The Night Agent

The Night Agent

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Night Agent S03E06 Murky Waters 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 6 The Night Agent 2023 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-02-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 150
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

برو بیرون

نه، اون می‌مونه

من پای قرارمون وایسادم

پیتر

خوشحالم می‌بینمت، ریچی

هر چی بیشتر توی این کار غرق میشم و بیشتر می‌فهمم، ترسم هم بیشتر میشه

الان به یه دوست کنارم احتیاج دارم

کثافت‌کاری‌های کاخ سفید. چیزی که دارم درباره‌ش حرف می‌زنم اون نیست

تو کی هستی؟ اسمم آدامه

اینجا چیکار می‌کنی؟ رئیس‌جمهور منو فرستاده

من همکار جدیدتم

دو ساعت باید تنهایی وقت بگذرونی

از لبه‌ی رودخانه فاصله بگیر

تو هم داری تنهایی وقت می‌گذرونی؟ آره

گوشیت رو بده به من

برو

همون کیف پول کریپتویی که «ال‌اف‌اس» ازش استفاده می‌کرد؟

این هفته چند تا واریزی جدید انجام شده

دارن برای یه چیز دیگه نقشه می‌کشن

اگه زمان‌بندی واریزها با حمله‌ی اول جور دربیاد

اونوقت کمتر از یه هفته وقت داریم تا هر اتفاقی که قراره بیفته، رخ بده

اسم جیکوب مونرو رو می‌بینم

این تحقیقات درباره‌ی اون واقعاً اینقدر اوضاعش خرابه؟

اون سال‌هاست که یکی از حامی‌های مالی اصلیه

تحقیقاتی که درباره‌ش انجام میشه

و اونی که درباره‌ی حمله‌ی تروریستیه، هر دو یکی هستن

چلسی، چه خبر؟

فکر کنم یه خبرهای عجیبی بین رئیس‌جمهور و بانوی اول در جریانه

نباید چیزی در این باره بگم

فکر کنم شاید تو تنها کسی هستی که واقعاً می‌تونم باهاش حرف بزنم

اگه این یارو رو پیدا کنم، جِی رو هم پیدا می‌کنم. اما فعلاً هیچی ندارم

من یه منبع دارم. قبلاً توی شناسایی چیزها بهم کمک کرده. همین الان می‌تونم برم اونجا

می‌خوای باهات بیام؟ نه، اینجوری می‌ترسه

اون منو می‌شناسه. بهم اعتماد داره. باید تنهایی باهاش حرف بزنم

عصبی به نظر می‌رسه

فکر می‌کنی ممکنه جیره‌خور «دلال» باشه؟

کم‌کم دارم فکر می‌کنم همه هستن

گفت اون یه منبعه. ولی خریدن یه خبرنگار کار هوشمندانه‌ایه، پس

خودشه. دیدمش

بهش گفتی که اون آدم خطرناکیه، درسته؟ آره، و اونم مستقیم رفت سراغش

دارن میرن

داره با میل خودش میره. صبر کن، نکنه با هم سر و سری دارن؟

ای لعنت بهش. حاضر بودم قسم بخورم که من تیپ مورد علاقه‌ش هستم

انگار همون تیپ مورد علاقه‌شی

داری میگی من پیرم؟ آره

سیستم تشخیص چهره همرات هست؟

آره، عکس رو برام بفرست

وضعیت شنود چطوره؟ «کایمیرا» روی ۴۷ درصده و داره میره بالا

نصف اف‌بی‌آی دنبال این یارو هستن. به «مازلی» خبر بدیم؟

هنوز نه. بذار ببینیم کجا میبرتش، بعد خبر میدم

حسابی داری ازمون فاصله می‌گیری

این یعنی یه خویشتن‌داریِ واقعی

قرار نیست هر تعقیبی مثل یه گشت‌وگذار با صفا توی استانبول باشه

خب، هاوانا رو موقع رژه امتحان کن

بزرگراه دی‌سی، خلاف جهت ترافیک

این فقط بی‌مسئولیتی به نظر میاد

اوه، هویتش معلوم شد

آره، خودشه. اسمش جیکوب مونروئه

سابقه‌ی کیفری؟ هیچی

وابستگی خاص؟ هیچی

گزارش میگه که اون شرکت مشاوره‌ی خصوصی خودش رو اداره می‌کنه

از ارزیابی انطباق گرفته تا پشتیبانیِ مذاکرات، همه کار می‌کنه

پشتیبانیِ مذاکرات؟

این دیگه چه صیغه‌ایه؟ اون پولداره و کلی پارتی داره

در نگاه اول، همه‌ش قانونی به نظر میاد

اما صبر کن، صبر کن، صبر کن

مدیریت «آر.ام.جی». چی؟ مگه چیه؟

به عنوان کارفرمای قبلی ثبت شده. فقط یه حدسه، ولی

دوست عزیزم لیندا توی لنگلی... سعی کن این رو سه بار سریع بگی

اون خیلی به من مدیونه

بذار ببینیم می‌تونه ردیابی کنه و قضیه رو مخفی نگه داره یا نه

فکر می‌کنی مونرو مأمور سی‌آی‌ایه؟ آره، یا یه جورایی بهشون وصله

مدیریت «آر.ام.جی»

خیلی شبیه اون مدل شرکت‌های صوریه که برای پرداخت حقوق مأمورهاشون استفاده می‌کنن

لیندا

به سلامتی خودمون

تازه مسواک زدم

نه، می‌خوام به افتخار موفقیتمون و آینده‌مون بنوشیم

هوم

و می‌خوام این نوشیدنی‌های ارزون همیشگی‌مون رو

با شراب «بوردو» محبوب رئیس‌جمهور مقایسه کنم

قبل از اینکه یادم بره مزه‌ی یه چیزِ عالی چطوریه

هِی، سلیقه‌ی خوبت باعث شد منو پیدا کنی. آره

هوم

صادقانه بگم، متوجه تفاوتی نمیشم

نه، فکر کنم می‌فهمم

این رو کسی میگه که توی اولین قرارمون، آبجویی سفارش داد که فقط مزه‌ی آبجو می‌داد

اون مال قبل از این بود که برای شام توی کاخ سفید با رئیس‌جمهور دعوت بشیم

عزیزم، ما دیگه باکلاس شدیم

چرا از این قضیه ذوق‌زده نیستی؟ هستم

خیلی عالیه. فقط، اوم

فقط، تو متوجه چیز عجیبی درباره‌ی بانوی اول نشدی، شدی؟

خب، اون به شوخیِ من درباره‌ی مالیات بر ارث نخندید

در حالی که معمولاً همه رو از خنده می‌ترکونه

منظورت یه چیز دیگه‌ست؟

ببخشید، نباید به اینکه داری روی موضوع اون مزاحم تحقیق می‌کنی اشاره می‌کردم

نه، چیزی بین من و اون غیرعادی بود؟

بیخیال، اون یه ضیافت شام برای تشکر ترتیب داد. معلومه که دوستت داره

رئیس‌جمهور عجیب به نظر نمی‌رسید؟

موقع دسر، فکر کردم که خیلی ساکته

خب، اگه اون مرد بلد بود چطوری ساکت بمونه، کار من خیلی راحت‌تر می‌شد

قضیه رو برام روشن کن. چی شده؟

همیشه طرف منی، مگه نه؟

همیشه

گوشی برایان مات رو پیدا کردم

فکر کردم گفتی پیش بانوی اوله. موقع شام برِش داشتم

از کجا؟ از روی میزش توی اتاق مطالعه‌ی خوابگاهشون

پس منظورت از «برداشتم» همون «دزدیدم» است؟

برای تحقیقات برِش داشتم

تحقیقاتِ «سرویس مخفی» یا اون تحقیقاتِ غیرقانونیِ خودت؟

اون دروغ گفت، تئو

درباره‌ی اینکه «مات» اسلحه داشته، دروغ گفت

هیچ اسلحه‌ای در کار نبود

در مورد اینکه اون رو نمی‌شناسه دروغ گفت. ماه‌ها بود که باهاش ملاقات می‌کرد

این اون چیزی نبود که سر شام گفت. می‌دونم. دروغ گفت

اون همسر یه سیاستمداره. می‌دونم که می‌تونه دروغ بگه

اما من نگران تو هم هستم. نه. موضوع رو به من ربط نده

تو از اقامتگاه خصوصی رئیس‌جمهور و بانوی اول دزدی کردی

برِش داشتم. چلسی، این موضوع خیلی جدیه

این یعنی پایانِ شغلت و ممکنه بازداشت بشی

خواهش می‌کنم، برِش گردون همون جایی که پیداش کردی

کسی نباید بفهمه. سرویس مخفی باید بفهمه

و بعد از اینکه برِش گردوندی، می‌تونن یه گزارش ناشناس از محلش دریافت کنن

عزیزم، اگه به زمان نیاز داری تا به حالت عادی برگردی

فقط بگو

هیچ‌کس سرزنشت نمی‌کنه

اما باید یه کم از ماجرای تیراندازی فاصله بگیری

این... ربطی به اون نداره

پس موضوع چیه؟

ما اینجاییم و داریم به سلامتی آینده‌مون می‌نوشیم

و اگه کسی بفهمه، داری همه‌ش رو به خطر می‌اندازی

هِی، نمی‌خوام نگران من باشی

باشه؟

عالیه

پس برِش می‌گردونی سر جاش

فردا اول وقت

باشه

آره. همه چیز مرتبه؟ لطفاً بگو که یه چیزی پیدا کردی

آره، شرکت صوری تأیید شد. «کورپوینت داینامیکس»؟

کارفرمای مات رو پیدا کردی؟ - آره

هویتش رو داری؟

آره. ولی الان نمی‌تونی حرف بزنی

نه واقعاً. پس فقط گوش کن

گوشی برایان مات رو توی اقامتگاه پیدا کردم

دیدم که بانوی اول بعد از حمله‌ی مات، قایمش کرد

دانلود داره تموم میشه. فکر کنم اونم توی این کار دست داره

داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه. می‌دونم مسخره به نظر میاد، ولی

نه، مسخره نیست

فکر کنم به یه چیزهایی رسیدی ولی من باید برم

ممنون

محض احتیاط، آدرسم توی نیویورک رو برات می‌فرستم

ولی منو در جریان بذار

مراقب خودت باش. - آره، تو هم همینطور

خداحافظ

چیز مهمیه؟

نه، نه، بی‌ربطه

فقط یه دوست قدیمی بود که می‌خواست نظر قلبی‌مو بدونه

انگار رسیدیم

اصلاً این «کایمیرا» چطوری کار می‌کنه؟

فقط کافیه به برنامه بگی به گوشی ایزابل زنگ بزنه

اونوقت بدافزار توی پس‌زمینه دانلود میشه

دارم بهش زنگ می‌زنم

باید جواب بدی؟

فقط مزاحم‌های تلفنی‌ان

تماس رو رد کرد؟ «کایمیرا» به هر حال داره وصل میشه

اون نباید هیچ کاری بکنه؟ همین الان کرد

این تکنولوژی تا جایی که بشه نفوذیه

این، اوم... مشکلی داره؟

نه. انجامش بده

از آخرین باری که اینجا بودم، دکوراسیون رو عوض کردی؟

یا همیشه اینقدر مجلل بوده؟

یه مقدار وقت داشتم که تغییرش بدم

ترجیح میدم شب‌هام رو به جای بیرون رفتن، توی خونه بگذرونم

تصور می‌کنم اینجا جای خوبی برای دوره‌ی نقاهت باشه

خب، شیمی‌درمانی برای من مشکلی نبوده

حتی سرطان هم نمی‌تونه سرعتت رو کم کنه

می‌دونستم فقط یه مسمومیت ساده نیست

کارهای زیادی برای انجام دادن دارم

خب، می‌دونی که درِ خونه‌ی من همیشه به روت بازه

و در واقع، فقط به خاطر غذاش هم که شده، ارزش این همه رانندگی رو داره

من «شف مگی» رو از «لا کاپیروچا» به اینجا کشوندم

و ازش خواستم برای دسر، «فلن» درست کنه

ممنون، ولی امشب فقط می‌تونم برای شام بمونم. کارم مهلت داره

تو به ندرت بدون مهلتِ کاری هستی. کارهای زیادی هست که می‌خوام انجام بدم

شرط می‌بندم که همین الان هم یه پیش‌نویس داری

که قراره تا آخرین لحظه روش تحقیق کنی و کاملش کنی

در واقع تحقیق همون چیزیه که امشب منو به اینجا کشونده

به تخصصت نیاز دارم. البته به عنوان اطلاعات زمینه‌ای

خب، امیدوار بودم یه ملاقات دوستانه باشه، ولی بیا معامله کنیم

اگه برای دسر بمونی، به هر سوالی که داری جواب میدم

پس فکر کنم دسر رو می‌خورم

باشه. یه لحظه

مگی؟

فکر نکنم ازش خوشش بیاد. نه، ولی اون از مگی خوشش میاد

این مسخره‌ست. باید ببینیمشون

اون «کایمیرا» از طریق ارتباطات رادیویی هم کار می‌کنه؟ آره

سی ثانیه! این بهترین رکورد منه

نه، تو مدام این کار رو دست‌کم گرفتی و اشتباه توصیفش کردی

هر روز یه مشتریِ جدید بهم سپردی

و حالا رقبای باتجربه‌ای دارم که سعی می‌کنن دخالت کنن

More Farsi Persian subtitles for The Night Agent

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left