ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مطمئنی فکر خوبیه؟ - فکر خوبیه. یالا -
مدرسه اینجا میای؟ - قبلا آره -
بالای باشگاه خیلی خفنه
کل شهر رو میشه دید
من نمیخوام برم اون بالا
نمیتونی صبرکنی، هان؟
تو دردسر میفتیم
آره، روش میتونی حساب کنی
اون چی بود؟ - چی چی بود؟ -
یه صدایی شنیدم - چیزی نیست -
شاید یه چیزی باشه
خب، شاید یه موجودی باشه - اصلا بامزه نیست -
سلــــام؟
کسی اینجا نیست
مطمئنی؟ - آره، مطمئنم -
خیلیخب
بوفی قاتل خونآشام
:: ترجمه از: محمد امین :: :: Maa.Vampire :: تاریخ ترجمه: 95/3/22
بوفی؟
بیدار شدم، مامان - نمیخوام روز اولت دیر کنی -
نه. خودمم نمیخواستم
خوشبگذره. میدونم راحت میتونی دوست پیدا کنی فقط منفیگرا نباش
و عزیزم؟
سعیکن اخراج نشی - قول میدم -
باشه
ببخشید. دارم رد میشم شرمنده. منو ببخشین
ببخشید. مراقب باشین نخورین بهم
لطفا حرکت کنین، شرمنده
خدای من! خیلی خب، من حالم خوبه
ویلو! دقیقا همون کسی که میخواستم ببینم
واقعا؟ - آره، من یه جورایی با ریاضی مشکل دارم -
کدوم قسمتش؟ - کل ریاضی. میشه امشب لطفا بهم کمک کنی؟ -
لطفا بهم درس بده
خب، به من چی میرسه؟ - یه سکه -
باشه. کتاب" تئوریهای فعال" رو داری؟ بهتره که بررسیش کنی
بررسی؟
از کتاب خونه بگیرش. جایی که کتابها وجود دارن - میرم اونجا. میبینی؟ من میخوام تغییر کنم -
سلام - سلام، جسی. چه خبر؟ -
دختر تازه وارد اومده - آره، دیدمش -
خیلی هم جذابه - فکرکنم یکی داشت تغییر میکرد -
خب، بگو - چی رو بگم؟ -
وضعیت چطوره؟ چی درباره دختره میدونی؟
تازه وارده - خب، تو مطمئنا یه تختت کمه -
بوفی سامرز، سال دوم دانشآموز سابق دبیرستان هِمِری در لُسآنجلس
سابقه جالبی داره کاملا دانشآموز خوبی هستی
به سانیدِیل خوشاومدی، یه شروع دوباره، بوفی اینجا همین گیرت میاد. گذشتهها گذشته
ما به به چیزی که در یه تیکه کاغذ ...نوشته علاقه نداریم. حتی اگه نوشته باشه
... آقای فلوتی - همه بچهها اینجا آزادن منو باب صدا کنن -
...باب - اما اینکارو نمیکنن -
میدونم رونوشتهام یکم رنگارنگ هستش
این برامون مهم نیست فکرمیکنی، رنگارنگ کلمه مناسبیه؟
ملامتانگیز نیست؟
اونقدرام که بد نیست - تو باشگاه رو آتیش زدی -
درسته، درسته اما شما دلیلش رو نمیدونین
...یعنی، اون باشگاه پر از خونآشـ
پنبه نسوز بود...
بوفی. نگران نباش
:هر مدرسه دیگه شاید میگفت مراقب کارات باش و یا ما حواسمون بهت هست
اما اینجا اینطور نیست
ما میخوایم به نیازهات خدمت کنیم و کمکت کنیم تا به نیازهای ما احترام بزاری
و اگه نیازهای تو ...و نیازهای ما جور نشن
شرمنده... چیزی نشد
میشه داشته باشمت؟
میشه بهت کمک کنم؟
ممنون - من تورو نمیشناسم، نه؟ -
من بوفیم، تازه واردم - ...زندر -
منم، سلام
ممنون
خب، شاید بازم ببینمت
شاید تو مدرسه، از اونجایی که
ما جفتمون میریم یه مدرسه
!خوبه
از آشنایی باهات خوشبختم
جفتمون میریم یه مدرسه" ، خیلی ملایم و مودب"
!اصلا هم رقتانگیز نبود. هی
هی! تو چوبت رو فراموش کردی
تخمین زده شده که حدود 25 میلیون نفر در یک مدت معین چهارساله مردند
اما بخش جالبه طاعون سیاه اینه که از اروپا سرچشمهگرفته... چطور؟
به عنوان یک شکل دیرینه از جنگ میکروبی
،اگه به نقشه صفحه 63 نگاه کنید میتونین به گسترش بیماری
به رُم و بعدش شمال پی ببرید - ممنونم -
و این طاعون معروف باعث چه تغییرات اجتماعی شده؟ استیو؟
سلام، من کورودیلیا هستم - منم بوفی هستم -
اگه میخوای واسه خودت کتابدرسی جور کنی یه چندتا توی کتابخونه هست
عالیه. مرسی. کتابخونه کجاست اونوقت؟ - بهت نشون میدم. یالا -
پس تو از مدرسه هِمِری لُس آنجلسی، درسته؟ - آره -
اوه، من هرکاری میکنم تا توی لُسآنجلس زندگی کنم کلی کفشهای خوشگل اونجاست
اینجا برات مشکلی پیش نمیاد. اگه با من بگردی خیلی سریعا بچهها تحویلت میگیرن
،البته باید باحالی و جنبهت تست بشه
تو اهل لُسآنجلسی ...پس نمیخواد کتبی تست بشی، پس بزار ببینیم
لاک ناخن قرمز؟ «لاکی که شرکت چنل در سال 1994 تولید کرد»
دیگه نمیزنیم؟
نمیزنیم. جیمز اسپدر؟ «بازیگر معروف که از نمونه کارهاش سریال بلک لیست هستش»
!ازش خوشم میاد
فراپوچینو؟ - شیک و خوشمزه - «نوعی بستنی»
جان تش؟ - بدم میاد - «پیانو زن»
خیلی آسون بود تستش اما قبول شدی
اوه، خدایمن
! ویلو
لباس قشنگیه! خوبه که فهمیدم تو قسمت ملایم و خوب "سیرز" رو هم دیدهای «سیرز: فروشگاه لباس معروف»
خب، مامانم برام گرفته
اصلا جای تعجب نداره که پسرا رو به خودت جذب میکنی کارت تموم شد؟
اگه میخوای بیای اینجا قانون اول اینکه بازندهها رو بشناسی
وقتی همشون رو بشناسی دوری ازشون خیلی آسونتر میشه
اگه میخوای آشنا بشی امشب یه سر بیا برونز
چی؟ - برونز، تنها کلابیِ که ارزش رفتن داره -
همه رو راه میدن اما بازم خطر داره توی قسمت بده شهره
اونجا کجاست؟ - چند خیابان اونور تز از بخش خوب شهر -
اینجا شهر زیاد بزرگی نیست اما باید ببینی
سعیمو میکنم، ممنون
خوبه. پس، توی باشگاه میبینمت
و هرچیزی که راجعبه تو هست رو میتونی بهم بگی
!عالیه
به نظر جالبه
سلام؟
کسی اینجاست؟
پسران شهری هنوز پیدا نشدهاند
پس یکی اینجاست - کمکی ازم برمیاد؟ -
من دنبال چندتا کتاب میگشتم من تازهواردم
خانم سامرز؟
فهمیدین. گمونم من تنها فرد تازهوارد باشم، هان؟ «منظور : که تونستی اسمم رو بفهمی»
من آقای جایلز هستم. کتابدار
بهم گفته بودن که تو میای
خوبه، خب، من نیازدارم کتابِ "... بینایی در قرن بیستم "
میدونم دنبال چی هستی
خونآشام
من دنبال این نیستم
مطمئنی؟ - خیلی هم مطمئنم -
اشتباه از من بود
خب، گفتی چی میخوای؟
تازه وارده؟ یه جورایی به نظر من عجیبه و چه جور اسمی بوفی هستش؟
سلام، اپرودیسیا - سلام -
توی کافه پچپچ میکردن که از مدرسه اخراج شده و به همین خاطر مامانش مجبور شده شغلش رو عوض کنه
نه - آره، دعوا راه مینداخته -
نه بابا - ...خب من از بلو شنیدم، و اون گفت که -
سلام
ویلو، درسته؟ - چطور مگه؟ -
یعنی، سلام میخوای برم اونور؟
چرا با " سلام من بوفیم" شروع نکنیم؟
و بعدش مستقیما بریم سر درخواست یه لطف از تو
به اونور رفتن ربطی نداره اما به گشتن با من ربط داره
اما مگه تو با کوردیلیا نمیگردی؟
من نمیتونم با جفتتون بگردم؟ - قانونا نه -
ببین، من واقعا میخوام با اینجا کنار بیام ....مدرسه جدید و
در هر صورت کوردیلیا با من خوب برخورد کرد
...اما من نمیخوام که که توی امتحانات رد بشم و
و شنیدم تو میتونی کمکم کنی تا به درسها برسم - کاملا میتونم بهت کمک کنم -
اگه ساعت شش وقتت آزاد باشه میتونیم بریم کتابخونه
یا نه
میتونیم یه جای آروم ملاقات کنیم یا بلندتر. اونجا منو یه جورایی میترسونه
برای بیشتر بچهها همینطوره. اما من دوستش دارم
مجمموعه عالی داره کتابدار جدیدم خیلی باحاله
اون جدیده؟ - آره، تازه کارشو شروع کرده -
اون توی یه موزه بریتانیایی موزهدار بوده یا خود موزه بریتانیا. مطمئن نیستم
همهچی بلده و اون کلی کتاب تاریخی و جغرافیایی آورد -
و من کودنترین آدم روی زمینم؟ - نه اصلا -
شما مشغولین؟ مزاحمتون شدیم؟
سلام
سلام - سلام -
بوفی، این جسی و اینم زندره
منو بوفی همو میشناسیم دوستای قدیمی هستیم. خیلی بهم نزدیک
بعدش وقتی بزرگتر که شدیم رابطمون قطع شد
اما حالا مثل قدیما شدیم من کاملا تغییر کردم
داری ادای منو در میاری یا داری تبدیل به احمق میشی؟
نه. تو نیستی
خب. از آشناییتون خوشحال شدم. گمونم
ما میخواستیم بهت خوشآمد بگیم کاری کنیم فکر کنی توی خونه خودتی
مگه اینکه یه خونه ترسناک داشته باشی - و برگردیم سر این -
تنها چیزی که به ذهنم میاد اینه که تو داری یه حصار چوبی خیلی کوچیک میسازی
نه، راستش این برای دفاع از خود بود توی لُسآنجلس همه از اینا دارن
اسپری فلفل دیگه خیلی قدیمی شده
واسه تفریح چیکار میکنی؟ درون یه مرد دنبال چی میگردی؟
... هیچ راز تاریک دردناکی داری یا نه که با ما درمیون بزاری
خدایمن. همه میخوان راجعبه من بدونن چقدر مشتاق
خبر زیادی توی شهری مثل سانیدیل نیست تو یه خبر بزرگی
نیستم. واقعا
اینا دارن اذیتت میکنن؟ - نه -
اون با ما نمیگرده
سلام، کوردیلیا - خواهش میکنم بس کن -
شرمنده که کنفرانستون رو قطع میکنم اما تو مربی فوستر رو ملاقات نمیکنی
اون زنه با پشم سینه
چون باشگاه به خاطر اون جسد توی کمد کسنل شده
چی؟ - چی داری میگی؟ -
یه یارویی توی کمد اورا زندونی شده بود
مرده؟ - کاملا مرده. آخره مرده
پس یکمی نمرده؟ - تو جای دیگهای نیست که بری؟ -
اگه یه شونه واسه گریهکردن میخوای ...یا فقط واسه لم دادن بهش
چطور مرده؟ - چه میدونم -
خب، اونجا علامت و نشانهای بود ؟ - !وحشتآوره! من که نپرسیدم -
من باید درس بخونم. بعدا میبینمتون
داستان این چیه باز؟
!اوه، عالی شد
خیلیخب. موضوع چیه؟ - ببخشید؟ -
تو راجع به جسده توی کمد شنیدی دیگه، درسته؟
آره - چون خیلی عجیبه -
اون دوتا سوراخ کوچیک روی گردنشه و تمام خون بدنش خالی شده
عجیب نیست؟ نباید بگی" اوه"؟
من به این قضیه اهمیت ندادم - خب من دادم -
این روز اولمه. من میترسیدم که قراره از تموم کلاسهام عقب بمونم
،که هیچ دوستی نمیتونم جور کنم که موی ماه پیش رو داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.