ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
brought to you by M J « AmirHunter : هماهنگسازي »
اولين باره که خون ميدي ؟
. آره
. اونا پولش رو نقدي پرداخت مي کنند
و هيچ محدوديتي نداره که . چند دفعه خون بدي
حتي اگه توي کوزه باشه . اونا ازت مي خرند
، ُ جارد نوماک ُ . ما منتظر شما هستيم
، در 12 ماه گذشته ، شما خال کوبي کرده ايد
، يا سوراخ کردن گوش پوست ، و يا قسمتي از بدنتون رو ؟
. نه
او اثر زخم روي چون? شما کجا اتفاق افتاده ؟
. تو بچه گي اتفاق افتاده
تو گفتي که هيچ خويشاوند و ، فاميل نزديکي نداري
درسته ؟ - . منظورم اينه که با اونا رابطه ندارم -
کسي رو نداريد که در صورت اتفاق يک وضع اظطراري خبرش کنيم ؟
. هيچ کس
هيچ خانواده اي ؟ - . به شما گفتم ، نه -
مگه شما به من نگفته بوديد که من نمي تونم خون اهدا کنم ؟
. بستگي داره ما در تست خون شما
نتايجي از آثار غير عادي . مشاهده کرديم
چي ؟
چقدر غير عادي ؟
. بذار شرح بدم
خون شما از نظر رنگ . بسيار کميابه
با چنين چيزي تا حالا . مواجه نشديم
چي ؟ داريد در مورد چي صحبت مي کنيد ؟
. شما کي هستيد ؟ نه - . بشينيد ، لطفاً -
اين ديگه چيه ؟
اين يک سناريوي . خوب و بده ، ُ جارد ُ
...خبر خوب براي ما
...خبر بد
. براي تو...
هر چي رو که فکر مي کردي فراموش کن --مي دوني
. خون آشام ها وجود دارند
. اسم من ُ بليده ُ
من نصف انسان ، نصف خون آشام . متولد شده ام
. اونا من رو ُدِي واکر ُ صدا مي کنند
، من داراي تمام قدرت اونا هستم
. و بدون هيچ کدام از ضعف هاي اونا
. به جز تشنگي
بيست سال پيش من مردي رو ملاقات کردم . که اوضاع رو عوض کرد
. ُ ويستلر ُ
اون به من ياد داد که چطوري . به تشنگيم غلبه کنم
. قواعد رو به من آموزش داد
به من سلاح داد تا با اون . شکار کنم
، نقره اي سير
. نور خورشيد
دو سال قبل به اون . حمله شد
، اونا گرفتنش
و به چيزي تبديلش کردند که .من ازش متنفرم
من بايد کار اون رو . تمام کنم
. حالا مي خوام شکارش کنم
. من پيداش مي کنم
و کسي هم نمي تونه . جلوي من رو بگيره
! ُ دي واکر ُ اينجاست ! متوقفش کنيد
کجا رفت ؟
! هي
. نه ، نه
من رو ببر پيش اون ، و بعدش من . تو رو آزاد مي کنم
. بعداً مي گيرمت
پيرمرد ...ببين که با تو . چي کار کردند
. بريم خونه
، دخترت رو بازداشت کردي ، دختر ها و پسر ها
. شوالي? تاريکي برگشته
سيگار مي کشي ، بي ؟ - . بعداً -
. چراغ ها رو خاموش کن
. پيداش کردي
. تو اون رو نکشتي
. دستت رو بده به من
. من احساس خوبي در موردش ندارم ، ُ بي ُ
. به صداي نفس زدنش گوش کن . اون قبلاً مردني بود. اون درد داره
چرا تو اون رو توي بدبختي خودش رها نمي کني ؟
اونا توي يک خون? . نيمه کاره نگهش داشته بودند
من به اون يک ويروس . تسريع کنند? ُديتاکس ُ ميدم
. شبيه يک معتاد
اون رو مثل يک بوقلمون .توي شب سرد مي کنه
اون لعنتي که نمي خواد . کاري انجام بده ، مرد
بهت مي گم که بايد اين . مادر قحبه رو بکشي
. برو بيرون
اگر هر اتفاقي از طرف تو . اينجا رخ داد ، ُويستلر ُ
. گوش بده
در صبح اون کورها اگر خواستند که در رو باز کنند
...اگر درمان شدي
. يا نه
هي ، مرد --منظورن از صحبت با اون
. به من گوش بده ، ُ بليدُ
تو بايد کار من رو . تمام کني
. نه
اون اسلح? لعنتي . رو بده به من
. حالا از اين جا فرار کن
. سمجِ حرومزاده
چه احساسي داري ؟
. شبيه يک آدم شکست خورده
چطوري من رو پيدا کردي ؟
. از ُ مسکو ُ شروع کردم . بعدش ُروماني ُ
. اونا تو رو اين ور اون ور مي بردند - چند وقت اونا من رو گرفته بودند ؟ -
ماه ها ؟ - . خيلي زياد -
. سال ها
اونا تقريباً تا سر حد مرگ . من رو عذاب دادند
بعدش براي بهبودي من رو توي يک مخزن خون قرار دادند
خوب بعدش تونستند . برگردند
متأسفم اون حرومزاده ها تونستند در نهايت
پاي کوفتي من رو خوب کنند . تا وقتي که اونا اونجا بودند
دستگاه جوشکاري من کجاست ؟
. چيه ؟ از ديدنت خوشحالم . من در مورد تو زياد شنيده بودم
. من ُ جاش ُ هستم . مي توني من رو ُ اسکات ُ صدا کني . همه مي تونند
-به من بگو ، ُ اسکيد ُ
، نه ، مرد ، اسمم ُ اسکاده ُ . مثل ُ اِستاد ُ
. به هر حال
اينجا چي کار مي کني ؟ - ماشين تعمير مي کنم ؟ -
فقط يک خورده تميز کاري رو ماشين ها . انجام ميدم
. اکسيد نيتروژن و يک چيزي توي همين مايه ها - . اوه ، درسته -
پس تو اينجا يک مکانيکي . کوچيک راه انداختي
تمام بست? ميلنگ ها و چرخ دنده ها . ُکه از نوع بتي ُ هستند ، ممکنه 300 اسب بخار دوام بيارند
تو اون وسيله رو ممکنه بسوزوني . قبل از اينکه بتوني روغنش رو عوض کني
اين پرند? لعنتي رو از کدوم جهنم دره اي پيدا کردي ؟
چه مشکلي داري ، ُ پاپي ُ ؟
مشکل من اينه که مجبور بودم دوسال لخت . خون بخورم
بعد اومدم مي بينم که . يکي وارد زندگي من شده و داره جاي من کار مي کنه
ما خودمون رو به خطر انداختيم تا ! عملياتمون رو نجات بديم
عمليت ما ؟ - . درسته -
عمليات ما ؟ من اين ! جريان رو شروع کردم ، که تو از بين ببريش
! سنسور حرکتي . اونا سه نفر هستند ، آقايون
انسان هستند ؟
. درج? حرارتشون ، 50 درجه است . فکر کنم دشمن هستند
جالبه . اونا از . شعل? منيزيم استفاده مي کنند
هدف اونا اينه که سيستم امنيتي رو از کار بندازند
. ووه ، ووه ، ووه --به تو اعتماد ندارم
. ووه ، ووه ، ووه ، ووه
. خونسرد باش
! محافظ نوري
. ما حکمي از طرفه جامع? خون آشامان برات آورديم
اونا دارند به تو پيشنهاد . آتش بست ميدند
اونا مي خوان با خودت ملاقات . داشته باشند
. ُ اسکاد ُ
. ماسکت رو در بيار
. اسم من ُ اسد ه ُ . اون هم ُ نيساست ُ
تو ترسناکترين دشمن ما . به حساب مياي
اما حالا کساي ديگه اي هم . توي خيابون ها پيداشون شده
چيز هائي بدتر از . تو
خيلي خنده داره ؟
اونا قص? ُبليد ُ رو . با ترس و وحشت تعريف مي کنند
، رک بگم . من مأيوس شدم
شنيدي چي گفت ، بي ؟ . اون مأيوس شده
. اون موافقت کرده که ما رو همراهي کنه
. زود باش ، بي ، به اون نشون بده خواهش مي کنم زيبا ؟
. ُ سمتِک ُ
مواد منفجره کافي در . حوم? شهر وجود داره
تو هنوز مأيوسي ؟
. نگهبان ها به نظر مي رسه که انسان هستند . احتمالاً اونا دوست هستند
راجع به اون مطمئن هستي ؟
...خوب ، اگه نبودم
نيروي واقعي ملت خون آشام ها . اين جا هيچ اهميتي نداره
پدر ؟
ُ بليد ُ ، ايشون . لورد بزرگ ُ اِلي داماسکينوس ُ هستند
، گفته شده که "به دشمنانتون افتخار کنيد "
. و از موفقيتشون لذت ببريد
، براي خوش آمد گوئي . بايد از تو تشکر کنم
براي چي ؟ - . براي حذف ُ ديکون فراست ُ
. شما لطف بزرگي براي ما انجام داديد . ُ کارل کونر ُ
. تو انساني - . با کمي اشکال . من يک مشاور حقوقي هستم -
. کنسرسيوم سلامت اروپا
، از اونجا که ممکنه تو بدوني ...خون آشام ها
دچار حمل? يک ويروس مخوف شده اند ، که . از طريق بزاق سرايت مي کنه
در 72 ساعت ، تونسته ، توسط جريان خون انسان منتشر بشه
و گون? جديدي از . انگل هل رو توليد کرده
. مثل سرطان
. سرطان با داشتن هدف
متأسفانه ويروس . تونسته تکامل پيدا کنه
و ما با يک موجود . جديد مواجه شده ايم
و ما آن را ُ کشيدگيه دروگر ُ اسم گذاشتيم
و براي اين که بتونيم عامل بيماريزا رو شناسائي کنيم . فکر کنم تونستيم يک ناقل بيماري رو پيدا کنيم
...اينجا . ُ جارد نوماک ُ
، يک خون آشام به دنيا اومده . اما هيچ شباهتي به اونا نداره
، متأسفانه يکي از باقي مانده هاي ما ، با اين وجود
، اون فقط از انسان ها تغذيه نمي کنه
. از خون آشام ها هم تغذيه مي کنه
. مثل اينکه دوست داريد لطفي در حقتون انجام بدم - . تو نکته رو فراموش کردي -
اين خون آشام هاي قرباني ...نمي ميرند
. اونا تغيير مي کنند . اونا هم ناقل بيماري مي شند
. تو بايد متوجه باشي . اونا درست مثل معتاد ها مي شند
. اونا لازمه که هر روز تغذيه کنند . ُ نوماک ُ 72 ساعت در اين حالت بود
براي برآورده کردن نيازشون ، دو جين از اونا قبلاً . شروع به کار کردند
تعداد اونا قبل از اينکه هفته تمام بشه . به هزار تا مي رسه
. و هزار تا در مدت يک ماه . مي توني حساب کني
صبر کنيد. بذاريد اين . حقيقت رو به شما بگم
شما مي خوايد که من اون رو براي شما ...شکار کنم ؟
وقتي که کار اونا ، توسط ما به پايان برسه
کي مي تونه تصور کنه بعدش ممکنه چه پيامدي پيش بياد ؟
. تو آدم ارزشمندي هستي
يکي از اونا هم . نبايد باقي بمونه
ما دو سال وقتمون رو براي --آموزش نيروي کار آمد صرف کرديم
. ُ بلود پک ُ . ما از تو مي خوايم که هدايت اونا رو بر عهده بگيري
دو سال ؟
. ما هم براي شکار تو آموزش ديده بوديم
خوب ، ُ بليد ُ چي فکر مي کني ؟
. کاملاً يک نقشه بود
واقعاً چي فکر مي کني ؟
اونا مي خواند توي اولين فرصت . ما رو از دور خارج کنند
خوب ، اونا نمي خواند که اين کار رو انجام بدند ، درسته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.