ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
پنهان
خب ؟
هيچي
کجا پيداش کردي ؟
توي يه پاکت روي ايوون
چي شده ؟
بايد خودشم همونجاها بوده باشه
بيا تو
من از همسايه ها مي پرسم ببينم مورد مشکوکي نديدن
من به آنتوني زنگ زدم اون کسي رو نديده بود
پيام گير ماري هم پيش منه
نوار حدودا 2 ساعت طول ميکشه
تو کي رفتي ؟
نميدونم ... يکم بعد از تو حدود 8:45
.... فرانسوا زنگ زد
!همينجا
همينجا نگهش دار
چطور ممکنه اونو نديده باشم ؟ عجيبه
شايد دوربين توي يه ماشين بوده
به نظر نمياد بايد از يه کدوم از پنجره ها
يا يه جايي تو اون خونه فيلمبرداري شده باشه
خيلي گنگه نميدونم چي بگم
کي ميتونه يه همچين شوخي اي کرده باشه ؟
بيا قبل از اينکه غذا از دهن بيوفته شاممون رو بخوريم
شايد کار يکي از دوستاي پيرو باشه
يه احمقي خواسته با پدر و مادر دوستش شوخي کنه
من شک دارم اين کار نميتونه هيچ جذابيتي داشته باشه
منم موافقم
خب حالا خودش کجاس ؟
کي ؟ - پيرو
از کجا بدونم وقتشه که پيداش بشه
توي اين بود ؟
چي ؟ - نوار -
نه توي يه پاکت فروشگاه
خب کجاست ؟
نميدونم ، همين جاهاست رو ميز نهار خوري ، شايدم تو هال
چه فرقي ميکنه ؟
يادداشتي چيزي تو پاکت نبود ؟
کسي که مانعت نشده خودت يه نگاهي بنداز
ميشه سالاد رو هم بياري ؟
امشب خبر مهمي نيست
بيا
همون پاکتيه که نوار توش بود ؟
مي بيني ، هنوز حواسم جمه
شايد يه چيزي رو از قلم انداخته باشي
نوار رو درش بيار شايد برچسبي چيزي روش زده باشن
....من فقط ميخوام بدونم
!اينم شازده
!به هر حال دير بياد از اينکه اصلا نياد بهتره
سلام
سلام
بشين پيرو الان يه بشقاب برات ميارم
کجا بودي ؟
خونه ايو ، چطور مگه ؟
چطور مگه ؟ ميخوام بدونم بايد دليل بيارم ؟
عصر بخير پيرو - عصر بخير مامان -
حالت خوبه ؟
خب نگفتي ؟
سه شنبه ها ميرم پيش ايو
آخه چهار شنبه ها هندسه داريم اون تو تکاليفم کمکم ميکنه
شايد اونم يکي از طرفدارات باشه
پيرو وقتي داري دور ميزني نفس نکش
آندره ، تو هم همينطور وقتي داري دور ميزني نفس نکش
چي ؟
وقتي داري دور ميزني نفست رو نگه دار
توماس ، بهتر پا بزن
پيرو ، خيلي سطحي دور ميزني عمقش رو بيشتر کن
آندره خوب بود اما تو هم خيلي عميق دور ميزني
عمقش رو بيشتر کن
توماس ، بهتر نفس بگير
تا دو هفته ديگر همين موقع که با ميز گردي ديگر در خدمتتون باشيم
مطالعه بيشتري داشته باشيد
ممنون از اينکه تماشامون کردين
و با تشکر از همه ي بينندگان جديد که هر هفته به جمع ما مي پيوندن
شب خوش
لطفا هنگام پخش تيتراژ پاياني هم سر جاهاتون بنشينيد
از همگي متشکر
منم
نوار توي اون پيچيده شده بود
چه خبر ؟
چي شده ؟
ژرژ ؟
چي ؟
هيچي
......هيچي ، من
من خسته م
حالا بايد چيکار کنيم ؟
منظورت چيه ؟
ميخواي پليس رو خبر کني
...آره
... نه
نميدونم بذار يه بار ديگه اون نقاشي رو نگاه کنم
شايد بهتر باشه به پليس گزارش بديم
بيشتر به نظر مياد يه بچه اينو کشيده باشه
من نظري ندارم ، نميشه گفت
از پيرو بپرس ؟
نه ، فايده ش چيه ؟
فکر ميکني دوستاي اون انقدر بيکار باشن
که همه شب رو بيرون بمونن و جاسوسي ما رو بکنن ؟
چرا نوار رو خاموش کردي ؟
چرا نکنم ؟
چيز ديگه اي توش هست که تا حالا نديده باشيم
گنگه اما منو نگران کرده
با پيرو حرف زدي ؟
نه ، فکر ميکني لازمه ؟
نميدونم
من با نظريه يه شوخي بچگانه موافق نيستم
پس چي ؟
پس چي ؟ !از کجا بدونم
خانوم لورن ؟ بله خودمم
سلام ، منيو هستم ژرژ اونجاس ؟
همين دو دقيقه پيش از خونه رفت بيرون
ميخواستم بهش يادآوري کنم رو حتما برداره Beaumontفايل
برداشته خودم ديدم
عاليه . مرسي !روز خوبي داشته باشين
خداحافظ منيو
ممکنه با ژرژ لورن صحبت کنم
شما کي باشين ؟
ممکنه با ژرژ لورن صحبت کنم
شما کي هستين ؟ چي ميخوان ؟
ممکنه با مردي که اسمش ژرژ لورنه صحبت کنم
خانومتون تماس گرفت گفت بهش زنگ بزنين
مرسي
اين چيه ؟
توي صندوق پستتون بود
!مواظب باش کله خراب
چي ؟
نميتوني بيشتر مراقب باشي احمق ؟
بس کن
يه بار ديگه بگو هميني که گفتي تکرار کن
کوري ؟
واي ! دارم خواب ميبينم
کدوم ابلهي بدون اينکه نگاه کنه اومد بيرون ؟
کي تو خيابون يه طرفه داره خلاف ميره ؟
سرم داد بزن
جرات داري بازم سرم داد بزن
خب ، تمومش کنين
تو نگاه نکردي ما هم نگاه نکرديم ... خوبه ؟
اون دهن گنده تو بسته نگه دار باشه ؟
متاسفم
... به هر حال
ما الان ميدونيم که تنهاييم
و اگه اون بخواد خونه رو آتيش بزنه يا به جاي نوار بمب برامون بفرسته هيچ کاري از دستمون برنمياد
همه چيز خيلي عجيبه
!بس کن ژرژ
سلام بابا
سلام پيرو
چي شده ؟ - منظورت چيه ؟ -
چرا تو اومدي دنبالم ؟
کاري نداشتم فکر کردم خوشحال ميشي
واقعا ؟
نه، مامان رو فرستادم دنبال يه کاري و خواستم باهات صحبت کنم
چرا ؟ مامان کجاس ؟
من و مامان يه سري کار داريم واسه همينم خواستم با تو حرف بزنم
خب
پس اون کارت پستالي که فرستادي چي بود ؟
کدوم کارت پستال ؟
اين
معلممون زنگ تفريح اينو بهم داد
اصلا از نقاشيش سر در نياورد
اما گفت اينکه شما براي من کارت پستال فرستادي مدرسه ، خيلي عجيبه
ميدونين درست اون گوشه نشست نزديک آينه
هيچوقت يه خانوم رو منتظر نذارين خصوصا يه خانوم مسن رو
من اسمم رو گفتم و ازش پرسيدم واسه چي ميخواسته منو ببينه ؟
اون از اينکه منو اونطوري دعوت کرده عذر خواهي کرد
و دعوتم کرد که بشينم خيلي هيجان زده به نظر ميومد
من کنارش نشستم
اون گفت که قبلا هرگز اينجا نبوده
و با غريبه ها صحبت نکرده
اما من بي اختيار اون رو ياد يه کسي ميندازم
يه کسي که خيلي بهش نزديک بوده چيکار ميتونستم بکنم ؟
اون 70 سالش بود و دستهاي لرزونش رو به هم ميماليد
.... به هر حال
شما ميدونيد که من يه آدم احساساتي نيستم
اما اون باعث شده بود که احساساتي بشم
و بيصبرانه منتظر بشم که بهم بگه من اونو ياد چه کسي ميندازم
فکر ميکنين ياد چه کسي ؟
عشقش ؟ پدرش ؟ همسرش ؟
نه ... سگش
دقيقا
شما بودين چيکار ميکردين ؟ پا شدم و گفتم
عالي بود ، شوخي بامزه اي بود و خواستم از اونجا برم
به چشام زل زد و التماس کرد بشينم
گفت خودشم ميدونه که مسخره س
اما بايد بمونم و به حرفاش گوش بدم
اصلا نميخواد منو دست بندازه
عجيب بود خيلي نااميد به نظر ميومد
منم دوباره نشستم
و اون شروع کرد به تعريف داستانش راجع به اينکه سگش چطوري سال 64 توي يه تصادف کشته شد
گفتم جالبه منم سال 64 به دنيا اومدم
اون از اينکه من حرفهاش رو جدي نميگيرم ، دلخور شد
با ناراحتي بهم نگاه کرد
17آوريل 1964 يه ون سگم رو زير گرفت
داشتيم از خيابون رد ميشديم که اين اتفاق افتاد
17آوريل
روز تولد منه
!غير ممکنه
منم دقيقا همينو گفتم
بعدش جزئيات تصادف رو برام تعريف کرد
که اون با سگش داشتن قدم ميزدن و يه کاميون مانع شده بوده که بتونن ون رو ببينن
No comments yet. Be the first to leave one.