ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
! لعنتی
! حسابی من رو ترسوندی ، مرد
. اون پایین هیچی نیست
. فکر کنم دست خالی از اینجا میریم
ما نیومدیم اینجا که فقط . ماهی بگیریم
. اومدیم اینجا خوش بگذرونیم
نمیخوای هر از گاهی تا "مَیامِی" پارو بزنی ؟
برای چی ؟
. اونجا ، مجبورم که کار کنم
اینجا ، من یه . شخم زن هستم
صحبت سَر اهمیت .نشستن و صبرکردن هست
. بالاخره یه اتفاقی میفته
. بعلاوه ، من یکی از بازمانده ها هستم
"من تو "مارییِل" جان سالم به در بردم ، توی "انگولا ... هم همینطور ، توی موقعیت های ویژه نجات پیدا کردم
. و این چیزی هست که در آینده اتفاق میفته...
، فقط یه شانس دیگه بهم بده . و من همه چیز رو ردیف میکنم
. ببین ، شانس داره بهم رو میکنه چی بهت گفتم ، " لازارو" ؟
، اینجا مثل بهشت هست . و هیچ چیز نمیتونه تغییرش بده
اون مرده ؟
این موضوع باید بین خودمون بمونه ، باشه ؟
اِل نِینی" بهت پول بدهکاره ؟ "
! خیلی حروم زاده هست . اینو بگیر
! "نِینی "
! تو یه آشغالی ! "نِینی "
. پدر من از تو بهتره
پدرت کیه ؟
! اون رو بردار ، زودباش
. و تعداد تراشه ها رو حساب کن...
. بابای تو یه بچه بازه
بچه باز چیه ؟ . یه جور ماده شیمیایی هست
میتونم کمکت کنم ، " اییا " ؟ . ممنون ، پسرم
خوآنیتو " ، بدون تو چیکار باید بکنم ؟ "
ریگلو " هم که سال ها هست " . نمیتونه رو پاهاش بایسته
!!! اوه ! دوباره
. "من تو رو بلند میکنم ، "اییا . مراقب باش
! سواستفاده نکن . همچین کاری نمیکنم
. خودشه
. حالا اون یکی زانو
تو به کون من دست زدی ؟
. کار دیگه ای نمی توستم بکنم
! هی چه خبرا ، "سارا" ؟
، گوش کن ، یه روز دیگه هم . تو پنجره رو باز گذاشته بودی
. عجب نمایش جالبی بود
، وقتی برای من تعریف کرد . مجبور شدم با خودم حال کنم
، به هر حال . با این کفش های قرمز ، خوشگل شدی
سارا" ، چی میشه اگر من و تو...؟"
خواهش میکنم ! تو آخرین مرد روی زمین هستی . که میخوام باهاش باشم
، اون دو تا جیگر . دیوونه من هستن ، مرد
این جیگر ها از کجا میدونن که چه موقعی کارشون تموم میشه ؟
. بهت میگم چطوری
. ترتیبشون رو میدم و میام ، همین
، اما دست های اونا خسته شد . و زبونشون بی حس شد
سارا " چیکاره هست ، مرد ؟"
. اون یه وبلاگ نویس هست
....اوه
یکی از اون آدم هایی هست که . توی اینترنت مزخرف مینویسه
"خوانِ مرده"
، تو خانواده رو توی دردسر بندی میندازی . و بعدش احساس بدی بهت دست میده
! اون ساعت رو نشونم بده ، لعنتی
هی ، تو ! به چی داری نگاه میکنی ؟ . به کتک خوردن و داغون شدن اون
قرار ملاقات امروزه ، درسته ؟ . آره ، من قبلاً بهشون گفتم
ببین ، تو نباید بچه خودت رو . وارد این موضوع بکنی
. اونا باید درس بخونه . نباید یه کلاه بردار بشه
. "خودشه ، "کالیفرنیا . اون پسر منه
. بدش به اون ! هی
. اون کارهای بهتری میتونه انجام بده ، مرد . نباید اجازه بدی که به سرنوشت ما دچار بشه
. "اون رو دوست داره ، "خوآن من چه غلطی میتونم بکنم ؟
من از کجا باید بدونم ؟
. باید بیشتر بهش توجه میکردی
. بیشتر باهاش "بِیس بال" بازی کن . نمیدونم
حداقل اون اینجا پیش خودم من ، توی . کوبا " هست "
دوست نداری اون با روش بهتری بزرگ بشه ؟
. من از وضعیتمون راضی هستم
اما راه های متفاوتی برای . جلو بردن زندگی وجود داره
چه خبرا ، مادر قانون مند من ؟ دلت برام تنگ شده بود ؟
خدا رو شکر خیلی وقت هست که . دیگه من مادر قانون مند تو نیستم
چرا اومدی اینجا ؟ . کامیلا " اینجا نیست "
مادربزرگ ، کیه ؟
. بیا تو . ممنون
. من توی حمام هستم .الان میام بیرون
تعجب کردم ، چون قبلاً . اینجا نیومده بودی
. فکر کردم زندان هستی
چرا باید تو زندان باشم ؟ . به خاطر اینکه منطق این رو حکم میکنه
خیلی وقته که رسیدی ؟
، برای تو که تازه فهمیدی . زمان زیادی هست
، چه موقعی اینکارو کردی . تو قلب من رو دزدیدی
، آخرین باری که تو رو دیدم . تو خیلی چیزها رو از من دزدیدی
. تو دقیقاً مثل مادرت هستی . خدا رو شکر که مثل اون شدم
. کامی" ، قسم میخورم ، من عوض شدم"
. نه ، "خوآن" ، تو مثل این کشور هستی
، اتفاقات زیادی برات میفته . اما هیچ وقت عوض نمیشی
. "به هر حال ، میخوام برم به "مَیامِی
توی اسپانیا هیچ چیز خوب پیش نمیره و . مادرم تصمیم گرفته که از اول شروع کنه
، "لعنتی ، "کامیلا . نمیتونی اینکارو با من بکنی
. بدون تو نمیتونم زندگی کنم
، این همه مدت اینکارو خوب انجام دادی . پس بازهم میتونی
. دارم روراست باهات حرف میزنم
. یه شانس بهم بده
. برو
. بیا برای پنجمین بار شروع کنیم
! لعنتی ! شوهر من
پسرم نمیخواد با من "بیس بال" بازی . کنه
کجا بودی ، مرد ؟
. لعنتی . اون یه مو مشکلی جیگره . حرکات خوبی انجام میده
)
)
)
، چون مردن برای سرزمین مادری )) ((...بهتر از زندگی کردن
چرا همیشه اینجا باید قرار ملاقات بذاریم ؟ . یه جور رسم هست
. عصر بخیر . عصر بخیر
، ماریو " امروز حالش زیاد خوب نیست " . بنابراین از من خواست که با شما حرف بزنم
. خیلی خب بیاین شروع کنیم
، یودمیلا " میگه که به ویسکی بیشتری نیاز داریم " . پس برو از " لوکو " بگیر
عزیزم ، نمیدونی "لوکو" مرده ؟
با اون عادت مسخره ماهیگیری توی ....اون قایق کوچیکت
. هر روز گندهای بیشتری بالا میاری...
"مثل "آلیس در سرزمین عجایب ! حواست رو جمع کن
این هفته ، 8 تا رادیو ! از ماشین های پارک شده ، دزدیده شده . اینجا
ما باید به تمامی بی نظمی ها . توجه کنیم
بازرسان وزارت بهداشت ..هم اینجا هستن
تا درباره شیوع... . بیماری واگیردار ، به ما هشدار بدن
ظاهراً ، یه ویروس جدید یا . یه همچین چیزی به وجود اومده
. چیه ؟ یه نفر مجبوره زندگی رو بسازه
. گوش کن ، تو از جایی که غذا میخوری ، نمیرینی
دختر ، اگر من به خاطر ...تو به مشکل بخورم
. این احمق ها رو ببین
ببین ، به دوست پسرت بگو که هیچکس . نباید اینطوری با "لا چاینا" حرف بزنه
. چون اگر ناراحت بشم... . با "پریمو" طرف هستین
. و امروز اون چیزی نخورده .(منظور : دخلتون رو میاره )
. برای کل زمستون اینجا شکلات وجود داره .( داره کُری میخونه )
! تو رو به مبارزه دعوت میکنم . همه من رو " نرماندی قصاب" صدا میکنن
چرا اینطوری صدات میکنن ؟
چون من گوشت های استیک رو توی . رستوران "نرماندی" ریز ریز میکنم
خیلی خب ، آقایون ، نیومدیم اینجا که . ببینیم چه کسی خفن تر هست
. اومدیم تا یه سازماندهی مناسب به خودمون بدیم
، نیاز داریم که تمام این مردم .همه خبرها درباره ی رادیو رو فراموش کنن
ماریو" ؟" چی شده ، عزیزم ؟
! اوه ، مامان
! اوه ، لعنتی
! اونا برای "اِمیلیو" هیچی نیستن ! اون یه کُس خله ! خیلی کُس خله
...اونجا رو ببین
این چه حرکتیه ؟
اوه ! وقتی خون میبینه . اینطوری میشه
. بیاین بریم . اوضاع داره حال به هم زن میشه نمیخوایم به اون مردم کمک کنیم ؟
. نه ، نه ، نه، گور پدرشون
اونا باید تمام مسائل مربوط به . سرقت رو فراموش کنن
! هی
هی . نمیخواید کمکم کنید که این گنده بک رو بیارم ؟
! هی
! هی . دهنتون رو گاییدم
. گزارش رسمی
مشکلاتی برای نظم و عمومی ...در جاهای مختلف
. پایتخت ، بوجود اومده...
...پلیس درحال جداسازی شورشی ها هست
ظاهراً دلیل این شورش ، نارضایتی... ...گروهی از مخالفین هست که به دولت پول میدادن
....مخالفین
. باهام شوخی نکن . ماریو" یه مخالف نیست"
من تا حال اخبارگو به این کُس خلی . تو عمرم ندیده بودم
. درسته
چیزی که دوست ندارم ، این سکوتی . هست که همه جا رو گرفته
. این برای کار خوب نیست
. اونا حتی توریست ها هم نیستن
. اینا همش مزخرفه
میخوام اینجا رو ترک کنم و . به اصراف دنیا سفر کنم
، اگر کسی بپرسه اهل کجا هستم . میگم که اهل "کوبا" هستم
...، اگر اونا بپرسن که "کوبا" چی هست
"میگم که یه "ایسلند" کوچولوی "سوسیالیست... . توی کارائیب هست
...، اگر بپرسن که "سوسیالیزم" چیه
میگم سیستمی هست که 50 سال پیش... . توسط "فیدل کاسترو" تأسیس شد
اگر ازم بپرسن که "فیدل کاسترو" کیه ؟ ! من برای همیشه اونجا میمونم
. پسر منه . محض اطلاع گفتم که بدونی
پسرم ، حرف هات من رو عمیقاً . تکون داد
. لعنتی ، "کالیفرنیا" ، ادامه بده
. کارهات رو بهتر از پدرت انجام میدی
. یه لحظه اینجا منتظرم بمون
به نظر میاد که اون پیر حرومزاده . یه گندی بالا آورده
چی شده ، "اییا" ؟
، خوآنیتو" ، فکر کنم شوهر پیر من" ! تو بغلم مرد
. اون که همیشه همینطوریه
دیروز برای تزریق بردمش . درمانگاه
. اون تمام روز رو ناله میکرد
، اما از اونجایی که همیشه ناله میکنه ! من بهش توجه نکردم
. من با دکتر خانوادگیمون تماس گرفتم
اما اون گفت که هروقت فرصت . پیدا کنه میاد
. اون خیلی مریض داشت
چون یه مریضی جدید مثل آنفولانزا . اومده
. "نمیخوام بهت دروغ بگم ، "اییا . فکر کنم حق با توئه
. اون دیگه با ما نیست
! اینکارو با من نکن ! اوه ، خدای بزرگ ! اوه ، خدای من
. نه ، آروم باش ، ریلکس باش . من دکتر نیستم
. شما اول باید با آمبولانس تماس بگیری
از زمانی که بچه بودم ، دوست داشتم تو رو . توی این وضعیت ببینم ، پیر مادر به خطا
! شمارش رو اینجا دارم
. نه ، نگران نباش
به نظر میاد که اون فقط . خوابیده بوده
! پیر مرد ، خیلی من رو ترسوندی
. اییا " ، به هرحال با آمبولانس تماس بگیر " فقط برای اطمینان ، باشه ؟
، اوه ، عزیزم بدون تو چیکار باید بکنم ؟
روگِلیو" از چه زمانی نتونست راه بره ؟" پانزده سال پیش ، چطور ؟
! این یه معجزس
No comments yet. Be the first to leave one.