ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خب، به دلایل مشخص خودم بهش شیر نمیدادم
،ولی اگه بطری رو اینجوری نگه داری معدهشو اذیت نمیکنه
مهم حرکت مُچ دسته
تو یه منجی هستی
من ازت تشکر میکنم، هانتر ازت تشکر میکنه
و همسایهی بغلیم هم به طور ویژه ازت تشکر میکنه
این بچه یه آروغهایی میزنه که باید بیای ببینی
سلام زویی. خداحافظ زویی
...خب
دوست دختر جدیدت چطوره؟
زویی دوست دخترم نیست
اون یه دوسته که به صورت کاملاً اتفاقی یه دختر هم هست
تقریباً مثل توئه، فقط با زحمتهای خیلی کمتر
توی اولین قرارتون بچهش رو بدنیا آوردی
پس اگه به من باشه، من میگم زحمتهای رابطهی ما در برابر اون مثل یه کولهپشتیــه
فکر میکردم واقعاً ازش خوشت میاد
خوشم میومد، میدونی، تا اینکه دیدم یه آدم از توی بدنش اومد بیرون
ولی دربارهش حرف زدیم، مشکلی نداریم. فقط دوستیم
همهچی روبراهه
نمیدونم، بنظرم شاید اما دوست داشته باشه یه داداش کوچولو داشته باشه
منو اما دربارهش حرف زدیم. مشکلی نداره
هی، ببخشید. یه سوال دیگه
مامانی
اما بهت دروغ گفته
ترجمه از مــهرداد .:: Mehrdadss ::.
برو یوگا دیگه
...منو زویی - !بیدارم -
وای خدا! تمرینم دیر شد
شماها منو ندیدین
اون دیگه چی بود؟
این اواخر نمیتونه درست بخوابه
باید شلوار، کفش !و ساک ورزشیمو بردارم. خیلی دیرم شده
یکی از مربیها داره بهش سخت میگیره
شاید اون مربی فقط دلش میخواد بازیکناش شلوار بپوشن
نه، فکر میکنه دنی بهترین بازی خودش رو نشون نمیده
که راه مودبانهی گفتن اینه که دنی ریده
که یعنی دنی تمام شب رو بیداره و نگران که یعنی نمیخوابه
که یعنی روز بعد توی تمرین میرینه
که یعنی مربیش درست میگه. یه چرخهی معیوبه
اگه کسی تماس گرفت
بگین من نیم ساعت پیش از خونه رفتم بیرون
نه! صبر کنین، بهشون بگین یه ساعت پیش. اونجوری تازه زود هم میرسم
میدونی، وقتی که منو تو با هم قرار میذاشتیم
بدون خداحافظی و بوسیدنت سر کار نمیرفتم. البته همینجوری میگم
همونجوری که گفتم، همینجوری گفتم
خیلیخب، بگو "بای بای"، وقت خوابیدنته. بریم
ماما
دیدی؟ بنظر من میاد
که اما واقعاً داره نیاز به داشتن یه الگوی مونث توی زندگیش رو حس میکنه
اما کلی الگوی موننث داره
اول از همه، تو هستی. و مامانم
هی، کی مواد داره؟
چون بانی ویلر دلال مواد لازمه
خب، یه الگوی مونث کافیه
توی کلاس پیلاتس کمرم گرفت
خیلی درد میکنه
داشتم سعی میکردم برای ماهعسلم با برد انعطافپذیریِ بدنم رو بیشتر کنم
اگه بدونین منظورم چیه. هان؟
خب، با کسی ازدواج کردی که 15 سال ازت کوچیکتره
پس بنظرم بانیِ انعطافپذیر - میدونه داره چیکار میکنه آره، میدونه -
!بزن قدش
یالا بن
پسر بدم تویی
میدونم که داری
راستش، از وقتی که اینو دارم دیگه از اونا ندارم
رای... هیچ بیخیال
مثل اینه که بخوای از یه راهبه کاندوم قرض بگیری
میدونی چیه، با دلال مواد دبیرستانم تماس میگیرم
امیدوارم شمارهشو عوض نکرده باشه
هی مامان. میشه ترتیب خرید مواد رو جلوی بچهم ندی؟
این سوالیه که نباید مجبور میشدم بپرسم
هی، شاید حق با تو بوده
"از امروز صبح یه بند داره میگه "ماما
حتی به اون زنِ که دکه داره هم گفت
خب، بخوایم منصفانه رفتار کنیم، اسم اون زنِ مامائه
خب، منظورم اینه
بنظرم وقتشه برای اون یه مامانی و برای خودمم یه مامانِ داف پیدا کنم
ترجیحاً، این دو شخص باید یه نفر باشن
،ولی خب 100% هم نیست اینجا جایی که تو وارد ماجرا میشی
میخوای بهت کمک کنم زنِ بینقص رو پیدا کنی؟
خب، با اینکه بنظرم خیلی خندهدار و ضایعه، به گمونم بیخیال اینکار میشم
نه، نه، نه، نه، نه. نه، نه
خودت شکستیش، خودتم درستش میکنی
!بیخیال
رایلی، ازت میخوام یه زنِ باهوش
و باتجربه و مهربون پیدا کنی
واقعاً؟ الان دنبال همچین آدمی میگردی؟
،خب، اگه همهی اونایی که گفتم رو داشته باشه ...بعلاوهی چندتا انحنای
آهان، همینه. میدونستم بنِ واقعی هنوزم تو فکر این چیزاست
رایلی، دارم آیندهمو تو دستای تو قرار میدم. ناامیدم نکنی
...باشه
وای خدا. وای خدا
پنی پاولسن! عالیه
باهاش کار میکنم. وکیل خیلی خوبیه
،دانشگاه یِیل درس خونده توی کارهای مراقبت از حیوانات پیش قدم و فعاله
و خیلی ازش متنفر نیستم
...ایول! ولی از اونا هم
آره، 2تا داره و بهتره همین 2تا کافی باشه
آره، 2تا خوبه
منظورم اینه، اگه سه تا بود که دیگه آخرش بود
وایسا، واقعاً آخرش بود؟
میدونی چیه، برام جورش کن
!همهشو میرم بالا
!سلام مامان - !وای خدا، نه -
!لعنتی
!آخ
!قابلی نداشت
مامان، وقتی کسی ازت متنفره چیکار میکنی؟
خب، در مورد من، ظاهراً ازش بچهدار میشم
بدترین تمرین زندگیمو انجام دادم
مربی همهش بهم میگه اگه خودمو جمعوجور نکنم میفرستنم یه تیم دیگه
ولی اگه نتونم شبا خوب بخوام که نمیتونم خودمو جمعوجور کنم
باید یه راهی برای آروم شدن پیدا کنم
خب، شاید یه دوستی داشته باشم که میتونه کمکت کنه
بذار باهاش تماس بگیرم
بیپ، بیپ، بیپ، بیپ، بیپ
سلام، مِری جِین تویی؟
آره، میخوام پسرم دنی رو ببینی
وای خدا. این همون چیزیه که من فکر میکنم؟
خب، نمیدونم. فکر میکنی ماریجوانائه؟
نیازی نیست بهم بگی احمق. فکر کردم ماریجوانائه
وای خدا. خیلیخب، گوش کن
عزیزم، آره، ماریجوانائه
و بنظرم باید بکشی
مامان، من تا حالا مواد نکشیدم
من یه ورزشکار حرفهایم. بدنم یه معبده
آره خب، بدن منم یه معبده
ولی اگه دیدی از بُرجم دود داره میاد بیرون
به این معنا نیست که پاپ جدید انتخاب شده
تمام هفته رو اینجام
مامان، رفتار مادرانهت رو درست انجام نمیدی
عزیزم، فقط دارم سعی میکنم کمکت کنم
داریم دربارهی شغلت حرف میزنیم
باید این موضوع رو جدی بگیری
حالا بیا اینو بکش
جداً
،ممنون ولی نه ممنون میرم یه راه دیگه برای آروم شدن پیدا کنم
سلام
و شاید اون راه همین الان پاشو از در گذاشته باشه تو
سلام! وسایلم دست تو چیکار میکنه؟
ببین دنی، از اینکته تمام شب رو بیدار بودی و با نگرانی سر میکردی احساس خیلی بدی دارم
و واقعاً میخوام در کنارت باشم و بهت کمک کنم
ولی در حالیکه دارم بهت کمک میکنم و در کنارتم
ازت میخاوم بخاطر من اینجا بخوابی
!مامان
با دوستت مری جین تماس میگیری؟
من، من، باشه
باشه، باشه، گوش کن. آمادهای؟ من توام، باشه
اگه بخاطر بچههات نبود
،میتونستم یه سوپر مدل بشم حالا برو برام مشروب بیار
این خوبه، نه؟ باشه، خیلیخوب. ادای منو دربیار تو ادای منو دربیار، ادای منو دربیار
!باشه، باشه. باشه، باشه، باشه، اره
خیلیخوب، خیلیخوب
تمام عمرم رو عاشق رایلی بودم
حتی وقتیکه چاق بود
وای خدا، انگار خودم دارم توی آئینه حرف میزنم
،وایسا، وایسا، ولی مامان، وایسا چطور میفهمیم نئشهایم یا نه؟
چون من که اصلاً احساس نئشگی نمیکنم
فقط احساس آرامش دارم، میدونی؟
احساس میکنم یه مارمولک کیهانی داره توی دنیا پرواز میکنه
ایول. فکر نمیکردم هیچکدومتون اینجا باشین
حالا مجبور نیستم اما رو ببرم پیش پرستار بچه
چرا باید بخوای یه نفر بشینه روی بچهت؟
همیشه همینجوریه؟
مگه پیتر پنی؟
...مثل... مثل
مثل یه رباته، مثل بنبات
من بن ویلرم - یه چیز دیگه بگو -
انقدر عصبانیام، میخوام دستامو بذارم روی رونم
خیلیخب، انگار کمر بعضیا بهتر شده
دنی، میتونی مراقب باشی، مگهنه؟
!و بشینم روی بچهت
!تازه فهمیدم چی گفت
!اما، وسایلت رو جمع کن! باید از اینجا بریم
سلام، ببخشید دیر کردم
رفتم برای پنی گل بخرم
ولی دیدم پولش 10 دلار میشه، پس بیخیال اینکار شدم
خب، قرار نیست پنی بیاد، بن
چی؟ چرا نمیاد؟
چون تو آمادهی پنی نیستی
حب، پس چرا من اینجام؟
خیلیخب، یه مقدار تجزیه و تحلیل انجام دادم و فهمیدم که
تمام رابطههای منجر به شکستی که داشتی یه چیز مشترک داشتن
چی هست؟ - تو -
باید با حقابق روبرو بشی
منظورم اینه، وقتی کار به ملاقات به زنا میکشه
همهش چشمات کار میکنن و گوشات تعطیل میشن
ممنون
خیر سرت... ازت تعریف که نکردم
این ثابت میکنه که باید یه بنِ بهتر بسازیم
خیلیخب، پس بیا یکم تمرین کنیم
سلام. من بری هستم
اهل آلاسکام و عاشق اسکی
و باستانشناسی هستم
خیلیخب، حالا یه سوال دربارهی چیزایی که الان گفتم ازم بپرس
وای
"هفت روز با سوتینهای سکسی" رایلی، خیلی سریع برو صفحهی 32
مثل این میمونه که به یه سگ یاد بدی از ماشین تحریر استفاده کنه
تازه یکم سختتر
!وای خدا، نه
No comments yet. Be the first to leave one.