ആദ്യത്തെ 170 വരികൾ.
این همه چیز رو تغییر میده
بذار جزیره رو پیاده بگردیم
بذار ازدهاها برای سفری که داشتن استراحت کنن
- آه! - باشه،نابغه،حرکت بعدی چیه؟
آه،اسلحه،به یه اسلحه نیاز داریم
- یکی پیدا کردم - اسناتلود،ولش کن!
- چی؟من بهش میگم شانس،بدش من! - ولم کن!
باشه،این جزیره رو از لیست خط بزنید
واو_ووو-ههه-خیلی هیجان انگیزه
جستجو در دریاهای آزاد برای پیدا کردن جزیرهی قرارگاه که برای خودمون باشه
آهر،از این فکر خوشم میاد
از برک بیام بیرون،محلی برای خودم داشته باشم
دور بودن از کسی که خودت میدونی کیه
آره،تو داری به من میگی خواهر؟ من خودم میدونم که خودت میدونی کیه کیه
اون نمیدونه کی خفه شه من میخوام که از اینجا بره
بچهها،تمرکز کنید،باشه؟
ما باید یه جزیره پیدا کنیم که امن و امان باشه
و قابل زندگی هم برای ما و هم برای اژدهاها باشه
بلاه،بلاه،بلا] چند بار باید اینو بشنویم؟
ام،تا زمانی که جایی رو که میخوایم پیدا کنیم
بذار اینو چک کنیم
بدک نیست بدک نیست
یه عالمه آب تازه و به نظر میرسه مواد غذایی کافی هم داشته باشه
و یه عالمه گل آبی ـه باحال من که پایم
- صبر کن،اونا... - خر زهرههای آبی
سمی کشنده برای اژدهاها
پس ماها اینجا نمیمونیم
اوه،این جزیره زیباست
من حتی اون خالهایی که توی کل جزیره هست رو...
اونها خال نیستن! سوراخ نججوا دهندهی مرگ ان
بعدی!
اشتباه من بود!باید این جزیره رو هم از لیست خط بزنیم
باشه
این خیلی قشنگه
این صخرهها کار خودشن رو انجام میدن،به راحتی قابل دفاع کردن
اینجا عالیه
- عالیه - آره،خیلی عالیه
من دارم میگم،توی حرف هایی که تور (خدای 4 عنصر طبیعت)گفته
زمانی که چیزی خیلی عالی به نظر میرسه به احتمال زیاد افتضاحه
آره،میدونی من مطمئنم تور حرفی دربارای این نزده
اوه،واقعا؟ تو مگه تور رو میشناسی؟
- تازکیها باهاش حرف زدی؟ - نه،ولی...
خب،چونکه من زدم
و من نمیگم که تو بهش اشاره کردی
ببین،من یه احساسی دربارهی اینجا دارم
و همه میدونیم چی میشه وقتی که من احساسی دارم
- نادیده میگیریمش؟ - به حرفام توجه کنید
یه چیزی با این جزیره میلنگه
یه چیزی رمز آلود یهچیزی وحشتناک
- یه چیز...یع چیز... - تموم نشد؟
باشه،اولین کاری که باید بکنیم اینکه یه کمپ برای شب بزنیم
به چوب خشک برای آتش و به آب تازه نیاز داریم
و یکیو نیاز داریم وسایل رو بذاره
- اسناتلود،این چیه؟ - این یه اس هست برای اسناتلود
فکر کردم شاید باحال باشه اگه از روش پرواز بکنن
این مسخرس مهم نیست که قرارگاه شبیه چی باشه
باید تابع و موثر باشه
- آه،بچهها چیزی که ما نیاز داریم... - یه مکان برای استراحت
یه جایی برای آرامش و با پروری بعد یه روز سخت کاری
کاملا حق با توئه،هیکاپ
ببین،من و میتلاگ یه سری فکرایی داریم
- این جکوزی ـه؟ - نه،این حمام گِل ـه
- جکوزی اینجاست - بهم بگو دربارهش
صبر کنید،همگی صبر کنید،من نمیبینمش
- منم - چیو؟
ام،پس باغ وحش کو؟ باغ وحش کو؟
میدونی،محور خوب بودن یه قرارگاه یه باغ وحشه
چرا؟
همگی به یه ذره تفریح نیاز دارن،چه حالا چه بعدا،ندارن؟
- خب،ما از کجا حیوون بیاریم؟ - اوپس،ببخشید
باشه،حالا که حوواستون به منه
ما باید یه کمپ برای شب بزنیم
- صبر کن،پس ... - آه-د--د-د-د
ما دربارهی طراحی قرارگاه اژدهاها صبح حرف میزنیم
برای الان،یکی باید بره آب بیاره
آه،دربارهی تو نمیدونم ولی من هیکاپ برک رو بیشتر دوست داشتم
- از آقای هیکاپ پرنسس قرارگاه بهتر بود - میدونم،مگه نه؟
مشکل چیه،رفیق؟
میگم بهت چین،موش،موشهایی اندازهی گاو وحشی
نه،میتونه... گاو هایی اندازهی موش باشه
گاو موشی! آره،این قابل ستایشه
نه،نه،من میدونم چیه گاوهایی اندازهی اژدها
مگه نه بی دندون،تو هم همین احساس رو داری؟
هیچ چیزی به نام گاو اندازهی اژدها وجود نداره
گاواژدهایی دوست من
و زمانی که صدای گریه کردنشون رو بشنوی،باورت میشه
اعتماد کن بهم
باشه قبول،بذار یه یه دقیقهای رو مخت وول بخوره
- باشه،تاف خنگ تموم کن - آره،تو کسی رو نمیترسونی
واقعا؟اگه اونجا...
مار باشه تو تاریکی؟ ها؟مارهای گنده؟
یه مار گنده به اندازهای که بتونه به مرد رو بخوره
و بعد استوخوناش رو تف کنه!
ها!لطفا پرت کردن استخون ها؟
- چیه؟ - آره،درسته برو تو تخت
بخواب...اگه میتونی
آه دیو وزغی
اه!این دیگه چی بود؟
اوه!
آه!واو...
اوه،توی درختاس
آه!واو...
گاو درختی!میدونستم
آه!
اوه،این فقط یه مرغ
این یه مرغ کوچیکه...خب سلام صبحانه
اوه...خدای من....تور
آسترید،مثل یه بالش میمونی
کمک!
مرغ!غرش کردن!
غرش یه مرغ گنده! غرش مرغ!
داره میگه که یه مرغ غرش کنان دیده؟
نه مرغ نبود،یه اژدها،خیلی گنده
وحشتناک کلمهی دیگه چی بود؟
- عظیم الجثه - چه بلایی سر مرغ اومد؟
مرغ رو فراموش کن! ما باید از اینجا بریم!
کسی از این چیزی گرفت؟
نمیدونممن ندیده بودم در این حد بترسه
تا زمانی که یه زالو روی...
باشه،دیگه نمذارم ادامه بدی
باشه،قبول،فقط بذار یه چکی بکنیم
پس بعدش همه میتونیم بخوابیم
باشه،زمانی که این جونور گنده مارو اندام به اندام پاره کرد
یه عالمه عذر خواهی شماها به من بدهکارید
و دست دادن
نه،شما نمیتونید دستتون رو تکون بدید،چونکه اندامی ندارید
شییییی
آه!
نه!اون اینجا بودش!و خیلی هم گنده بود!من از خودم در نمیارم!
بیا،بهشون بگو،تو تمام مدت اینجا بودی
بگو بهشون،مرغ
تو مارو ترسوندی دادا باشه؟
حتی نمتونم الان بهت نگاه کنم
چرا نگفتی؟
فکر نکنم
باشه،حالا دربارهی قرارگاه حرف میزنیم
چونکه موقعیت پیش اومد منم طراحی خودمو کردم
اینجا برج دیدهبانی و زمین هایی از آتش...
هیچوقت استراحت نکن ولی اینجا توی باغ آرامش بخش من
اینها هم طراحی اس هستن تو طراحی منو ندیدی؟
باغ وحش!باغ وحش!باغ وحش!
بچهها،بچهها به من گوش کنید،ما یه نظر میخوایم
نمیتونیم 5 تا قرارگاه درست کنیم
یا.....شایدم بتونیم
میدونی چیه؟باغ وحش،ایدهی خوبیه
- واو،الان دقیقا چی شد؟ - اوه،طراحی اس ،عاشقشم!
منو نترسون هیکاپ،باعث میشه عصبانی بشم
من دارم میگم،همه طراحی خودشون رو بیارن
و بعد فکر میکنیم کدوم بهتره و رای گیری میکنیم
به نظر عادلانه میاد؟
- فازت چیه؟ - هیچی،به خدا هیچی
فقط سعی دارم سرباز هارو شاد نگه دارم
میدونی که چی میگن: سرباز شاد،آه...
گروه......خوشحال؟
هی،صحبت سرباز شد راف اون نصفهی دیگت کجاست؟
از من نپرس،تنها چیزی که میدونم اینکه باغ وحش قرار نیست خودش درست شه
باشه،اژدهای گندهفمن به تو رسما اخطار میدم
اوه،میتونی فرار کنی،ولی نمیتونی قایم بشی
فکر کنم میتونی پرواز هم بکنی میتونی هم فرارا کنی
میتونی هم پرواز کنی هم فرار ولی نمیتونی مخفی بشی
چونکه هیچی نمیتونه از چشم های مراقب من...
اوه!من صدمه دیدم!من خیلی صدمه دیدم!
نباید به من اخطار میدادی؟
باشه،پس از راه سخت میریم
باشه،من خودم از این راه خوشم میاد فقطط از این مرغ بپرس
آه!آه! دیدی؟
اوه،آره تافنات تورنستن حالت رو گرفت
اون دیگه توی چالهی دیگه ای نمیفته...
اه!اه!
چند تا حفره!
No comments yet. Be the first to leave one.