ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آخرین باری که با کاسین اندور صحبت کردی کِی بود؟
آنچه در اندور دیدیم
.فریکس مدت زیادیه که مخفی شده
پس حالا میخوای با امپراطوری سرشاخ بشی؟
چی باقی مونده که اینجا نگهتداره؟
.نهضت شورش
.بهت نگفت؟ داره یه بیانیه مینویسه
.تو مخاطب ایدهآلمی
.گفت بدمش به تو
بنابراین، آیا ما دنبال وضعیت بانکی انعطاف پذیرتر هستیم؟
هزینهاش چقدر میشه؟
.من یه پسر 14 ساله دارم .میخوام اون رو با خودم بیارم
.من تقاضای نامزدی نمیکنم - پس در مورد چی حرف میزنیم؟ -
.یه معارفه
.دختر شما 13 سالشه .به زودی به سن بلوغ میرسه
.نگو که میخوای خواستگار قبول کنی
.بدجوری توی دردسر افتادم، ول
.از نقشه کریگر خبر داره ISB .براش تله گذاشتن
فکر میکنی ارزش داره کریگر رو فدا کنی؟ - .اینطور فکر میکردم -
.دربارهی اندور تماس گرفتم
.خبر میخواستید، منم خبر دارم
.بله لطفا. ادامه بده
.مادرش. از دنیا رفته
.ممکنه برای مراسم پیداش بشه
.تازه جسدش رو جابهجا کردن - .الان چه اتفاقی میوفته -
به عنوان یکی از شهروندان برجستهی فریکس .حق برگزاری مراسم داره
.میخوان جادهی ریکس رو براش ببندن
.قراره بهشون مجوز بدید
.کَس، متاسفم
.مادرت فوت کرده
.به امید آنکه نیرو همراه و یاور هممیهنان شجاعمان در مسیر آزادی باشد با عشق، تیم استاروارز تراپی -
" انـــدور "
:ارائــه از " عرف و شهریار "
.اینجایید
.خوش اومدید. درست زمان شام
.بعداً غذا میخورم
.میخوام لباس عوض کنم و یه چرخی داخل شهر بزنم
.نیروهای اسکورت رو آماده میکنم
.نیازی نیست
.کُرو همراهیم میکنه
.مختصر نگهش دار
.هر طور مایلید
.زان - .هـی -
،انگار داشتی جمع و جور میکردی .گفتم صبر کنم
چقد منتظر بودی؟ - .با کاسین صحبت کردم -
چی؟ - .با فروشگاه تماس گرفته بود -
چطور؟
.خط قدیمی رو برداشتم و پشت خط بود
کجـاست؟ - ..نمیدونم، من -
اون کجاست؟ - .نگفت بهم -
دربارهی ماروا میدونه؟
.آره، الان میدونه
.مکالمهی کوتاهی بود
.دربارهی مراسم پرسید - قدم بزنیم -
دیگه کی دربارهش میدونه؟ - .هیچکس -
.همینطور نگهشدار
.خیلی باید احتیاط کنیم
.به خونهی ماروا نظارت دارن .میتونن هر جایی باشن
.باید دیوونه باشه که الان برگرده
.امیدوارم اینو بهش گفته باشی
.همونطور که گفتم، مکالمهی کوتاهی بود
.این قضیهی ماروا از ذهنم بیرون نمیره
.فرض کن اینجوری مادرت رو از دست بدی
.من که نمیتونم طاقت بیارم
.اینکه اون موقع پیش مامانم نباشم
،اینکه برازو سنگش رو بذاره قلبتو میشکنه، نه؟
.خودتو بذار جای کاسین
.من که عقلمو از دست میدم
یکی دیگه میخوای؟
.شاید یکی
چرا نگرانشی حالا؟
.اینجوری نیست که بگیم خبر داره
.بهت قول میدم حتی نمیدونه چه اتفاقی داره میوفته
.مطمئن باش
.من که زیاد مطمئن نیستم
.هـی
چیزی میدونی که من نمیدونم؟
.یه لطفی بهم بکن و همینطوری نگهشدار
.هی
.یه دور دیگهام میریم
.فکر کردم بدون من میری
.به ذهنم رسید
...دنبالت گشتم ولی - .آره مطمئنم -
.کلوریس، صحبتمون شخصیه، لطفاً
.بله دوشیزه
چی شده حالا؟
.داری دوباره قمار میکنی
!چرند ـه - .اونم اینجا، توی کروسانت -
.مسخرهست
میدونی چقدر از این قضیه خستهم؟
.دروغه
توهم محضه. کی بهت گفته اصلا؟
.دست بردار - .نه جدی پرسیدم -
.پرین، بسه
کی اینو گفته؟ - .فقط دست بردار -
همین الان برمیگردیم اونجا .و این قضیه رو تموم میکنیم
معلومه که نمیکنیم. به اندازه کافی .توی یه شب خجالتزده شدم
.نمیتونی بدون کازینو زندگی کنی؟ طوری نیست
برو به کانتو بایت و هر کاری که .به نظرت نیاز داری بکن
.ولی اینجا نه
.قول داده بودی
!و قولم رو نگهداشتم - .صداتو بیار پایین -
.نمیتونه صدامو بشنوه
.اشتباهه مان
کار آدماییه که سعی دارن تو رو .از طریق من بیارن پایین
.بگو کی بهت اینو گفته تا بگم چرا
.اوه، بیخیال
اصلاً پولشو از کجا بیارم؟
.این سوالیه که بیشتر از همه میترسونتم
.یکی داره بهت دروغ میگه
.سر این قضیه توافق داریم
.اینجایی
،یادم نبود در رو قفل کردم یا نه
.حتی یادم نبود میدونی چطور بیای اینجا
.و اومدم - .داشتم میومدم دنبالت -
.ـهISB این یارویی که میپاییدمش، مأمور
.جاسوس اونا داخل شهرـه
.رئیس ـش دیشب پیداش شد
.منم از دیدنت خوشحالم
.اومد دیشب ISB یه سربازرس
.یه زن
.الان اینجاست
.داشتم میومدم دنبالت
وقتی از هتل بیرون اومدن مثل .مردم محلی لباس پوشیده بودن
.باید تعقیبشون میکردم
.دارن آماده میشن، ول
.حتماً میدونن اندور داره میاد
.کار درست رو انجام دادی
.باید قبل از اونا بهش برسیم
.میدونم - .همه چی به این بستگی داره -
.گفتم میدونم
.از پیش پنجره بیا اینور
.نکتهی کار اینجاست، کاسین
،کسی که همه چیز رو در نظر میگیره .بیشتر از اینکه بد بیاره، بخت یارشه
.نگاش کن، ایناها
.عقب وایسا، بذار چیکه کنه
.ببین چقدر سریع تمیز شده
باورش سخته، درسته؟
.فقط دو دیقه
.نه بیشتر، نه کمتر
میدونی چرا تولید اینا رو متوقف کردن؟
چون ترجیح میدن یه سیستم جدید با .ده برابر قیمت اینو بهت بفروشن
منظورم اینه که، مگه چندتا ازشون داریم؟
شصت تا؟ هفتاد تا؟
.ریختیمشون روی هم
.هر کدوم پونصد کردیت
.آدما به اونجایی که باید نگاه نمیکنن
.دقت نمیکنن، چیزی که پشت زنگار ـه رو نمیبینن
اما ما اینطور نیستیم، نه؟
.چشمامون بازه، هر موقعیتی هست میبینمش
،فقط باید اینو تمیز کنیم
قبل از اینکه ماروا بفهمه داریم .توی خونه انجامش میدیم
کی اونجاست؟
کَس؟ - پگلا؟ -
!آروم باشید، یالا
.باورم نمیشه
.هـی
...فقط اینکه
.خیلی متأسفم
.واقعا مادرت رو دوست داشتم، واقعا داشتم
.میدونم
.از دیدنت خوشحالم
اینجا چیکار میکنی؟
فقط حواسم به اینجا هست تا .وقتی که بفروشیمش
بفروشیدش؟
بیکس کجاست؟
کجاست؟
...کَس
کجـاست؟
دورانی فرا میرسه که تلاش کردن .به نظر غیرممکن میاد
.همین الانش هم اینو میدونم
،تنها، مردد
،به واسطهی عظمت دشمنام .کوچیک انگاشته شدم
.یادت باشه. آزادی مفهومی بیآلایش ـه
.بدون مقدمه و خود به خود رخ میده
قیامهای پراکنده، دائماً در حال رخداد .در سرتاسر کهکشان هستن
،و چه بسا لشکرها و گردانهایی که خبر ندارن
.همین حالا برای نهضت داوطلب شدن
،به یاد داشته باش که خط مقدم نهضت شورشیان .همه جاست
و حتی کوچیکترین کنش انقلابی .سنگرهای ما بیش از پیش جلو میبره
،و این رو هم به خاطر بسپار
نیاز امپراطوری به کنترل مایهی ناامیدی ـه
.چرا که بر خلاف اصول طبیعت ـه
.لازمهی استبداد، فعالیت مداوم ـه
،تَرَک برمیداره، نشت میده
.سلطه شکنندهست
.سرکوب نقاب هراس ـه
،یادت باشه
،و این رو بدون
،روزی فرا میرسه که تمام این نبردها و مبارزات
،تمام این لحظات خونخواهی
کرانههای اقتدار امپراطوری رو فرو میریزه
.و اون موقعست که یک ضربه براشون زیادیه
.فقط یک ضربه میتونه حلقهی محاصره رو بشکنه
و یادت باشه؛
.تلاش کن
همونطور که درخواست کرده بودید .ترافیک هوایی رو کاهش دادیم
،نیروهای گشتی رو برگردوندیم .قوانین منع تردد رو آسون گرفتیم
.تله رو کار گذاشتیم و در رو باز کردیم
واحدهای دیدهبانی رو آماده .و موقعیت قرار دادیم
No comments yet. Be the first to leave one.