While You Were Sleeping

While You Were Sleeping (당신이 잠든 사이에)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

While You Were Sleeping Episode09 sunflowermag ir
കമന്ററി എഴുതിയത് Aurora_1995
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان، مترجمان: سپیده، محبوبه و زهرا

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-10-11
ഡൗൺലോഡുകൾ: 58
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

دوباره

دوباره اون خوابه

،هنوز اتفاق نیفتاده

ولی اون رویا یه کاری میکنه که حس کنم همین الان اونجام

حتی بعد از پا شدن هم حس میکنم هنوز وسط اون خوابم

یه کاری میکنه حس کنم هیچ وقت صبح نمیشه

یه کابوس به تمام معناس

یه صدایی هس که منو از این کابوس بیدار میکنه

...بهم اجازه میده بفهمم اون شب

و اون کابوس برای این زمان نیستن و اینطوری آرومم میکنه

"بهم میگه " دیگه صبح شده. تو الان حالت خوبه

باعث میشه خیالم راحت بشه

برای من، مامانم مثل صبحی میمونه که شب ها رو ازم دور میکنه

خدای من، آخرش منو میکشی

باورم نمیشه تو دخترمی

این آشفته بازار رو ببین. اتاقت مثل خوک دونی میمونه

برای همین نمیتونم گوشت خوک بخورم

خوک ها منو یاد تو میندازن

مامان

بذار برای 5 دقیقه اینطوری بخوابم

چت شده؟ چندش آوره

دوباره اون خواب رو دیدی؟

خدایا، باید دیوونه شده باشم

چرا این روزا اینقدر زود میری بیرون؟

باید کسی رو ببینی؟

نه، زود میرم تا از یه کسی دوری کنم

اون کیه؟

کیه؟

باشه، ممنون

جه چان، همسایه برامون ماهی ماکرل آورده

میشه تو بری بگیریش؟

هی، تو برو

فقط برو. من باید برم دستشویی

نه. من نمیتونم. اگه منو اینطوری ببینه اشتباه برداشت میکنه

چرا؟ تو که ظاهرت خوبه

دقیقا. مشکل همینه

برای گرفتن ماهی زیادی شیک و پیکم

طبیعی به نظر نمیرسه. حسابی دچار سوءتفاهم میشه

من سوءتفاهم بیشتری نمیخوام، باشه؟

این مرخرفات چیه میگی؟

هی، لطفا- !خدای من، بذار برم-

!باید برم باد معده امو در کنم- هی، سونگ وون-

...عوضی! هی، تو فسقلی

شما بودید، خانوم یون

برادرت بهم گفت شماها صبحونه ی زیادی نمیخورید

این خوب نیس، مخصوصا برای مردا. اینطوری کل روز خسته میشید

جدا جدا پیچیدمشون

تو فریزر نگهشون دار و هر دفعه یه دونشون رو کباب کن

بهشون نمک زدم، پس تنها کاری که باید بکنی اینه که کبابشون کنی

از درست کردن نودل آسونتره

باشه، ممنون

باید ماهی ماکرل دوست داشته باشید. خدای من، باید زودتر یه مقداری بهتون میدادم

این روزا زود میاد

...بله، من یه امریکانو دو بار هم زده

با شربت فندق میخواستید، درسته؟ اون خانوم با موهای کوتاه همین الان سفارشش داد

رفته دستشویی. الان برمیگرده

اینقدر زود اومده اینجا؟

بله

، به نظر میرسید مدام همدیگرو گم میکردید

برای همین بهش گفتم اگه زودتر بیاد میتونه شما رو ببینه

خوشحال نیستید که بهش گفتم؟- نه، چرا اینکارو کردید؟-

برگشت

خدایا

یه امریکانو دوبار هم زده با شربت فندق

درسته؟

خدای من، داری منو تعقیب میکنی؟ کار دیگه ای نداری انجام بدی؟

درسته. کار دیگه ای ندارم

این روزا جلساتت صبحِ اول وقته؟

نمیدونستم اینقدر زود میری

برای چند روز وقتم رو تلف کردم

گفتی یه مدتی سرکار نمیری. نمیخوای برگردی؟

اونوقت دیدن من برات سخت میشه ها

واقعا اینو میخوای؟- بله، همینو میخوام. به شدت

ببخشید،ولی از دیدن صورت تو بیشتر از کار کردن لذت میبرم

اینطور نیس که نخوای برگردی سرِ کارت؟

اینطور نیس که نخوام برگردم

من باید برگردم یا نباید برگردم؟

چرا از من میپرسی؟

واقعا نمیدونم چیکار کنم

،یه دلم میگه برگردم

یه دلم میگه برنگردم

پس، تو به جای من تصمیم بگیر

همون کاری رو میکنم که تو بگی

باید برگردم سر کارم یا نه؟

کار کردن به عنوان یه خبرنگار استرس زاس؟

یعنی اینقدر دوست نداری برگردی سر کارت؟

اینطور نیس. میخوام برگردم سر کارم

خیلی دلم میخواد برگردم

عالی به نظر میرسی

خوش قیافه دنیا اومدم

با کسی قرار میذاری؟- معلومه که میذارم-

واقعا؟

بله، من به پرونده هام متعهدم

پرونده هات، که اینطور

سلام- !وکیل لی-

صبح همگی بخیر

سلام- صبح بخیر

دکمه بستن درو بزن

سوار شو

با بعدی میام

فکر نکنم بخواد بیاد

فقط سوار شو. به اندازه کافی جا هست

نه واقعا- لطفا برید عقب-

اصلا هم جا نیس- یه لحظه صبر کن-

سوار نمیشه؟- خدایا-

زود باش- بجنب-

سوار شو

باید خودم رو راحت کنم. خدای من

هی، اون باید بره دستشویی. همین الان سوار شو

هیچ پیشرفتی نکردی؟

وقتی جوون بودم همه چی به سرعت به عقب برگشت

...اون موقع، فقط یه ماه لازم داشتم تا

تمومش کن. کلی آدم اینجاس

هر ماه به خاطر کارم به عنوان دادستان جایزه میگرفتم

چیزِ بی موردی بود که جلو شماها گفتم؟

نه- اصلا-

احتمالا فکر کردی دارم درباره ی یه نوع دیگه ای از پیشرفت حرف میزنم

در مورد خانوم نام هونگ جو؟

نام هونگ جو؟

بعدا میبینمتون

می بینمت- روز خوبی داشته باشی-

از لحاظ نوع پیشرفت، من از تو سریع تر بودم

بهتره یه ذره پیشرفت کنی

چه پیشرفتی؟ همون نوعی که ما داریم بهش فکر میکنیم؟

شایعه ها باید حقیقت داشته باشن

شنیدم اون دوست دخترِ وکیل لی رو دزیده

جدی میگی؟- میتونم همه چی رو بشنوم-

از اونجایی که حرفامون رو شنیدی، باید یه توضیحی بهمون بدی

بعضی شایعه ها اگه کاری درموردشون نکنی همینطور از دستت درمیرن

هر چقدر بیشتر بخوام بهونه بیارم، بیشتر از کنترل خارج میشن

درمورد خانوم نام هونگ جو...چطور آدمیه؟

نمیدونم

نام هونگ جو؟ همون دختره تو مغازه ی سامگیوپسالِ (شکم خوک) هونگ جو؟

بله- واقعا خورشت کیمچی های خوبی درست میکنه-

آره. خودشه

میتونیم اونجا ببینیمش. تا حالا دیدیش؟

نه هنوز

ولی شنیدم خیلی خوشگل و باهوشه

خوشگل و باهوش؟ برام سواله چطوریه

شبیه دادستان شین ـه؟

خدای من، معلومه که نه

درسته، هیچ وقت یه همچین شایعه هایی درمورد دادستان شین نیس

...منم همین رو میگم.اون وقتی بین

آدمای عادی مثل ماست، خوشگل محسوب میشه

دقیقاً- خانم نام، کلهم فرق داره-

آدمایی مثل ما جرئت رقابت باهاشو ندارن

...درسته، وکیل لی گفت

از اون تیپ هاست که سخت به دست میاد

انگار سر تا پا یه زن اغواگره

جان؟ چی گفتی؟زنِ...چی چی؟

خودت می دونی

از همون زنا که مردا رو با هوش و زیباییشون اغفال می کنن

.ولی هیچ وقت دلشونو دستشون نمیدن. زن اغواگر

به معنای واقعیِ کلمه گوشت رو از استخون جدا کردی

خب این دفعه دیگه چیه؟ کدوم قسمت کمه؟

رون مرغ کمه

بهترین قسمت مرغ بعد از بالش

گوش کن. من ماشین نیستم. وقتی بسته بندیشون می کنم

.ممکنه یه تیکه اش تو یه بسته ی دیگه بیوفته اتفاقه دیگه

از این به بعد بیشتر حواسمو جمع می کنم الان دیگه مشکلی نیست؟

تا الان 26تا مرغ از اینجا سفارش دادم

اگر یکی دو تیکه اش تو بسته های دیگه باشن

یعنی بعضی از بسته ها توش تیکه های اضافه تر دارن، نه؟

آره- ولی می دونی چیه؟-

تا حالا یه تیکه اضافه به من نرسید

"تو منوتون نوشته "یه مرغ

چرا تا حالا یه مرغ کامل به من نرسید؟

این همه تیکه های گم شده کجا میرن؟

تو یه جعبه می چپونینش و اسمشم می ذارین "مرغ کامل"؟

وای، واقعاً یه چیزیت میشه

از اون مدل مشتریایی که عیب و ایراد الکی می گیرن؟

بدون هیچ مدرکی شکایت می کنن و می خوان فروشنده رو خراب کنن

اگه ازت شکایت کنم مجازات میشی

مدرک می خوای؟ مدرک خوبی دارم

از لحظه ای که مرغ سوخاری دستم رسید فیلم گرفتم

...تو فیلم کاملاً معلومه که

هی، بهت گفته بودم بری دنبال خریدا

اینجا چیکار می کنی؟

واقعا که مایه دردسری

من این دخترو به دنیا آوردم، ولی نمی تونم درکش کنم

ولش کن. ببخشید

.انگار سخت ترین کار دنیاست

بیا اینجا- برمی گردم، باشه؟-

بیا

!بریم- حواسم بهت هست-

چرا حواست بهش هست؟ مگه ترمیناتوری چیزی هستی؟

کشتی منو. وای- !ولم کن، مامان. مامان-

چته؟ بهم بگو

ازت خواستم بری خرید کنی. این معرکه چی بود راه انداختی؟

آره. خیلی احمقانه بود، مگه نه؟

قبلاً به خاطر کارم با دادستانا، پلیسا و نماینده های مجلس ملاقات می کردم

باورم نمیشه الان سر یه مرغ تو رستوران دعوام شده

استعدادم داره هدر میره. دارم استعدادامو دور میریزم

خب؟ می خوای برگردی سرکار؟

دیدیش؟- معلومه-

انگار گذاشته بودی رو میز تا ببینمش

چرا جواب سوالمو نمیدی؟

برمی گردی سرکار؟

بله

گفته بودی تو خواب دیده بودی که به عنوان یه خبرنگار می میری

More Farsi Persian subtitles for While You Were Sleeping

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left