ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
از انجمن برادري آريان هستي؟ - ديگه نه -
توبه کردم
باشه. ميخواي با کجا شروع کنم؟
اين يکي
.ميتونم درستش کنم بگير بشين
خيلي خب، چشمات رو ببند
نفس عميق بکش - اوهوم -
دارم شروع ميکنم
واي
توي بار کورک با مشروب بلو ليبل اونم وسط روز؟
حتما بايد دليل خوبي داشته باشه
من ميتونم توي يک ساعت در اينجا ...قراردادهاي بيشتري ببندم
تا يک ماه توي دفترم
...خيلي عجيبه که مرداي پيچيده
وقتي جلوي همديگه ميشينن جوابهاي سادهاي پيدا ميکنن
ممنون
...با اين وجود
...من شنيدم که بُردن آبروي پرنل
به سادگي شکايت کردن يکي مثل توئه
.خب، خيلي هم ساده نبود نه بعد از کاري که کرده
جوري رفتار ميکني که انگاري زنتُ گاييده
اون توي يه دادگاه آزاد منو تحقير کرد
و گذاشت يه مجرم خطرناک آزاد بشه
پس اگه اون زن منو گاييده بود
ميتونستيم بذاريم بين خودمون باشه
پس بايد به قيمت شغلش تموم بشه؟
يه تعليق ساده شغل اونو خراب نميکنه
...و منم قصد ندارم
بخاطر صلاح شهر ازش عذر خواهي کنم
فکر نکنم تو بدوني صلاح شهر به چيه
حتي فکر نميکنم تو بدوني چي به صلاح خودته
انگار داري منو تهديد ميکني
واقعا؟
بايد روي حرف زدنم کار کنم
ميخواستم بهت يه پيشنهاد بدم
...ميدونم ميخواي
معاون رياست قضات بشي
و پرنل و من ميتونيم توي انتخابات بعدي بهت کمک کنيم
من يه پيشنهاد غير واقعي نميخوام
من ميخوام که پرنل ...يه عذر خواهي رسمي
به رياست قضات تحويل بده
و يه مدرکي ميخوام که ثابت کنه پرنل پيش يه روانپزشک ميره
چون با اون چيزي که ديدم
پرنل واقعا به کمک احتياج داره
اين جواب برات ساده بود؟
اثري از جوليو نيست
و حدودا نامههاي يک هفته پيش اونجا بود
لعنتي
اون برميگرده، درسته؟
منظورم اينه که، بالاخره بايد بياد
نميدونم
منظورم اينه که، اگه بخواي منتظر ميمونم
همينو ميخوام
...اين تنها راهيه که ميتونيم بفهميم
کي دستور اون تجاوز رو داده
اون کتابه چي؟
جين گفت يه کتاب هم دزديدن
شايد بهتر باشه دنبال اون بگرديم
لعنتي
ببخشيد؛ چيز بدي گفتم؟
نه، بخاطر اين نيست
بخاطر کسيـه که مجبورم ازش بپرسم
جاسلين، يه لحظه صبر کن
بايد در مورد يه چيزي ازت سوال بپرسم
من نميتونم باهات حرف بزنم - در مورد پي.جيـه. خواهش ميکنم -
من باهات حرف نميزنم
يه کتاب از خونهي تو دزديدن؟
اين چه ربطي به پي.جي داره؟
...اون شبي که همهي اين اتفاقا افتاد
فکر ميکنم يه کتاب هم دزديدن
...تو چيزي در موردش - داري چيکار ميکني؟ -
تو ميتوني بري
ببخشيد
ديگه هيچوقت تنهايي باهاش حرف نزن
اون عروس منه
نه، اون موکل منه
و بايد حرفاتو به من بگي
هدف اين جلسه اينه که بدون اينکه بريم دادگاه قضيه رو حل کنيم
و همهمون ميدونيم که نبايد هيچکدوممون چيزي از اين جلسه به بيرون بگه
اوه، منظورت مثل همون مصاحبهي مطبوعاتيـه؟
خانوم هريس، خواهش ميکنم
مايلم که بگم همهمون بايد آرامش خودمون رو حفظ کنيم
سعي کنيد يادتون بمونه که همهتون بخاطر اين که پي.جي رو دوست داريد اينجا جمع شدين
آقاي ترامبل، ميتونيد شروع کنيد؟
ممنون، قاضي استانتون
تمام متخصصهاي که باهاشون حرف زديم با اين حرف موافق بودن
فعاليت مغزي پسر آقاي پرنل هريس
براي زنده موندن خيلي کمه
با اينکه به خودش شليک کرده بازم نفس ميکشه
اون نفس نميکشه. دستگاه نفس ميکشه
متخصصهاي ما هم يه چيز ديگه ميگن
پرنل، بذار خودم حرف بزنم
...اونا گفتن که گلوله
با درجا کشتن پي.جي يک ميلي متر فاصله داشته
پرنل - !يه ميلي متر -
اين کار خداس
تو ديوونه شدي
پرنل، تو بايد بذاري آقاي ترمبل حرفاشو تموم کنه
ميخواي اين ساکت بشه؟ اما اون زنه خفه نميشه
بياين همه ساکت بشيم
پرنل، تو فرصت خودت رو داشتي
تو مدام داري بهش ميگي پرنل
...من
خب، ازم ميخواي تو رو هم نيک صدا بزنم؟
.نه، ما دوست نيستيم تو و آقاي هريس دوست هستين
اين واستون مشکلي ميشه؟
منظورم اينه که، اگه اون اسلحه رو ...با دوتا دستاش ميگرفت
...من نميتونم من به حرفاي اون گوش نميدم
بجاي اينکه زنده بود الآن مُرده بود
منظورم اينه که، حتي توي کما بودنش هم يه معجزهاس
بازم اينو ميگه - پرنل... آقاي هريس، خواهش ميکنم -
خب، من کنجکاوم که بدونم تعريف شما از زنده بودن چيه؟
تلاش براي تحقق هدف؟ جستجو براي خوشبختي؟
اين مطمعنا به پي.جي نميخوره
اين حرفا واقعا لازمه زده بشه؟
باشه، برميگردم به همون دلايل پزشکي
هيچ اثري از تحرک قرنيهي چشم نيست
هيچ واکنشي به نور نشون نميده
آزمايشهاي ام.آر.آي و سي.تي.اسکن هم نتايج خوبي رو نشون نميده
...توانايي تنفس
قلبش ميزنه
وقتي دستاشو ميگيرم ميتونم ضربانش رو حس کنم
وقتي براش آواز ميخونم ميدونم ميتونه صدامو بشنوه
...نميدونم آزمايش قرنيه چشم
و هر چيزي که اون آزمايش هست چجوريه
من ميدونم که پسرم زندهاس
خب، حرفاي قانعکنندهي بود، خانوم هريس
اما احساسات مادري شما هيچ دخلي به اين دادگاه نداره
!پرنل
اي بيرحم عوضي
!بشين
خيلي خب، کافيه
جلسه تمومه
عذر خواهي رو ميتونم يه کاريش بکنم
اما به هيچ وجه پيش يه روانپزشک نميرم
روانپزشک واسه آدماي ترسوـه
الکيه، بابا
اگه الکيه ولي بازم ديده ميشه
اگه نري پيش روانپزشک از کار معلق ميشي
بروکس هم از اينجا ميره. اينو بهت قول ميدم
...احمق نشـ نذار بتن ريزي من متوقف بشه
گور پدر بروکس
...تا حالا در مورد اون ابر کلوچههاي شنيدي که
پيش کامپيوتر آدم ميذارن؟
اونا ميتونن وقتي ميخواي بگوزي بفهمن
و بعدش روي صفحهي کامپيوترت يه تبليغ خوشبوکنندهي هوا ميذارن
کار بروکس هم همينه
.نه، نه، نه، بابا نه، باشه؟
کار بروکس اون نيست
...بروکس، اولين و آخرين و تنها انتخابيه که
ميتونيم باهاش اوضاع رو روبراه کنيم. کار بروکس همينه
پي، ميخوام يه روانپزشک رو استخدام کنم
تنها کاري که بايد بکني اينه که بري اونجا اسم و شمارهت رو بنويسي و بياي بيرون
باشه
اگه اين اوضاع رو آروم ميکنه، انجام ميدم
خيلي خب، پسرا. چي درست کنم؟
بيکن، يا سوسيس؟
دکتر گفت آدماي پير نبايد چيزاي سرخ کرده بخورن
نه. پرنل؟
هر دوتاش، لطفا
اگه سفيد پوست نبودي، فکر ميکردم
از وقتيکه رفتي بيمارستان يه بلاي سرت اومده
برو به بابا بزرگت کمک کن
ميدوني که من اجازه ندارم برم توي آشپزخونهاش
برو کمکش کن
پرنل
من دوست دارم. خودتم ميدوني
و اينو مردونه بهت قول ميدم
اگه بدونم مشکلت چيه ميتونم توي هر چيزي هبت کمک کنم
...اما اگه ندونم با چي سر و کار دارم
نميتونم بهت کمک کنم
...خب، رفيق، وقتي ندونم در مورد چي حرف ميزني
نميتونم چيزي بگم
شين کالدوول
.اونا فکر نميکنن اون گمشده اونا فکر ميکنن به قتل رسيده
گم شده يا به قتل رسيده
بهت که گفتم هيچي در اين مورد نميدونم
.اونا يه مضنون دارن اسمش کيث دنيسونـه
خوبه
خوبه؟ بيخيال، پسر
اون دليل تعليقي توئه
خوبه؟ همينو ميتوني بگي؟
اگه دنيسون اين کارو کرده
من خيلي شوکه ميشم
و خيلي متاسف
ميدوني مدام به کي فکر ميکنم؟
آل کالينز
اون فقط از روي رفاقت دوستش او.جي رو با ماشين رسوند
اون نميدونست که اون داره از دست پليس فرار ميکنه
من نميخوام اون راننده ماشين باشم. ميفهمي چي ميگم؟
الآن بهترين دوستم داره حرف ميزنه، درسته؟
تو واقعا فکر ميکني من ربطي به اون قضيه دارم؟
نميدونم چه فکري بکنم
و ديگه نميدونم چي تو فکرته
...اينقدر مشغول حل کردن اون پروندهي تجاوزي که
معلومه که هستم، رفيق
اگه تو يه بچهي داشته باشي که يه خطري تهديدش کنه
و يه شانس داشته باشي که درستش کني
حتي اگه شانسش يک در ميليون باشه
چيکار ميکردي؟
No comments yet. Be the first to leave one.