ആദ്യത്തെ 183 വരികൾ.
جانگ سو یه دختر و داره میبره یه جایی
کدوم دختر؟
داره تاکسی میرونه؟
اره، باید جلوشو بگیریم
متاسفم، من باید به یه چیز دیگه رسیدگی کنم
سوجی، جواز کار تاکسی باطل شده
میدونی معنیش چیه؟
رئیس بهمون گفت کاری نداشته باشیم
مشکلی ندارید؟
نه
کجا رفته؟
آشتی کردین؟
چی؟ - چی؟ -
فکرشم نکن
روی تاکسی نشون میده داره میره GPS سمت تقاطع گوانم هوا دونگ
اون یه دختر و ده دقیقه پیش تو دسون دونگ سوار کرده
داره از سئول خارج میشه، عجله کنید
*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "Shima - DoNyA" :مترجم
سو جی، مشکلی پیش اومده؟
نه،چیزی نیست
وقت نداریم، عجله کنید
چقدر فاصله داریم تا بگیریمش؟
اینجا که بپیچی، 5 دقیقه دیگه میرسی
ایندفعه مراقب دوربین های مدار بسته باش
اگه یه بار دیگه پیدات کنن، اوضاع بدتر میشه
!مشکل اینجاس که اصلا دوربینی اونجا نیس
ممکنه گمش کنم
از طریق جی پی اس دنبالش ام، نگران نباش
چرا من انقدر نگرانم؟
بهم اعتماد نداری؟
اگه تو پرونده ی کیم وو سونگ چیزی برای ...من نباشه
لعنتی، سیگنالش و گم کردم
وای چیکار کنیم؟ اینجا دوربین مدار بسته ای نیست
راهه دیگه ای هست؟
! یه کاری بکن
فکر کردی من خدا ـــم!؟
نمیتونی تو همچین شرایطی ازم انتظار داشته باشی، کاری کنم
من دارم به تقاطع میرسم، از کدوم راه داشت میرفت؟
به سمت راست که بپیچی، میرسی به جایی که سیگنال و از دست دادیم
کیونگ سو
میتونی گزارش تصادف ها رو هم چک کنی از طرف شرکت بیمه؟
چی؟ - تصادف ها؟ -
البته
فقط یه مورد گزارش تصادف تاکسی هست برای الان
حتما تصادف باعث شده ماشینش آسیب ببینه
تاکسی و میبینی؟
نه، ولی فکر کنم میدونم کجا رفته
رسیدیم
پدر
چرا انقدر دیر کردی؟
ای خدا
کیونگ سو، به پلیس زنگ بزن
چی؟ میخوای چیکار کنی؟
نمیتونیم بزاریم اینجوری آزاد ول بچرخه
میخوای ازش گزارش تجاوز و دزدی رد کنی؟
اون اول باید تاوان گذشته شو پس بده
چطوری؟
جانگ سو یه چیزه دیگه هم از سه این دزدیده
یه چیز دیگه ام دزدیده؟
....من میخوام
کیونگ سو برام پیداش کنه
من؟
تو کی هستی؟
قربانی روزی که دزدیده شده یه گردن بند گردنش بوده
ولی تو سند و مدارک نبود
مطمئنم جانگ سو برش داشته مثل همین امروز
بعنوان یادبود
اگه کسی شهادت بده که دیدتش یا خریدتش از جانگ سو
ما میتونیم دزدی و تجاوز رو ثابت کنیم
چند روز قبل از پایان حکم محدودیت زمانی باقی مونده
یکی از شهروندان در مورد شواهد جدیدی شهادت داده
پلیس لی رو دوباره دستگیر کرده به خاطر دزدی و تجاوز
یک شهادت غیر منتظره دیگه در این مورد شده
اولش نشناختمش
وقتی رسیدم خونه یادم اومدش
....یه مجرم تجاوز به عنف آزاد میشه
و وقتی در حال تکرار جرم بوده
قربانی اون توسط یه زن تحت تقیب به نام جو سو جی نجات پیدا میکنه
من یه دختر داشتم
امیدوارم هرجا هست شاد باشه و دردی نداشته باشه
....لطفا بهش بگید
مادرش مرتکب یه گناه ام شده
اون هیچ کاری نکرده که بخواد شرمنده باشه
بهش بگید امیدوارم هنوز بهم افتخار کنه
همینطور
بهش بگید بعضی اوقات به خوابم بیاد
تا بتونم صورتش رو ببینم
این فقط شروعشه
نمیتونم اجازه بدم هرکار میخوای بکنی
کی اینکار و کرده؟
اگه چیزی باید بگی، بگو، مخفی کاری نکن
برای چی داری داد میزنی؟
شما هرچیزی که تو اینترنت میگن و باور میکنید!؟
خودم جمعش میکنم
عصبانی نیستی؟
تو حتی نمیتونی یه پشه رو بکشی اونوقت !اینا بهت میگن قاتل
مهم نیست
یه روز بالاخره میفهمن
قربان شما نباید اینجا باشید
باید برید بیرون
اون اینجاست - خودشه -
خودشه
میتونید چیزی بگید؟
برنامه تون چیه؟
یه چیزی بگید- چیکار میخواید بکنید؟ -
...هرکی که آنلاینه
داره راجب متهم فراری جو سو جی صحبت میکنه
ما هرگز درباره ش صحبت نکردیم
این یعنی مردم واقعا دوست دارن راجبش بدونن
اون متهمه یا قهرمان؟
دادستان ها به مردم یه جواب درست بدهکار اند
...اگه ادعاش درست باشه
....دادستان یون سونگ رو حق نداره
...دادستان کل بشه
چون نمیتونه تو انجام تحقیقات بی طرف و عادل باشه
کی؟
نمیتونه بیاد تو
متاسفم، نمیتونین بدون قرار قبلی برین تو
چرا نمیتونم؟ تمام مردم دارن نگاه میکنن
دادستان ها برای مردم هم کاری میکنن یا فقط برای این مرد تلاش میکنن؟
فکر میکنی الان داری چیکار میکنی؟
....من از طرف مردم اینجام تا ببینم تحقیقات
مرگ اون دختر هفت ساله، سال پیش درست انجام شده یا نه
برو کنار
رئیس دادستان یون گفت که این روی پرونده تاثیر میزاره
اره، مطمئنم منو نمیبینه
اون دقیقا همونجور که انتظار داشتم زندگی میکنه
حتما با گزارش کردن خبرا سرت شلوغه میتونی بری
ولش کنین، برای همین کار اومده اینجا
بفرمائید غذاتون آماده س
اینو خوندی؟ - چی؟ -
این نشون میده که جو سو جی یه قاتل دیوونه نیست
تو شبکه های اجتماعی میگن که اون قاتل سوپرمارکت سامیل و دستگیر کرده
سلام؟ - مامان -
پلیسا اطرافات هستن؟
اره، هستن
ببخشید که الان زنگ زدم
....به خاطر کاری که کردم دارم فرار میکنم
جراتش رو نداشتم زنگ بزنم
اشکال نداره
تا وقتی تو خوب باشی منم خوشحالم
کی میای دیدنم؟ غذاهای خوشمزه ای برات درست کردم
...یه نقاشی
قشنگ هم زدم به دیوار رستوران
...برنامه دارم
یه میراث خانوادگی درست کنم
...مامان، حدس بزن چی شده، یونا گفت
من فوق العاده و شجاع ام
به نظرت دختر خوبی نیست؟
همینطوره
چطور انقدر شیرین و مهربونه؟ سر کی رفته؟
تو نیستی
... به درد هیچ کاری نمیخوری
مامان نباید این چیزارو جلوش بگی
نمیگم، حتما خسته ای، ببرش خونه
باشه
خیلی خب
یه نگاه بنداز - این چیه؟ -
خدای من
فوق العاده نیست؟
قابش کن
نزدیک ده سال دیگه، این یه میراث خانوادگی میشه
اوکی؟ - اوکی، باشه، خدای من -
تو نقاشی یونا رو قاب کردی
یادت میاد؟
....اون کوچولو
خیلی به مادرش افتخار میکرد
هرجا باشه نگاهت میکنه
مامان، یکم دیگه منتظرم بمون
وقتی به قولم به یونا عمل کنم
میام خونه
معذرت میخوام، همش تقصیر منه
اینطوری نگو
تقصیر تو نیست
باید زودتر بهت میگفتم
تمام مدت داشتی به این فکر میکردی؟
مامان
...بیا
دیگه به هم نگیم معذرت میخوام
بقیه باید به خاطر کاری که با ما کردن معذرت بخوان
...پس بیا اول
از اونا بشنویمش
باشـــه
No comments yet. Be the first to leave one.