوک
رژیم غذاییت چطور؟
...آم
،یهخرده بیرونبر، یهخرده پیتزا و... میدونی، مافین
،باید اون اسکونها رو از «فرِدیز» بگیرم ولی میدونم باید سبزیجات بخورم
اوهوم. یه نفس عمیق برام بکش
باشه - یه دقیقه صبر کن. خیلیخب -
الکل چطور؟
دوست دارم
تقریباً چقدر دوست داری؟
آم... خب، سعی میکنم هر روز نخورم - باشه -
...چند شبِ غیرالکلیِ تعیینشده دارم، پس
باشه، خب، یه نفس عمیقِ دیگه
،هراَزگاهی یه لیوان شراب ضرر نداره
ولی چیزی بیشتر از اون، تو رو در خطر جدیتری ،برای سرطان سینه، سرطان سر و گردن قرار میده
...و با پیشینۀ خانوادهت
فهمیدم، آره
شرکای جنسیای داری؟
نه - باشه -
بذار یه نگاه به این زانو بندازم
چند وقته اذیتت میکنه؟
دوسه هفتهست
شاید بیشتر - باشه -
اونجا چطور؟ - مشکلی نیست -
اینجا درد میاد؟ - ...آره، ولی -
آره، همونجا - باشه -
میفرستمت پایین راهرو واسه عکسبرداری اشعۀ ایکس
.پائولا میاد و ازت خون میگیره و «ماموگرافی» (پستاننگاری) چطور؟
چطور؟
توی سن تو، باید سالی یک بار اون آزمایش رو بدی
خب، آم... میدونی، من واقعاً فکر ...میکنم مشکلی ندارم. من، آم
،قبلش حموم بودم و یهجورایی
،میدونی، فشار دادم و چیزی حس نکردم
پس فکر کنم خوبام
،ببین، میتونی هی سنگاندازی کنی
،ولی اگه قرار نیست خودت از خودت مراقبت کنی
من ازت مراقبت میکنم
اون چطور به نظر میرسه؟
خوب به نظر میرسه - خوبه -
نتیجۀ آزمایش خون و عکسبرداری اشعۀ ایکست که آماده شد، بهت زنگ میزنم
،دراینبین، سمنتا
ازت میخوام که روی انتخابهای سبک زندگیت کار کنی
سؤالی داری؟
نه
یادت باشه، ما توی این با همایم
باشه - جایی نرو -
پائولا الآن میاد - باشه -
و سلام من رو به خانوادهت برسون - حتماً -
سلام
خیلیخب
« وقتِ شِروْوِر ندارم »
هی - هی، سم -
سلام. ببخشید دیر کردم
هیچ مشکلی نیست. همه حسابشون رو بستن
باشه - فقط حسابِ شری بازه -
عالی
فردا میبینمت؟
خوشت بیاد یا نه. بهتره اون رو جابهجا کنی. یا پیغمبر
میدونم - هی، شری -
هی، سمی - خب، چی از کفم رفت؟ -
همون چیزهای تکراری - همون چیزهای تکراری، هان؟ -
خیلیخب
...آم
حقیقت داره دیشب داشتی توی «عمهمِی» میرقصیدی؟
آره! رقصیدم! اوه، خدای من
و بعد، «پلتسی کلاین» گذاشتن
«از هم میپاشم» - پلتسی» کلاین؟» -
آره - اوه، پسر -
همچنان فردا میری برقصی؟
بله، میرم. چرا نمیای؟
میدونی، باب میل من نیست، شری
خب، چرا؟ - من قرهای کمر تو رو ندارم. قرهای کمر تو رو ندارم -
چرا، تو هم قر کمر داری. من قر کمر خودم رو دارم، تو هم قر کم خودت رو داری
ممنون
...آم
میدونی چیه؟ من میرم یه دور فوری بزنم. تو کموْکسری نداری؟
خیلیخب
هی
نمیدونستم میای اینجا
نمیدونستم تو اینجا کار میکنی
خب، بند آب داده شد
یه آبجوی دیگه میخوای؟
نه، همون یهدونه کافیه
عجب. تو قطعاً مال اینجا نیستی
آم... جری رو از کجا میشناسی؟
توی «کِیاِستِیت» (دانشگاه ایالتی کانزاس) استادم بود
اوه
میدونی، کنجکاو بودم بدونم چطور سر از اینجا درآوردی
،فکر میکردم که، میدونی ،شاید فقط یه کُره رو برداشتی
چرخوندیش، و بلوپ. روی منهتنِ کانزاس وایساد
نُچ. من ازقصد اینجام
خب، بهگمونم اشتباه میکردم
آم... اون کتابِ خوبیه؟
اوه، خب، خبرت میکنم
اوه، نیازی نیست. من مطالعه نمیکنم. آم، میتونم
...ولی، آم
مغزم یهجورایی مثل اسفنج آشپزخونهست
اگه زیادی خیس بشه، بو میگیره
ولی اگه یه زمانی خواستی وزلی رو ...بیاری اینجا، ما دوستانهایم
با سگ دوستانهایم، اگه سگه دوستانه باشه
شعارِ سختیه
« پسزمینۀ شفق قطبی »
اوه، آره
اوه، آره، زندگی اِیوانی رو عشقه
آره
این قشنگه
رفقای اِیوانیم کجان؟
یالّا
موسیقی
منظورم اینه، حالا این نازه
این... این نازه
اوه، دلت نمیخواد این کار رو بکنی
No comments yet. Be the first to leave one.