ആദ്യത്തെ 174 വരികൾ.
.سی نما تقدیم میکند 30nama.best
AmirH_Na زیرنویس از
... دفتر خاطرات عزیز
.برو به جهنم
.شوخی کردم نمیدونم که چی توی این چیز احمقانه بنویسم
بههرحال، سلام
اسم من سیدنی هست
من یه دختر هفده ساله سفیدپوست حوصلهسربر هستم
چیزی که سعی دارم بگم اینه که من خاص نیستم
و مشکلی هم با این قضیه ندارم
و به یه قسمت زیبای پنسیلوانیا هم نیومدیم
بلکه به قسمت ذرت و کلم و اینجور چیزاش اومدیم
مثلا شهر من جایزهیِ بزرگِ آلودهترین شهر توی آمریکا رو
...چند سال پشت سر هم برده پس
خانم کاپریاتی مجبورم کرد قول بدم که انجامش بدم
قول بده انجامش میدی
گفت ممکنه به خُلقِت کمک کنه
ممکنه به خُلقِت کمک کنه
من همش کنترلم رو از دست میدم
به این خاطره که بابام یه جورایی... بهار گذشته مرد
پس من الان مجبورم... چی رو بنویسم؟ نمیفهمم
هرچی. همهچی
هرچی که به ذهنت اومد
و حالا هیچکس نمیدونه چی بهم بگه
اینطوری بهش فکر کنه که فقط داری با خودت صحبت میکنی
و هیچکسی جز خودت اینارو نمیخونه
.نه حتی مشاور تحصیلی
...میتونم فقط
از موبایلم استفاده کنم؟
موبایلت منحرفکنندست. اینطور فکر نمیکنی؟
من دوست دارم که تو یکم یه چیز
.درمانیتر داشته باشی
این چیزا هیچوقت راحت نیستن
ولی ازت میخوام که حداقل تلاش کنی
تا یه تجربه معمولی از دبیرستان داشته باشی
به نظرم اون کاملا درست میگه
.حتی با وجود اینکه بوی یه هیپی پیر رو میده (هیپی : یکی از جنبش های اجتماعی جوانان در دهه ۶۰ آمریکا)
بههرحال، به سلامتی یه تجربه معمولی از دبیرستان
.حالا معنیش هرچی که هست
و بله، درهنگام انگیختگی، هرچیزی در بدن افزایش پیدا میکنه
که شامل آدرنالین و البته گردش خون هم میشه
و گردش خون به پایین ادامه پیدا میکنه
و بعد در اجسام غاری(کانالی استوانهای در طول آلت) گیر میکنند
آلت منبسط میشه و اینجوریه که انسان خردمند مذکر
.میتونه نعوظ کنه
بله
آقای فایل، با تجربهای که داشتم
نعوظ خیلی موفقتره
.اگه توی دستان یه انسان خردمند مونث باشه
خیلی بامزه بود، آقای لوییس
فقط داشتم درمورد علم صحبت میکردم
میگذریم
وقتی یه مونث از نظر جنسی هیجانزده میشه
گردش خون در اونجا هم افزایش پیدا میکنه
بیخیال، مو قرمز
بخند. بامزه بود
چرا همه اینا داره اتفاق میافته؟
کیسه بیضه شما با بقیه متفاوته
این یه کیسه بیضه نامتقارنه
بهترین دوستم دیناست - داشتن یکی از اینا اصلا غیرطبیعی نیست -
اون خیلی خفنه
معمولا فکر نمیکنم که من رو به عنوان دوست انتخاب کنه
ولی جفتمون حدودا توی یه زمان به این شهر اومدیم
جفتمون بچه جدید این شهر بودیم پس میدونید، فکر کنم یه جورایی شانس آوردم
تا قبل از دینا، من بیشتر اوقات تو خودم بودم
من آدمی نیستم که از توجه خوشش بیاد، جدی میگم
...ولی اون یه چیزی در موردش هست که
فقط باعث میشه احساس متفاوتی داشته باشم
وقتی در مورد پدرم فهمیدم، اون با من بود
باشه. آمادهای؟
اون دستم رو گرفت - ...یک، دو -
گریه کردیم
و حالا، از اون موقع، من رو خندون نگه میداره
اونم وقتایی که تمام کاری که میخوام بکنم اینه که توی زمین آب بشم
که یه جورایی کاری میکنه متوجه بشم که تا حالا بهترین دوست نداشتم
خب، من اونجا وایسادم و دارم سعی میکنم رد شم و اون میگه
"دختر جدید این شهر کیه؟"
".و منم میگم "خفه شو. منم، دینا
صبر کن، این برد... لوییس هست؟
آره
اون یه جورایی شیرینه، میدونی؟
و بعد اون ازم درخواست کرد که مراسم رقص آخر سال بریم
صبر کن و... و تو قبول کردی؟
نه. بهش گفتم که سیکسپک و فَک مخروطی شکلش رو برداره
و گورشو گم کنه
آره، البته که گفتم آره
.اوه، خدای من تو باهاش سکس داشتی، درسته؟
لعنتی
!امکان نداره! لعنتی
تو کارت اعتباری خریدت رو به بردلی لوییس دادی؟
...بگو که از کاندوم استفاده کرد چون - آره، البته -
میدونم
دینا تازه ارتودنسی های دندونش رو برداشته و ممههاش یهویی بزرگ شدن
پس البته که پسر طلایی، بردلی لوییس متوجه میشه
خب چی... شما الان
یهویی دوست دختر دوست پسر شدید؟
...ما هنوز در موردش صحبت نکردیم ولی
واقعا ازش خوشم میاد، باشه؟
این بدترینه
آره. آره. نه. حتما. میفهمم
فقط بهش یه فرصتی بده
بیخیال، حتما یه نفر هست که یه جورایی ازش خوشت میاد. فقط یکم
نمیدونم. فقط فکر کنم تا حالا واقعا بهش فکر نکردم
خب، بهش فکر کن
و بعد شاید ما هممون با هم بتونیم به مراسم رقص بریم مثل یه قرار چهار نفره
سلام عزیز - !سلام -
ببخشید دیر کردم
مشکلی نیست عزیز
.اونا جفتشون همدیگه رو "عزیز" صدا میکنن .همین الان منو بکشید
سلام، سید
بردلی
فکر میکنی مامانت بتونه برامون همبرگر جور کنه؟
همبرگر های اینجا خیلی عالین
امروز کار نمیکنه
فقط داشتم میپرسیدم
باشه
همبرگر میخوای، برد؟ بیا یه همبرگر بگیریم
من یکم پول دارم
واقعا؟ - آره -
میخوای من و تو یکی بخریم عزیز؟ - آره. اوه، کچاپ -
از خودت پذیرایی کن
...خب
دینا عالیه، درسته؟
یامسیح، تو اصلا میخندی؟
امروز نه
خب تصمیم گرفتیم چی بخریم؟
هرچی تو بخوای عزیز
لطفا. لطفا بس کنید - باید یکی از این سیبزمینی سرخکردهها رو امتحان کنی -
ای کاش دست از صحبت برمیداشتین
اون خنده ازخودراضی رو از روی صورت احمقانهِ احمقانهاش بردار
لعنتی - اوه، خدای من -
لعنت
خوبی؟ - صبر کن، چی شد؟ -
آره، خوبم. فقط یکم بهت وقت بده
یه دستمال بردار - یکم بهم وقت بده، باشه؟ -
خب، ماجرا از این قراره
امروز، من تقریبا خودمو قانع کردم
که من کاری کردم دماغ بردلی لوییس خونریزی کنه
.با ذهنم
درسته
بیشتر اوقات، فقط نیاز دارم بیشتر ریلکس کنم
من اولین و تنها خیلی بهترین دوستم رو از دست نمیدم
من برای دینا خوشحالم
و اگه قرار گذاشتن با بردلی لوییس کلهکیری خوشحالش میکنه
پس فکر کنم مشکلی باهاش ندارم
!سلام، سید
سلام
استنلی باربر
اون توی خیابونی که من زندگی میکنم زندگی میکنه
من در مورد تقریبا همهچی خودم احساس بدی میکنم
ولی استن همهچی به کیرشه
پام خواب رفت. یه ثانیه صبر کن
میتونم باهات قدم بزنم؟
حتما. چرا نه؟
خوبه
خوبه
استن یه جورایی... عجیبه
تو خوبی؟
کفش. کی بهش نیاز داره؟
خب، بلادویچ، درست میگم؟
چی؟
بلادویچ. از آهنگاشون خوشت میاد؟
این یه... اسم افتضاح برای یه گروهه
نه. عالیه
شرط میبندم آهنگاشون افتضاح هست
...خب، من اونارو ...من روی صفحهگرامافون دارمشون
نسخه محدود، پوستر و اینجورچیزاشون رو هم دارم
اگه میخوای... بیا و میتونیم بهشون گوش بدیم
میتونیم مواد بکشیم
من تا حالا مواد نکشیدم
آره، شاید
البته مجبور نیستی
...من... من فقط، میدونی
ما... میدونی، خیلی نزدیک زندگی میکنیم و هیچوقت تا حالا با هم نگشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.