Lady Voyeur

Lady Voyeur (Olhar Indiscreto)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Lady Voyeur S01E06 1080p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 x264-SMURF
Lady Voyeur S01 E06 PORTUGUESE 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Lady Voyeur S01 E06 PORTUGUESE 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Lady Voyeur S01 E06 PORTUGUESE 2160p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 DV HDR10 H 265-SMURF
Lady Voyeur S01 E06 PORTUGUESE WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് SonyaBarakzai
💢بازگردانی از : سونیا بارکزهی Telegram: @sonyasubtitle💢

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
webrip
720p
720
BRip
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-01-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 46
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

"هفتم ژانویه"

بلند شو، این رو بپوش

!یالا

همین الان

از این طرف

!لعنتی، بدو

وایستا، چیه؟

!اون دکتر کوفتی

"بانوی چشم چرون"

"دو ماه قبل"

کیه؟ - صبر کن، ما جسد زوئی براون رو پیدا کردیم -

هنوز نمیدونیم دقیقا چه اتفاقی واسش افتاده

زوئی زن سابقمه

فعلا نمی تونیم بهت اجازه بدیم جسد رو ببینی

کی میتونه زوئی رو کشته باشه؟ باورم نمیشه

هنوز داریم تحقیق می کنیم

بیا یه دقیقه صبر کنیم

لوسیا - بابا -

صبر کن، لوسیا - بابا -

لعنتی

لوسیا - اون بابامه -

بذار رد بشه، لطفا - بابا -

من اینجام - بابا، جریان چیه؟ -

چیزی نیست - من خیلی می ترسم -

هیتور، جریان چیه؟

زوئی تیر خورده

هنوز چیزی نمیدونیم

بهمون گفتن هیچکس اجازه نداره از ساختمون بره

بد شد که، چیزی نیاز داری؟

نه، فقط حواست به همه باشه

شنیدم تو جسد رو پیدا کردی

تو رو یادمه

ببخشید، ولی من تو رو یادم نمیاد

یادت نمیاد؟ خب

تو رو نزدیک عمارت خانواده زوئی دیدم

اونجا بودی داشتی دوچرخه سواری میکردی، که بعدش من بهت زدم

اره، یادم میاد

ولی

نه خیلی دقیق

چرا اونجا بودی؟ یادت میاد؟

پرسه میزدم، با دوچرخم داشتم پرسه میزدم

"پرسه میزدی"

یادداشت شد

توی ساختمون داشتی دقیقا چی کار میکردی؟

با توجه به اینکه تو جسد دختر

صاحب عمارت رو پیدا کردی

اونجام داشتی پرسه میزدی؟

نه

من واسه هیتور کار میکنم

قربانی رو دیده بودی؟

دیده بودمش، اومده بود تا فرناندو رو ببینه

فرناندو؟

واسه اونم کار میکنی؟

نه

من و فرناندو

با همدیگه قرار میذاریم

هوم

خب پس

اینطوریه

میخوای بهم بگی از وقتیکه تو وارد شرکت شدی تمام این اتفاق ها افتاده

نمیدونم چیزه بدردبخوری واست دارم یا نه

راستش، من از طریق فرناندو با هیتور اشنا شدم

میدونست تو کارای سیستم های امنیتی ماهرم

من جسد دیانا و زوئی رو پیدا کردم

می ترسم بعدی مال کلئو باشه

نمی تونم بذارم مرگ منو از پا دربیاره

میگن مرگ اجتناب ناپذیره

ولی مرگ هایی که اطراف من اتفاق می افتن اینجوری نیست

"میدونم چی کار کردی"

ساکت بمون، عزیزم

بیا بازی کنیم، خب؟ یواشکی نگاه نکنیا، قایم موشک بازی می کنیم

هعی، صبر کن - بیا اینجا -

بیا اینجا - صبر کن، نه -

جایی نمیری - صبر کن -

...یه دقیقه بهم وقت بده - همین الان، همین الان -

الان میخوامت - لطفا، بس کن -

بس کن، بس کن - بیا، خفه شو -

لعنتی

مامان؟

مامان مرده

همش تقصیر توعه

!ولم کن

نتایج کالبد شکافی زوئی عه

روال کارش با دیانا فرق میکنه

پس بنظر نمیاد قتل ها به همدیگه ربط داشته باشن

نه جوکا، خیلی عجیبه

میدونم قتل دیانا و زوئی به همدیگه مرتبطه

فقط نمیتونم تیکه هارو کنار هم بذارم و مجرم رو پیدا کنم

کی میتونه باشه؟

با چه انگیزه ای؟

نمی تونیم بفهمیم کی ویدیو رو فرستاده، واقعا هیچ ایده ای نداریم

خیلی حرفه ای بود

دقیقا

چیزیم که وسط صحنه جرم پیدا کردیم حرفه ایه

می بینی، جوکا؟

میراندا؟

تو راه بودم تا برم تو دفتر هیتور کار کنم، خواستم یه سری بهت بزنم

نمی تونم بخوابم

پدر و مادر زوئی دارن ترتیب همه چی میدن

وقتیکه پلیس جسدش رو تحویل بده

می برنش اسپانیا

میخوان اونجا باشه

فرناندو، فکر میکنی چه اتفاقی افتاده؟

نمیدونم، میراندا

زوئی زنگ زد و ترسیده بود

گفت باید کشور رو ترک کنه

ازش چرا شو پرسیدم

بهم نگفت

وقتی رسیدم اونجا

خب، تو منو دیدی

فرناندو، متاسفم که زودتر بهت نگفتم

وقتیکه اینجا بودم

زوئی با دیوونگی و عصبانیت منو از خواب بیدار کرد

باهام دعوا کرد، سرم داد زد، خیلی واضحه بود

که نسبت بهت حسی داشت و میخواست باهمدیگه اشتی کنین

چی کار باید می کردم؟ چند ساله که از همدیگه جدا شدیم

تو تنها کسی هستی که من میخوام

اشفته بازاریه، میراندا

حمایتت خیلی واسم مهمه

من همینجام، خب؟

نمیدونم قبلا هم گفتم یا نه

ولی خیلی ممنونم که اینجا باهامی

قبول کردی این ازمایش دی ان ای رو بدی

ممنون

خیلی واسم ارزشمنده

بهت گفتم میتونی روم حساب کنی

هلنا

نه، الان، نه

بس کن، الان نه

نمی تونم، الان نه

جدی، چرا نه؟

نمی تونم

به خاطر لوسیاست، اون داره درد میکشه

واقعا نگرانشم، اون متفاوته

این خیلی روش تاثیر گذاشته

بهش میگم، روز خوش

بابا دارم میرم دیدن لوسیا، بعدا بر می گردم

وینی

هوم؟ - نباید لوسیا رو ببینی -

چرا؟

اگه هیتور بفهمه باهاش وقت میگذرونی دردسر میشه

اون فقط دوستمه، بابا - مهم نیست -

متوجه نیستی، پسرم؟

نباید با اینجور ادما قاطی بشیم

هر کس یه نظری داره

نمیخوام ببینم داری با اون می گردی

هیتور ازم خواست میز کار جدید رو بهت نشون بدم

اینم دفتر

خب

راحت باش، اب یا قهوه میخوای؟

گلوریا، زود بر می گردم

لوسیا گفت الان میخواد بخوابه، شاید بعدا باهاش غذا بخورم

چشم خانم

ایشون میراندا عه

واسه هیتور کار میکنه

همون هکره

تو همونی که جسد رو پیدا کرده، هاع؟

متاسفانه، اره

متاسف نباش

اون زن بی ارزش بود

اگه چیزی نیاز داشتی صدام کن

یه دقیقه، الو؟

لورنزو، خیلی از دستت ناراحتم

ولی تو پسرمی

مهم نیست که زنگ زدی

باید می اومدی

ببین، حتی به خودت زحمت ندادی که بیای خاکسپاری دیانا

"در حال بازیابی فایل های پاک شده"

دهم اکتبر، ویدیو ی بدون اسم

سلام

منو می شناسی؟

من دختر مورد علاقه شوهرتم

کاری میکنم که سکسش رو با تو فراموش کنه

خسته کننده ای، رقت انگیزی، خیلی واسش از مد افتاده ای

ولی من می تونم

لذتی بیشتر از اون چیزیکه میتونه تصورش رو بکنه بهش بدم

اره، قراره به منم خوش بگذره

هیس

هیتور بهش تمام کارایی که میخوایم بکنیم رو بگو

لوسیا

هعی

هعی، لوسیا

سعی نکن جلومو بگیری

میتونم باهات حرف بزنم؟

نمیخوام بشنوم

نمیتونم انجامش بدم

لوسیا، بیخیال، میگذره

میگذره خب؟ - نه، نمیگذره -

میگذره، میگذره

میدونم چه حسی داری

منم ادما رو از دست دادم

مادرم و

تمام خانواده مو، اونا

همه شون ترکم کردن

باید خیلی قوی می بودم

اون قدرت رو پیدا کردم

تا ادامه بدم

میدونم تو هم قوی ایی، لوسیا

باور کن

میدونم میگذره

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left